چرا کشوری که "موشک بالستیک" می‌سازد در "پراید" مانده است؟

اعتقاد دولت یازدهم به اقتصاد مقاومتی چقدر است؟

اعتقاد دولت یازدهم به اقتصاد مقاومتی چقدر است؟
چرا کشور ایران با داشتن دانش لازم در زمینه‌های بسیار پیچیده‌ی هسته‌ای، موشکی، نانو و ... نتوانسته صنایعی مانند خودروسازی، قطعه‌سازی، هواپیمایی و ... را تا حد قابل قبولی ارتقا بخشد و هنوز اتفاق خیره‌کننده‌ای در این عرصه رخ نداده است؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، رئیس‌جمهور محترم ایران، طی دو سال و نیم اخیر جملات ماندگاری از خود به جای گذاشته است که هر کدام از آنها در جای خود، نیاز به بحث و بررسی زیادی دارد. مثلا این جمله‌ی معروف روحانی را همه شنیده‌اند؛ او در 29 دی‌ماه سال گذشته در همایش «فصلی نو در اقتصاد ایران» گفته است: «من در گذشته و در همین مکان گفتم که اقتصاد به سیاست خارجه یارانه می‌دهد، اما این دولت می‌خواهد سیاست خارجی‌اش به اقتصاد یارانه دهد که امروز آن روزی است که وعده‌ی ما عملی شده است؛ شرایط را آماده‌ کرده‌ایم و بانک‌های ما امروز می‌توانند فعال شوند.»

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ناج,

سیاست‌های دولت یازدهم نیز از همان ابتدا، این واقعیت را تأیید می‌کرد و دولت تدبیر و امید عمده‌ی تلاش و هزینه‌های خود را صرف تحقق پدیده‌ای به نام «برجام» نمود تا بتواند از قِبَل آن، اقتصاد کشور را سر و سامان دهد. از طرفی دیگر، روحانی این واقعیت را هم پذیرفته است که اقتصاد قوی، می‌تواند در تثبیت قدرت و استقلال کشور اثر جدی بگذارد و لذا در همین زمینه اظهار داشت: «اقتصاد است که قدرت و استقلال و اشتغال می‌آورد.»

,

به این ترتیب در دولت یازدهم با توجه به یارانه‌گرفتن اقتصاد از دیپلماسی، «سیاست خارجی» در اولویت نخست قرار می‌گیرد و چنانچه دولت بتواند به نتایج مطلوبی در این عرصه دست یابد، در زمینه‌ی اقتصادی نیز پیشرفت کرده و در نهایت مؤلفه‌های «قدرت» و «استقلالِ» خود را تقویت خواهد کرد. بنابراین گره‌زدن تمامی مشکلات کشور به مسأله‌ی برجام و گزاره‌های مربوط به آن، موضوع دور از انتظاری نبوده و «برجام» می‌بایست تمامی مشکلات ریز و درشت مملکت را مرتفع نماید. اما بعدها حسن روحانی اعتراف کرد که تحریم‌ها فقط چهل درصد مشکلات کشور را شامل می‌شود و شصت درصد باقی‌مانده به طور کامل به عوامل داخلی و خصوصا مشکلات مدیریتی کشور مربوط است.

,

با نگاهی که دولت دارد، کاملا منطقی است که توجه چندانی به ظرفیت و توان داخلی، اعم از کمک به بنگاه‌های اقتصادی و واحدهای صنعتی متوسط و کوچک نداشته و بیشتر بر روی مؤلفه‌های برجام و مانند آن تمرکز داشته باشد؛ برجامی که نه یک پیروزی، بلکه یک «تجربه»‌ی سیاسی برای جمهوری اسلامی بوده است و تا به امروز، کشورهای 1+5 هنوز به تعهدات اساسی خود عمل نکرده‌اند.

,

با این وجود باز هم منطقی می‌نماید که نزدیک به 60 درصد صنایع و کارخانه‌های کشور در تعطیلی به سر ببرند و لذا افزایش نرخ بیکاری و بحران «اشتغال» به مطالبه‌ی اصلی مردم خصوصا جوانان تحصیل‌کرده تبدیل شود. اما روحانی معتقد است که دولتش طی دو سال و نیم گذشته بیش از یک میلیون شغل ایجاد کرده و توانسته کشور را از «ته چاه» خارج نماید.

,

اکنون بهتر است با زاویه‌ی دید دیگری مسأله را بررسی کرد. در این نگاه، همه‌ی مؤلفه‌های اساسی یک کشور اعم از قدرت، استقلال، سیاست خارجی، فرهنگ و امنیت، از «اقتصاد» یارانه می‌گیرند و شرط رعایت احترام به کشور در گرو «پیشرفت اقتصادی» قرار می‌گیرد. پیشرفت اقتصادی هم نیازمند اتخاذ سیاست‌هایی است که همه‌ی توان و تلاش نیروها در خدمت «اقتصاد» باشد و با مشخص شدن نیازهای اساسی کشور، پایه‌های صنعتی آنها گذاشته شود.

,

ایران، مدت‌هاست که امتحان خود را در این زمینه پس داده است. آزمایش‌های موفقیت‌آمیز موشک‌های بالستیک، نمونه‌ای از «توجه به توان داخلی» است که با وجود رژیم بی‌سابقه‌ی تحریم‌ها نیز از سرعت پیشرفت آن کاسته نشد.

,

هر بار پس از رزمایش‌های خیره‌کننده‌ی نیروهای مسلح، این سؤال در افکار عمومی ایجاد می‌شود که چرا کشور ایران با داشتن دانش لازم در زمینه‌های بسیار پیچیده‌ی هسته‌ای، موشکی، نانو و ... نتوانسته صنایعی مانند خودروسازی، قطعه‌سازی، هواپیمایی و ... را تا حد قابل قبولی ارتقا بخشد و هنوز اتفاق خیره‌کننده‌ای در این عرصه رخ نداده است؟ چرا که قطعا فناوری این صنایع، علی‌رغم پیچیدگی‌هایی که دارند، اما قابل رقابت با فناوری موشکی نمی‌باشد. مثلا فی‌الحال مقایسه کنید پراید سال 95 را با نمونه‌ی مشابه 10 سال قبل آن!

,

با توجه به همین شرایط است که دولت چاره‌ای جز عقد قرارداد با برندهای معتبر خارجی نمی‌یابد و کاستی‌های خود را در سرمایه‌گذاری‌های داخلی، با «واردات» کالاهای لوکس جبران می‌سازد. در نتیجه از یک سو با عدم تحقق اهداف دولت در سیاست خارجی و پایبندی اجباری به الزامات قانونی جدید در صحنه‌ی بین‌المللی نظیر برجام، و از سوی دیگر با وابسته‌سازی ارکان اقتصادی کشور به قراردادهای خارجی و توجه بیش از حد به اقتصاد برون‌زا، مؤلفه‌های مهم و اساسی کشور نظیر «قدرت» و «استقلال» نیز تحت‌الشعاع قرار خواهند گرفت و این جسارت را به بیگانگان خواهد داد که در خصوص سایر مسائل حساسیت برانگیز کشور نیز مداخله کنند.

,

سیگنال‌هایی که از سوی دولت یازدهم به آمریکایی‌ها مخابره شده است، معادلات سیاسی دولت‌مردان ایالات متحده را به این سمت کشانده که بتوانند با معرفی الگوی دیپلماسی آمریکایی، ایران را مانند کوبا فرض کرده و از آب شدن یخ روابط ایران و آمریکا سخن بگویند. حال آنکه نظام سیاسی ایران، دولت آمریکا را دشمن خود می‌داند و معتقد است که ایران باید مسائل اقتصادی را به کسب تجربه‌های برجامی ترجیح دهد. تجربه‌ای که روحانی در خصوص آن گفته است: «این‌که در طول مذاکرات چه اتفاقاتی افتاد، چه چیزهایی شنیدیم و چه چیزهایی گفتیم و چه شد بماند برای آینده که شاید یک کتاب خاطرات باشد» و کتاب خاطراتی که رهبری معظم انقلاب، آن را «خسارت محض» نامیدند.

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه