//یادداشت

باج تلخ و دردآور !

باج تلخ و دردآور !
ایران در ازای آزادی جاسوس هایی که به حریم امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی تجاوز کرده بودند، چه چیزی دریافت کرده است؟ آزادی چند زندانی معمولی که حتی یک بار هم در هیچ یک از سخنرانی های مقامات کشورمان نام آنها نیامده و حتی مطلع ترین سیاسیون کشور هم هیچ یک از آنها را نمی شناسند. اگر این افراد از جنبه سیاسی امنیتی آنقدر برای دولت ایران مهم بودند که در ازای آزادی آنها بشود یک شاه مهره جاسوسی را آزاد کرد، چرا تا قبل این تبادل، ایران برای آزادی آنها هیچ اقدام و حتی کوچکترین اعتراضی نکرده است؟!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از نسیم زنجان، آیا تحلیل برجامی تبادل زندانیانی که درست در شب قرائت بیانیه اجرائی شدن برجام، بین تهران و واشنگتن صورت گرفت، بیراهه رفتن است؟! بیراهه توجیه کسانی است که این تبادل را هم حاشیه ای کوچک در کنار رویداد بزرگ آغاز انجام تعهدات طرف غربی می شمارند و اهمیتی برای آن قائل نمی شوند، تا بتواند در هیاهوی تبلیغاتی تعلیق تحریم های هسته ای، این تبادل را جزئی و کم اهمیت جلوه دهند، یا آن را در برابر نعمت بی شمار برداشتن تحریم ها امری غیر قابل اعتناء تلقی کنند؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان,

حال آنکه اگر این تبادل جزئی از راه حل پرونده هسته ای ایران به شمار می رفت و هزینه ای بود که برای لغو تحریم ها، گریزی از پرداخت آن نداشتیم، پس لاجرم باید در متن توافقنامه برجام نشانه ای از آن یافت می شد؛ حال آنکه چنین نیست! و اگر قرار باشد این تبادل را جدای از برجام و نتایج آن تحلیل کنیم، باز جای این سؤال باقی می ماند که چرا تنها ساعاتی مانده به لحظه اجرای تعهدات طرف غربی، ناگاه این تبادل انجام می شود؟ جز اینکه طرف آمریکایی آغاز تعهداتش در برجام را منوط به آزادی جاسوسانش در ایران کرده است.
اما چرا طی این مدت این تبادل معنی دار مورد تحلیل و بررسی جامعی قرار نگرفته است؟ زیرا برای تحلیل آن ابتدا باید به این سؤال پاسخ داد که «در این میان چه داده ایم و چه گرفته ایم؟» و در پاسخ به این سؤال، اسامی زندانیان گمنام ایرانی آزاد شده توسط آمریکا و چرایی زندانی بودن آنها در این کشور به کلی تحت الشعاع یک اسم مشهور و یک جرم سنگین قرار می گیرد: «جیسون رضاییانِ جاسوس»
رضاییان همان کسی است که مدعی شده بود، حتی نوع آدامس رئیس جمهور ایران را می داند، او که در ظاهر فقط خبرنگار واشنگتن پست بود، موفق شده بود با نزدیکی به اطرافیان برخی مقامات عالی رتبه کشور اطلاعات محرمانه دسته اولی بدست آورد؛ محاکمه او ماه ها طول کشید و در طول همه این ماه ها، درخواست آزادی او ترجیع بند تمام سخنان مقامات آمریکایی از رئیس جمهور و وزیر خارجه تا نمایندگان کنگره و سنا در مورد ایران بود. او بر خلاف زندانی هایی که آمریکا آزاد کرد، فرد بی نام و نشانی نبود و ایالات متحده از روز اول دستگیری وی، تلاش هایش برای آزادی او را آغاز کرده بود. حداقل یک بار باراک اوباما، دوبار جان کری، دوبار وندی شرمن، یک بار سردبیر واشنگنتن پست در برنامه زنده ای در سی ان ان و بارها و بارها سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با نام بردن از او و بعضاً امیر حکمتی و سعید عابدینی خواستار آزادی فوری آنان شده بودند و حالا آزادی آنها یعنی رسیدن آمریکایی ها به خواسته ای که ماه ها برای رسیدن به آن تلاش می کردند. بنابراین برخلاف زندانی هایی که آمریکا آزاد کرد، آزادی معروف ترین جاسوس دربند ایران برای جامعه سیاسی و اطلاعاتی آمریکا بسیار معنادار است.
اما ایران در ازای آزادی جاسوس هایی که به حریم امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی تجاوز کرده بودند، چه چیزی دریافت کرده است؟ آزادی چند زندانی معمولی که حتی یک بار هم در هیچ یک از سخنرانی های مقامات کشورمان نام آنها نیامده و حتی مطلع ترین سیاسیون کشور هم هیچ یک از آنها را نمی شناسند. اگر این افراد از جنبه سیاسی امنیتی آنقدر برای دولت ایران مهم بودند که در ازای آزادی آنها بشود یک شاه مهره جاسوسی را آزاد کرد، چرا تا قبل این تبادل، ایران برای آزادی آنها هیچ اقدام و حتی کوچکترین اعتراضی نکرده است؟! چرا برخلاف مقامات آمریکایی، در سخن مقامات ایرانی ردی از تلاش و درخواست برای آزادی این زندانیان یافت نمی شود؟
اکثر زندانیان آزاد شده توسط آمریکا در ارتباط با اتهام دور زدن تحریم های ایران در این کشور محکوم به حبس شده بودند؛ جرم آنها خرید تجهیزات ماهواره ای و انتقال قطعات اکترونیک و صنعتی و تجهیزات فنی به ایران بوده است. یعنی صرفاً تاجرانی که آمریکا برای نمایش هژمونی قانون های تحریم ایران، آنان را حتی تا ۲۰ سال به حبس محکوم کرده بود. اما ایران چه زندانیانی را آزاد کرده است؟ آیا آنها هم با پرونده هسته ای ایران مرتبط بودند؟ خیر! ایران جاسوسان و خرابکارانی را آزاد کرده که هیچ ارتباطی با پرونده هسته ای نداشته اند؛ حال آنکه در تمام دنیا، جاسوسی و همکاری با دولت های خارجی و خصوصاً دول متخاصم، مجازات های بسیار سنگینی چون حبس ابد یا حتی اعدام را در پی دارد. به عنوان مثال اواسط دی ماه امسال، یک ایرانی در کویت به اتهام جاسوسی محکوم به مرگ شد و هیچ واکنشی هم در این رابطه از سوی دولت ایران مشاهده نشد!!
تلخ تر اینکه دیگر زندانی آزاد شده آمریکایی، یک مرتد بود که خلاف تمام موازین شرعی و قانونی جمهوری اسلامی، با راه اندازی جنبش کلیساهای خانگی اقدام به تبلیغ دین مسیحیت در بین مردم مسلمان ایران می کرده است.
قابل کتمان نیست که این تبادل یک باج سنگین به دولت آمریکا بود؛ چه این تبادل در پرونده ای مستقل و بی ارتباط با برجام تحلیل شود، و چه آن را امتیاز مکتوب نشده ایران به آمریکا برای اجرایی شدن برجام به حساب آوریم، حتی اندک رنگ و بویی از معامله برد-برد نخواهد داشت. آمریکا شاه مهره جاسوس خود را در مقابل آزادی تاجرانی که معلوم نیست در واقع امر چه جرمی مرتکب شده بودند، بدست آورد؛ خواسته چندین ماهه خود را که بارها و بارها در کلام عالیرتبه ترین مقاماتش تکرار شده بود، به کرسی نشاند؛ حتی زیر بار قبول جرم جاسوسی جیسون رضاییان هم نرفت و او به عنوان یک «خبرنگار مظلوم» که بی دلیل بازداشت شده بود، به کشورش بازگشت؛ و از همه مهم تر اینکه به تمام سرویس های جاسوسی دنیا پیغام داد که جاسوسی در ایران و تجاوز به حریم امنیتی جمهوری اسلامی چندان خطرناک نیست، و اگر این جاسوسی برای آمریکا صورت گیرد، حمایت تمام قد و همه جانبه ایالات متحده فرد جاسوس را از هر گزندی محفوظ نگه خواهد داشت.
اما با تحمل همه تلخی این رویداد ناگوار، باز هم یک پرسش مهم و حیاتی دیگر پا بر جا می ماند: تیم مذاکره کننده کشورمان، در مذاکره پشت پرده خود با آمریکا چه امتیازات دیگری داده و چه خواسته های دیگری را قبول کرده که روی کاغذ نیامده است؟!

,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه