وضعیت اصلاح طلبان در انتخابات پیش رو
تعلیق کشنده !
شاید با خود بگویید، پس حلقه کیان و امثال محمدرضا تاجیک و سعید حجاریان و حسین بشیریه و ... چه؟! پس طرح مکتب نوسازی و امثالهم چه؟!! پاسخ روشن است؛ نخبگان تحصیلکرده متمایل به اصلاحات، تحقق آرمانهای خود را در گروی اجرای عینی مکاتب غربی سوسیال دموکراسی و لیبرال دموکراسی می دانستند و در این میان برای اصلاح طلبان نقشی بیش از مدیریت اجرایی پروسه نیل به این مکاتب قائل نبودند؛ پس نیازی به صرف وقت و توان فکری خود برای تدوین مکتب و دکترین جدیدی خاص اصلاح طلبان نمی دیدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم زنجان، وقتی قرار میشود در رابطه با شعارهای اصلاحطلبان در انتخابات بنویسیم، ناخودآگاه یاد شعارهای دوم خردادی سید محمد خاتمی و حامیانش نظیر «تقدم توسعه سیاسی، فضای باز سیاسی، تقویت جمعیتهای مردمنهاد و فرهنگ تحزب، مطبوعات آزاد، قانونگرایی، جوانگرایی، شایستهسالاری، جذب مخالفین و تنشزدایی با جهان» میافتیم؛ شعارهایی که بسیاری از آنها به سبب فضای امنیتی دوره نخست وزیری موسوی و پس از آن اقتدارگرایی افراطی دوران هاشمی، به حدی برای جامعه جذاب بود که با اقبال بالای مردمی مواجه گشت. و همین موج توانست مجلس ششم را نیز همچون دولت هفتم، چنان فتح کند؛ که هاشمی (دشمن آن روزهای اصلاحات) با زحمت و حرف و حدیث بسیار در جایگاه آخرین برگزیده حوزه انتخاباتی سی نفره تهران، جای گرفت و طبعاً عطای حضور در چنین مجلسی را به لقایش بخشید!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان,اما چنانچه به دنبال دکترین مدونی برای گفتمان اصلاحات و تعریف علمی آرمان های اصلاح طلبان و یافتن نسبت این آرمان ها با واقعیت و برنامه عملیاتی ایشان برای محقق کردن این آرمان ها باشیم، هرچه بیشتر بگردیم نتیجه کمتری خواهیم یافت!
,شاید با خود بگویید، پس حلقه کیان و امثال محمدرضا تاجیک و سعید حجاریان و حسین بشیریه و ... چه؟! پس طرح مکتب نوسازی و امثالهم چه؟!! پاسخ روشن است؛ نخبگان تحصیلکرده متمایل به اصلاحات، تحقق آرمانهای خود را در گروی اجرای عینی مکاتب غربی سوسیال دموکراسی و لیبرال دموکراسی می دانستند و در این میان برای اصلاح طلبان نقشی بیش از مدیریت اجرایی پروسه نیل به این مکاتب قائل نبودند؛ پس نیازی به صرف وقت و توان فکری خود برای تدوین مکتب و دکترین جدیدی خاص اصلاح طلبان نمی دیدند.
,به هر حال نباید فراموش کرد، در همین محافل بود که در دوران خودِ خاتمی، طرح گذر از خاتمی هم کلید خورد! و چالشهای درونی و درگیریها و سیاستزدگی دولت خاتمی و مجلس ششم و شورای اول تهران، که جز غفلت صاحبان قدرتِ وقت، از توجه به دغدغههای اصلی تودههای مردم، ثمری نداشت؛ در کنار سیاست خارجی ناکارآمدی که بسیاری از مردم آن را عین وادادگی و عامل آسیب به غرور ملی خود می دیدند، به چنان چالش فراگیری تبدیل شد که در هر دو حوزه گفتمانی و عملکردی، اصلاح طلبان را با افت شدید مقبولیت عمومی موجه ساخت و موجب شد، جایگاهی را که برای خود ابدی می پنداشتند به سرعت به رقبا واگذار کنند.
,با روی کار آمدن دولت محمود احمدینژاد، اصلاحطلبان به کمک هاشمی رفسنجانی که به مدد ائتلاف سلبی شکل گرفته در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم بدل به متحد جدید ایشان شده بود، تمام توان تبلیغاتی و رسانه ای خود را برای تخریب رئیس جمهور جدید متمرکز کردند، تا در انتخابات ریاست جمهوری دهم کار او را به هر قیمت ممکن یکسره کنند. در این شرایط سید محمد خاتمی با وجود اعلام کاندیداتوری اولیه در نهایت ناچار شد به نفع میرحسین موسوی کنار رود تا تمام ظرفیت اصلاحطلبان به پای میرحسین موسوی ریخته شود. اما با همه این تمهیدات، باز هم این محمود احمدینژاد بود که توانست به پشتوانه پایگاه مناسبی که با عملکرد چهار سال قبل خود، در شهرهای کوچک و روستاها ساخته بود، و زیرکی های خاصی که طی مناظرات انتخاباتی نشان داد، پیروز میدان شود.
,اما اصلاح طلبان این بار قصد عقب نشینی نداشتند و می خواستند به هر قیمت ممکن، سال 88 را تبدیل به نقطه عطفی برای اصلاحات کنند. پس با اسم رمز تقلب هواداران خود را به کف خیابانها کشیدند و با دامن زدن به اعتراضات غیرقانونی خود، عملاً در قامت اپوزیسیون نظام ظاهر شدند. البته در مقابل، نظام هم برای حفظ نظم و امنیت عمومی، برخورد با آشوبگران را تشدید کرد که تبعات ناخواسته ای را برای کشور و مردم به همراه داشت. البته در این میان عده محدودی از اصلاح طلبان عاقل تر هم سیاستِ سکوت را در پیش گرفتند. به هر روی این وقایع تلخی که فتنه 88 نام گرفت، به معیار و خط قرمز نظام برای ورود به عرصه انتخابات های بعدی مبدل شد.
,اصلاحطلبان که در وقایع 88، نه تنها نتوانستند به هدف اصلی خود یعنی ساقط کردن احمدی نژاد از ریاست جمهوری دست یابند، بلکه با خطر حذف همیشگی از سپهر سیاست ایران نیز روبرو شدند، اینبار رَحِمِ اجارهای جریان منزوی شده راست سنتی را برگزیدند و با تحکیم ائتلاف موقتی پیشین خود با هاشمی رفسنجانی، محمدرضا عارف را مجبور به انصراف به نفع گزینه مطلوب وی کردند، تا با بهره بردن از تشتت و غفلت اصولگرایان، قبای ریاست جمهوری را بر تن حسن روحانی کنند؛ آنچنان که رئیس دولت یازدهم در پیام پیروزی خود صراحتاً از حمایتهای خاتمی و هاشمی رفسنجانی تقدیر کرد.
,جریان اصلاحات نیز با بهره برداری از فرصت پدید آمده به ترمیم خود پرداخت و با راه اندازی احزاب جدیدی چون «حزب اتحاد ملت» و «حزب ندای ایرانیان» سعی کرد جای خالی احزاب مشارکت و مجاهدین منحل شده در جریان فتنه 88 را پر کند!
,مجلس نهم با مدیریت علی لاریجانی، چالشی جدی با دولت روحانی و برنامه های وی نداشت و تصویب بیست دقیقه ای برجام بدل به نماد همراهی حداکثری مجلس با دولت شد؛ دقیقاً از همینرو است که دولت راستگرای روحانی متمایل به ائتلاف با طیف لاریجانی شده است، که هرگز پتانسیل تبدیل شدن به آلترناتیوی برای خارج ساختن قوه مجریه از دست وی را ندارد. اصلاحطلبان نیز با درک این شرایط و خصوصاً با تجربه اینکه در دولت روحانی سهم چشمگیری از کرس های دولت را تصاحب نکردهاند، مصمم شدهاند تا با محوریت عارف، نقشآفرینی جدیتری در انتخابات پیش رو داشته باشند.
,برخلاف اصولگرایان که از پیش در قالب لیستی واحد اجماع کرده بودند، اصلاحطلبان در مرحلهی نخست منتظر اعلام نتیجهی تأیید صلاحیتها بوده و صراحتاً اعلام کردند از انتخابات قهر نخواهند کرد. آنچه روشن است، این است که اصلاحطلبان هنوز هم شعار و تاکتیک روشنی برای انتخابات پیش رو علنی نکرده و در تحقق شعارهای دهه هفتادی خود نیز در زمان قدرت موفقیت چشمگیری را ثبت نکردهاند. آنها از به روز کردن شعارهای خود غفلت کردند. شعارهای دهه هفتادی اصلاحات دیگر جاذبهی بالایی را در بین تودهها و حتی طبقهی متوسط ندارد.
,تا پیش از این اصلاحات و دولت کوشیده بود از محمود احمدینژاد غولی را بتراشند و در محضر آن به انسجام و بسیج رأی بدنهی خود بپردازد؛ اما با استمرار روزهی سکوت سیاسی احمدینژاد و عدم نقشآفرینی جدّی وی و از سوی دیگر تصویب برجام در مجلس و بالا رفتن توقع مردم از دولت، اصلاحطلبان در حالت تعلیق، هماکنون در حال ارزیابی شرایط و انسجام ساختاری خود هستند.
,از شرایط موجود روشن است طیف میانهروی اصلاحات که خواهان اتحاد با دولت هستند، از قدرت بیشتری برخوردارند و بعید به نظر میرسد در حالی که اصولگرایان به لیست واحدی رسیدهاند، اصلاحطلبان حساب خود را از دولت تفکیک کنند. از همین رو پیشبینی میشود با شعارهایی همچون حمایت از دولت و اجرای صحیح برجام مواجه هستیم.
,دیگر اکنون روشن است که با وجود مظلومنمایی بابت ردصلاحیتها، تاکتیکِ اصلاحات - اعتدال، مشارکت فعال در انتخابات و فتح بهارستان است. این را میتوان از سخنرانی حسن روحانی و پیام سید محمد خاتمی به وضوح دریافت. آنچنان که رئیس دولت به صراحت بیان میکند گاهی اوقات انتخابات بسیار دشوار میشود اما همه باید در هر شرایطی هفتم اسفند پای صندوق انتخابات حاضر شویم و سید محمد خاتمی نیز با اشاره به شرایط منطقه و نعمت امنیت در کشور، ضمن انتقاد از تنگنظریها خواهان مشارکت مردم در انتخابات میشود. حتی به گزارش بیبیسی ابراهیم یزدی هم که بعد از مهدی بازرگان به عنوان دبیر کل نهضت آزادی شناخته میشود، مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کرده است.
,با توجه به موضعگیریهای هاشمی رفسنجانی پُر واضح است که لیست نهایی ترکیبی از اصلاحطلبان و حامیان دولت است. همچنین برخی از اصولگرایان نزدیک به هاشمی رفسنجانی نیز با لیست موسوم به صدای ملت در انتخابات حاضر خواهند شد که لیدری این جریان هم به عهدهی علی مطهری است. با این حال خبرگزاری فارس و چندین کانال حامی اصلاحات مدعی شدند اصلاحطلبان، اعتدالیون و صدای ملت به ائتلاف رسیده و لیست مشترکی را ارائه خواهند کرد.
,با شروع مهلت قانونی انتخابات هم روشن شد که بنرهای انتخاباتی اصلاحطلبان با تصاویر هاشمی و سید حسن خمینی منتشر خواهد شد تا این جریان سیاسی بتواند از رد صلاحیت سید حسن خمینی بیشترین بهرهی تبلیغاتی را جهت بسیج نیروهای خود به کار گیرد.
,با همهی این شرایط باید سخنان الیاس نادران را نیز مدنظر قرار داد. وی معتقد است:"لاریجانی در دورهی بعدی مجلس رقیب جدی برای ریاست ندارد." در بین شعارهای اصلاحطلبان هم روشن است که بنای رقابتی را با شخص لاریجانی تدارک ندیدهاند؛ خصوصاً که نقش وی در تأیید برجام نقشی تاریخی محسوب میشود.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه