در مدح آن زرشک پلو انتخاباتی:

عجب بخور بخوری بود دیشب...

عجب بخور بخوری بود دیشب...
بر پارچه های اطراف دیوار مهربانی، نامزد شهر ما چنان به زنان و کودکان سیاه شده از رنگ قیرگون شب و لعاب گرفته از فقر لبخند ملیح می زند که گویی تا قبل از انتخابات تن رنجور بسیاری از این کودکان را پوشانیده و نان بخور و نمیر چندین زن بی سرپرست را تأمین نموده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاهوخبر؛ بوی پیازداغ و خوراک مرغ در دانه دانه ی برنج هندی پیچیده و بعد از طی شدن از امحا و احشا دیگ های بار گذاشته شده به مشام تبلیغاتچی های سرتاپا سریش زده می رسد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهوخبر, ؛,

این بوی مطبوع غروب زده، چنان هر عابری را به سوی خود می کشد که گویی فرزندی در این خانه چهار دری به دنیا آمده و ولیمه ایی مهیا گشته تا به میمنت این میلاد، نان ها گلوله شود و بر جام خورشت زده وبه ته حلق شلیک گردد.

,

در کنار منزلی که ستاد مرکزیش نام نهاده اند ولوله ایی برپاست، دهها نفر با آویزان نمودن تصویر یکی از نامزدها بر گردن خویش، چنان هیا و هورایی راه انداخته اند که گویی  نامه آزادی از بردگی خویش را فریاد می زنند.

,

همین افراد چنان القاب و عناوینی به نامزد از همه جا بی خبر چسب می زنند که سر عابرین سوت می کشد وبا خود واگویه می کنند، عجب نامزدیه! یک شبه هم مهندس شده و هم دکتر..، تازه.. هم مدیرکل است و هم مشاور وزیر در وزارت...، ضمنا علاوه بر سیاستمدار و اقتصاددان وابسته به فلان سازمان، معاون امور حسابداری شرکت... نیز هست !

,

ومن بر سر خود می زنم که چطور با این همه شغل قصد خدمت به مردم در مجلس را دارد...! اصلا این به کنار...، من کارشناس ارشد 40 ساله ی بیکار به درک...! چگونه ست که برای استخدام 170خدمتگزارمراکز بهداشتی کردستان، 6 هزار لیسانس، فوق لیسانس و حتی دکتری، خویش را دیپلم جا می زنند که در آزمون  یک شرکت خصوصی شرکت نمایند، آن وقت حضرت کاندیدای شهر ما چندین شغل داشته و بدان نیز راضی نیست و در پی کسب کرسی سبز مجلس است...!

,

مگه شبانه روز این آقایان چند ساعت است که به این همه کار می رسند! منِ بیکار تازه در 24 ساعت روزانه کم میارم چه برسه به رسیدگی امور چندین شغل! مگه میشه... مگه داریم... !

,

روزگار غریبی ست...

,

بر پارچه های اطراف دیوار مهربانی،  نامزد شهر ما چنان به زنان و کودکان سیاه شده از رنگ قیرگون شب و لعاب گرفته از فقر لبخند ملیح می زند که گویی تا قبل از انتخابات تن رنجور بسیاری از این کودکان را پوشانیده و نان بخور و نمیر چندین زن بی سرپرست را تأمین نموده است.

,

در این شب ها...کوچه کوچه های شهر ما آغشته به بوی زرشک پلو و سریش شده و نامزدهای بی برنامه و بی مرام نامه زیادی به سلامتی خویشتن، جام هورا را سر می کشند، گویی که قرار است مردمان این شهر آزمایش و خطایی دیگری را  به آنان بسپارند... ؛ دیگر نمی دانند که مردمان این دیار آگاهی خویش را فدای پاچه ی رانِِ مرغ به دستان نمی کنند و سره را از ناسره تشخیص می دهند.

,

شام انتخاباتی را مولودی نامیدن خود از همه بدتر است...، به نام خدا و پیغمبر تبلیغ کردن عین نامردی و نامردمی در حق ملتی ست که خدایی دارند و خود بارها خالق حماسه هایی به رنگ اتحادراستین، دفاع جانانه و بصیرت روشنگرانه بوده اند؛  اگر چه شاید به سلامتی هر کی که نامزده،  زرشک پلو را هم نوش جان کنند- حال نامزدی آفا داماد باشد یا نامزد ی در انتخابات-  اما دیگر مرغ عزا و عروسی نمی شوند مهندس و دکتر جان...!

,

نویسنده: زرشک پلوخور این شب ها...

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه