سیاست پایدار انگلیس برای دخالت در مسائل داخلی ایران/
همیشه کار، کار انگلیسی هاست...!
برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان در طی روزهای آینده، نیازمند هوشیاری دولت و ملت و فراموش نکردن تاریخ برای پرهیز از تکرار آن است و با مدیریت صحیح و مهندسی روابط بین الملل از مضرات دخالت های آشکار و پنهان انگلیسی ها جلوگیری به عمل آید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاهوخبر؛ اگر برگ های تاریخ ایران را ورق زده و تعمقی در آن داشته باشیم به اعمال ورفتارهایی از ناحیه استعمار پیر بر می خوریم که سرنوشت بسیاری از مسائل سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی این کشور را تا همین چند سال پیش عوض کرده است. چنان اتفاقاتی روی داده که اگر دخالت انگلستان را از آن بیرون بکشیم، جز شوخی تاریخی چیزی از آن باقی نمی ماند، اما همین شوخی با ورود روباه مکار و رند سیاست باز اروپا باعث به فنا رفتن جان ها و مال های زیادی شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهوخبر,این روابط سیاسی استعمارگرانه بریتانیا در طی قرن ها ادامه داشته و ذهنیتی انفعالی و ایجابی برای هر ایرانی ساخته است، تا با هر سخن و کردار روباه پیر ، کار را کار انگلیسی ها بداند. با اهتمام به تاریخ گذشته و رفتارهای یکسان، استعماری و پر از دخالت انگلیس باعث می شود که در سیاست امروز ایران چاره اندیشی شده و مانع تکرار اتفاقات ناگوار دیگر شود، چرا که تاریخ داستانیست که ماحصل آن کسب تجربه و درس آموزی برای آینده است.
,بعد از پیروزی انقلاب اسلامی روابط ایران و بریتانیا همواره دستخوش تغییر و تحولات بوده است. زیرا که تاریخ شاهد است انگلیسیها در مسائل داخلی ایران دخالت های آشکار و پنهانی داشته اند و منافع و زیاده خواهی های خود را با استفاده از ایران گسترش داده اند؛ یعنی به ایران به عنوان کارت بازی نگریسته اند و در وقایع تاریخی مانند، نزاع با فرانسه در دوران ناپلئون و معاهده تیلسیت، ایران ابزاری برای اکتساب این منافع بوده و یا در دوران قاجار، هزاران کیلومتر از خاک این کشور پهناور را با ترفند ها و حتی جنگ ها جدا نموده اند و جایگاه خود را نزد ایرانیان به عنوان استعمار گر و روباه صفت تثبیت نموده اند.
,در اوایل قرن نوزدهم و دردوران قاجار شاهد اوج هجمه و هجوم بریتانیایی ها به ایران و منافع این کشور هستیم. دولت انگلیس با اعزام افرادی چون جان ملکم، آنتونی ایدن، ادموند آیرونساید و جیمز موریه به دربار فتحعلیشاه به مداخله مستقیم در سیاستهای داخلی ایران می پردازد. این نفوذ به حدی ست که ژنرالی انگلیسی بهنام آلن لیندسی بهعنوان ژنرالی در نیروهای نظامی ایران تحت فرماندهی عباس میرزا به کار گماشته میشود.
,اگر چه بیشتر این مسائل به بی عرضگی و عدم آشنایی با سیاست روز حکومت قاجار بر می گردد و دربار فاسد و ضعیف ایران با ورشکستگی مالی و بیکفایتی گسترده همراه بوده، اما انگلیسی ها نیز موقعیت را برای استعمار گری مناسب دیده و زمینه را برای مداخله فراهم می بیینند و چنان به سر این مرز وبوم می آورند که برگ های تاریخ هم جز واگویه ایی از آن نتوانسته اند بیان دارند.
,حتی معاهدات ننگین گلستان در سال 1813 و معاهده ترکمانچای پس از آن توسط سِر گورازلی کاردار و وزیرمختار وقت انگلستان با کمک دفتر روابط خارجی بریتانیا در لندن امضا می شود و همین دو معاهده کافی ست که نسل های بعدی ایرانیان به چشم خائن، روباه صفت و مخل نظم سیاسی و اجتماعی به انگلیسی ها بنگرند و هر کاری را کار انگلیس بدانند.
,اگر به در دوران معاصر بنگریم، در این دوران نیز جزکارنامه سیاهی از رفتار انگلیسی ها چیز دیگری در دست نیست؛ کودتای 1332 سبب رو شدن دستهای خائن و دخالت آشکار استعمارگران انگلیسی شد و با برملا شدن سازوکار امپریالیسیتی روباه پیر با کمک حافظه تاریخی مردم، سبب این شد که همگان فکر کنند همیشه کار، کارِ انگلیسیهاست و دستهای آنان پشت تمامی خباثتها و کژی ها پنهان شده است.
,سقوط دولت مصدق با کودتایی انگلیسی ــ آمریکایی آخرین برگ از مداخلات انگلیسیها در ایران است و پس از تشکیل کنسرسیوم نفتی در سال 1333 توسط نخست وزیر دستنشانده خود، سرلشکر فضلالله زاهدی توانستند بر بیش از نیمی از صنعت نفت ایران سلطه خود را تثبیت کنند و آرمانهای ملیگرایی و استعمارستیزی مندرج در خواسته استقلال و آزادگی ملت را بر باد دهند. اگرچه از نهضت ملی شدن صنعت نفت جز آرمانی باقی نماند ولیکن هیچگاه از خاطره ملت پاک نشد.
,با پیروزی انقلاب اسلامی و ظهور گفتمان ضدامپریالیستی و ضداستکباری رهبران نظام جمهوری اسلامی، روابط با بریتانیا رو به وخامت گرایید، این در حالی بود که با پیروزی انقلاب اسلامی، بریتانیا بهصورت یکجانبه تمامی روابط دیپلماتیک خود را قطع کرده و در حالی که در طول دوران دفاع مقدس و با ارسال تجهیزات نظامی از رژیم بعث حمایت میکرد، تا سال 1988 حاضر به بازگشایی سفارت خود نشد ودر پی ماجرای سلمان رشدی و فتوای حضرت امام(ره) ، با فراخواندن سفیر خود به کاهش سطح روابط بهصورت دفتر حفاظت منافع تا سال 1990 مبادرت ورزید. این روابط با سفر جک استراو به ایران در دولت اصلاحات در سال 1998 از سر گرفته شده و بهتعبیری نرمالیزه و عادی گردید. اگرچه این روابط با پستی و بلندیهای بسیار زیادی همراه بوده و در مواقع بسیاری قطع و از سر گرفته شده است.
,در جریان تحریمهای مربوط به غنی سازی اورانیوم توسط ایران، انگلستان دوباره به سیاست خود از ابتدای انقلاب که تا حدود زیادی با ایالات متحده همپوشانی داشته است روی آورد و آن تلاش برای نفوذ و رخنه در ارکان مملکت، ایجاد فشار بر ایران، و تغییر رفتار تهران با همسویی و تقویت ائتلافی بوده است که برای فشار آوردن و تحریم بر ایران بهرهبری آمریکا ایجاد شده بود. در همین راستا بایستی در نظر داشت که بریتانیا جزو اولین کشورهای تحریمکننده بانک مرکزی ایران بود و تاکنون به تمامی قطعنامههای ضدایرانی بهصورت پیوسته رأی مثبت داده است.
,اینک در سال 94 و با انجام انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان دراسفندماه،نیازمند هوشیاری دولت و ملت ایران و فراموش نکردن تاریخ برای پرهیز از تکرار آن است. با توجه به منطق جدید امپریالیسم بینالمللی که بهدنبال استعمار بهگونههای جدیدتر و غیرمحسوستر هستند، بایستی با مدیریت صحیح و مهندسی روابط بین الملل از معایب و مضرات دخالت های آشکار و پنهان انگلیسی ها جلوگیری به عمل آید و با یک سیاست همسو با منافع نظام و انقلاب اسلامی و با در نظر گرفتن مسائل امنیتی و استراتژیک دربرابر هر گونه دخالت ایستاد و دیگر مهره وکارت بازی استعمارگران و استکبار نشد، زیرا دولت هایی چون انگلیس براساس ذات حکومتی خود دخالت را از سرلوحه سیاست خارجی خویش پاک نکرده اند و کارها و برنامه های زیادی برای انتخابات 94 در ایران دارند و خود به این مَثٍل کنایه آمیز ایمان دارند که "کار کار انگلیسی هاست..." .
,انتهای پیام/م
,]
ارسال دیدگاه