نکاتی در مورد برنامه تلویزیونی کاشانه؛
کاشانهای کاشانیام آرزوست!
مردم کاشان از یک برنامه تلویزیونی مانند کاشانه، حداقل انتظاری که دارند، این است که مجری آن با لهجهی اصیل کاشانی صحبت کند و در حقیقت نماد فرهنگ غنی کاشانی باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، چندی پیش در یک نشست خبری در سالن کنفرانس شهرداری، با مجری محترم برنامهی کاشانه مواجه شدم، که در مقابل دوربین کاشانه، نظر مرا در رابطه با این برنامه پرسید و من که فقط یک بار، آن هم خیلی اتفاقی، این برنامه را دیده بودم و این نظر را از همان یک بار دیدن، سوغات داشتم، گفتم: برنامهی خوبی است، اما تا حد مطلوب، هنوز فاصله دارد که بلافاصله از من پرسید، مطلوب یعنی چه؟ با کمی تأمل گفتم مطلوب یعنی اینکه مردم کاشان از یک برنامهی کاشانی حداقل انتظاری که دارند، این است که مجری این برنامه با لهجهی اصیل کاشانی صحبت کند و در حقیقت نماد فرهنگ غنی کاشانی باشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,به عبارتی وقتی کانال را عوض میکنیم و این برنامه در مقابل چشمان ما ظاهر میشود از همان ظاهر برنامه در ابتدا بتوان حدس زد که این برنامه متعلق به کاشانیهاست!
,قرار نیست که تمام ایران در نوع حرف زدن، رفتار، لباس پوشیدن و…، تهرانی شود و فرهنگ تهران را مدل و الگوی خود قرار دهد. نظر کارشناسان بر این بود، از آنجا که رسانه به طور مطلق در دست تهرانیهاست و آنها برنامهها و فیلمها را با همان فرهنگ خودشان میسازند، کم کم فرهنگ ایران در حال یکپارچه شدن است و به تدریج خرده فرهنگهای غنی در جای جای این سرزمین پهناور در حال نابودی است. از این رو شبکهها و برنامههای استانی را در دستور کار قرار دادند تا اینکه هر استانی مبلغ و تقویت کنندهی فرهنگ خود باشد و از افول این فرهنگهای زیبا که قدمتی به درازای یک تاریخ دارند، جلوگیری کنند! اما متاسفانه امروزه ما این افول را در برنامههای استانی شاهد هستیم.
,به عنوان مثال همین برنامهی کاشانهی خودمان و یا شبکهی اصفهان، لهجهی اصفهانی و یا کاشانی را ندارند و مجری این برنامههای استانی اگر نگوییم تهرانی، انگار به آنها دیکته شده که نباید با لهجه، که بایستی، رسمی صحبت کنند. این در حالی است که لهجه، نماد یک فرهنگ به شمار میآید و بایستی این شعائر حفظ شود تا آن فرهنگ هم حفظ بشود.
,کار به جایی کشیده که برنامهسازان استانی به خاطر کمی مخاطبان و جذاب نبودن برنامههایشان، نالاناند و دست به دامن بازیگران مشهور سینما میشوند تا بلکه از این طریق به برنامههاشان رونق دهند! همان بازیگران تهرانی که قرار بود با تاسیس شبکه های استانی، تلویزیون از انحصار آنها خارج شود!!!
,به نظرم، تهرانیها با در دست داشتن رسانه، ویروس تهرانی شدن را به جان استانها انداختهاند! طوری که انگار تهرانی رفتار کردن کلاس دارد و به انسان شخصیت میدهد و جالبتر و البته اسفبارتر اینکه خود تهران، مبتلا به ویروس غربزدگی است و غربی رفتار کردن را برای خود، کلاس میداند. و اینگونه است که غرب با سیطره بر رسانهها توانسته اینطور گسترش پیدا کرده و خرده فرهنگها را نابود نموده و دهکدهی جهانی را پدید آورد.
,سیاست بهاء دادن به شبکههای استانی اگر درست اجرا شود نه تنها به حفظ فرهنگ غنی سایر استانها کمک میکند بلکه در حقیقت با شبیخون فرهنگی امپراطوری غرب به مقابله برخواسته است!
,امیدوارم توانسته باشم اهمیت این موضوع را روشن سازم و مسئولین را بر این وادارم تا به نمادها و شعائر خرده فرهنگها بیش از بیش اهمیت دهند و از کاشانی حرف زدن در تلویزیون خجالت نکشند به طوری که متاسفانه شاهد آن هستیم که وقتی یک کاشانی در مقابل دوربین قرار میگیرد سریع لهجهی خود را عوض کرده و خیلی تابلو، تهرانی صحبت میکند و به اصطلاح خودش، کلاس میگذارد!
,این وظیفه بر دوش تلویزیون است که این فضا را عوض کند و از اظهار وجود کردن خرده فرهنگها حمایت کند، نه اینکه خواسته یا ناخواسته به روند نابودی تدریجی آنها دامن زند!!!
,اتفاقاً داشتن لهجه و گویش توسط مجریان برنامههای استانی، موجب هر چه بیشتر جذاب شدن برنامههایشان شده و در برنامهها تنوع ایجاد میکند.
,

, در آخر برای جذابیت بیشتر برنامهی کاشانه چند پیشنهاد داشتم که به سازندگان و زحمتکشان کاشانه تقدیم مینمایم:
,- در همان کنفرانس خبری به سازندگان محترم این برنامه پیشنهاد شد تا کمی مایهی طنز و خندهی کاشانه را افزایش دهند و مجری محترم برنامه در پاسخ گفتند، آیا نباید در بین مردم خنده باشد که ما آن را نشان دهیم؟! حرف شما درست، اما شما میتوانید خودتان این خندهای را که نیست با موقعیت و رسانهای که در دست دارید، در بین مردم ایجاد کنید تا مردم پای برنامهی شما اوقات خوشی را داشته باشند. با دوربین بین مردم رفته و از شوخیها و لطیفهها و خاطرهگویی آنها فیلم تهیه کرده و پخش کنید و خیلی کارهای دیگر که مایهی طنز داشته باشد.
- لهجهی کاشانی گام اول است، اما تمام مطلب نیست. ما در طول این سالها شاهد آن بودهایم که خیلی از هنرپیشههای مطرح و درجه اول، لهجهی کاشانی را تقلید کردهاند اما متاسفانه نتوانستهاند با مخاطب ارتباط برقرار کنند و دلیلش روشن است، چرا که شخصیت یک کاشانی علاوه بر لهجهی اصیلش، در نوع رفتار و سکناتش ظهور دارد! پس لطفا از مصنوعی کار کردن به شدت پرهیز نموده و شخصی که نماد اصیل یک فرهنگ به حساب میآید و افراد آن فرهنگ میتوانند با او ارتباط برقرار کنند را به عنوان مجری انتخاب کنید.
- خانواده، هستهی اصلی و محوری جامعه است و باید برنامهسازان محترم ما بیش از پیش به آن اهمیت دهند. ما بایستی به مقام پدر و مادر و خانواده اهمیت داده و با دوربین کاشانه به میان کانون گرم خانوادههای کاشانی برویم و برنامههایی جذاب تهیه نموده و بین خانوادهها رقابت ایجاد نماییم.
- پیرمردها و پیرزنان کاشانی را دریابید، آنها گنجینهای از تجارب در زمینههای مختلف میباشند که نبایستی مغفول واقع شوند. ثبت خاطرات آنها در نحوهی زندگی و رفتار خانوادههای قدیمی کاشانی با عروس و داماد و موضوعاتی جذاب از این قبیل هم بسیار مفید است و از طرفی مخاطب زیادی را به پای برنامه میکشاند.
ابوالفضل منتظری نسب
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه