تأملی در توئیت‌های جدید آقای هاشمی؛

هاشمی درباره مردم چه فکری می‌کند؟

هاشمی درباره مردم چه فکری می‌کند؟
واژه‌ی «مردم» در گفتمان سیاسی هاشمی رفسنجانی، در زمان‌های مختلف، معانی متفاوتی پیدا می‌کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، این روزها هاشمی به‌شدت مردمی شده است. در توئیت‌هایش از مردم و رأی آنها می‌گوید و خواست آنها را به همه‌ی اراده‌های جناحی، ترجیح می‌دهد. هاشمی در اولین پیام توئیتری پساانتخاباتی خود گفت: «هیچ کسی یارای مقاومت در مقابل خواست اکثریت مردم را ندارد و هرکسی را مردم نخواهند باید کنار برود» او هم‌چنین در تازه‌ترین پیام مجازی خود نوشت:«مردم از روحانیتی که حق نگوید، رو برمی‌گردانند.»

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

فارغ از درستی و یا نادرستی پیام‌های نفر اول خبرگان تهران، باید گفت که چرا هاشمی این‌گونه سخن می‌گوید؟ پاسخ این سؤال را قطعا باید در سیاست عملگرای او جستجو کرد.

,

هاشمی همیشه جامعه را به اکثریت و اقلیت تقسیم می‌کند و در سیاست عمدتا نگاهی دوقطبی دارد. در اندیشه‌ی هاشمی، یکی از این قطب‌ها حتما و همواره خود اوست و قطب دیگر را منتقدان و مخالفان او تشکیل می‌دهند. «اکثریت» طبق گرایشی که به مرام او دارند، به خوب و بد، شهری و دهاتی، روشنفکر و کوته‌فکر، خط امامی و انحرافی، انقلابی و ضدانقلابی، و در آخرین ورژن به تندرو و معتدل تقسیم می‌شوند.

,

هاشمی اکنون با خواست اکثریت در تهران مواجه شده و همین موضوع کافی است تا پیروزی خود را به رخ رقیبان سه‌گانه‌اش جنتی، یزدی و مصباح بکشد. هاشمی در حالی مدعی «مردم از روحانیتی که حق نگوید، رو برمی‌گردانند» می‌شود که او در انتخابات مجلس ششم، وضعیتی شبیه حدادعادل در هفتم اسفند را داشته و به «آقا سی» مشهور شده بود. هاشمی امروز از «مردم» می‌گوید و معتقد است «هرکسی را مردم نخواهند باید کنار برود» و این درست نقطه‌ی مقابل عملکرد هاشمی، پس از شکست در انتخابات 84 است. «مردم» در آن سال، «استاندار» ناشناخته‌ی هاشمی را به خودش ترجیح داده بودند.

,

واژه‌ی «مردم» در گفتمان سیاسی هاشمی رفسنجانی، در زمان‌های مختلف، معانی متفاوتی پیدا می‌کند. عموما هاشمی سعی دارد «مردم‌سالاری دینی» را در میزان گرایش مردم به خودش، تحلیل کند. مثلا در انتخابات سال 88 که بیشتر از شکست موسوی، از پیروزی 24 میلیونی احمدی‌نژاد ناراحت بود، نه تشکری از مردم می‌کند و نه برای انتخاب آنان احترام قائل می‌شود. اما انتخابات سال 92 را که از دل آن حسن روحانی با آرای لب‌مرزی بیرون می‌آید، مهد دموکراسی و مردم‌سالاری می‌نامد.

,

به نظر می‌آید هاشمی بیشتر از «مردم‌سالاری دینی»، به «هاشمی‌سالاری دینی» علاقمند است و عقبه‌ی سیاسی او این ادعا را ثابت می‌کند.

,

از طرفی نتایج انتخابات خبرگان، با گفتمان‌سازی توئیتری او جور در نمی‌آید. مثلا هم‌استانی‌های هاشمی، در کرمان، سید احمد خاتمی را به عنوان نفر اول، راهی مجلس خبرگان نمودند و دو منتخب دیگر این استان نیز از فهرست جامعتین می‌باشند. «مردم» در خراسان رضوی، نه بزرگی به یاران هاشمی گفتند و به هر 6 نفر از فهرست جامعتین رأی دادند. رأی «مردم» در اصفهان نیز اصلا رنگ اعتدالی نداشت و هر 5 نفر فهرست جامعتین به خبرگان راه یافتند. «مردم» استان‌های خراسان شمالی، خراسان جنوبی، ایلام، چهارمحال و بختیاری، زنجان و مرکزی به چهره‌های معرفی‌شده‌ی جامعتین رأی دادند. هر 4 نماینده خبرگان «مردم» مازندران، در لیست جامعتین هستند و تنها یک نفر از آنها در فهرست اعتدال نیز حضور داشته است. در سایر استان‌ها مانند آذربایجان شرقی، قم، البرز، بوشهر، آذربایجان غربی و خوزستان بیشتر منتخبین «مردم» از لیست جامعتین هستند و در مواردی نیز منتخبان به صورت مشترک در هر دو فهرست جامعتین و اعتدال حضور دارند.

,

با این وجود آیا هاشمی باز هم به توئیت‌های مردمی خود ادامه می‌دهد؟

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه