اشکهای مادر اولین شهید شمس آباد کنار عکس سردار شمس آبادی+عکس
آن مادر پیر بعد از درد و دل و گریه هایش، راهش را ادامه داد و به طرف سیل جمعیت رفت؛ وقتی از مشخصات آن پیرزن جویا شدم یک نفر گفت: او مادر اولین شهید روستای شمس آباد است...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیام جغتای، روز تشییع جنازه وقتی پیکر شهید سردار شمس آبادی را برای وداع خانواده اش به حیاط پدری اش بردند. عوامل سپاه مانع ورود گزارش گرها و سایر مردم به درون حیاط شدند؛ من هم ناگزیر تا پایان وداع خانواده شهید، بیرون حیاط منتظر ماندم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از, پیام جغتای, پیام جغتای, ، روز تشییع جنازه وقتی پیکر شهید سردار شمس آبادی را برای وداع خانواده اش به حیاط پدری اش بردند. عوامل سپاه مانع ورود گزارش گرها و سایر مردم به درون حیاط شدند؛ من هم ناگزیر تا پایان وداع خانواده شهید، بیرون حیاط منتظر ماندم.,از این که نتوانسته بودم لحظات وداع خانواده شهید با پیکرش را به تصویر بکشم ناراحت بودم و خودم را سرزنش میکردم؛ در همین فکرها بودم که ناگهان صحنه ای نظرم را متوجه خود ساخت و آن هم لحظه گریه های مادری پیر کنار عکس سردار شمس آبادی بود.
,چند ثانیه نگذشته بود که تمام جمعیتی که بیرون درب منزل پدر شهید منتظر بازگشت تابوت سردار بودند متوجه گریه های پیرزن شدند. نزدیکتر رفتم همانطور که مشغول عکاسی بودم به دقت به حرفهایش هم گوش میکردم؛ انگار با فرزند خودش صحبت می کرد: شنیدم میان گریه هایش می گفت: بعد از پسرم این همه شهید آوردند و هنوز هم شهید می آورند خوش به حالشان! هرکسی لیاقت این راه را ندارد.
,آن مادر پیر بعد از درد و دل و گریه هایش، راهش را ادامه داد و به طرف سیل جمعیت رفت؛ وقتی از مشخصات آن پیرزن جویا شدم یک نفر گفت: او مادر اولین شهید روستای شمس آباد است.
, ,,
,
,
,
,

, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه