یادداشت:

ره آورد فرهنگ

ره آورد فرهنگ
فرهنگ، در حقیقت صورت تنزل یافته معنا به عرصه فهم عمومی و رفتارهای مشترک و کنشهای اجتماعی است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ملایری ها؛ فرهنگ را می توان چُنین توضیح داد که:«البته از منظر حکما اسلامی» "صورتی از آگاهی"اعم از عقلی، وهمی یا خیالی، که به وساطت برخی انسانها از آسمان وجودی خود نازل شده و به عرصه آگاهی مشترک اجتماعی آنان راه یافته و اراده و رفتار عمومی آنان را تحت تسخیر و تصرف خود در آورده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ملایری ها,

فرهنگ، در حقیقت صورت تنزل یافته "معنا" به عرصه "فهم" عمومی و رفتارهای مشترک و کنشهای اجتماعی است.

,

 معانی در این مقام از زاویه ذهن و گوشه رفتار فرد، خارج شده و به متن "زندگی" و "رفتار اجتماعی" وارد می شوند و "باورها، عادتها، نهادها و کنشهای اجتماعی" را شکل می دهند.

,

هر "فرهنگی" عناصرِ منحصر به فردی دارد که عوامل متعددی در به وجود آمدن آن نقش دارند؛ خواه این عوامل یا "مادی" باشد یا "غیر مادی".

,

همانند:

,

دسته اول:

,

1.همبستگی یا به قول ابن خلدون عصبیت که به تعبیر دیگر "غرور ملی"

,

2.امنیت و وجود آرامش

,

3.زندگی اجتماعی "بر اساس همکاری و تعاون" .

,

4.تحمل و بردباری

,

5.مهاجرت

,

6.خط و زبان

,

دسته دوم:

,

1.دین

,

2.اخلاق

,

3.علم

,

4.مهارت

,

5.هنر

,

تذکر"هر کدام از این مفاهیم جا سُخن بسیار دارد ،اما در این بستر به طور اجمال چند کلامی سخن میرانیم".

,

 

,

از آنچه گفته شد بدین طریق می توان بحث را ادامه داد که:

,

اولاً زمینه رشد و شکوفایی جامعه در "تمامی عرصه ها" و بالاخص در فرهنگ، به امنیت و آرامش افراد منتهی می شود. پس اگر در جامعه ای "اضطراب" -خواه ناشی از عوامل مادی باشد یا روحی و روانی- حاکم شد یا اساسا دیگر شکوفایی در جامعه رخ نخواهد داد و یا اینکه رشد و شکوفایی خیلی کم یافت می شود.

,

 

,

ثانیاً نباید از "همبستگی ملی" و یا به قول ابن خلدون "غرور ملی" غافل شد.

,


پسرم می‏پرسد،

,
,

من تفنگم در مشت،

,

کوله ‏بارم بر پشت،

,

بند پوتینم را محکم می‏بندم

,

مادرم، آب و آیینه و قرآن در دست،

,

روشنی در دل من می‏بارد

,

پسرم بار دگر می‏پرسد،

,

که چرا می‏جنگی؟

,

با تمام دل خود می‏گویم:

,

تا چراغ از تو نگیرد دشمن ...

,

ثالثاً عامل پیش رونده در عرصه فرهنگ،پویای و باز آفرینی اخلاق =فطرت ثانویه می باشد.

,

 

,

رابعاً" دین =عقاید" نقش به سزایی دارد در باز آفرینی فرهنگ صحیح؛

,

 

,

خامساً تحمل افکار و اندیشه ها مختلف.

,

نبیند مدعی جز خویشتن را

,

که دارد پرده پندار در پیش

,

گرت چشم خدابینی ببخشند

,

نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش

,

جناب محیی الدین می فرماید:

,

در گذشته من از دوست خود روی برمی‌تافتم، اگر "کیش" وی را "همسان عقیده" خویش نمی‌یافتم، و لیکن امروز قلب من پذیرایِ هر نقش شده است:

,

چراگاه آهوان، صومعه راهبان، بتکده، کعبه، الواح تورات، مصحف قرآن، و... من به این وحدت عشق سرسپرده‌ام.

,

 

,

سادساً اما "علم و هنر", مهمترین اساس فرهنگ و نقش محوری در این مقوله ایفا می نمایند.

,

علم همان صورت های حاصله در نزد شخص است ک بیش از این باعث ملامت دوستان خواهد شد.

,

اما هنر عبارت است از "باز آفرینی" شهود هنرمند از "غیب" در یک "فرم زیبا"

,

 

,

پس "ممکن" است با نبود هر یک از این عناصر و مؤلفه ها ،"ملتی و جامعه ای" دچار فقر فرهنگی شود و خرده فرهنگ های بیرونی و یا درونی ب آنان هجوم آورند.

,

کشتى آرزو در این دریا

,

نفکند هیچ صاحب فرهنگ

,

حجت الاسلام و المسلمین دانیال بصیر

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه