یک فعال سیاسی دانشجویی می نویسد:
مروری بر شگردهای انتخاباتی(1)
در وهله اول شاید این سوال پیش بیاید که ثبت نام حداکثری شاید به جهت «احساس تکلیف» باشد و عده ای بگویند که برنامه ریزی شده دانستن این رویداد ناشی از نوعی «توهم توطئه» است؛ اما وقتی شواهد و قرائن را در کنار هم قرار می دهیم، به نشانه هایی بر می خوریم که ثابت می کند پروسه ثبت نام ها طبق یک سناریوی از پیش تعیین شده طی شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مشهد پیام، سید آبتین نورانی، دانشجوی رشته علوم سیاسی و فعال سیاسی دانشگاهی در یادداشتی می نویسد:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مشهد پیام,مروری بر شگردهای انتخاباتی(1)
,برخی احزاب و گروه های سیاسی، برای جلب نظر مردم از شیوه هایی استفاده می کنند که ما برآنیم تا در سلسله نوشتاری به توضیح و تبیین آن بپردازیم.
,تکنیک ثبت نام حداکثری:
, تکنیک ثبت نام حداکثری:,یکی از کارآمد ترین این تکنیک ها سیاست «ثبت نام حداکثری» است. جریان های سیاسی به دوجهت از این تکنیک استفاده می نمایند؛ اول آن که با تحت فشار قرار دادن شورای نگهبان هزینه ی رد صلاحیت افراد مسئله دار را برای شورا بالا ببرند تا این نهاد از بیم مانور مظلومیت و پروپاگاندای رسانه ای این طیف، دفع افسد به فاسد نموده، صلاحیت این افراد را تایید نماید.
,دیگر آن که در صورت کارگر نیفتادن فشارها بر شورای نگهبان و رد شدن صلاحت داوطلبینی که لیاقت و شایستگی تصدی سمت نمایندگی را ندارند، مبادرت به شبهه افکنی در سلامت انتخابات و مخدوش نمودن نتیجه ی آن نمایند.
,چیزی که در این دوره شاهد و ناظر آن هستیم؛ به گونه ای که تعداد داوطلبین مجلس شورای اسلامی از 5395 نفر در دوره نهم، به 12123 نفر افزایش یافته است. در وهله اول شاید این سوال پیش بیاید که ثبت نام حداکثری شاید به جهت «احساس تکلیف» باشد و عده ای بگویند که برنامه ریزی شده دانستن این رویداد ناشی از نوعی «توهم توطئه» است؛ اما وقتی شواهد و قرائن را در کنار هم قرار می دهیم، به نشانه هایی بر می خوریم که این گمان را تقویت می کند که پروسه ثبت نام ها طبق یک سناریوی از پیش تعیین شده طی شده است.
,یکی از این نشانه ها ثبت نام افراد فاقد حداقل ها برای عهده دار شدن نمایندگی مجلس است؛ به طرزی که بالغ بر 400 نفر از داولبین عضو گروه های منحله ای چون مجاهدین خلق، کموله، مشارکت، نهضت آزادی و... بوده اند. همچنین 570 نفر از این تعداد، در دادگاه ها به جرم سرقت محکوم شده اند، عده کثیری نیز مشکل تابعیتی داشته اند که 250 نفر از آنان تابعیت ایرانی نداشته و 176 نفر نیز دارای تابعیت دوگانه بوده اند. تعدای نیز هیچ گونه آدرسی در فرمهای ثبت نام خود قید نکرده اند که نشان از آن دارد که قصد ایذاء و اتلاف وقت نهادهای نظارتی را داشته اند.
,از طرف دیگر، اقدام هیات های اجرایی فرمانداری ها در تایید صلاحیت خیل کثیری از این افراد، شائبه ی مهندسی شده بودن این اقدام را تقویت می نماید. آیت الله جنتی نیز به این روند هیات های اجرایی این گونه واکنش نشان می دهند: «هیات های اجرایی خیلی زود بررسی صلاحیت نامزدها را از سر خودشان باز می کنند.»
,وقتی این آمار و ارقام را در کنار فضاسازی برخی سیاسیون قرار می دهیم، شکّمان بیشتر می شود؛ برای نمونه فاطمه هاشمی قبل از شروع روند احراز صلاحیت ها گفته بود: اگر ردصلاحیت ها گسترده باشد به طور قطع مردم نسبت به این مسئله ناراحت خواهند شد و عکس العمل نشان خواهند داد.
,پس از اعلام نتایج بررسی صلاحیت ها نیز 4 استاندار که خود از مجریان انتخابات اند و قانوناً باید بی طرف باشند، نسبت به فرایند احراز صلاحیت ها اعتراض نموده اند. استاندار خوزستان در واکنش به این امر گفته است: «ردصلاحیت های غیرموجه داوطلبان تفاوتی با تقلب ندارد.» همچنین استاندار ایلام چنین واکنش نشان می دهد: «اینکه 50 نفر رد شوند، یعنی چه؟ یعنی ما چند نفر هستیم که برای مردم تصمیم می گیریم.»
,بنابراین وقتی این عوامل را در کنار یکدیگر قرار می دهیم، در می یابیم که رشد قارچ گونه تعداد داوطلبین ناشی از سناریوی یک جریان سیاسی خاص است.
,حال وظیفه ی ما در این وانفسا چیست؟ ما به عنوان یک مسلمان ایرانی مکلفیم نهایت دقت خود را به خرج دهیم و سرنوشت خود را با هوشیاری و بصیرت رقم زنیم و حواسمان به نیرنگ های دشمن باشد؛ چرا که «المؤمن کیّس...»
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه