شهید توفیق سلیمی کره سی/
دو سال اقامت در عراق به خاطر تهدیدات ساواک
اوایل زندگی مشترکمان بود که از فعالیت های سیاسی همسرم اطلاع پیدا کردم، ایشان با افراد انقلابی در ارتباط بود. بهار 1342 یک شب متوجه شدیم که مأمورین ساواک خانه را محاصر کرده اند، همسرم از راه پشت بام فرار کرد و مأمورین ساواک نتوانستند ایشان را دستگیر کنند. بعد از چند روز از طریق دوستانش به ما خبر رسید که همسرم به کشور عراق رفته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، شهید توفیق سلیمی کره سی در روز هفتم شهریور ماه سال 1310 در روستای کره سی از توابع بخش حسن آباد سنندج در استان کردستان متولد شد. پدرش محمد امین کشاوز بود و مادرش طلیعه نام داشت. توفیق در میان خانواده ای روستایی که به کار کشاورزی و دامداری اشتغال داشتند رشد و نمود یافت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
توفیق با وجود شرایط خاص آن سال ها و محرومیت مردم از امکانات آموزشی و عدم امکان تحصیل علم به ویژه در مناطق روستایی از یادگیری علم و دانش بی بهره ماند و از همان دوران نوجوانی خیلی زود همچون سایر هم سن و سالانش در روستا در کنار سایر اعضای خانواده مشغول به کار شد.
,,
شهید سلیمی با پایان فصل کار کشاورزی به کارگری می پرداخت و به عنوان کارگر ساختمانی فعالیت می کرد. ایشان بعد ها در حرفه بنایی مهارت یافت و بقیه عمر را به این شغل مشغول بود. ایشان در سال 1339 ازدواج کرد و ثمره زندگیش دو فرزند پسر و دو دختر بود.
,,
شهید سلیمی در روز بیستم دی ماه سال 1357 به همراه تعداد زیادی از انقلابیون شهر سنندج برای شرکت در مراسم شهادت دو تن از انقلابیون شهرستان بانه که به دست مزدوران رژیم ستم شاهی به شهادت رسیده بودند، به سمت بانه حرکت می کند. ماشین هایی که به سمت بانه در حرکت بودند در گردنه خان بر اثر کولاک و سرمای شدید متوقف می شوند. توقف دو روزه خودروها در گردنه خان شهید سلیمی را وادار می کند که فکر چاره ای نماید. ایشان بعد از پیاده از شدن از ماشین و گشتن به دنبال راه چاره ای برای سایر دوستانش بر اثر سرما و و کولاک شدید به مقام رفیع شهادت نائل می آید و پیکر پاکش پس از انتقال به شهر سنندج در قبرستان تپه شیخ محمد باقر به خاک سپرده می شود.
,,
بیان گوشه ای از فعالیت های انقلابی شهید از زبان خانم طوبی رضائی همسر شهید:
,,
اوایل زندگی مشترکمان بود که از فعالیت های سیاسی همسرم اطلاع پیدا کردم، ایشان با افراد انقلابی در ارتباط بود. بهار 1342 یک شب متوجه شدیم که مأمورین ساواک خانه را محاصر کرده اند، همسرم از راه پشت بام فرار کرد و مأمورین ساواک نتوانستند ایشان را دستگیر کنند. بعد از چند روز از طریق دوستانش به ما خبر رسید که همسرم به کشور عراق رفته است. اقامت همسرم در عراق دو سال طول کشید و سال 1344 مجددأ به ایران بازگشت و به فعالیت هایش ادامه داد.
,,
با اوج گیری تظاهرات مردمی بر علیه رژیم منفور پهلوی، همسرم در صحنه های مختلف و جلسات شبانه که با حضور انقلابیون تشکیل می شد حضور پیدا می کرد و در هدایت مردم جهت شرکت در راهپیمایی ها نقش داشت. در دی ماه سال 1357 زمانی که دو تن از نیروهای انقلابی بانه به شهادت رسیده بودند برای افشای جنایات رژیم و شرکت در مراسم شهدای بانه به همراه جمعی از فعالان سیاسی سنندج عازم آن شهرستان شدند که در بین راه بر اثر کولاک شدید و برودت هوا در گردنه خان در چند کیلومتری شهر بانه به شهادت رسید.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه