به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ مسعود علی رضایی شاعر آئینی کشورمان در گفت و گو با خبرنگار پیشمرگ روح الله گفت: بنده متولد شهرستان دهلران از توابع استان ایلام هستم. بنده در خانواده ای اهل علم و ادب بزرگ شدم و چون برادر بزرگترم در دو رشته زبان و ادبیات فارسی و هم چنین زبان شناسی دارای مدرک دکترا بود؛ فرصت مناسبی به وجود آمد که از همان سال های نوجوانی با مجموعه های نفیسی از شعر و ادب فارسی آشنا شوم. به طور اختصاصی شعر و شاعری را از سال 1370 آغاز کردم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
در چهار سال دوران دبیرستان در جشنواره و کنگره های ادبی متفاوتی شرکت کردم و بعد از ورود به دانشگاه نیز همین سیر را ادامه دادم و در جشنواره شیراز حائز رتبه برتر شدم و در طول مدتی که در شهر قروه ساکن هستم، مدتی به عنوان مسئول انجمن ادبی شهرستان در خدمت عزیزان شعر و ادب بوده ام.
,,
پیشمرگ روح الله: چه طور شد که در استان کردستان ساکن شدید.
,,
از سال 1374 و بعد از قبول شدن در دانشگاه کردستان در رشته زبان و ادبیات عرب در استان کردستان ساکن هستم و بعد از فراغت از تحصیل به عنوان دبیر آموزش و پرورش در شهرستان قروه مشغول خدمت به مردم استان کردستان هستم.
,,
پیشمرگ روح الله: آیا آثارتان را در قالب مجموعه کتاب نیز ارائه کرده اید.
,,
در طول مدتی که به سرودن شعر مشغول هستم سه مجموعه شعر را ارائه کرده ام؛ مجموعه اول با نام " هفت پنجره موج و صدف" که شامل قالب های غزل، دو بیتی و شعر نو. مجموعه دوم با عنوان "بانوی باران و بهار" و مجموعه سوم با عنوان "همسایه درخت و گنجشک" که به حمد پروردگار اکثر این مجموعه ها به فروش رفته اند.
,,
با توجه به علاقه ای که به شعر آئینی و رفتار و منش اهل بیت (ع) داشته ام، در طول 24 سالی که از عمر شاعریم می گذرد، افتخار داشته ام که اشعاری را تقدیم اهل بیت (ع) نمایم. اشعار آئینی که سروده ام هم مربوط به اعیاد و ولادت ائمه(ع) است و هم مربوط به روزهای شهادت ائمه اطهار (ع).
,,
پیشمرگ روح الله: با چند اثر در این جشنواره شرکت کرده اید.
,,
جشنواره شعر آئینی پیامبر اعظم(ص) و اهل بیت (ع) که به همت سپاه کردستان در حال برگزاری است گام بزرگی است در اجرای جشنواره و کنگره های بعدی. بنده نیز بعد از مطلع شدن از برگزاری چنین جشنواره ای با دو قطعه غزل که به ساحت مقدس حضرت فاطمه زهرا(س) و امام زمان (عج) تقدیم کرده ام در این جشنواره ادبی شرکت کردم.
,,
برگزاری جشنواره ها، پله ایست برای شاعران جوان که عیوب و نواقص کار خود را برطرف کنند. در این جشنواره هاست که سروده های شاعران به بوته نقد گذاشته می شود و شاعران باید بعد از برطرف کردن نواقص کار خود با قدرت بیشتری در جشنواره های بعدی شرکت کنند.
,,
پیشمرگ روح الله: آیا شعر و شاعری نان و آب دارد؟
,,
شعر و شاعری و قلم فرسایی در حوزه ادبیات نه تنها درآمدی ندارد، بلکه باید مقداری از هزینه ها را نیز خود شاعر تقبل کند، مخصوصاً در حوزه چاپ و نشر کتاب. حضور مردم در شبکه های اجتماعی باعث شده که توجه کمتری به کتاب و کتاب خوانی شود و این دلیلی است برای فروش نرفتن کتاب های شعر که باعث وارد آمدن فشار مالی به شاعران می شود. ولی چون شاعران برای دل خودشان این حوزه را انتخاب کرده اند و به شاعری مشغول هستند، کمتر به مادیات توجه می کنند و از کمبود مادیات دلسرد نمی شوند.
,,
پیشمرگ روح الله: با توجه به حضورتان در مدارس، آیا توانسته اید شعر و شاعری را در میان دانش آموزانتان ترویج دهید؟
,,
در میان دانش آموزانم بودند افرادی که به شعر و شاعری علاقه داشتند و من نیز با اهداء کتاب های شعرم به آن ها، تا حدودی در ترویج فرهنگ شعر و شاعری نقش داشته ام و امروز از دیدن تعدادی از دانش آموزانم در جشنواره خوشحالم. به نظرم تعدادی از شاعران کردستانی که روزگاری دانش آموز بنده بوده اند، بهتر از بنده شعر می سرایند و این جای خوشحالی دارد که توانسته ام افرادی را با این حوزه آشنا کنم که در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت صاحب قلم و شعر هستند.
,,
پیشمرگ روح الله: درباره روحیه لطیف شاعری برایمان بگویید.
,,
یکی از اساتیدم به طنز می گفت: گاهی اوقات الهام شعر برای ما ضرر دارد؛ یک شعر به من الهام شد و من خواستم شعر را سریع بنویسم، همین که از جایم بلند شدم، پایم را روی عینکم گذاشتم و عینکم را شکستم. شعر به جای اینکه برای منفعت داشته باشد، ضرر دارد. البته استاد بنده این حرف ها را از سر شوخی بیان می کرد.
,,
شعر روحیه خاصی می طلبد، شعر تنهایی می خواهد، شعر خلوت می خواهد. شاعران با توجه به اینکه در کنار مردم زندگی می کنند، ولی همیشه احساس تنهایی می کنند. شاعر زمانی که می خواهد یک قطعه شعر بسراید خودش را در تنهایی محبوس می کند و اجازه نمی دهد کسی وارد فضای روحانی و مقدسش شود، شاعر در این حالت با خدای خود خلوت می کند، شاعر در این حالت در حال انفجار است و بعد از سرودن شعر آرامش بزرگی کسب می کند و از همه چیز دنیا تخلیه می شود. شاعر بعد از سرودن شعر دوست دارد دیگران از شعر او لذت ببرند، چون خودش زمانی که به سرودن شعر مشغول بوده، از حالت روحانی شعرش لذت کافی را برده است.
,,
پیشمرگ روح الله: درباره زندگی خصوصی خودتان به عنوان یک شاعر برایمان بگویید.
,,
بنده در سال های دانشجویی با خانم ژیلا کریمی ازدواج کردم. همسر بنده نیز سال هاست که به شعر و شاعری مشغول هستند و تا امروز نیز دو مجموعه با نام های "ماهی های قرمز عاشق" و یک تألیف هم از شعرهای محمد درویش شاعر مبارز با عنوان "باغی پر از پرتقال" را منتشر کرده اند. خانم کریمی نیز در کنگره و جشنواره های مختلف ادبی شرکت کرده اند. ایشان در کنگره منطقه ای که در شهرستان قروه برگزار شد رتبه برتر را کسب کردند، در جشنواره آفرینش کشوری که در خراسان رضوی برگزار شد به مقام برتر دست یافتند، در جشنواره بین المللی وحدت که در تهران برگزار شد حائز رتبه برتر شدند.
,,
خانم کریمی در حوزه سرودن اشعار آینی و هم چنین دفاع مقدس بسیار فعال هستند و رباعی های بسیار نغزی سروده اند. همسرم دو بیتی های قشنگی را در خصوص اهل بیت (ع) سروده اند، شعرهایی که همسرم به امام زمان (عج) تقدیم کرده اند زیبایی و لطافت خاصی دارند.
,,
من و همسرم یک روح هستیم در دو بدن و خدا را شاکرم که دو هم فکر و دو هم احساس را کنار هم دیگر قرار داده است. من و همسرم بیشتر اوقات اشعار همدیگر را نقد می کنیم و خیلی از مواقع به همدیگر سوژه می دهیم. و خدا را شاکرم که در کنار کسی زندگی می کنم که عشق به پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) چشمه ای را در درونش جاری ساخته که هیچ گاه خشک نخواهد شد. همیشه گفته ام که من از همسرم تأسی می گیرم.
,,
پیشمرگ روح الله: در زمینه شعر و شاعری شما برتر هستید یا همسرتان؟
,,
سؤال سختی است و پاسخ را باید از منتقدین جویا شد. ولی من هیچ گاه نمی گویم که شعرهای خانم کریمی ضعیف است؛ چون دیگر ما را به خانه راه نخواهند داد(همراه با خنده).
,,
پیشمرگ روح الله: با توجه به اینکه شما یک ذوج ادبی هستید و از طرف دیگر تنهایی شاعران و سپری کردن وقت فراوان در تنهایی، آیا در زندگی به مشکل برخورد کرده اید؟
,,
البته شعر و شاعری زمان و مکان نمی شناسد و بعضی مواقع و در بعض مکان ها اشعاری به شما الهام می شود که انتظارش را ندارید. در واقع باید بگویم شعر جوشیدنی نه کوشیدنی. حتی گاهی در سر کلاس درس شعر به سراغم می آید و من را مجبور می کند که شعر را بنویسم، گاهی هم تا ماه ها هیچ شعری به شراغم نمی آید.
,,
در واقع شعر زندگی را تعطیل نمی کند، بلکه به زندگی جریان می بخشد، شعر به زندگی گرما می بخشد، شعر به زندگی عشق می بخشد. خدا را شاکرم که شعر سرودن به زندگی من و همسرم و ارتباط ما با دوستان و آشنایان لطمه وارد نکرده است.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه