یادداشت/
انقلاب اسلامی، دشمن شناسی، استکبار ستیزی و مقابله با نفوذ دشمن
آمریکا از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، جز جنایت و رذالت در حق ملت ما روا نداشته و در طی مدت یاد شده درصدد ضربه زدن به ما بوده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از یار خراسانی، انقلاب اسلامی ایران، بزرگترین و عمیقترین تحوّل ارزشی و فکری را در عصر حاضر به وجود آورد و معمار بزرگ آن و احیاگر قرن، امام خمینی قدس سره ، اسلام ناب محمّدی را در صحنه های اجتماعی و مبارزه با استکبار و الحاد، نشان داد و با کنار زدن نظام طاغوتی به اصلاح امور امت و تحکیم پایه های حکومت اسلامی در ایران و طرح ایدئولوژی اسلام به عنوان تنها راه نجات بشریت در جهان پرداخت. آنچه در این انقلاب غیرقابل انکار و چشمگیر است تأثیر تعیین کننده اسلام، به عنوان محرک انقلاب و نقش علمای آگاه به زمان، دارای بینش اصیل اسلامی و برخوردار از صداقت، تقوا، استحکام رأی و برخوردار از پایگاه مردمی در بسیج و تمرکزبخشی تودهها، در پرتو اندیشه دینی میباشد و همین هویت اسلامی انقلاب و دست پروردگان آن بود که امپریالیسم را در شکل شرک و الحاد و در دو قالب شرقی و غربیش، به چالش طلبید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یار خراسانی,بدون تردید اگر نگوییم عامل اصلی پیکاری که از سپیده دمان تاریخ بشر آغاز و همچنان تداوم دارد، ستیز با استکبار و انحصارطلبی است حداقل مهمترین عامل تکوّن انقلابها بوده است و در طی زمان مبارزات مکتبی با خطوط و مرزبندی های ستیز حق و باطل، هیچ جایی برای مصالحه سیاسی و احیانا فرصت طلبی باقی نگذارده است؛ در همین راستا وقوع انقلاب اسلامی در مهمترین پایگاه آمریکا در منطقه و به هم خوردن تعادل قوا در آن با شعار سیاست خارجی «نه شرقی، نه غربی»، ظهور یک قطب جدید قدرت مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی جدا از ایدئولوژیهای مسلّط جهانی، دچار مشکل کردن آمریکا در راه حفظ توسعه و علائق منطقه ای خود و سقوط حکومت پهلوی که از ستونهای اصلی استراتژی آمریکا بود و جدّیترین ضربهای که آمریکا پس از شکست ویتنام از این انقلاب دریافت نمود، موجب شدند که این کشور به اقدامات مختلفی از قبیل: کودتاهای نظامی، فرهنگی و سیاسی و تحریک جریانات قومی و نژادی و حمایت از متجاوز در جنگ تحمیلی و فشارهای اقتصادی، تحریم نظامی و... دست بزند تا شاید دوباره جاپای از کف داده خود را بازپس بگیرد، اما مقاومت جانانه ملت ما، نمایش ضربه پذیری آمریکا با تسخیر لانه جاسوسی ـ سفارتخانه آمریکا ـ تصویب 13 آبان توسط مجلس شورای اسلامی به عنوان «روز ملی مبارزه با استکبار» و نماد جاودانه استکبارستیزی و ناکام گذاشتن آمریکا در اقدامات خاورمیانهای ـ که همه و همه ریشه ایدئولوژیکی داشت ـ سرانجام سیاستمداران این کشور را به تغییر در گفتار و رفتار واداشت که ظاهر این تغییر، نشان دهنده یک چرخش در سیاستگذاری آمریکا نسبت به ایران بود؛ این تغییرات بظاهر صوری و به تعبیر بعضیها از سر ناچاری، بستری را فراهم آورد تا بررسی روابط ایران و آمریکا در سالهای اخیر جزو مهمترین مسائل تلقی گردد و ذهن بسیاری را به خود مشغول دارد که آیا با توجه به شرایط موجود و تحولات به وجود آمده زمینهای برای ارتباط فراهم است یا نه؟ در ایران سه نوع موضع گیری در این رابطه به چشم میخورد که هر کدام برای اثبات دیدگاه خود به استدلالات و شواهدی مبنی بر این نیاز یا عدم آن، رو آوردهاند:
,,
الف: جریان اول
,طرفداران این جریان با نشاط و هلهله به استقبال چنین موضوعی رفته و خواهان برقراری رابطه هر چه سریعتر با آمریکا هستند و در این راستا بر آنند که:
,اولاً: هر چه زودتر هر گونه دیوار بیاعتمادی میان دو کشور را از میان بردارند؛
,ثانیاً: موضوع رابطه با آمریکا را به عنوان یک نیاز، هر چه بیشتر پررنگ کنند؛
,ثالثا: جنایات پیشین و حال آمریکا را در ایران و جهان کمرنگ نشان داده و از هر گونه افشاگری دست بردارند؛
,رابعا: از اقدامات گذشته ایران نسبت به آمریکا از جمله تسخیر سفارت آن یا شعار دادن علیه این کشور و یا سوزاندن پرچمش توبه کنند!
,خامسا: تلاش در جهت تنشزدایی دولت به منظور صورت گرفتن هر چه سریعتر این مهم؛
,این جریان بر این باور است که دوستی و رابطه با آمریکا ضامن پیشرفت و یا دستکم یکی از عوامل توسعه در ایران و تأمین منافع کشور تنها در سایه این ارتباط میسّر است و این ارتباط میتواند زمینه موفقیت در موارد سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نیز اقتدار بیشتر را برای ما فراهم آورد!
,
برخی از تحلیلگران این دیدگاه را به دیده نقد نگریسته و اشکالاتی را بر آن وارد ساختهاند، از جمله این که هیچگونه تغییر جدّی از آنچه شما از آن یاد میکنید در گفتار و رفتار آمریکا به چشم نمیخورد و تصمیمات آمریکاییها کاملاً مضطرب و مشکوک به نظر میرسد. چنانکه رهبران آمریکا در طول سه دهه همواره اظهار داشتند، اصول و اهداف و افکار خود را در مورد ایران تغییر ندادهایم اگر ایران از حمایت خود از تروریسم و توزیع سلاحهای خطرناک و مخالفت با روند صلح دست بردارد ما خواهان آشتی واقعی [با] آن کشور هستیم.
ب: جریان دوم
,
دومین جریان، بر آن است تا عزت و اقتدار ملت ایران را در هر نوع رابطه خارجی، نشان دهد و فکر میکند با توجه به شرایطی که برخی از آنها تحقق یافته است میتوان به طور مشروط با آمریکا رابطه برقرار کرد؛ البته اظهارنظرها و تحلیل و تفسیرهای این جریان در هالهای از ابهام است چنان که گاه زمینه را مساعد و گاه نامساعد میبینند و در اظهارنظرها دچار نوعی پریشانی و دوگانهگویی هستند.
ج: جریان سوم
,
این جریان، مخالف مطلق هرگونه ارتباط با آمریکاست و عزت و شوکت ملت و دولت را در همین عدم ارتباط میبیند. اینها میگویند: سالهاست که غربیها ملت مشرق زمین را مردمی عقبمانده و رخوت زده و اسلام را اندیشه و اعتقادی توقفآفرین میدانند! گذشته تاریخ بیانگر این حقیقت است که غربیها در این مدت همچون کسانی که از قلهای به ته درّه مینگرند به شرق و ملل شرقی مینگریستهاند.
,,
اصل انقلابی تولی و تبری مقدمهای ضروری و لازم برای شناخت هر بافت سیاسی است؛ اگر با دشمنان اسلام و خلق، خشم و در مقابل عاشقان، پویندگان، سینهچاکان، جانبازان و پاسداران راه خدا که جانفشانان راه حقند مهر، ورزیده نشود با چه دافعه و جاذبهای میتوان به حرکت در بستر تکاملی تاریخ ادامه داد؟ مسأله این است که هر چه یک عنصر مکتبی از کینه و مهر انقلابی تهی شود به پوسیدگی، فروریختگی درونی و ارتجاع نزدیکتر میشود. عنصر انقلابی باید از خشم و کین انقلابی و عشق و مهر توحیدی آکنده و مشتعل باشد.
,گرایش به غرب انسان را در گرداب تبلیغات هوچیگری میاندازد، به روابط پنهانی با قدرتهای حاکم جهانی میانجامد و کفه ترازوی نه شرقی ـ نه غربی را به نفع غرب پایین میکشد در نتیجه دستاوردهای انقلاب اسلامی را لوث میکند و به اعتقاد به برتری تکنیک بر ایمان و پوسیدگی بنیادهای فکری و نیز عدم اعتماد به نفس منجر میشود و سرانجام، او را از خود تهی و با خود بیگانه میکند؛ دلبستگی به غرب ـ بویژه به آمریکا ـ ناشی از عدم درک درست فرهنگ سیاسی اسلام و مفتونی به مفاهیم و اصطلاحات غرب است؛ به فرموده امام خمینی قدسسره :
,آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است او با ایادی مرموز و جنایتکارش چنان خون مردم بیپناه را میمکد که گویی در جهان هیچ کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند.
,مگر نه این است که انقلاب اسلامی در زمینه سیاست خارجی خود، تعهداتی از قبیل: عدم وابستگی به شرق و غرب، حمایت از حقوق مسلمانان و ملتهای مستضعف در سراسر جهان، نفی هر گونه سلطهجویی و سلطهپذیری، تز صدور انقلاب، سیاست اعلام حمایت از آزادی فلسطین، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطهگر و روابط صلحآمیز متقابل با دولتهای غربی، حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان و .. دارد؟ آیا این تعهدات با ارتباط با آمریکا میسازد؟
,
مگر نه این است که مهمترین بُعد استقلال پایان دادن به هر گونه وابستگی به نیروهای خارجی بخصوص آمریکا بوده و هست و این که ایران پس از انقلاب در تصمیمگیریهای خود، وابسته و تحت نفوذ قدرتهای غربی بویژه آمریکا نباشد بلکه تصمیمگیری هایش مبتنی بر منافع اسلامی و ملی کشور باشد؟ بررسی اصول مختلف قانون اساسی جمهوری اسلامی نشانگر تأکید نظام اسلامی بر نفی وابستگی در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی است و این به معنای نفی رابطه با دولتهای خارجی سلطهگر و استعمارگر میباشد.
این دیدگاه معتقد است که مسائل ذیل باید عمیقا مورد توجه قرار گیرد:
,
1 ـ در مواجهه با رفتارهای سیاسی یک دولت خارجی اصل باید بر پرهیز از هرگونه خوشباوری، سادهانگاری و خودباختگی باشد.
,2 ـ یک انسان متعهد، باید در مسائل، ژرفاندیش و در حفظ معیارهای عقیدتی و ملی متعصب باشد.
,3 ـ در برخوردهای خصمانه آمریکا، نخبگان سیاسی ملت باید به همان میزان، شدت عمل به خرج دهند و در موضعگیری های خود از هر گونه تسامح و تساهل پرهیز کنند.
,4 ـ سابقه دیرینه آمریکا با ایران چه در دوران پیش از انقلاب و چه در دوران پس از انقلاب همیشه، با واقعبینی باید موردنظر و توجه باشد.
,5 ـ از هرگونه عملکردی که باعث تضعیف ایران اسلامی در مقابل دشمنان مشترک میشود به شدت باید پرهیز شود.
,6 ـ کمکهای آمریکا را به سازمانهای تروریستی و جنایتکار مخالف با نظام اسلامی همیشه باید در نظر داشت.
,7 ـ باید توجه داشت که آنچه امروزه و در این مقطع خاص از آمریکا سر میزند ـ در قالب سخنان رئیس جمهور و وزیر امور خارجه اش ـ بیش از یک مانور سیاسی نیست.
,8 ـ آیا آمریکا در عین مخالفت ایران با هرگونه روند سازش اعراب با اسرائیل، راه سکوت را در پیش خواهد گرفت؟
,9 ـ آیا آمریکا در عین پافشاری نظام اسلامی بر ارزشهای دینی ـ ملی خود، باز هم با ایران، کنار خواهد آمد.
,10 ـ آیا دوستی آمریکای تمامتخواه با ایران اسلامی ارزشمدار، قابل تصور است؟
,,
جان کلام این دیدگاه این است که: آمریکا از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، جز جنایت و رذالت در حق ملت ما روا نداشته و در طی مدت یاد شده درصدد ضربهزدن به ما بوده است، الآن هم در قالب حربه مدرنیسم و ناسیونالیسم، به تزلزل بنیادهای اعتقادی مردم ما میاندیشد، تا به این وسیله، راه را برای تسلیم و در نهایت بردگی مردم و سلطه همه جانبه خویش آماده سازد و با رواج بیبندوباری درصدد انهدام هویت انسان مسلمان و ایجاد تشنج در جامعه اسلامی و متزلزل کردن ارزشهای متعالی انسانی و تحقیر ملت ایران است. در نتیجه ارتباط با آمریکا نه تنها مشکلی از مشکلات یاد شده را حل نخواهد کرد که بر مشکلات خواهد افزود. امروز اگر بناست کسی به این ملت خدمت کند باید پرده از چهره جنایتکار آمریکا در توطئه های بیرحمانهاش بردارد و مردم را در این زمینهها هوشیار نموده و به استقامت دعوت کند. هر حرکتی که نفرت مردم را نسبت به دولت آمریکا کاهش دهد یقیناً به زیان مردم ما تمام خواهد شد و چه بسا نسل جوان و نوجوانی را که از جنایات آمریکا و روحیه درندهخویی او چندان آگاهی ندارند به سادهاندیشی بکشاند. هر چه شعله نفرت از دشمن ظالم در قلبهای مردم ایران برافروختهتر شود، شور و شتاب حرکت آنان برای سازندگی و تکیه بر زانوان خود افزودهتر خواهد شد.
,,
منبع: غلام نبی گلستانی (1377)، انقلاب اسلامی، رستاخیز استکبار ستیزی، اندیشه حوزه شماره 15
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه