دلنوشته یک رای اولی؛
بالاخره نوبت به من رسید
من یک رای اولی هستم 18 سال صبر کرده ام آن زمان گذشت که نگاه به رای دادن مردم می کردم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "ناصرون " بالاخره نوبت به من رسید، منی که میخواهم تاثیر گذار باشم، منی که میخواهم پاسدار انقلاب و خون شهدا باشم، منی که می خواهم مدافع کشور و حریم اهل بیت باشم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "ناصرون " ,بالاخره نوبت به من رسید، منی که میخواهم آینده را با آرزوهای زیبایم بسازم، منی که میخواهم در آینده دست آوردهای انقلاب سهمی داشته باشم منی که میخواهم دشمنان اسلام و انقلاب را ناامید کنم.
,بالاخره نوبت به من رسید، منی که میخواهم فتنه گر و ضد انقلاب را از صحنه روزگار محو کنم یک کلام من میخواهم قهرمان عرصه پیشرفت همه جانبه ایران اسلامی باشم.
,سالها صبر کرده ام و اینک بزرگ شده ام به من رای اولی میگویند به من می گویند مرد یا خانم ، و این افتخار من است و این آخرین رای من نخواهد بود ولی اولین مشت حضوری من بر دهان دشمن است.
,من یک رای اولی هستم 18 سال صبر کرده ام آن زمان گذشت که نگاه به رای دادن مردم می کردم الان نوبت به مهر کردن شناسنامه من رسیده، تا آینده ایران را نقاشی کنم الگوی نقش من امام و رهبری و شهدا هستند.
,بالاخره نوبت به من رسید، منی جبهه را ندیده ام همت ها،اسدی ها، باکری ها و خیلی ها را ندیده ام ولی عکس چهره پاکشان را نظاره کرده ام، ولی جنگ با دشمن الان را به خوبی لمس می کنم، مدافعان حرمی که لاله وار بر زمین می افتند تا یک رای اولی مثل من به پای صندوق برود، و من!، ومن!، ومن!، همسنگر خوب شهدا هستم.
,تو ای دشمن بیگانه بدان یک رای من 18 ساله بر تمام عالم استکبار می آرزد، من نسل علی اکبرم زیر بار ذلت نمی روم.
,و اما ای هم سن های من قرار ما روز 7اسفند 94 با تمام غرور و بصیرت بلوغ فکری و سیاسی خود را به همه نشان خواهم داد .همسنگران 18 ساله آماده باشید سنگر بصیرت خالی نماند.
,انتهای پیام/.
]
ارسال دیدگاه