آداب نوروز در زنجان قدیم

قدیمی های زنجان از سنت های نوروز می گویند

قدیمی های زنجان از سنت های نوروز می گویند
چند صباح دیگری به آمدنش باقی نمانده است دیگر تصمیم گرفته بار و بندیلش را ببندد، بلبلان مشتاق تاب فراغ گل را ندارند، کار به جایی رسیده که بغض آسمان از شدت شوق می ترکد، آهوان در چمنزار با فرش سنگی از سبزه و آلاله ها رقص و پای کوبی خواهند کرد و قوس و قزح با آذین بندی سقف نیلگون لذت این زیبایی را دو چندان میکند، کوهساران با شرشر آب زلال دامنه اش لبریز از محبت و وقار میشوند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از نسیم زنجان، اسدالله قربان زاده از وبلاگ نویسان جوان زنجانی(وبلاگ زنجانی دیگر بسازیم )  در نوشتاری با عنوان "قدیمی های زنجان از سنتهای نوروز می گویند "، نوشت :

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان,

چند صباح دیگری به آمدنش باقی نمانده است دیگر تصمیم گرفته بار و بندیلش را ببندد،  بلبلان مشتاق تاب فراغ گل را ندارند، کار به جایی رسیده که بغض آسمان از شدت شوق می ترکد، آهوان در چمنزار با فرش سنگی از سبزه و آلاله ها رقص و پای کوبی خواهند کرد و قوس و قزح با آذین بندی سقف نیلگون لذت این زیبایی را دو چندان میکند، کوهساران با شرشر آب زلال دامنه اش لبریز از محبت و وقار میشوند. راستی صدای پایش در همین نزدیکی هاست.....  چند کلامی از بهار و رفیق رفقایش گفتیم که چند روز دیگر کاروان پرمهرش در راه است. فرصتی پیش آمد که با قدیمی های زنجان در مورد آداب و رسومات نوروز آن زمان که در زنجان  برپا میشد، صحبتی داشته باشم تا خاطرات پرحلاوت آن روزگار نوروز زنجان بازگو شود:

,

 احمد آقا که آن موقع ها منزلش در کوچه خان ناظم واقع در دروازه ارک زنجان بود در مورد مراسم چهارشنبه سوری در آن محله این گونه می گوید: در این محله بعد از اولین بن بست آتش پهنی گسترده می شد و همسایه ها و اهالی محل دور آن جمع میشدند، گاها پیش می آمد که برخی از همسایه ها که در آن سال قوم و خویش نزدیک خود را از دست داده بودند، اهالی به اتفاق هم جمع می شدند و ضمن حفظ حرمت از او جهت سهیم شدن در شادی چهارشنبه آخر سال دعوت می کردند.

,

احمد آقا در سوالی که از او در مورد علت پریدن از روی آتش پرسیدم چنین گفت: شاید علت این بود که بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپردیم، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنیم.

,

وی در ادامه درخصوص خرید شیرینی و نوع شیرینی های آن دوران اینگونه میگوید: آن زمان شیرینی و تنقلات از سه ماه قبل خریداری  میشد، راحت الحلقوم ، نخود چی ، شستی، سوهان مخصوص، نان برنج و زبان جزوء شیرینی های پخت شده آن زمان بود. قنادهای آن موقع از سه ماه قبل با پخت شیرینی در تدارک شیرینی نوروز بودند.

,

خاله عشرت که بچه ها به این اسم او را صدا میکردند، مراسماتی را که خانم ها آن موقع در چهارشنبه سوری برگزار میکردند سخن گفت، که شنیدن این آداب خالی از لطف نبود: یکی از این سنت های قدیمی و جالب که در شهر توسط خانم ها برگزار می شد، قیچی کردن آب نام داشت، در این مراسم اول صبح روز چهارشنبه سوری خانمها دسته جمعی به باغ خان چایی یا به سر چاه (یکی از نقاط شهر) زنجان می رفتند.

,

در آنجا آب را قیچی میکردند. خاله عشرت در پاسخ به سوالم در خصوص رمز و راز این سنت دیرینه در زنجان اینگونه جواب  میدهد: آب را قیچی کردن در واقع نوعی نماد جدا شدن و بریدن هرگونه سختی و مشکلات و هرگونه بیماری از تن خود و قوم و خویش بود. وی این نکته جالب را در حین سخنانش در خصوص آداب روز چهارشنبه سوری نیز گفت: خانم ها گهواره ای نیز با خود در حین مراسم چهارشنبه سوری می آوردند.

,

گهواره آویزان شده را که تکان میخورد از بالای آن یک عدد چوب کبریت می انداختند اگر داخل آن می افتاد نشانگر این موضوع بود که آن خانم در آن سال بچه دار خواهد شد! خاله عشرت ادامه می دهد: این مراسم تا دمادم عصر روز چهارشنبه با پختن آش چهارشنبه ادامه داشت، و از سر چاه آب با خودمان به خانه می آوردیم که به آن آب چهار شنبه میگفتیم.

,

شکستن کوزه های قدیمی و خرید کوزه های جدید از دیگر برنامه های اجرا شده در این روز بود که خاله عشرت در صحبت هایش مطرح کرد: در کوزه شکستن پولی را با آب داخل کوزه می انداختند و از پشت بام ها به زمین می افکندند. مردم زنجان در چهار شنبه آخر سال دخترانی را که می خواستند زود شوهر دهند به آب انبار می بردند و هفت گره بر لباس آنها می زدند و پسران نابالغ باید آنها را باز می کردند، از آداب این روز بود که خاله عشرت در صحبت هایش به آن اشاره کرد. شستن دیوارهای خانه با گل سفید را از وظایف خانم ها ذکر کرد که قبل از ایام نوروز انجام می گرفت.

,

وی در ادامه به شال انداختن(شال ساللاماق یا باجالئق ) از پشت بام خانه ها اشاره میکند و میگوید: نوجوانان و جوانان با برداشتن شال یا توبره ای در چهارشنبه سوری با تاریک شدن هوا به پشت بام دوست و آشنا می رفتند و شال خود را از سقف که دریچه ای برای تهویه بود، آویزان می.کردند، صاحب خانه هم تحفه ای به آن می پیچید. صاحب خانه اگر شال را می شناخت تحفه ای را به شال می بست و اگر تازه داماد خانه اش بود، هدیه نوروزی را به روز بعد موکول میکرد.

,

فردای آن روز بره یا گوسفندی را که در شان تازه داماد بود به او میدادند. اما در مورد سنت قاشق زنی پس از پرس و جو با قدیمی تر های شهرمان که در حال حاضر نیز در برخی نقاط شهر در آخرین چهارشنبه سال اجرا میشود ، باید گفت دخترها و پسرهای جوان در تاریکی شب چادر به سر کرده و با زدن قاشق به کاسه ای که از جنس فلز مس بود ، صاحب خانه را خبر می کردند. صاحب خانه در کاسه آنها جوراب،  مقداری پول و.... میگذاشت.

,

کوزه ها و ظروفی قدیمی را که آن موقع بیشتر از جنس سفال بود، در چهار شنبه آخر سال در حیاط خانه چال میکردند، و بچه ها با شیطنت آنها را میشکستند تا رنگ کهنگی از خانه ها و دلها زدوده شود و همه چیز رنگ و بوی تازگی به خود بگیرند. اما در مورد زمان لحظه سال تحویل خاله عشرت به نحوه حرکت ماهی کوچک در تنگ بلورین اشاره میکند و ابراز میدارد: آن موقع ها رسم بود که میگفتند در لحظه سال تحویل ماهی راست می ایستد و همه مجذوب حرکت او بودیم.

,

بعد از اینکه زمان سال نو را می فهمیدیم، یکی از اهل خانه با مشتی از سکه و پول از اتاق بیرون میرفت و حین تحویل سال نو آنها را جهت ابراز شادی و نشاط می پاشید.

,

بعدها که برخی از اهالی شهر صاحب رادیو شده بودند زمان سال تحویل به طور رسمی از رادیو اعلام میشد، همزمان با لحظه سال تحویل در پادگان صدای شلیک توپ که سه بار به صدا در می آمد آغاز بهار را بر همگان نوید میداد. بعد از حلول سال نو بزرگان فامیل که دور سفره هفت سین با ظروفی ساده که هفت سین در آن چیده شده بود دعای سال تحویل و قرآن می خواندند و سال نو را بهم دیگر تبریک می گفتند.

,

دید و بازدید های نوروزی در آن دوران نیز بر پایه اصول خاص خودش بود که خاله عشرت در مورد آن میگوید: رسم بر این بود که سه روز اول مردها برای دید و بازدید میرفتند و سه روز بعدی را خانم ها ، اما برای دید و بازدید اقوام درجه یک همه اهل خانواده با هم میرفتند،و برای اقوام درجه دوم پدر یا مادر که نسبت فامیلی داشت میرفت.  

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه