سلسله گزارشات سیاست‌های میلیتاریستی پهلوی و انقلاب (4)؛

ارتش بعد از روی کارآمدن محمدرضا پهلوی

ارتش بعد از روی کارآمدن محمدرضا پهلوی
در سال­‌های اولیه حکومت محمد­رضا­ پهلوی از ارتش تقریباً چیزی باقی نمانده بود. ارتش یک نیروی صوری بود و لطمه­‌ای که توسط نیروهای متفقین به ارتش پهلوی در شهریور 1320 وارد آمد، منجر به انزوا و سرخوردگی نظامیان شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، همان طور که پیشتر به آن اشاره شد، شرایط سیاسی و اجتماعی ایران پس از اشغال متفقین، به گونه­‌ای شد که تمرکز منابع قدرت از میان برداشته شد و حکومت پهلوی را با موانع جدی روبرو ساخت. اما گرایش به توسعه و تمرکز قدرت از سیاست ایران محو نشد، بلکه به ­تدریج بازسازی و احیاء نهادهای حکومت، بار دیگر بر دولت ایران مستولی شد. در این سال‌ها همت شاه بر این بود تا ارتشی را که از آن فقط اسمی مانده بود بازسازی نماید. محمد­رضا پهلوی با استفاده از شرایط بین­‌المللی و حمایت انگلیس و ایالات متحده به در­هم شکستن نیروهای مخالف اعمال سیاست تمرکز منابع قدرت پرداخت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس، ,

 

,

در سال­‌های اولیه حکومت محمد­رضا­ پهلوی از ارتش تقریباً چیزی باقی نمانده بود. ارتش یک نیروی صوری بود و لطمه­‌ای که توسط نیروهای متفقین به ارتش پهلوی در شهریور ۱۳۲۰ وارد آمد، منجر به انزوا و سرخوردگی نظامیان شد. ­­تسلیم بدون مقاومت ارتش و فعال شدن نیروهای گریز از مرکز و جنبش­‌ها و نهضت‌های محلی باعث شد تا برخی از نظامیان به هواداری و عضویت این گروه‌ها درآیند.

,

 

,

همچنین محیط ارتش به ویژه دانشکده افسری وضعیت متشنجی داشت. جناح‌­های سیاسی در داخل ارتش پهلوی نفوذ کرده و دانشجویان را با سلایق مختلف به دور خود جمع کرده بودند و از حضور آنها به نفع حزب و گروه خود بهره­‌برداری می­‌کردند. البته این وضعیت محصول فضای اختناق و فشار دوره قبل از شهریور ۱۳۲۰ بود.

,

 

,

شاه جوان علاقمند بود تا در همان لایه­‌های ایجاد شده توسط پدر، بماند و نقش پدر را بازی کند و همان پست‌های کلیدی را در دست داشته باشد، اما شرایط سیاسی اجتماعی به گونه­‌ای دیگر بود. محمد­رضا شاه در سال­‌های ابتدایی سلطنت خود با تلاش و کوشش، برنامه­‌های نظامی را دنبال می­‌کرد. او درصدد بازسازی قدرت، تجدید روحیه و باز­گرداندن اعتبار ارتش بود؛ چرا که همانند پدر، تکیه­‌گاه خود را ارتش می­‌دانست و تمام همت خود را صرف ارتش نمود. او نیز به مانند پدر عقب­‌ماندگی در حوزه اقتصادی را با عقب­ماندگی نظامی در یک راستا می­دانست و توجه خود را مصروف این نیرو نمود. به طور کلی، وضعیت ارتش به گونه­ای بود که ارتشی­ها از جایگاه خود در زمان رضاشاه فاصله گرفته بودند، فرماندهان ارتش آزرده­ خاطر و منزوی شده و در تحلیل علل فروپاشی ارتش بدنبال راهی برای اعاده حیثیت از آن فضا بودند.

,

 

,

بعد از مدتی که از حضور نظامیان بیگانه در کشور می­‌گذشت، دولت ایران برای حفظ امنیت داخلی و پایان دادن به هرج ­و ­مرج موجود، پس از هماهنگی و موافقت مقامات اشغالگر­ (شوروی و بریتانیا) درصدد بازسازی ارتش و دیگر نیروهای نظامی برآمد. لذا در این راستا یگان­‌های پراکنده و از هم پاشیده نیروی زمینی جمع‌­آوری شدند و ساختار جدیدی برای مأموریت دفاع از مرزهای کشور و امنیت داخلی طراحی و به نیروهای نظامی ابلاغ شد. در مجموع ارتش بعد از روی کار آمدن محمدرضا تبدیل به رکن حاکمیت شد که نتوانست در روز بحران حکومت پهلوی را حفظ نماید.

,

 

,

انتهای پیام/ محسن صابر

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه