صندلی لرزان، ولی آقای مدیر و....

صندلی لرزان، ولی آقای مدیر و....
وقتی یک صندلی و تب وتاب نشستن برآن، خط می کشد بر همه اصول ومعیارهایی که برای نشستن بر روی آن صندلی، خود دلیلند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  خبرنگار پایگاه خبری فاروج در یادداشتی نوشت، آوردن ولی، یکی از خاطره هایی است که برای خود در ذهن بسیاری از دانش آموزان جایی دارد.آنجایی که احساس ضعفی ایجاد می شد، آمدن ولی مان، برای پرکردن خلایی بود که ناتوانی ما در گفتن مشکلمان، یا ضعف وخود کم بینی هایمان ایجاد می کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خبرنگار پایگاه خبری فاروج,

این خاطره این روزها گاهی به شکل دیگر تداعی می شود.

,

یادم هست، چهارم ابتدایی بودم، در یک روز بهاری زیبا در حالی که در اوج شیطنت وشلوغی با همکلاسی هایم بودیم، یکی از بچه ها صدایم زد که فلانی، بهمانی مادرش را به خاطرتو آورده وخانم ناظم در به در دنبالت می گردد، در عین تعجب، نکته جالب برایم این بود که با همان بهمانی در حال بازی بودیم. اما او ناگهان از دیدم گم شد،  خودم را به ناظم رساندم، خط کش به دست در کنار زنی ایستاده بود، از همان دور قیافه  اخمویش را می توانستم ببینم، نزدیک که رفتم، ناظم با تروشرویی پرسید، فلانی چرا بهمانی را اذیت کردی؟، خیلی بچه بدی شدی!باید تنبیه شوی، وبی آنکه توجهی به عکس العمل من داشته باشد، شروع کرد با زنی که حالا می دانستم مادر همکلاسی ام هست، حرف زدن، که شما خیالتان راحت، تنبیه انجام می شود و....

,

بچه ها دوره مان کرده بودند، در عین آن سردر گمی، چشمم به نگاه آنها بود، بعضی ترسیده بودند، بعضی به من پوزخند می زدند وگروهی هم با تمسخر به هم شاگردی که مادرش را به شکایت از من به مدرسه آورده بود نگاه می کردند.

,

عکس العمل گفتاری این نگاه ها را درکلاس بیشتر درک کردم، آنجائی که گروهی هم شاگردیم را دست انداختند که مگر تو بچه شدی که مادرت را به شکایت می آوری!؟

,

ناظم بعد از رفتن مادر هم شاگردیم، به خلاف آنچه گفته بود، فقط گوشم  را کشید وگفت، همینکه شاگرد زرنگی باشی کافی نیست، اخلاقت را هم درست کن، ورفت، ومرا با سوالی بزرگ سردرگم کرد، که چرا اصلا از هردوی ما پرسیده نشد، علت اختلاف چه بوده؟، چرا با هم دعوا کردیم وآیا اصلا دعوایی هم در کار بوده است؟

,

سوال بعدی اینکه، هم شاگردی به مادرش چه گفته بود؟ آیا مادرش از واقعیت اختلاف ما اطلاعات کافی کسب کرده بود؟

,

چراهم شاگردیم مشکل را به خودم یا به دوست مشترک یا حتی معلممان نگفت؟

,

و..

,

سال ها گذشته است، همین روزها اختلافی بین من ویک مدیر ایجاد شد.

,

امروز بر اثر یک اتفاق، ماجرای اختلاف را از کسی که به نظر می رسد ولی آن مدیر است شنیدم آنهم با لحنی، که فلانی تو مقصر هستی چرا با بهمانی ما اینطور صحبت کردی؟!

,

حالا  بعد از سال ها، ثمره آن رفتار تربیتی مادر وناظم را در یکی از مدیرانمان می بینم.

,

کسی که در برخورد ناشایستش، توقع سکوتم را داشت وحالا به شکایت پیش کس دیگری رفته است.

,

وشاید این همان هم شاگردی دیروزهای خودم باشد که  در کودکی تمرین مدیریت خود را نداشته وامروز شاید به اشتباه در مسند مدیریت نشسته است.

,

بدون تردید در هر شرایطى، کسب و رعایت همه «فضایل اخلاقى» براى انسان لازم است و پرهیز از همه «رذایل اخلاقى» مورد توصیه و تأکید است. ولی رعایت پاره‌اى فضایل، در ارتباط و موقعیتى خاص، لازم‌تر، و پرهیز از پاره‌اى زشتی‌ها و رذایل، در آن ارتباطات، ضروری‌ترند، و هر شغلى عنایت بیشتر به پاره‌ای ملکات نفسانى را می‌طلبد. یکى از مناسبات و موقعیت‌هاى مهم در زندگى انسان‌ها، موقعیت «مدیریت» است. بدین لحاظ، توفیق در انجام وظایف و رسالت هاى آن، نیازمند اخلاق ویژه است. بنابراین در تعریف اخلاق مدیریت باید گفت: «اخلاق مدیریت، عبارت است از ملکات نفسانى انسان، از آن جهت که اداره امور جمعى از انسان‌ها را در نیل به اهداف معین، عهده‌دار است.

,

منظور از اصول، عناوین بارز اخلاقى است که هر یک در موفقیت و سعادت مدیر و مجموعه تحت فرمان او، نقش کلیدى دارند و پایبندى به آنها ضرورى است؛ چنان‌که بی‌اعتنایى به هر یک، ارزش مدیر و مجموعه را در نظر دیگران کاهش داده، به آنها لطمه وارد می‌کند. مهم‌ترین اصول اخلاق مدیریت به شرح زیر است.

,

1. قدرت روحى

,

‏منظور از قدرت روحى، همان «شرح صدر» است؛ یعنی وسعت روح و بلندى فکر و گسترش افق عقل آدمى. با توجّه به این معنا کسى که داراى ظرفیت روحى و افق فکرى وسیع بوده، سینه‌اش در سایه لطف خداوند براى پذیرش حقّ و تحمّل مشکلات گشاده باشد و گنجایش لازم را براى دریافت علم، قدرت، خوشى، ناخوشى و... داشته باشد، از نعمت شرح صدر بهره‌مند است.  شرح صدر، آمادگى روحى انسان براى پذیرش حقّ است، به طورى که هر مطلب و پیشنهاد حقّى را بپذیرد و در برابر هر اعتقاد صحیحى تسلیم شود. در مقابل شرح صدر، «ضیق صدر» و «سنگدلى» قرار دارد که نشانه عدم آمادگى روحى انسان براى پذیرش حق است.

,

شرح صدر، یک ضرورت برای مدیریت است؛‏ زیرا مدیریت و رهبرى، با مشکلات توان‌فرسا عجین است؛ کسانى می‌توانند عهده‌دار مسئولیّتى در اجتماع شوند، که قدرت تحمّل پیشنهادها، انتقادها و ناملایمات و مشکلات را داشته باشند.

,

وجدان کاری،انضباط ادارى‏،تغافل،قدرشناسى و ارج‌گزارى‏،روابط صمیمانه انسانى و... معیارهایی است که یک مدیر در خود باید نهادینه کند تا بتوانند یک مجموعه را درست هدایت وراهبری کند.

,

در این میان شاید روابط صمیمانه وانسانی ا ز معیارهایی باشد که نمود بیرونی آن بیشتر از بقیه است.
‏رفتار انسانى و محترمانه از مدیران -در هر سطحى- بیشتر مورد انتظار است؛ زیرا مدیر به دلایل گوناگونى، بر زیردستان برترى یافته و در جایگاهى قرار گرفته که اگر به وظیفه اجرایى و انسانى خویش عمل نکند، به‏ احتمال فراوان، مجموعه تحت امرش، از هم گسیخته و به اهدافش نخواهد رسید و بدون تردید، یکى از وظایف مهم انسانى هر مدیرى، برخورد صحیح، اصولى و اخلاقى با همه کسانى است که به نحوى با او سر و کار دارند.
و در مسیر نیرو سازی وتربیت مدیر چه خوب است گام های نخست درست واصولی برداشته شود تا گروهی از آمدن یک مدیر برسر کار،  فقط دعاگو شوند.

,
,
,

 

,

انتهای خبر/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه