عید شد بابا نیامد، راز چیست?

هرکجا هستی مرا خوش با تو یاد/ سال نو بابا مبارک بر تو باد

هرکجا هستی مرا خوش با تو یاد/ سال نو بابا مبارک بر تو باد
عیدانه ای تقدیم به قلبهای شکسته و دیده های اشکبار دختران شهدایِ مدافع حرم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از خبرنگار پیک هشترود، متن این مثنوی زیبا و تاثیرگذار بدین شرح است:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود, پیک هشترود,

 

,

poster no

, poster no, poster no,

برای مشاهده تصاویر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید

, برای مشاهده تصاویر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید, برای مشاهده تصاویر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید,

 

,

دختر بابا منم، طناز عشق – رفته بابایم سفر شهر دمشق

,

یادم آید آن سحرگاهی که رفت – برنگشته او از آن راهی که رفت

,

 

,

وقت رفتن هست یادم در وداع   – گفت بابا می‌روم بهر دفاع

,

گفتم از که؟ از کجا؟ ای خوب عشق –   گفت از ناموس شیعه در دمشق

,

 

,

گفت بابا، زینب آنجا بی‌کَس است – حضرت زهرا بر او دلواپس است

,

خون ز غیرت در رگ بابا به جوش – گفت باید او علم گیرد به دوش

,

گفت باید تا شود عباس او – از حرم با جان بدارد پاس او

,

گفت بابا می‌رود در خاتمه   –   تا بگیرد انتقام فاطمه

,

هست یادم بوسه‌های آخرش – لحظۀِ قران گرفتن بر سرش

,

در بغل بگرفت و نازم کرد او – غرقه در سوزوگدازم کرد او

,

 

,

رفت بابا مست عطر یاس‌ها – تا شود هم‌سنگر عباس‌ها

,

رفت بابایم سحرگاهی دمشق – تا که عباسی کند در شهر عشق

,

 

,

رفته بود او یاری سید علی – گفته بود او زود می‌آید ولی

,

عید شد بابا نیامد، راز چیست – گفته مادر کرده او پرواز چیست

,

 

,

گفته مادر رفته بابا آسمان – پیش آقا مهدی صاحب زمان

,

در تحیُر مانده‌ام پرواز را – می‌کنم با خود مرور این راز را

,

 

,

آه، بابایم که بال و پر نداشت – پیکرش هم تازه دیدم سر نداشت

,

بی‌سر و بی‌بال و پر آیا توان – پرکشیدن از زمین تا آسمان

,

 

,

یادم آید بعد از آن روزی که من –   لاله‌ای دیدم فریبا در کفن

,

در کفن پوشیده‌ای آرام عشق – بر دل او داغ بانوی دمشق

,

 

,

مادرم گفت او که بابای من است –   این‌که تکه‌تکه و پاره تن است

,

پیکرش همچون شقایق گشته بود – مادرم می‌گفت عاشق گشته بود

,

 

,

عاشقِ من او نبود آیا ولی؟ – یا نبودم شاید عشق اولی؟

,

یادم آمد، بین ما از آن‌همه –  بهرِ بابا عشق اول فاطمه

,

 

,

عاشقانه یادم آید بَر که زیست – هر شب او از یاد عشقش می‌گریست

,

یاد زهرا یاد زینب اشک و آه – کربلا و خیمه‌های بی‌پناه

,

 

,

یاد شام و آن خرابات بلا –   گوشۀِ ویرانه بر پا کربلا

,

بسته ناموسِ علی در بند و غُل –مُعجزِ سرنیزه‌های کرده گُل

,

 

,

بعد از آن از عمه پرسیدم سؤال – تا گذشته بر سر بابا چه حال

,

گفت عمه رفته بابایم بهشت   – بوده بابا را شهادت سرنوشت

,

 

,

با خودم در کنج تنهایی خویش – یاد بابا می‌کنم با قلب ریش

,

آه، یعنی او مرا تنها نهاد  – دخترش را رفت و بابا جا نهاد

,

 

,

او که هر شب شانه می‌زد موی من – بوسه می‌زد عاشقانه روی من

,

رفت یعنی تا همیشه تا ابد  – تا مرا با درد و غم تنها نهد

,

 

,

ای برایت فاطمه عشق نخست – دختر دردانه‌ات دل‌تنگ توست

,

کُشتۀِ از عشق زینب در دمشق – بر مزارت خفته‌ام در خواب عشق

,

 

,

آه ازآن شب‌ها که در آغوش تو –   خنده‌ام می‌برد عقل و هوش تو

,

آه آن شب‌های رؤیایی چه شد – آن‌همه عشق و فریبایی چه شد

,

 

,

مشتریِ نازهای من چه شد   – محرم با رازهای من چه شد

,

عید شد بابا بیا بس کُن فراق – دختر دردانه را کو تاب داغ

,

 

,

دل مسوزانم بیا بابای من – گم‌شده ای یوسف زیبای من

,

تُنگ قلبم بی تو باباجان شکست – بی تو سال نو عزا و ماتم است

,

 

,

سبزه‌های سال نو پژمرده، زرد – سفره‌های عیدمان لبریز درد

,

ای شده عباس زینب در دمشق  – کاش می‌شد بازگردی مرد عشق

,

 

,

کاش می‌شد لحظۀی تحویل سال – در بغل‌گیرم تو را من در خیال

,

شه نشین خانۀِ چشم تو باز- بوسه‌بارانت کنم بابا به ناز

,

 

,

هرکجا هستی مرا خوش با تو یاد – سال نو بابا مبارک بر تو باد

,

به امید ظهور حضرت یار …

,

سحرگاه چهارشنبه ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۴ – منصور نظری

,

 

,

پایان پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه