یادداشت:
چرا کلید روحانی قفلی را باز نکرد؟
سوال اینجاست که چرا حسن ظن رئیسجمهور در مذاکرات خنثی میشود؟ چرا کارش و تدبیرش و مجموعۀ تصمیم هایش نافذ نمی شود، برکت پیدا نمی کند و گره از کار خلق وا نمی سازد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ یادداشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,امّا روز به روز در کسب و کار ملّت گرهی کورتر از دیروز پدید آمد تا همین دو سه روز قبل که استاد علوم سیاسی همسویش در دانشگاه تهران که از قضا در فیلم تبلیغات انتخاباتیاش نیز بازی کرده بود به او هشدار داد که اگر رئیس جمهور نجبند و برای گذار از رکود و بحران ملّی اشتغال کاری نکند، احتمالاً نخستین رجلی در مسوولیت دولت های ادواری خواهد بود که صرفاً پس از یک دورۀ چهارساله با ریاست بر قوۀ مجریه وداع خواهد کرد. رئیس جمهور پشتِ هم می گوید در حال کار و تدبیر و مذاکره است و همینطور هم است، امّا تاکنون هیچ یک از این تدابیر بر سر سفره های مردم ملموس نیست و احساس نشده است و بقول استاد همسوی او در دانشگاه تهران ممکن است به زودی شمار بیکارانی که مأیوسانه منتظر گشایش های او هستند به عدد ده میلیونی نزدیک شود!
سوال دیگر اینجاست که چرا حسن ظن رئیسجمهور در مذاکرات خنثی میشود؟ کمتر کسی می تواند در حُسن نیت رئیس جمهور برای آبادانی کشور تردید کند، امّا چرا کارش و تدبیرش و مجموعۀ تصمیم هایش نافذ نمی شود، برکت پیدا نمی کند و گره از کار خلق وا نمی سازد.
با این همه هزینۀ سنگین، برجام را به یک فرجامی می رساند؛ به دستور او قلب نازنینی را از بدن حاوی علائم سطح بالای حیات تکنولوژیکی ایرانیان خارج می کنند و در عوض رگ ها و حفره هایش را با سیمان و بتن مسدود می نمایند، امّا همهنگام در صحنه ای دیگر و به گفته خود رئیس جمهور، نمایشی از سیاست در جریان است که نفت ایرانی را به ۲۸ دلار رسانیده و حتّی در اندیشۀ آنند که همین قیمت نیز شکسته شده و به بشکه ای ۱۰ دلار برسد؛ در حالیکه گویا هزینۀ استحصال هر بشکه قریب به ۱۲ دلار است، به راستی چرا کار رئیس جمهور با این همه تلاش، گره از کار ایرانیان باز نمی کند؟!
نگارنده کاری به سیاست اندیشی های رایج در مناسبات جناح های سیاسی ندارد و بر مبنای عقل سلیم و احساس معقول دین اسلام خواهی و وطن خواهی خواستار پیروزی دولتِ ملّی و اسلامی است؛ امّا حقیقتاً پرسش نگارنده نه در راستای مذمت رئیس جمهور که محصول یک تعمق در اندیشۀ سیاسی و برخاسته از یک تجربه ی دیوانی و شاید قریب به امکان، ره آموز یک اصلاح در مواضع باشد.
امید آن داریم که سکاندار کشتی پرتلاطم دولت این روزهای دیارکهن من، کمی به شعارهای انتخاباتی سال۹۲ برگردد و در صدد تحقق آنها باشد و دست از لجبازی و مخالف خوانی های مرسوم خود بردارد که هرچه هست در اتحاد است و عمل به باورهای عمیق این ملت. باورهایی از جنس ولایتپذیری…
*محمدرضا ذاکر
امّا روز به روز در کسب و کار ملّت گرهی کورتر از دیروز پدید آمد تا همین دو سه روز قبل که استاد علوم سیاسی همسویش در دانشگاه تهران که از قضا در فیلم تبلیغات انتخاباتیاش نیز بازی کرده بود به او هشدار داد که اگر رئیس جمهور نجبند و برای گذار از رکود و بحران ملّی اشتغال کاری نکند، احتمالاً نخستین رجلی در مسوولیت دولت های ادواری خواهد بود که صرفاً پس از یک دورۀ چهارساله با ریاست بر قوۀ مجریه وداع خواهد کرد. رئیس جمهور پشتِ هم می گوید در حال کار و تدبیر و مذاکره است و همینطور هم است، امّا تاکنون هیچ یک از این تدابیر بر سر سفره های مردم ملموس نیست و احساس نشده است و بقول استاد همسوی او در دانشگاه تهران ممکن است به زودی شمار بیکارانی که مأیوسانه منتظر گشایش های او هستند به عدد ده میلیونی نزدیک شود!
,سوال دیگر اینجاست که چرا حسن ظن رئیسجمهور در مذاکرات خنثی میشود؟ کمتر کسی می تواند در حُسن نیت رئیس جمهور برای آبادانی کشور تردید کند، امّا چرا کارش و تدبیرش و مجموعۀ تصمیم هایش نافذ نمی شود، برکت پیدا نمی کند و گره از کار خلق وا نمی سازد.
,با این همه هزینۀ سنگین، برجام را به یک فرجامی می رساند؛ به دستور او قلب نازنینی را از بدن حاوی علائم سطح بالای حیات تکنولوژیکی ایرانیان خارج می کنند و در عوض رگ ها و حفره هایش را با سیمان و بتن مسدود می نمایند، امّا همهنگام در صحنه ای دیگر و به گفته خود رئیس جمهور، نمایشی از سیاست در جریان است که نفت ایرانی را به ۲۸ دلار رسانیده و حتّی در اندیشۀ آنند که همین قیمت نیز شکسته شده و به بشکه ای ۱۰ دلار برسد؛ در حالیکه گویا هزینۀ استحصال هر بشکه قریب به ۱۲ دلار است، به راستی چرا کار رئیس جمهور با این همه تلاش، گره از کار ایرانیان باز نمی کند؟!
,نگارنده کاری به سیاست اندیشی های رایج در مناسبات جناح های سیاسی ندارد و بر مبنای عقل سلیم و احساس معقول دین اسلام خواهی و وطن خواهی خواستار پیروزی دولتِ ملّی و اسلامی است؛ امّا حقیقتاً پرسش نگارنده نه در راستای مذمت رئیس جمهور که محصول یک تعمق در اندیشۀ سیاسی و برخاسته از یک تجربه ی دیوانی و شاید قریب به امکان، ره آموز یک اصلاح در مواضع باشد.
,امید آن داریم که سکاندار کشتی پرتلاطم دولت این روزهای دیارکهن من، کمی به شعارهای انتخاباتی سال۹۲ برگردد و در صدد تحقق آنها باشد و دست از لجبازی و مخالف خوانی های مرسوم خود بردارد که هرچه هست در اتحاد است و عمل به باورهای عمیق این ملت. باورهایی از جنس ولایتپذیری…
,*محمدرضا ذاکر
,]
ارسال دیدگاه