رای مردم محترم است یا مقدس؟
ظلمات عصر جاهلیت میرفت که در پرتو نور نبوت برای ابدیت مختومه شود که اسلام حدااقلی یالیبرالی یا سکولار سر از آستین سقیفه در آورد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "مطاف24"، تحلیلی بر انزوای معصوم به بهانه خرد جمعی
ظلمات عصر جاهلیت میرفت که در پرتو نور نبوت برای ابدیت مختومه شود که اسلام حدااقلی یالیبرالی یا سکولار سر از آستین سقیفه در آورد.
مردمی که هنوز طعم تلخ زنده به گور کردن دخترانشان و خرافه پرستی شان در ذائقه فرهنگشان مزمزه میکرد،خسته از اسلام ناب به سمت اسلامی با پارامترهای حدااقلی گرویدند.
این گرایش را باید از چند جهت آنالیز کرد.
1-انحراف از قداست شکنی صحابه کلید خورد،همانانی که در حدیبیه آب وضوی پیامبر را تبرک میکردند و به سر و صورت میمالیدند، آنگاه که امر بین وحی و عقل بشری دائر شد، نسبت هذیان به پیامبری دادند که قران فرمود جز از منطق وحی سخن نمیگوید، آری، قداست شکنی با ترفندهای متفاوت اولین استراتژی دشمن در منزوی کردن انسان کامل است و این حربه ای است که سالیان درازی ست عوام جامعه را در انتخاب اصلح دچار اشتباه کرده است. و به بهانه نظریه اکثریت صالحان را کنج عزلت کشانده است.
2-آغازین نقطه انحراف اعتماد به صحابه ای بود که از حضور پیامبر کسب تعریف کرده بودند و عوام جامعه صرف صحابه بودن به آنها اعتماد کرده بودند.
باب اجتهاد درمقابل نص از همین اعتماد کاذب عمومی نشات گرفت. و عده ای به خود اجازه دادند در مقابل نص صریح غدیر ،به اجتهاد ناقص خود عمل کنند، و به بهانه خرد جمعی ،کاملترین بهانه نظام تکوین را منزوی کنند.
اسلام لیبرالی یا برعکس اسلام تحجر نطفه نامشروع همان اجتهاد در مقابل نص، که ریشه در بینش ضعیف آدمیان دارد، میباشد.اسلام مرفهین بی درد با دغدغه ها و آرمان های متفاوت.
3-عملیات ها و تاکتیک دشمن قبل از منزوی کردن انسان کامل متقاعد کردن جامعه است، به قسمی که مردم متاثر از موج رسانه ای و وعده های کاذب به یک پنداری خلاف واقعیت دست پیدا کنند و مصلحت خویش را در انزوا و خانه نشینی وحی ببینند. این عملیات در گذشته توسط خطیبان مزدور و یااحیانا نادان صورت میگرفت و امروز از طریق نبرد رسانه.
آرا مردم در سقیفه با چاشنی قداست بخشی پروژه ای بود که در پروسه حماقت عوام و جاه طلبی خواص، کلید خورد و آن قدر این دموکراسی کاذب از حماقت توده ها کسب حیات کرد که 25 سال توانست انسان کامل را مطلقا از منظومه اعتقادی جامعه حذف کند و کسی این خلا عظیم را حتی احساس نکند.
3-نفاق و نفوذ از دیگر مقولاتی است که جامعه بعد از رحلت نبی علی رغم هشدار های پیامبر،باعث ایجاد مشکلاتی در بدنه جامعه شد،نفوذ همیشه در بستر نفاق رشد کرده است و از اعتماد توده ها سر براورده است، و منافق هر چه نفاقش عمیق تر باشد در ظاهر مومن تر و متدین تر است و محاسبات عوام رابیشتر به اشتباه وا میدارد ، وجود انسانهای منافقی که در کنار پیامبرحیثیت سیاسی و انقلابی کسب کرده بودند و از جهتی تحلیل سطحی و عمیق نشدن مردم در بررسی و رصد حوادث از جمله اموری بود که میدان را برای تاخت و تاز جبهه نفاق گسترده تر میکرد.
آری، آرا و نظرات اکثریت اگر جنبه قداست بخود گرفت و جرات نقد از آن سلب شد ظرفیتش به اندازه حذف معصوم از هندسه دین، وسعت دارد.
تاریخ بارها شاهد اشتباه اکثریت بوده است واین اکثریتی که خود را در همه حوزه ها محق میدانند، هرچند در جهت خلاف حقیقت دینی و وحیانی باشد، سمت و سوی جریان اسلام را به ولایعتهدی یزید کشاند و از این منظر است که قران صراحتا مشروعیت نظریه اکثریت را رد کرده و رسا فریاد میدارد که "لا تتبع اکثر من فی الارض فیضلوک"و آن میزانی هم که امام فرمود، میزان مقبولیت است نه مشروعیت ،که در این صورت خلاف نص خواهد بود
علی ای حال ، آرا و نظریات مردمی که بعضا در برهه هایی از تاریخ،جایگزین وحی شده،شاید برخی مواقع محترم باشد اما اساسا مقدس نیست، چون قداست، از جنس عالم بالاست نه ماده،
و از همین رهگذر بود که در جسارتی اشکار قداست و حرمت وحی را به بهانه خواست اکثریت شکستند و در حضور نامردمانی از جنس بی بصیرتی خانه وحی را آتش زدند و قبح کردار زشتشان را در دیدگان عوام شکستند تا پروژه بعد که صلح تحمیلی و بعد از آن جنگ تحمیلی و جسارتهایی از این قبیل است،بهتر و موفق تر عملیاتی کنند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
حجت الاسلام حسن درخشان
,انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه