خاطره ای از زبان یک دوست درباره شهید کوچک زاده
شهادت اتفاقی نیست
آدم هارا باید از سبک زندگی شان شناخت. اعتقادم این است حامد قبل از عزیمت به سوریه و دفاع از حرم عقیله بنی هاشم ، خاص بود و خاص زیست و برای شهادت، انتخاب شد![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ۸۰۰۰ قهرمان، آنچه می خوانید خاطره ای است از زبان دوست و همسایه حامد کوچک زاده در باره این شهید گرانقدر:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ۸۰۰۰ قهرمان,مادر مرحومش او را از سوار شدن بر موتور منع کرده بود! حامد را می گویم. سابقه تصادف داشت و حاج خانوم نگرانش بود . روحیه اش به موتور کراس می خورد! برای آدمی مثل او که در مسیر حق و حقیقت شتابان می تاخت، یک وسیله تند رو نیاز بود!
,یک بار موتورش را دزدیدند. ملامتش کردم که آخر مرد حسابی، چرا یک قفل درست و درمان نمی بندی به بدنه این زبان بسته ؟ می گفت بیخیال! صبح ها که می خواست سر کار برود، با جثه لاغرش، موتور به آن سنگینی را هل میدادو می برد تا سر خیابان. که نکند صدای روشن شدن موتور، همسایگان را از خواب بیدار کند.
,دو سال همسایه بودیم.به آداب همسایگی کاملا مسلط بود! همه چیز را رعایت می کرد. از تفکیک زباله های تر و خشک گرفته، تا سر وقت زباله ها را به دم در آوردن و تحویل نیروهای شهرداری دادن.
,آدم هارا باید از سبک زندگی شان شناخت. اعتقادم این است حامد قبل از عزیمت به سوریه و دفاع از حرم عقیله بنی هاشم ، خاص بود و خاص زیست و برای شهادت، انتخاب شد!
,یادش گرامی
,الف. حسینی
]
ارسال دیدگاه