مشارکت در انتخابات؛

شهید ابرکوهی در جبهه هم انتخابات را فراموش نکرد+ عکس

شهید ابرکوهی در جبهه هم انتخابات را فراموش نکرد+ عکس
تجلی حضور سیاسی رزمندگان اسلام در صحنه انتخابات بسیار مهم و قابل توجه است و شهید محمدعلی فلاح از ابرکوه با انداختن رای خود در صندوق تصویری تاریخی از خود به یادگار گذاشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سرو ابرکوه، در طول دوران دفاع مقدس، مسائل سیاسی کشور برای رزمندگان اسلام از اهمیت خاصی برخوردار بود و رزمندگان از این مهم غافل نبوده و تجلی همراهی دین و سیاست بودند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

رزمندگان هر جا لازم بود در صحنه بوده و به وظیفه الهی خود عمل می کردند.

,

برای نمونه، عکسی از شهید محمدعلی فلاح در هنگام رای دادن را در اینجا  مشاهده می کنید و این نشان دهنده مشارکت نظامیان در امر انتخابات و انداختن برگ رای به صندوق است.

,

تاریخ عکس در سال 1360 در منطقه کردستان ثبت شده که در آن زمان شهید سرباز تیپ 55 هوابرد بوده است.

,

مختصری از زندگینامه شهید:

,

چترباز شهید محمد‌‌علی فلاح مهر‌آبادی در‌‌چهارم آبان ماه سال 1340 در مهر‌‌آباد به دنیا آمد؛ دوره ابتدایی را در مهرآباد گذراند و بعلت فقر مادی خانواده نتوانست به تحصیل‌ادامه‌دهد. 12 ساله بود که برای  کار به شیراز رفت و در حین کار در مدرسه شبانه حکمت ثبت نام کرده و دوره راهنمایی را شروع کرد.

,

با شروع زمزمه های انقلاب، و حضورش در شیراز، روزها کار می کرد و شب ها را در کمیته‌ها و مساجد و خیابان ها به نگهبانی مشغول بود تا این‌که خدمت سربازی او فرارسید.

,

آن روزها به دستور امام خمینی سربازها، پادگان ها را خالی‌کرده و می‌بایستی دوباره به پادگان ها بر‌گردند او نیز دفترچه آماده به خدمت گرفت داوطلبانه روانه سربازی شد.

,

دوره آموزش را در کرمان گذراند و چون از طرفی علاقه زیادی به ورزش داشت در‌تیپ هوابرد شیراز مشغول خدمت شد.

,

دوره چتر بازی و دیگر فنون رزمی‌در هوابرد را آموخت و گواهینامه پایان آموزش چتر‌بازی را دریافت کرد و در این‌ حال گردانشان برای‌ سرکوبی ضد انقلاب روانه کردستان شد و در پاکسازی‌کردستان شرکت کرد و مخصوصاً در پاکسازی شهر بوکان‌ نقش بسزایی‌داشت‌.
در‌کردستان یک بار زخمی‌شد، ترکش خمپاره به پایش خورده بود و مدت نه ماه در‌کردستان بستری بود و خانواده اطلاعی نداشتند.

,
,

آن زمان، دشمن در‌حال شایعه‌سازی بود‌،‌ یک روز شایعه اسارتش را بدست‌کردها پخش شد،‌ یک روز شایعه شهید شدنش را در زندان دولتو پخش می‌کردند‌(‌چون در آن زمان بود‌که زندان دولتو‌که اسیران ایرانی در‌آنجا بودند‌،‌توسط عراق بمباران شد‌).

,

بالاخره بعد از این همه نگرانی ها، چشم انتظاری آنها به سر‌آمد و تیپ هوابرد از‌کردستان به شیراز بازگشت، ‌محمد علی هم برای‌ بیست و سه روز به مرخصی آمد در‌این‌ مدت خیلی عوض شده ‌بود‌. مرخصیش که تمام شد به پادگان بازگشت و‌مأموریت یافت‌ که به جبهه جنوب برود‌. ‌

,

دو ماه در‌‌‌جبـهه ‌جنوب بود تا این‌که در اوایل سال‌ 1361عملیـات فتح المبین آغاز شد‌ و رزمند‌گان با نبرد خود فتح‌المبین در تاریخ جنگ ایران و عراق پدید آوردند.

,

محمد علی هم با دیگر همرزمانش در‌جبهه شوش مشغول نبرد با دشمن متجاوز بود و در مرحله سوم عملیات فتح‌المبین در‌حالیکه 7  روز از عید نوروز می‌گذشت در سن 21 سالگی، به شهادت رسید و  در 11 فروردین ماه 1361 پیکر مطهرش در مزار لاله های مهرآباد در خاک آرمید.

,

انتهای پیام / ف

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه