علل شکست ژنو2 و آینده تحولات سوریه(یادداشت)

علل شکست ژنو2 و آینده تحولات سوریه(یادداشت)
برداشت‌ ما از برگزاری کنفرانس ژنو2 این بود که توافقی بین آمریکا و روسیه حاصل شده که می‌خواهند به یک راه حلی برسند چون قبل از آن ملاقات‌های زیادی بین مسئولان این دو کشور و بین دولت سوریه و معارضان سوری انجام شده بود اما آنچه رخ داد، عملا نشان داد که هیچ نتیجه‌ای اتفاق نیفتاده و کنفرانس شکست خورده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از دیارآفتاب ،

, شبکه اطلاع رسانی دانا, دیارآفتاب ،,

اشاره:

کنفرانس صلح سوریه در بین گروه‌های معارض و نمایندگان دولت دمشق در مونترو سوئیس برگزار و به نشست ژنو2 موسوم شد، پس از 9روز مذاکرات بدون نتیجه‌گیری به کار خود پایان داد.

برداشت‌ ما از برگزاری کنفرانس ژنو2 این بود که توافقی بین آمریکا و روسیه حاصل شده که می‌خواهند به یک راه حلی برسند چون قبل از آن ملاقات‌های زیادی بین مسئولان این دو کشور و بین دولت سوریه و معارضان سوری انجام شده بود اما آنچه رخ داد، عملا نشان داد که هیچ نتیجه‌ای اتفاق نیفتاده و کنفرانس شکست خورده است.

مهمترین علل شکست کنفرانس

بنابراین آن چه که قاعدتاً می تواند موضوع بحث ما در این جلسه باشد، تاملی در علل شکست نشست ژنو2 و نگاه به آینده تحولات سوریه است. برخی از مهمترین علل شکست این کنفرانس عبارتند از؛

1- تداوم راهبرد سرنگونی نظام سوریه توسط آمریکا؛ به نظر می‌رسد مشکل اصلی این است که آمریکایی ‌ها هنوز تصمیم نگرفته‌اند که تسلیم وضعیت موجود بشوند و هنوز به سرنگونی رژیم بشار اسد امیدوار هستند. مواضع جان کری و آمریکایی‌ها در کنفرانس نشان می‌دهد که نیتی برای تسلیم و یا اتخاذ راه میانه از سوی آمریکایی‌ها وجود ندارد. معارضین سوری هم بالاترین سقف را در مواضع خودشان گرفتند. رییس ائتلاف معارضان سوری«احمد الجربا» از اول تا آخر جلسه فحش و دشنام داد و حمله کرد و مسئولیت موقعیت فعلی سوریه را به دوش بشار اسد گذاشت و تاکید کرد تا زمانی که بشار اسد کنار نرود هیچ راهی برای حل اوضاع وجود ندارد.

2- اختلاف بر سر محور مذاکره؛ وزیر خارجه سوریه، ولید معلم نیز نطق بسیار مفصل و دقیقی در نشست ایراد کرد و خطاب به زیاده‌خواهی‌های معارضین که محور صحبت‌های خود را برکناری نظام سیاسی رسمی سوریه قرار داده بودند، متذکر این نکته اساسی شد که؛ چیزی که شما سه سال از طریق عملیات نظامی نتوانستید به دست بیاورید انتظار دارید در این جلسه ما بیاییم و قدرت را به شما تحویل بدهیم و برویم؟ چنین چیزی امکان  ناپذیر است. ایشان تاکید کرد اگر در این مرحله قرار باشد کاری انجام شود، کار مبارزه با تروریسم است؛ چون آنچه در داخل سوریه می‌گذرد و نیروهایی که در سوریه می‌جنگند همه نیروهای القاعده و تروریست‌ها هستند و چیزی به نام ارتش آزاد سوریه وجود ندارد. در حالی که احمد الجربا در تمام سخنرانی‌های خود مرتب از ارتش آزاد سوریه صحبت کرد و ما می‌دانیم که ارتش آزاد سوریه مدتهاست که مضمحل شده و رییس آن آقای سلیم ادریس به قطر فرار کرده و عده زیادی هم با استفاده از عفو آقای بشار اسد سلاح‌های خود را تحویل داده و از مخاصمه کنار کشیده‌اند.

 بنابراین آنچه چالش اصلی در سوریه شمرده می شود، تروریسم و فعالیت‌های تروریستی است که باید منطقا به عنوان محور مذاکره قرار می گرفت.

3- اختلافات و مشکلات داخلی معارضان؛ یکی دیگر از علل شکست مذاکره ژنو در خصوص صلح سوریه، به تفرق و تشتت خود گروه های تروریستی فعال در سوریه برمی‌گردد. همان طور که می دانید در حال حاضر، سه گروه در سوریه می‌جنگند که هر کدام مبانی مبارزاتی، شیوه و خواسته‌های متفاوتی دارند: الف- گروه داعش؛ داعش، اصطلاحا به معنی«دولت اسلامی عراق و شام» است که در راس آن فردی به نام ابوبکر بغدادی قرار دارد که در عراق به عملیات‌های تروریستی دست می‌زدند که پس از بحرانی شدن اوضاع سوریه به آنجا رفته و فعالیت‌های خود را گسترش دادند. داعشی‌ها جزء القاعده و مورد تایید ایمن الظواهری رئیس القاعده هستند.

ب- گروه جبهه نصره اهل الشام؛ یعنی جبهه یاری اهل شام که در راس این‌ها ابومحمد جولانی است. این‌ها نیز جزء القاعده و مورد تایید رئیس آن، ایمن الظواهری هستند.

ج- گروه جبهه اسلامی؛ الجبهه الاسلامی یا الجیش المجاهدین(ارتش مجاهدین) از حدود ده، دوازده گروه تکفیری و تروریستی تشکیل شده و مورد حمایت عربستان هستند.

بنابراین، اولا چیزی به نام ارتش آزاد سوریه وجود ندارد و به طور منطقی وقتی مبارزه با تروریسم هدف جهانی اعلام شده و از سوی دیگر، مرکز تروریسم هم القاعده بوده و این‌هایی هم که در سوریه می‌جنگند، همه جزء القاعده و تروریست هستند قاعدتاً بایستی عنوان فعالیت در آینده مبارزه با تروریسم باشد. ما(ایران) هم فکر می‌کردیم که قبل از تشکیل این کنفرانس احتمالا آقای لاوروف و جان کری روی این مسئله توافق کردندکه برای حل بحران سوریه و ایجاد ثبات در منطقه بایستی مبارزه با تروریسم عنوان فعالیت همه کشورها در منطقه باشد اما دیدیم که این‌ها این موضوع را قبول ندارند و همه تاکید دارند که مذاکرات باید در راستای توافقات ژنو1 باشد و از این درخواست کوتاه نمی‌آیند.

ثانیا، مشکلات اپوزیسیون سوریه به قدری زیاد است و اختلافات، خواسته‌ها و فاصله‌های گروه‌های مختلف تروریستی از هم به اندازه‌ای بزرگ است که آنها نمی‌توانند به موضع واحدی برای مذاکره دست پیدا نمایند.

مشکلات اپوزیسیون سوریه

اپوزیسیون سوریه را ابتدا قطری‌ها تحت عنوان شورای ملی تشکیل دادند که در راس آن یک روشنفکر دانشگاهی به نام «برهان غلیون» قرار داشت که سال‌ها در اروپا زندگی کرده و بی‌اطلاع از کشور خودش بود. بعداً در استانبول تغییراتی پیش آمد و ‌آقای برهان غلیون را کنار گذاشتند و «جرج صبرا» را که از معارضان مسیحی است و عمری است که در اروپا زندگی می‌کند در راس ائتلاف گذاشتند.

بعد از تصمیم آمریکایی‌ها مبنی بر گرفتن پرونده سوریه از قطر و دادن آن به عربستان و شخص شاهزاده بندربن‌سلطان، مسئول امنیت عربستان، تغییرات گسترده‌ای در این ائتلاف داده شد. در زمان مسئولیت قطری‌ها، آخرین نیرو در راس ائتلاف، اخوانی‌ها بودند؛ چون فرض بر این بود که آمریکایی‌ها با اخوان المسلمین ساخته‌اند و در همه جا بعد از انقلاب‌های جهان عرب، اخوانی‌ها روی کار آمده‌اند؛ در مصر، مرسی، در تونس حزب النهضه آقای راشد الغنوشی، در یمن، جنبش اصلاح و در خود ترکیه هم حزب عدالت و توسعه و در فلسطین هم جنبش حماس همه اخوانی‌ بودند. تصمیم بر این امر دایر شده بود که یک «جبهه سنی اخوانی» برای مقابله با «جبهه مقاومت» که از آن به هلال شیعی تعبیر می‌کردند ایجاد شود.

اما زمانی اوضاع دست عربستان افتاد که اخوانی‌ها در همه جا شکست خورده بودند؛ در مصر، مرسی توسط ارتش دستگیر شد، در تونس، اخوانی‌ها نتوانستند قدرت را به دست بیاورند، در فلسطین، حرکت حماس محاصره شد و در سوریه هم احمد معاذ الخطیب را که در راس این ائتلاف گذاشته بودند برداشتند و احمد الجربا را در راس ائتلاف گذاشتند که کارمند سعودی در شرکت بزرگ نفتی آرامکو و مامور سعودی‌ها بود.

بنابراین جبهه معارضه در سوریه با مشکلات زیادی دست به گریبان است که برخی از مهمترین آنها را می توان به صورت زیر مورد اشاره قرار داد:

1- معارضین و مشکل مشروعیت؛ سوال این است که معارضین مشروعیت خود را از کجا گرفته‌اند و به چه دلیل جای ملت سوریه تصمیم می‌گیرند و ملت سوریه کجا این‌ها را جای سخنرانان خودشان انتخاب کرده‌اند؟ نه آمریکا و نه عربستان و نه ائتلاف مذبور قادر به پاسخگوی به این پرسش اساسی نیستند.

2- توان تاثیرگذاری در عملیات میدانی؛ به فرض بپذیریم که معارضین طبق ادعای واهی‌شان در ژنو نماینده مردم سوریه هستند. آیا  تاثیری در عرصه عملیات میدانی سوریه دارند؟ اگر توافقات ژنو1 پذیرفته می‌شد و احمد الجربا دستور آتش بس می‌داد، آیا آنهایی که در سوریه می‌جنگند  اطاعت می‌کنند؟ آنهایی که در سوریه می‌جنگند القاعده و تروریست هستند و خودشان گفته‌اند که ژنو را قبول ندارند و هیچ راه میانه‌ای هم نمی‌پذیرند و این‌هایی که در ژنو جمع شده‌اند نمی‌توانند نماینده آنها باشند. پس به چه دلیل باید دولت سوریه با این‌ها روی یک میز بنشیند؟

3- وابستگی معارضه به بیگانگان؛ بدتر از موارد بالا، وابستگی شدید معارضین به بیگانگان است. در طول مذاکرات مشخص شد که معارضین هیچ اختیاری از خودشان ندارند بلکه رابرت فورد، سفیر سابق آمریکا در سوریه، مواضع آمریکا را به این‌ها دیکته می‌کند. این موضوع به دلیل اعلام تنفس و مشورت‌گیری‌های متعدد چنان حقارت‌بار بود که باعث اعتراض ولید معلم به وضعیت آنها شد.

روز اول افتتاح کنفرانس احمد الجربا، رییس هیئت ائتلاف بلافاصله پس از سخنرانی به استانبول رفت که بین معارضین بر سر این که چه کسی باید سخنگوی ائتلاف بعد از الجربا باشد اختلاف و دعوا ایجاد شد و در آخر با دخالت سفیر آمریکا، شخصی را که دکترای حقوق بین‌الملل داشت مشخص کردند که صحبت کند و طبیعتاً وی هم به دلیل مشکلات ائتلاف هیچ حرف منطقی نمی‌توانست داشته باشد. نکته اینجاست که چرا احمد الجربا کنفرانس را ترک کرد. وی اگر امیدی به نتیجه بخش بودن مذاکرات داشت چرا رفت؟

دو تحلیل وجود دارد؛ یکی این‌که ایشان نمی‌خواست به چیزی تعهد داده باشد؛ چون ابزار دست آمریکا و عربستان است. تحلیل دیگر، خبری است که نقل می‌شود اما صحت و سقمش هنوز مشخص نشده است. آن خبر این است که پلیس اینترپل یادداشتی برای جلب وی فرستاده و پلیس سوئیس طبق یادداشت پلیس بین‌الملل قصد داشت وی را دستگیر کند که در واقع فراری‌اش داده‌اند.

در نهایت جلسه افتتاحیه با تلاش‌ آقای اخضر ابراهیمی به صورت مضحک و نمایشی برگزار شد. اخضر ابراهیمی، نماینده سازمان ملل سعی می‌کرد دو طرف نمایندگان دولت سوریه و معارضین را دور یک میز بنشاند که اول هر دو طرف قبول نمی‌کردند و در نهایت که پذیرفتند، در طرفین اخضر ابراهیمی که در وسط نشسته بود نشستند اما دو طرف مستقیما با هم صحبت نکردند و اخضر ابراهیمی حرف‌های طرفین را به دیگری می‌گفت. به قول ابراهیمی نشست به صورت بچه‌گانه به همین صورت به پایان رسید.

لذا برای هر تحلیل‌گری این سوال پیش می‌آید که اگر قرار بود کنفرانس اینجوری تمام شود اصلا چرا برگزار شد؟

در پاسخ باید گفت دلیل این کار این بود که آمریکایی‌ها دروغ گفتند و عادت به این کار دارند. از یک طرف قول و قرار می گذارند و از طرف دیگر زیر قول‌شان می‌زنند. از یک طرف به لاوروف قول دادند عنوان فعالیت آینده مبارزه با تروریسم باشد ولی جان کری در کنفرانس گفت که اسد باید برود. حرفی که لاوروف به خانم اشتون زد این بود که پس از اسد قدرت دست کی می‌خواهد بیفتد؟ واضح است که خونریزی زیاد می‌شود و کشور تجزیه خواهد شد. این اپوزیسیون که هیچ نقشی در سوریه و عملیات میدانی آن ندارد، آیا پس از اسد می‌تواند قدرت را دست بگیرد؟ آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها پاسخی برای این پرسش ندارند.

 البته اروپایی‌ها نگرانی‌هایی دارند و می‌گویند ما می‌خواهیم قضیه فیصله پیدا کند؛ زیرا اول جایی که از درگیری‌های خاورمیانه ضربه می‌بیند، اروپاست. همین الان میلیون‌ها آواره از سوریه و عراق ریخته‌اند به اروپا، از طرف دیگر هزاران تکفیری از اروپا به منطقه آمده‌اند؛ سه هزار نفر از انگلستان، ده هزار نفر از فرانسه، تعدادی از هلند و ... و نظر مطرح این است که با آرام شدن اوضاع سوریه تروریست‌هایی که بر می گردند به کشورهای خود هر کدام بمب‌های ‌زمانی هستند که ضرر آن به اروپا می‌رسد؛ لذا اروپایی‌ها با اصلاح اوضاع سوریه مشکل ندارند، ولی ثابت شد که آمریکایی‌ها هنوز ناامید نشده‌اند.

اهداف و سناریوهای آمریکا از ژنو2

اما آمریکایی‌ها با اهداف و سناریوهای دیگری در این نشست حضور پیدا کردند. به قول ولید معلم تصور آنها این بود که با این وضع سنی‌ ـ شیعه‌ای که به راه انداخته‌اند، ظرف دو ماه سوریه و ارتش آن متلاشی می‌شود ولی بعد از سه سال که نتوانستند کاری از پیش ببرند، کارشکنی‌ها حاکی از آن است که آنها هنوز هم از سرنگونی نظام سوریه ناامید نیستند. نتیجه اینکه؛ اولا آمریکایی‌ها به روسیه دروغ گفتند و الا روسیه این همه انرژی برای چنین کنفرانسی نمی‌گذاشت. ثانیا، آمریکایی‌ها به دنبال اهداف تبلیغاتی بودند. آنها دنبال این بودند که اپوزیسیون سوری از این طریق فرصت اظهار نظر پیدا کند و در این مدت رسانه‌های غربی نیز بیانات آنان را انعکاس داد و حق را به جانب اپوزیسیون گرفت و ثابت شد آمریکایی‌ها هم‌چنان به دنبال امتداد بحران در سوریه و کشاندن آن به کشورهای اطراف هستند. به‌گونه‌ای که در شرایط کنونی در لبنان جبهه النصره و داعشی‌ها همه برای مبارزه با حزب الله اعلام وجود کرده‌اند. اصولاً هدف اصلی از بحران سوریه، هدف قرار دادن مقاومت اسلامی در لبنان و در نهایت ایران است و الا رژیم لائیک اسد ضرری برای آنها ندارد. تنها گناه آن این بود که در جنگ 2006 لبنان (جنگ33روزه) و قبل از آن پیروزی حزب الله در سال2000 و اخراج ارتش اشغالگر از لبنان، اگر کمک سوریه و حمایت معنوی ایران نبود چنین پیروزی‌هایی به دست نمی‌آمد؛ بنابراین هدف آنها ضربه زدن به مقاومت اسلامی ایران، حزب الله و در نهایت عراق و سوریه و مقاومت اسلامی فلسطین می‌باشد.

بررسی حقوقی خواسته معارضین و آمریکا از دولت سوریه مبنی بر این که اساس مذاکرات در ژنو2 باید توافقات ژنو1 باشد، نکاتی را روشن می‌کند.

توافق‌نامه ژنو1 حدود 12 بند دارد جبهه معارضه به میدانداری آمریکا تنها بر اجرای بند 12 آن که شامل حکومت انتقالی برای زمینه‌سازی به منظور استقرار دولت جدید و تعیین سرنوشت سوریه است، اصرار داشته و بندهای دیگر نظیر؛ آتش بس، برچیدن موانع، رساندن کمک به مردم، عادی کردن اوضاع، خلع سلاح و ... را نادیده گرفته، از دستور کار مذاکره خارج می‌کند.

حکومت انتقالی از دید ایران، روسیه و دولت سوریه این است که دولت فعلی سوریه پا برجاست و کابینه استعفا می‌دهد و یک کابینه‌ای تشکیل می‌شود که نصف اعضاء از دولتی‌ها باشد و نصف دیگر از اپوزیسیون و این کابینه زمینه انتخابات حتی با حضور ناظران سازمان ملل متحد را فراهم می‌کند، ولی اپوزیسیون زیر بار همه این قراردادها نمی‌رود.

 تفسیر اپوزیسیون و آمریکایی‌ها از بند 12 این است که رئیس جمهور تمام قدرت خود را به کابینه انتقالی واگذار و زمام ارتش و دستگاه امنیتی را هم به کابینه بسپارد و کنار بکشد. مسلما چنین چیزی غیر ممکن است. شاید هم عمداً این بند را طوری نوشته‌اند که قابل تفسیر به رای باشد. در هر صورت،‌ هیچ یک از طرفین حاضر به پذیرش رای طرف مقابل نیست؛ زیرا مسئله، مسئله بودن یا نبودن است. تردیدی نیست که اگر ده تا کنفرانس هم تشکیل شود نتیجه‌ای بدست نخواهد آمد و عملیات میدانی مشخص می‌کند که چه وضعی پیش می‌آید. الان وضعیت دولت سوریه بسیار خوب است. آن زمانی که روسیه با آمریکا نشستند و ژنو1 را امضاء کردند، وضعیتی بود که دولت سوریه در موضع ضعف بود، ارتش و نیروهای امنیتی عقب نشینی کرده و در شهرها بودند و روستاها و بقیه جاها دست معارضین بود.

اما بعد از ورود نیروهای حزب‌الله به صحنه و پس از شکست تکفیری‌ها در شهر قصیر (نزدیک مرز لبنان) و آزاد شدن آن و عملیات موفق ارتش در منطقه ریف دمشق(حومه جنوبی دمشق)، حلب و آزادسازی حمص با کمک حزب الله و جوانان عراقی و نیروهای مردمی سوریه، تغییراتی در تاکتیک‌ها به وجود آمد که ابتکار عمل به دست ارتش و نیروهای مردمی سوریه افتاد. تحولات موجود موجب شد که وضعیت خیلی تغییر کند.

نقش عربستان در تحولات سوریه

 عربستان سعودی که بیش‌ترین ضربه و آسیب را از این تحولات دیده دست به هر کاری می‌زند تا توافقی شکل نگیرد. دو اتفاق در حوزه تحولات سوریه، سعودی‌ها را بسیار عصبانی کرده است؛

 1- شکست طراحی عربستان و آمریکا در حمله به سوریه؛ مقرر شده بود با اتهام‌زنی به دولت سوریه در خصوص استفاده از سلاح شیمیایی در حومه جنوبی دمشق، ناوهای آمریکایی به شرق مدیترانه اعزام و 400 نقطه در دمشق را هدف قرار دهند. تا دمشق از طریق اعزام 40 هزار نیروی آموزش دیده در اردن که توسط CIA و اردنی ها آماده شده بود، و همچنین بمباران، به سقوط کشانده شود. البته در بررسی ها ثابت شده بود که این کار بدون دخالت خارجی  امکان وقوع ندارد. اما ایران و روسیه جلوی این کار را گرفتند و به جد در مورد پیامدهای منطقه‌ای شدن جنگ هشدار دادند و زمینه های عقب‌نشینی آمریکا را از این تصمیم فراهم کردند و با راه حل تحویل سلاح‌های شیمیایی سوریه به سازمان ملل، سوریه از جنگ مصون ماند. سعودی‌ها از این اتفاق خیلی ناراحت شدند. البته کینه عشیره‌ای سعودی‌ها از شخص بشار اسد نیز مضاف بر مسائل منطقه ای در دشمنی آنها با سوریه موثر است؛ زیرا سعودی‌ها هنوز هم کاملاً عشیره‌ای فکر می‌کنند. در کنفرانس شرم الشیخ اسد با عنوان انصاف الرجال(نیمه مردها) از سعودی‌ها یاد کرد که یادآور خطبه حضرت زینب(ع) برای مردان کوفه در قضیه کربلا بود که فرمودند «یا اشباح الرجال و لارجال». سعودی‌ها پس از این اهانت، مترصد هر فرصتی هستند تا از اسد انتقام بگیرند و اگر توانستند وی را بکشند. غیر از این سعودی‌ها هیچ منفعتی از سقوط اسد نخواهند برد.

2- عصبانیت از تفاهم هسته‌ای ایران با گروه 1+5؛ با پیش آمدن تفاهم هسته ای ایران و 1+5 و پذیرش نقش منطقه‌ای ایران از سوی آمریکا، سعودی‌ها دیوانه شدند و به دنبال مانع‌تراشی برای پیشرفت تفاهم‌ها و درگیرکردن منطقه افتادند. نتیجه این‌که اجازه نمی‌دهند در لبنان کابینه تشکیل شود؛ نزدیک به ده ماه است که اختلاف افکنی می‌کنند و می‌گویند در کابینه نباید کسی از حزب‌الله حضور داشته باشد. علاوه بر این، در منطقه شیعه‌کشی راه انداخته‌اند و بدون هیچ ابتکار عملی و یا برنامه‌ای فقط و فقط به دنبال تخریب هستند.

نتیجه این که تا زمانی که هدف از کنفرانس‌ها تبلیغات و پر کردن صحنه سیاسی برای خالی نبودن عریضه باشد، ژنو2 و سایر کنفرانس‌ها نیز راه به جایی نخواهند برد.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه