اقتصاد مقاومتی قبل از هر چیز دیگر، «باور» می‌خواهد؛

فهم «بَنِری» از اقتصاد مقاومتی!

فهم «بَنِری» از اقتصاد مقاومتی!
برخی نمی‌خواهند «مردم» به این باور دست یابند که چرا جمهوری اسلامی که «موشک بالستیک» می‌سازد، امثال «چوب بستنی» و «درب قوطی نوشابه» را از خارج وارد می‌کند؟!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  آناج، انقلاب اسلامی در مقطع حساسی قرار گرفته که به جرأت می‌توان از آن با عنوان «پیچ تاریخی» یاد کرد. پیچش‌های مهم و سرنوشت‌ساز انقلاب با وقوع آن در بهمن 57 آغاز گردید و بعدها در مقاطع مختلف، وجوه دیگری از سیمای خود را به نمایش گذاشت و توانست برای خود در عرصه‌ی جهانی، جا باز کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

انقلابیون در 13 آبان 58 دست به اقدامی زدند که تا به این لحظه شاخصی برای میزان استکبارستیزی جریان‌ها و گروه‌‌های سیاسی بوده است و هر کدام از آنها با نفی و یا اثبات آن، جنس ذره‌بین‌های سیاسی خود را مشخص نموده‌اند. اقدامی که از سوی امام خمینی(ره)، «انقلاب دوم» نامیده شد و حاج احمد خمینی به نقل از ایشان خطاب به تسخیرکنندگان گفت: «جای خوبی را گرفتید، دست‌تان درد نکند. فقط آن را خوب نگه دارید و مواظب باشید از دست‌تان در نیاورند.»

جمهوری اسلامی با پشت سر گذاشتن حوادث تلخ و شیرین داخلی و کسب تجارب فراوان در عرصه‌های بین‌المللی، اکنون درگیر مشکلاتی از جنس «اقتصاد» است که فقط به اندازه‌ی سفره‌ی مردم و مشکلاتی مانند بیکاری و تورم محدود نمی‌شود؛ چرا که این مؤلفه‌ها همانند میوه‌های نرسیده‌ی درختی هستند که سال‌هاست نه از آب و نور مکفی بهره‌مند بوده و نه باغبان خوبی از آن مراقبت می‌کرده است.

متأسفانه نگاه مسئولان و مردم به مسأله‌ی «اقتصاد»، بیشتر متکی به خارج بوده و از طرفی با تقویت شعار «ایرانی نمی‌تواند» از سوی جریان‌های گردن‌کلفت سیاسی که به برکت انقلاب، به نان و نامی رسیده‌اند و اکنون در تاریک‌خانه‌های سیاسی کشور، در حال تولید نظریه‌ی «آبگوشت بزباش» می‌باشند، این درخت کج و معوج در ازای این همه سرمایه و امکاناتی که در اختیارش گذاشته شده، هنوز نتوانسته میوه‌ی شیرینی عرضه کند و ایرانی‌ها را در رؤیای «خودکفایی» خمار کرده است.

مردم و نخبگان سیاسی جامعه که در آبان 58، قرارگاه سیاسی دشمن را محاصره و تسلیم نمودند و در عرصه‌های فرهنگی هم به موفقیت‌های چشم‌گیری دست یافته‌اند، اما هنوز در زمینه‌ی «اقتصادی» این فهم همگانی حاصل نشده که در این عرصه هم «جنگی» تمام‌عیار شکل گرفته است و «اقتصاد» هم مانند عرصه‌های نظامی، به «رزمایش» و «مانور» نیاز دارد تا توان داخلی کشور را به رخ رقبای منطقه‌ای و قدرت‌های جهانی بکشد.

این «فهم اجتماعی» از «جنگ اقتصادی»، در زیرِ لایه‌های پر قدرت نفوذ رانت‌خواران سیری‌ناپذیر سرکوب شده است و حتی نمی‌خواهند «مردم» به این باور دست یابند که چرا جمهوری اسلامی که «موشک بالستیک» می‌سازد، امثال «چوب بستنی» و «درب قوطی نوشابه» را از خارج وارد می‌کند؟!

مسئولان و نخبگانی که شهادتین آنها در مسائل اقتصادی از «أشهد أن لا اله» فراتر نمی‌رود و معتقدند که باید تئوری‌های کینزی و نئولیبرالی را وارد ساختار اقتصادی کشور نمایند، بیشتر از چاپ چند بنر بزرگ و رنگی در مراکز شهر و ورودی اداره‌ها، نمی‌توانند «جنگ اقتصادی» و «اقتصاد مقاومتی» را باور کنند و به صدور چند بخشنامه و دستورالعمل بسنده می‌کنند. مسئولانی که شیر نفت را به روی بودجه‌ی روستائیان بسته‌اند اما جاده‌ی منتهی به ویلای خود در فلان روستا را دوطرفه آسفالت کرده‌اند...

اقتصاد مقاومتی قبل از هر چیز دیگر، «باور» می‌خواهد و سپس «اقدام و عمل»؛ اما متأسفانه امروز کسانی از حرکت بر روی ریل اقتصاد مقاومتی دم می‌زنند که کشور را بهشت کالاهای وارداتی کرده‌اند و با تفکر برجامی‌گری در صددند اقتصاد را گروگان تعامل با دنیا نمایند.

باید توجه کرد که با «فهم بنری» نمی‌توان انقلاب اقتصادی به راه انداخت.

,

انقلابیون در 13 آبان 58 دست به اقدامی زدند که تا به این لحظه شاخصی برای میزان استکبارستیزی جریان‌ها و گروه‌‌های سیاسی بوده است و هر کدام از آنها با نفی و یا اثبات آن، جنس ذره‌بین‌های سیاسی خود را مشخص نموده‌اند. اقدامی که از سوی امام خمینی(ره)، «انقلاب دوم» نامیده شد و حاج احمد خمینی به نقل از ایشان خطاب به تسخیرکنندگان گفت: «جای خوبی را گرفتید، دست‌تان درد نکند. فقط آن را خوب نگه دارید و مواظب باشید از دست‌تان در نیاورند.»

,

جمهوری اسلامی با پشت سر گذاشتن حوادث تلخ و شیرین داخلی و کسب تجارب فراوان در عرصه‌های بین‌المللی، اکنون درگیر مشکلاتی از جنس «اقتصاد» است که فقط به اندازه‌ی سفره‌ی مردم و مشکلاتی مانند بیکاری و تورم محدود نمی‌شود؛ چرا که این مؤلفه‌ها همانند میوه‌های نرسیده‌ی درختی هستند که سال‌هاست نه از آب و نور مکفی بهره‌مند بوده و نه باغبان خوبی از آن مراقبت می‌کرده است.

,

متأسفانه نگاه مسئولان و مردم به مسأله‌ی «اقتصاد»، بیشتر متکی به خارج بوده و از طرفی با تقویت شعار «ایرانی نمی‌تواند» از سوی جریان‌های گردن‌کلفت سیاسی که به برکت انقلاب، به نان و نامی رسیده‌اند و اکنون در تاریک‌خانه‌های سیاسی کشور، در حال تولید نظریه‌ی «آبگوشت بزباش» می‌باشند، این درخت کج و معوج در ازای این همه سرمایه و امکاناتی که در اختیارش گذاشته شده، هنوز نتوانسته میوه‌ی شیرینی عرضه کند و ایرانی‌ها را در رؤیای «خودکفایی» خمار کرده است.

,

مردم و نخبگان سیاسی جامعه که در آبان 58، قرارگاه سیاسی دشمن را محاصره و تسلیم نمودند و در عرصه‌های فرهنگی هم به موفقیت‌های چشم‌گیری دست یافته‌اند، اما هنوز در زمینه‌ی «اقتصادی» این فهم همگانی حاصل نشده که در این عرصه هم «جنگی» تمام‌عیار شکل گرفته است و «اقتصاد» هم مانند عرصه‌های نظامی، به «رزمایش» و «مانور» نیاز دارد تا توان داخلی کشور را به رخ رقبای منطقه‌ای و قدرت‌های جهانی بکشد.

,

این «فهم اجتماعی» از «جنگ اقتصادی»، در زیرِ لایه‌های پر قدرت نفوذ رانت‌خواران سیری‌ناپذیر سرکوب شده است و حتی نمی‌خواهند «مردم» به این باور دست یابند که چرا جمهوری اسلامی که «موشک بالستیک» می‌سازد، امثال «چوب بستنی» و «درب قوطی نوشابه» را از خارج وارد می‌کند؟!

,

مسئولان و نخبگانی که شهادتین آنها در مسائل اقتصادی از «أشهد أن لا اله» فراتر نمی‌رود و معتقدند که باید تئوری‌های کینزی و نئولیبرالی را وارد ساختار اقتصادی کشور نمایند، بیشتر از چاپ چند بنر بزرگ و رنگی در مراکز شهر و ورودی اداره‌ها، نمی‌توانند «جنگ اقتصادی» و «اقتصاد مقاومتی» را باور کنند و به صدور چند بخشنامه و دستورالعمل بسنده می‌کنند. مسئولانی که شیر نفت را به روی بودجه‌ی روستائیان بسته‌اند اما جاده‌ی منتهی به ویلای خود در فلان روستا را دوطرفه آسفالت کرده‌اند...

,

اقتصاد مقاومتی قبل از هر چیز دیگر، «باور» می‌خواهد و سپس «اقدام و عمل»؛ اما متأسفانه امروز کسانی از حرکت بر روی ریل اقتصاد مقاومتی دم می‌زنند که کشور را بهشت کالاهای وارداتی کرده‌اند و با تفکر برجامی‌گری در صددند اقتصاد را گروگان تعامل با دنیا نمایند.

,

باید توجه کرد که با «فهم بنری» نمی‌توان انقلاب اقتصادی به راه انداخت.

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه