نقش هاشمی در فتنه ها؛ خیزهایی برای قدرت

نقش هاشمی در فتنه ها؛ خیزهایی برای قدرت
شکست هاشمی در فتنه 88 مانع از آن نشد که باز هم به قدرت از دست رفته نیندیشد بخصوص اینکه به خاطر رفتارهای افراطی از ریاست مجلس خبرگان نیز برکنار گردید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گام نیوز نصرالله شفیعی*: انتخابات هفتمین دوره ی ریاست جمهوری تفاوتی اساسی با سایر انتخابات پیش از خود داشت و آن رقابت واقعی دو دیدگاه و تفکر سیاسی بود. دو نفر پا به عرصه ی رقابت گذاشته بودند که هر دو به معنای واقعی خواستار پیروزی بودند. مردمی که از این دو نفر نیز حمایت می کردند همین اندیشه را در سر می پروراندند. از این روی بود که سخت ترین رقابت ها در این دوره اتفاق افتاد.  
در این میان مسائلی در دوران تبلیغات انتخاباتی مطرح شد که جز گذر زمان نمی توانست عمق آن را روشن سازد. رقابت میان ناطق نوری رئیس مجلس شورای اسلامی به عنوان یک چهره شناخته شده برای همه ی مردم و خاتمی به عنوان چهره ای که برای توده ی مردم به درستی شناخته شده نبود. با شروع شدن تبلیغات غیر رسمی و رسمی، یک نکته به مرور بسیار برجسته شد و آن احتمال تقلب در انتخابات. این جمله در رسانه های طرفداران خاتمی بسیار پررنگ بود: مردم خاتمی می نویسند ناطق بیرون می آید. خیلی ها در آن زمان طرح این مسأله را یک شیوه ی تبلیغاتی و یا جنگ روانی، ازسوی رقیب ناطق نوری تلقی می کردند تا بدینوسیله با افکندن بذر تردید در دل های مردم و ایجاد مظلومیت برای آقای خاتمی سبد آراء مردم را به سوی او سرازیر نمایند. هرچند که این خود یک هدف بود ولی هدف اصلی نبود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گام نیوز,
,


در این میان هاشمی رئیس جمهور بود و برگزار کننده ی انتخابات. مردم در آن ایام به شدت از عملکرد دولت هاشمی ناراضی  و خشمگین بودند به طوری که اگر احساس می کردند کاندیدایی هم فکر و هم نظر هاشمی است با او به شدت مخالفت می کردند و نگاه به ناطق نیز این گونه بود. در این میان خاتمی ماهرانه وارد صحنه ی انتخاباتی شد به ظاهر منتقد هاشمی و در پنهانی و پشت پرده با هاشمی. همه ی جناح رقیب با ایجاد جنگ روانی به موضوع تقلب دامن می زدند. در این میان با کمال ناباوری آقای هاشمی نیز در خطبه نماز جمعه نگرانی خود را از احتمال تقلب در انتخابات مطرح کرد! این در حالی بود که آقای هاشمی خود رئیس قوه ی مجریه و مسئول برگزاری انتخابات بود. یعنی اولین کسی که در برابر هر نوع تقلبی در انتخابات باید پاسخگو باشد او هست. هرچند خیلی ها به این مواضع هاشمی در آن موقع انتقاداتی داشتند ولی شرایط زمانی به گونه ای نبود که دلیل اصلی این موضع گیری هاشمی و طرفداران خاتمی، تحلیل و تبیین گردد. اگر قرار بود تقلبی صورت گیرد اولین نفر باید آقای هاشمی پاسخگو باشد. چون جز با تبانی و همکاری عوامل اجرایی امکان تقلب در انتخابات وجود ندارد. و همه ی عوامل اجرایی نیز توسط دولت هاشمی تعیین می شدند. شورای نگهبان که فقط مسئولیت نظارت را بر عهده داشت و در زمینه ی اجرایی هیچ دخالتی نمی کرد. پس علت اینکه این شبهه از سوی هاشمی که به طور رسمی مطرح شد چه بود؟ هاشمی در آن موقع به این سؤال هم پاسخ نداد که اگر قرار است تقلبی صورت گیرد نقش دولت اوبرای جلوگیری از تقلب چیست؟ قبل از پاسخ اصلی به علت طرح مسأله تقلب باید به این نکته هم اشاره شود هاشمی همواره خود را از ارکان نظام می دانست و خود را محق می دانست که لحظه ای از مدیریت کلان نظام خارج نشود. از همین روی در اواخر دولت دوم هاشمی، به شدت طرح تغییر قانون اساسی برای مادام العمر کردن ریاست جمهوری هاشمی در فضای رسانه ای تبلیغ شد که سرانجام با مخالفت صریح رهبر معظم انقلاب این غائله پایان پذیرفت.

,
,

 

,

حال بعد از پایان دولت هشت ساله هاشمی زمینه خارج شدن او از گردونه ی مدیریت کلان نظام آغاز شده است و به همین خاطر هاشمی باید به فکر مهندسی جامعه برای بازگشت مجدد خود در صحنه ی مدیریت اصلی و نه حاشیه ای کشور باشد. او می دانست که مسئولیت جدید ریاست مجمع تشخیص مصلحت برای او که از اول انقلاب تا حالا یکی از صحنه گردان های اصلی در کشور بوده، آش دهن سوزی نیست و باید هر طور شده خود را دوباره در ارکان اصلی قدرت مشاهده نماید. با توجه به اینکه در انتخابات دوم خرداد 76 به ظاهر هاشمی هیچ جایگاهی در ارکان قدرت ندارد. می طلبد که  باید به فکر بازسازی این جایگاه باشد. او می داند که ناطق نوری به او وفادار است و حتی در تبلیغات خود چه به  طور رسمی یا غیر رسمی عملکرد هاشمی را زیر سئوال نبرده است ولی می داند که با توجه به حامیان آقای ناطق در انتخابات، او نمی تواند نقش آفرین اصلی باشد. از این روی باید از خاتمی حمایت کند چون او بهتر می تواند مجری سیاست های او باشد. او رئیس جمهور است و مجری انتخابات و قانونا نمی تواند از خاتمی به شکل علنی حمایت نماید به همین خاطر فائزه دختر او این مأموریت را از سوی پدر بر عهده می گیرد و شهر به شهر برای خاتمی تبلیغ می کند.

,


او در کنار حمایت پشت پرده از خاتمی، مسأله تقلب را مطرح می کند تا بتواند بار دیگر به نقش آفرین اصلی در صحنه ی مدیریت تبدیل شود. اگر خاتمی رأی آورد او خود را پیروز میدان قلمداد می کند و می تواند نقش سایه را در حکومت خاتمی داشته باشد تا بدان حد که دیدیم در دولت خاتمی کارگزاران دوباره به حاکمیت راه پیدا می کنند و مصادر اصلی دولت خاتمی را بر عهده می گیرند. اگر خاتمی رأی نیاورد نقشه ی دومی محقق می شود یعنی القاء تقلب و کشاندن مردم به خیابان ها و ایجاد فتنه ای هم چون فتنه 88. اینکه سرانجام این فتنه و این نزاع خیابانی که به احتمال زیاد با حضور میلیونی مردم نیز صورت می گرفت چه خسارت هایی برای نظام ایجاد می کرد بهترین قضاوت در این مورد ارزیابی خسارت های سنگین فتنه 88  است. هاشمی در این فتنه نیز می توانست نقش آفرین باشد و البته معلوم نبود که سر این فتنه به کجا می انجامد و چه کسانی در حاکمیت در معرض اعتراض و حمله مردم قرار خواهند گرفت. (دقت شود.) بدون تردید هر کسی در معرض این فتنه قرار می گرفت قطعا هاشمی نبود نه تنها نبود بلکه او قهرمان این میدان اعتراض مردمی نیز به حساب می آمد. از این رو است که هاشمی مأموریت جدید خود را در آستانه دوره هفتم ریاست جمهوری طراحی می کند. خاتمی پیروز می شود و او نقش اصلی پشت صحنه ی خود را حفظ می کند تا زمینه مجدد برای حضورش فراهم گردد. انتخابات مجلس ششم نزدیک می شود و او خود را برای کاندیدا شدن آماده می سازد تا با راه یابی به مجلس بتواند باز هم به ریاست مجلس راه پیدا کند یعنی حضور مجدد در ارکان حاکمیت. به همین خاطر علی رغم اینکه به مجلس ششم راه پیدا می کند ولی با توجه به ترکیب مجلس و عدم امکان حضور او در جایگاه ریاست مجلس، انگیزه ای برای حضور خود در مجلس پیدا نمی کند و از نمایندگی مردم تهران استعفا می دهد.

,
,


نکته ی دیگری که باید به آن توجه کرد فتنه 18 تیر ماه 1378 بود. موضع هاشمی و اطرافیانش در این خصوص چگونه بود؟ به نظر می رسد او در برابر این فتنه که کیان نظام جمهوری اسلامی را نشانه رفت موضع قاطع و قابل قبولی نگرفت. نه تنها موضع قاطع نگرفت بلکه به دل دلسوزان نظام خون هم کرد. حسین فدایی خطاب به هاشمی می گوید: «پس از کودتای نرم و غائله 18 تیر78 که همه ی نیروهای حزب الله را نگران کرد،گروه های سیاسی اصولگرا گرد هم جمع شدند، تا چاره اندیشی کنند. آن ها وفاق در بین همه ی وفاداران نظام را ضروری دانستند و جهت شکل گیری این وفاق محوریت شما را جمع بندی کردند و همگی خدمت رسیدند  و تحلیل خود را ارائه دادند و از شما برای محوریت وفاق همه ی نیروهای معتقد به نظام دعوت کردند. اما شما علی رغم قبول تهدیدها و چالش ها و ضرورت وفاق و و حدت، فرمودید که دوم خردادی ها در قدرت هستند و شما در ضعف هستید و من هم فرا جناحی هستم و تحقیرآمیز گفتید دلم برای شما می سوزد و حاضر نشدید به وحدت حزب الله کمک کنید! و ما چه می دانستیم که بنا دارید با مخالفین خود ائتلاف کنید!؟ هرچند اگر در انتخابات دوم خرداد دقت می شد معلوم بود که طراحان کارگزار و آقایان مرعشی و کرباسچی از فعالان صحنه هستند. آنان اولین کسانی هستند که اتهام ناجوانمردانه تقلب را به جمهوری اسلامی زدند و صریحا تبلیغ کردند که در پای صندوق های رأی مردم می نویسند خاتمی ولی خوانده می شود ناطق. شما می دانستید و توی دهان آن ها نزدید و بلکه آن را فرصتی تلقی کردید تا نامزد مورد نظر حزب الله رأی نیاورد».
از سوی دیگر نقش فائزه هاشمی در شعله ور کردن آتش کوی دانشگاه در سال 1378 را نیز نباید از یاد برد. بعید است که بتوان پذیرفت فائزه هاشمی چنین اقداماتی را انجام دهد و احتمال دهد که پدر از انجام  آن ها ناراضی است. رفتار فائزه را می توان رفتار رادیکال هاشمی در پشت پرده تلقی کرد. اینجا است که باید نقش هاشمی را به درستی در فتنه 78  تجزیه و تحلیل کرد.
به هر حال با درایت و بیداری مردم، فتنه 18 تیر 78 نیز به ظاهر خاموش گردید. فتنه ای که فتنه گران به صراحت اشغال بیت رهبری را هدف گرفته بودند. آن وقت آقای هاشمی می گوید من فراجناحی هستم. مگر فتنه 78 نزاع بین جناح های سیاسی بود یا انقلاب و ضدانقلاب؟!  

,
,
,
,


آری هاشمی مجبور است پشت پرده فضای دوران اصلاحات را رصد کند تا انتخابات ریاست جمهوری نهم فرا رسد. او با همه ی زمینه سازی هایی که کرده، کاندیدای ریاست جمهوری می شود؛ ولی در یک ماراتن سخت از احمدی نژاد که روزی استاندار دولت او بوده می بازد. او این شکست را نمی پذیرد و انگ تقلب به ان می زند ولی این تیر آن قدر کاری نیست که بخواهد برای او نتیجه ای داشته باشد. او از نقشه ی راهی که برای خود طراحی کرده غافل نمی شود و به همین خاطر بیشترین سم پاشی را در طول هشت ساله ی دولت احمدی نژاد می کند. او به احمدی نژاد نه به عنوان یک رقیب بلکه به عنوان یک دشمن می نگرد. در حالی که در عرف همه ی نظام های دموکراتیک رقیبان بعد از انتخابات روابط معمولی خود را با یکدیگر از سر می گیرند. او هم چنان به رأس هرم قدرت چشم می دوزد ودر سال88 با طرح مجدد تقلب و اینکه مردم نسبت به نظام بی اعتمادند با پادویی سران فتنه، آن فتنه ی عظیم را به پا می کنند. فتنه ای که به تعبیر مقام معظم رهبری نظام را تا لب پرتگاه برد. هر چند اگر این  فتنه به این هدف شومش  رسیده بود تبدیل به سیلی می شد که همه از جمله سران فتنه را غرق می ساخت ولی به ظاهر در صورت پیروزی فتنه، پیروز میدان هاشمی بود.
شکست هاشمی در فتنه 88 مانع از آن نشد که باز هم به قدرت از دست رفته نیندیشد بخصوص اینکه به خاطر رفتارهای افراطی از ریاست مجلس خبرگان نیز برکنار گردید.

,
,
,


انتخابات ریاست جمهوری یازدهم فرا رسید و او که نمی توانست خود را از اندیشه ی قدرت رها کند بار دیگر ثبت نام نمود و این بار به خاطر کبر سن از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد. هر چند که همراهی دولت روحانی با هاشمی و نقش مهم سایه ای او در این دولت، برای هاشمی موقعیت خوبی را فراهم کرد ولی نمی توانست عطش او را برای دستیابی به رأس هرم قدرت تشفی بخشد. به همین خاطر موضوع قدیمی و مندرس شورای رهبری را مطرح کرد. این در حالی بود که در این جایگاه الحمدلله هیچ کمبود یا خلأیی  احساس نمی شود. او می دانست و می داند که این سخن هیچ جایگاه منطقی ندارد ولی برای ادامه مأموریت تا رسیدن به آرزو یا اوهام خویش طرح آن لازم است. او در شرایط کنونی امید خود را به مجلس خبرگان رهبری پیوند زد تا با انتخاب نمایندگان همسوی با خود به آخرین هدفش دست یابد. او بر خلاف عرف معمول دوره های مختلف انتخابات مجلس خبرگان با اقدامی تفرقه آمیز لیستی جدای از لیست جامعتین در تهران معرفی نمود تا با  این اقدام خود در سایر نقاط کشور نیز بتواند چنین دو گانه ای را ایجاد کند. ولی این تیر نیز به سنگ خورد و هاشمی باز هم در مجلس خبرگان رهبری در اقلیت قرار گرفت. شاید او دغدغه ی این را هم داشته باشد که اگر ریاست مجلس خبرگان به جنتی همان کسی که او نامش را در لیست خود قرار نداد برسد چه موضعی اتخاذ خواهد کرد؟ به هر حال آینده در پیش روی است و هاشمی نیز همچنان مشغول فعالیت و برنامه ریزی. باید منتظر سایر سناریوهای هاشمی برای رسیدن به آرزویی باشیم که سال هاست او را رها نمی کند.

,
,


*دانشجوی دکترای علوم قرآنی

,
,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه