رحیمه کریمی کارشناس روانشناسی:
چگونگی توجیه مرگ در ذهن کودکان
حرف زدن با کودک در مورد مرگ برای والدین کار سختی است به خصوص اگر خودشان داغدار باشند.کودک مدام سوال می پرسد که چرا یک نفر مرده ؟ وچرا پزشکان به او کمک نکرده اند؟ واین که بعد از مرگ چه اتفاقی برای او می افتد؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فردیسان،مرگ قانونی جامع و همگانی است وخداوند بقا و جاودانگی حیات دنیوی را برای هیچ کس قرار نداده است بنابراین مرگ برای هرفردی در زندگی پیش می آید و باید کودکان را برای مواجهه با این واقعیت زندگی آماده کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فردیسان,کودکان از سن ۵ تا ۶ سالگی به بعد می دانند مرگ یعنی چه؟ آنها در فیلم های تلویزیون ودر تصادف ها دیده اند که چگونه کسی می میرد.گاهی نیز خودشان شاهد مرگ یکی از اعضای خانواده ویا فرد دیگری هستند ،عکس العمل کودکان در مقابل مرگ افراد مختلف متفاوت است گاهی کودک در مورد مرگ کنجکاوی می کند وگاهی بخاطر مرگ عزیزانش شدیدا متاثر می شود.
حرف زدن با کودک در مورد مرگ برای والدین کار سختی است به خصوص اگر خودشان داغدار باشند.کودک مدام سوال می پرسد که چرا یک نفر مرده ؟ وچرا پزشکان به او کمک نکرده اند؟ واین که بعد از مرگ چه اتفاقی برای او می افتد؟
اجازه دهید کودک باشما درد و دل کند واز ترس هایش برای شما بگوید بعضی ازکودکان نمی توانند درباره ی احساساتشان حرف بزنند، اگر کودک شما درون گرا است و نمی تواند درباره احساسات خودش حرف بزند ،خودتان را جلوی او کنترل کنید و شیون به راه نیاندازید،با کودکتان حرف بزنید وبه او اجازه دهید احساساتش را ابراز کند.
اگر می خواهید در مراسم تدفین شرکت کنید به او توضیح دهید در مراسم تدفین همه عزادارند وگریه می کنند.اگر کودک دوست نداشت همراه شما بیاید به او سخت نگیرید، کودک شما با حمایت های شما واطرافیان می تواند بهتر با مساله مرگ کنار بیاید.
بزرگترها به دلیل غمگین بودن یا کم حوصلگی از جواب دادن صریح وروشن به کودکان طفره می روند و این کودک است که با دنیایی از سوال وچرا ها تنها می ماند و کوله باری از سوالها رابر دوش خود حمل می کند ،اگر ما بتوانیم با صحبت کردن کودکان را توجیه کنیم آن ها کمتر از مرگ می ترسند.
آراد ۷ساله زمانی که گریه می کرد واز مرگ پدرش برایم می گفت سوالش این بود چرا پدرم مراتنها گذاشت ؟ من که او را اذیت نکردم ! وقتی با مادرش صحبت کردم متوجه شدم مادر به دلیل ناراحتی ،کودک کنار خود را فراموش کرده است و نمی داند چگونه باید با او رفتار کند.
سحر ۱۰ ساله اینگونه برایم تعریف می کرد مادرم رفت از این به بعد چه کسی برایم مادری می کند ؟.چه کسی مرا پارک می برد ؟ پدرم مرا دوست ندارد چون رفته و یک خانم دیگری به جای مادرم آورده؟ پدرش می گفت: من همسر انتخاب کردم تا لااقل بتوانم جایگزینی به جای مادربرای او باشد؛ اما افسوس که این انتخاب قبل از آماده کردن روح وروان سحر بود.
این ها نمونه ای از پرسش های کودکان هستند که هنگام مرگ عزیزان در ذهنشان نقش می بندد و باید با آرامش و توجیه منطقی آنان را برای پذیرش این واقعیت آماده کرد.
کودکان از سن ۵ تا ۶ سالگی به بعد می دانند مرگ یعنی چه؟ آنها در فیلم های تلویزیون ودر تصادف ها دیده اند که چگونه کسی می میرد.گاهی نیز خودشان شاهد مرگ یکی از اعضای خانواده ویا فرد دیگری هستند ،عکس العمل کودکان در مقابل مرگ افراد مختلف متفاوت است گاهی کودک در مورد مرگ کنجکاوی می کند وگاهی بخاطر مرگ عزیزانش شدیدا متاثر می شود.
,حرف زدن با کودک در مورد مرگ برای والدین کار سختی است به خصوص اگر خودشان داغدار باشند.کودک مدام سوال می پرسد که چرا یک نفر مرده ؟ وچرا پزشکان به او کمک نکرده اند؟ واین که بعد از مرگ چه اتفاقی برای او می افتد؟
,اجازه دهید کودک باشما درد و دل کند واز ترس هایش برای شما بگوید بعضی ازکودکان نمی توانند درباره ی احساساتشان حرف بزنند، اگر کودک شما درون گرا است و نمی تواند درباره احساسات خودش حرف بزند ،خودتان را جلوی او کنترل کنید و شیون به راه نیاندازید،با کودکتان حرف بزنید وبه او اجازه دهید احساساتش را ابراز کند.
,اگر می خواهید در مراسم تدفین شرکت کنید به او توضیح دهید در مراسم تدفین همه عزادارند وگریه می کنند.اگر کودک دوست نداشت همراه شما بیاید به او سخت نگیرید، کودک شما با حمایت های شما واطرافیان می تواند بهتر با مساله مرگ کنار بیاید.
,بزرگترها به دلیل غمگین بودن یا کم حوصلگی از جواب دادن صریح وروشن به کودکان طفره می روند و این کودک است که با دنیایی از سوال وچرا ها تنها می ماند و کوله باری از سوالها رابر دوش خود حمل می کند ،اگر ما بتوانیم با صحبت کردن کودکان را توجیه کنیم آن ها کمتر از مرگ می ترسند.
,آراد ۷ساله زمانی که گریه می کرد واز مرگ پدرش برایم می گفت سوالش این بود چرا پدرم مراتنها گذاشت ؟ من که او را اذیت نکردم ! وقتی با مادرش صحبت کردم متوجه شدم مادر به دلیل ناراحتی ،کودک کنار خود را فراموش کرده است و نمی داند چگونه باید با او رفتار کند.
,سحر ۱۰ ساله اینگونه برایم تعریف می کرد مادرم رفت از این به بعد چه کسی برایم مادری می کند ؟.چه کسی مرا پارک می برد ؟ پدرم مرا دوست ندارد چون رفته و یک خانم دیگری به جای مادرم آورده؟ پدرش می گفت: من همسر انتخاب کردم تا لااقل بتوانم جایگزینی به جای مادربرای او باشد؛ اما افسوس که این انتخاب قبل از آماده کردن روح وروان سحر بود.
,این ها نمونه ای از پرسش های کودکان هستند که هنگام مرگ عزیزان در ذهنشان نقش می بندد و باید با آرامش و توجیه منطقی آنان را برای پذیرش این واقعیت آماده کرد.
,,
]
ارسال دیدگاه