به بهانه روز پرستار؛
مادربزرگی که جای خالی مادر را پر می کند
ساره اسفندیاری پیرزن ۵۷ ساله دهاقانی امروز به عنوان یک مادر برای دو دختر معلول آن چنان زندگی را بنا کرده که خانه ای با عشق، محبت و صمیمیت برای خود، شوهر پیر و از کار افتاده اش و این بچه ها ساخته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دهاقان نا، نداشتن تفاهم در زندگی و فرزندان معلول باعث پدیده طلاق در خانواده چهار نفره شهروند دهاقانی در محله عطاآباد شده است.
پدر و مادر مهدیه و فاطمه زهرا عباسپور پس از به دنیا آمدن دومین فرزند معلول خود تصمیم به طلاق می گیرند و اکنون هرکدام در نقطه ای دیگر تشکیل خانواده داده و زندگی می کنند.
بی مهری این پدر و مادر باعث شد آن ها پس از طلاق فرزندان خود را رها کنند و این جا مادربزرگ ناجی فرزندان معلول می شود و سرپرستی دو فرزند را بر عهده می گیرد.
ساره اسفندیاری پیرزن ۵۷ساله دهاقانی امروز به عنوان یک مادر برای دو دختر معلول آن چنان زندگی را بنا کرده که خانه ای با عشق، محبت و صمیمیت برای خود، شوهر پیر و از کار افتاده اش و این بچه ها درست کرده است.
اسفندیاری پنج فرزند دارد که هم اکنون هر کدام صاحب یک زندگی مستقل و فرزندانی هستند.
فرزندان این مادر بزرگ هم از کودکی با محبت های او انس گرفته اند و هر از گاهی خانه پیرزن از فرزند و نوه ها پر می شود.
ساره اسفندیاری پنج سال است که فرزندان معلول پسرش را مراقبت می کند.
مهدیه ۱۳سال سن دارد و فاطمه زهرا شش سال، پدر و مادرشان که نسبت فامیلی با یکدیگر دارند پس از ده سال زندگی تصمیم به جدایی می گیرند و فرزندان خود را به ناجی می سپارند.
مهدیه و فاطمه زهرا هم معلول جسمی حرکتی هستند و هم معلول ذهنی و از حرف زدن هم محروم هستند.
اسفندیاری و شوهرش هر دو پیر شده اند و کار نمی کنند، هزینه و مخارج زندگی را با مستمری ناچیز اداره بهزیستی تأمین می کنند.
این مادر بزرگ همه کار های مهدیه و فاطمه زهرا را مثل یک مادر واقعی انجام می دهد و از هیچ کاری کم نمی گذارد، آنها را تر و خشک می کند، اگر یکی از آن ها بیمار شد اورا به دکتر می برد، غذای خوب درست می کند و در دهان آن ها می گذارد، نوازششان می کند، موهایشان را شانه می کند، با آنها بازی می کند و…
و هفته ای سه بار آن ها را به حمام می برد.
او از زندگی اش رضایت کامل دارد و می گوید: «خدایی که این هدیه ها را دست من به امانت گذاشته روزیشان را می رساند و محتاج هیچ کسی نیست».
مهدیه و فاطمه زهرا هم نوازش های پیرزن را فراموش نکرده اند و با اینکه معلول ذهنی هستند آن چنان محبت پیرزن را درک کرده اند که هرگز با یکدیگر مثل بقیه بچه ها دعوا نمی کنند و همدیگر را دوست دارند.
شاید اگر یک روز مهدیه و فاطمه زهرا بزرگ شوند بهانه مادر را بگیرند اما بوی تن مادربزرگ، لبخند و مهربانی اش بوی ریحانه بهشت را به مشام بچه ها می رساند و این است معنی مادر، هر چند قدرت تکلم ندارند تا بگویند: مادر….
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

,

,

,

, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه