بهار و تجربه تولد دوباره

بهار و تجربه تولد دوباره
براستی تولد، نخستین معجزه هستی است تولد هر موجود زنده ، نخستین گام برای رهایی از دهلیز تاریک جنین و بند های دست و پاگیر وابستگی است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از فرهنگ کده ؛ براستی تولد، نخستین معجزه هستی است تولد هر موجود زنده ، نخستین گام برای رهایی از دهلیز تاریک جنین و بند های دست و پاگیر وابستگی است، مثل رویش یکباره و ناگهانی یک چشمه بر سینه خشک و تفتیده یک دشت، مثل جوشش آغازین رگ های یک رود بر دامن مادرانه کوهسار، مثل شکفتن دل یک دانه در نوازش نسیم سحرآمیز و بارورانه فروردین، مثل بارش تند و موج انداز باران اردیبهشتی بر آرامش یک تالاب، مثل انفجار شگفت یک آواز پر طنین جادویی در سکوت هراسناک شب سایش پرتو های درخشان آفتاب صبحگاهی بر اندام درختان جنگلی تاریک، نغمه های پیاپی برخاسته از تارهای لطیف یک حنجره معصوم در آغازین لحظه ورود به هستی ...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فرهنگ کده, براستی تولد، نخستین معجزه هستی است تولد هر موجود زنده ، نخستین گام برای رهایی از دهلیز تاریک جنین و بند های دست و پاگیر وابستگی است، مثل رویش یکباره و ناگهانی یک چشمه بر سینه خشک و تفتیده یک دشت، مثل جوشش آغازین رگ های یک رود بر دامن مادرانه کوهسار، مثل شکفتن دل یک دانه در نوازش نسیم سحرآمیز و بارورانه فروردین، مثل بارش تند و موج انداز باران اردیبهشتی بر آرامش یک تالاب، مثل انفجار شگفت یک آواز پر طنین جادویی در سکوت هراسناک شب سایش پرتو های درخشان آفتاب صبحگاهی بر اندام درختان جنگلی تاریک، نغمه های پیاپی برخاسته از تارهای لطیف یک حنجره معصوم در آغازین لحظه ورود به هستی ... ,

 

,

آدمی با معجزه ولادت لحظه به لحظه خود را از وابستگی مطلق به آزادی و رهایی نزدیک تر می کند و این معجزه ولادت ، چنانکه در مراحل بالندگی و رشد استمرار و امتداد می یابد طعم آزادی و زیستن انسانی را در کام او می نشاند و تولد دوباره انسانها با تولد نگاه ها و اندیشه های جدید آغاز می شود.

, آدمی با معجزه ولادت لحظه به لحظه خود را از وابستگی مطلق به آزادی و رهایی نزدیک تر می کند و این معجزه ولادت ، چنانکه در مراحل بالندگی و رشد استمرار و امتداد می یابد طعم آزادی و زیستن انسانی را در کام او می نشاند و تولد دوباره انسانها با تولد نگاه ها و اندیشه های جدید آغاز می شود. ,

 

,

هر نگاه تازه ای به زندگی حاصل شناخت جدید ما از زندگی است که بی شک نقشش بر عواطف و رفتار ما ماندگار است پس ناگزیر برای تو شدن بایستی به خانه تکانی ذهن پرداخت و شناخت های نو را در ذهن ایجاد کرد تا عواطف رفتارمان رنگی نو و عطری دلنشین بگیرد.

, هر نگاه تازه ای به زندگی حاصل شناخت جدید ما از زندگی است که بی شک نقشش بر عواطف و رفتار ما ماندگار است پس ناگزیر برای تو شدن بایستی به خانه تکانی ذهن پرداخت و شناخت های نو را در ذهن ایجاد کرد تا عواطف رفتارمان رنگی نو و عطری دلنشین بگیرد.,

 

,

انسان چنانچه بخواهد روان و روح خویش را مانند اندامش از دهلیز های تنگ اسارت و غربت برهاند باید تجربه تولد را تکرار و تکرار کند و در این تکرار پذیری تولد، هر دوره یک پوسته از وابستگی را بگسلاند و یک لایه از زیستن ناب و آزاد را تجربه کند و به تعبیری مدام تو شدن را به چشم ببیند .

, انسان چنانچه بخواهد روان و روح خویش را مانند اندامش از دهلیز های تنگ اسارت و غربت برهاند باید تجربه تولد را تکرار و تکرار کند و در این تکرار پذیری تولد، هر دوره یک پوسته از وابستگی را بگسلاند و یک لایه از زیستن ناب و آزاد را تجربه کند و به تعبیری مدام تو شدن را به چشم ببیند .,

 

,

آدمی برای تجربه تولد های دوباره نیازمند شهامت تجربه کردن زندگی است باید زندگی را با تمام وجود درک و لمس کند و به ادراک واقعیت وجودی خود و هستی پیرامونش دست یابد و شجاعت شکستن و دوباره از نو ساختن را داشته باشد.

, آدمی برای تجربه تولد های دوباره نیازمند شهامت تجربه کردن زندگی است باید زندگی را با تمام وجود درک و لمس کند و به ادراک واقعیت وجودی خود و هستی پیرامونش دست یابد و شجاعت شکستن و دوباره از نو ساختن را داشته باشد.,

 

,

بی شک در این مسیر انسان موجودی منفعل نیست ، بلکه فعالانه به زندگی خود نقش بودن را می زند و خود را در مرکزیت زندگی اش درک می کند ، به نوعی او خالق و مخلوق خویشتن خویش است و قادر به تغییر خود و محیط خود است و بالندگی روانی در تجانس با اهداف و نحوه نگرش شکل می گیرد و به برگ و بار می نشیند وقتی که این اهداف بسوی کمال باشد میان افکار، احساسات و رفتار ما و حدت و هماهنگی حاصل می شود و انسان به تجربه (یکپارچگی) خویشتن دست می یابد و در این عرصه آنچه به هستی انسان رنگ و تغییر و تحول می زند،تجربه و بالندگی زیستی و روانی است

,

 

,

انسان بالنده با پیوند زدن تجارب ارزنده محیطی با نیروهای درونی زیستی فرآیند (رویش)را تجربه می کند و گام به گام از نرده بان تکامل بالا می رود اگرچه فرآیند بالندگی زیستی مانند قد کشیدن، رشد عضلات، بلوغ جوانی و ... تابع اختیار و اراده نیست اما بی شک فرآیند بالندگی روانی، رشد شناخت، عواطف، شخصیت وبلوغ رفتاری مبتنی است بر اراده و اختیار انسانی و تلاشی که برای دستیابی به اهداف انجام می شود و اینگونه است که انسان با مرگ و پیوستن به خالق هستی به تولدی دوباره که ناشی از یکپارچگی با کمال است می رسد و به مشابه جزئی کوچک از پیکرکامل هستی با کمال در می آمیزد و به معبود می پیوندد و باز تولدی دوباره می یابد.

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه