وصیتی از جنس نور بر تارو پود چتر منور
شهید یعقوب شکاری از شهدای تخریب شهرستان سراب وصیت نامه خود را بر تار و پود چتر منور نگاشته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صدای سراب, یعقوب شکاری از شهدای اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. در سن ۲۸ سالگی به جبهه های دفاع مقدس اعزام شد. او در مدت ۳ سال حضور در جبهه تبدیل به یکی از نیروهای زبده اطلاعات و عملیات سپاه در جنوب غرب کشور شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صدای سراب,وی در بیستوپنجم فروردین ماه سال ۱۳۶۳ پس از پایان عملیات بدر به شهادت رسید.
,وصیت نامه این شهید بزرگوار بر روی چتر منور نگاشته شده که در ادمه تصاویری از شهید والا مقام و وصیت نامه وی را تقدیم می کنیم.
,
,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,

,
, ,
در ادامه مروری می کنیم به نامه شهید به همرزمانش.
,متن نامه برادر شهید یعقوب شکاری به همسنگرانش
,سلام و درود بر منجی عالم بشریت، سلام و درود بر امام امّت، سلام و درود بر رزمندگان اسلام، سلام و درود بر شب زندهداران و سلام و درود بر شهیدان، برادران با چه زبانی با شما صحبت کنم با زبانی که غیبت کرده و با زبانی که تهمت زده وای بر من، وای بر من، برادران مرا ببخشید
,,
دلم میخواهد قسم بخورم تا مرا ببخشید و حتماً لیاقت قسم خوردن هم ندارم چطور بگویم وقتی به خودم و به گناهانم نگاه میکنم لرزه به جانم میافتد، خدایا مرا ببخش. خدایا بخاطر این رزمندگان پاکدل، قوی دل، با ایمان، با تقوا مرا ببخش، خدایا میترسم از آن روز که در مقابل شهداء در مقابل همسنگران پرده از روی گناهان برداری، خداوندا نمیدانم غافل بودم میدانم گناهکار بودم و میگویم اشتباه کردم غفلت کردم، خدایا ندانستم، تو را به حق شب زندهداران مرا ببخش، برادران میدانم که چقدر به شما اذّیت کردم، خوب میدانم که چقدر به شما زخم زبان زدم، میدانم که چقدر پشت سر شما غیبت کردم، تهمت زدم وای بر من، برادران حالا فهمیدم که چه کردم، چه کارهای بدی انجام دادم، برادران دیگر روی نداشتم خودم بیایم؛ از شما حلالّیت میخواهم و شما برادران مرا حلال کنید، برادران نمیدانم در روز قیامت جواب شهدا را چه میدهم، جواب امام و روحانیون را چه میدهم، امامی که ۱۵ سال دور از وطن ماند تا آخر به ما نجات داد. از شر شیطان و راه را به ما نشان داد تا درست برویم و باز بعضی جاها شیطان مرا نگذاشت مرتکب به گناه شدم، غیبت برادرانم را کردم، برادران از همه شما تک، تک حلالّیت میخواهم، بهخصوص از برادران واحد شهدای کربلا و بخصوص از همسنگران که با هم بودیم یک زمان،
,برادران از شما با دل سوزان میخواهم در حقّ من دعا کنید تا خداوند مرا ببخشد،
,برادران در جنگ ثابت قدم باشید و توکّل بر خدا بکنید که خدا بزرگ است.
,برادر کوچک شما- یعقوب شکاری
,۵/۱۲/۱۳۶۳
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه