نگاهی به زندگی بانوی آب و آئینه؛

تجارت بندگی در لحظه های زندگی

تجارت بندگی در لحظه های زندگی
فاطمه(س) از پدر آموخته بود که ساعات و لحظه های عمر، سرمایه ی انسان است که با آن باید تجارت بندگی نمود و در غیر عبودیت و یا اصلاح خود گام برنداشت، هرگز از امور دنیا ترس و اضطراب نداشته، و در بین مردم سخی ترین افراد باشد و چون درهم و دیناری نزد او است، به دنبال مستحق او بوده تا او را شادمان و خرسند نماید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  زنان کویر ، نخستین گام موفقیت انسان در گستره ی حیات، بهره مندی از بینشی روشن و بصیرتی آسمانی است.دیدگاهی که آفرینش را در آیینه ی نگاه آدمی با صورتی زیبا و حقیقتی به تصویر می کشاند. آنان که از این مائده ی الهی بی بهره اند، زندگی خویش را ( ساحل تفریح و خوش گذرانی) و یا « میدان بازی و سرگرمی » می دانند و دامنه ی تلاش خود را  در روزهای زود گذر، به دست فراموشی می سپرند .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان کویر,

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با نگاهی از آن سوی دیده ی ظاهری به آفرینش می نگریست.نوری برخاسته از خودسازی، معنویت و تهذیب نفس از عمق جان او نمایان بود که با آن تمامی ظلمت ها و تیرگی های باطنی حیات کنار زده می شد و حقیقت هستی در برابر نگاه او نمایان می گردید.

از این رو، هیچ گاه زر و زیور زندگی از وی دلربایی نکرد و لذات و خوشی های زودگذر، فریبای دل و دیده ی او نگردید.

هنگامی که سخن از دنیا و آنچه که او دل در گرو آن دارد و شیفته ی آن است مطرح می شد با روشن بینی مهربانانه ای می فرمود : « از دنیای  شما سه چیز را بیشتر دوست دارم؛ تلاوت قرآن، نگاه به چهره ی رسول خدا (ص) و انفاق در راه خدا».

و چون رسول خدا(ص) به او فرمود : دخترم!  آیا دوست داری دعایی به تو بیاموزم که هیچ کس آن را نمی خواند مگر آنکه خواسته های (آسمانی و ملکوتی) او تحقق پذیرد؟ در پاسخ پدر بیان کرد : « پدر جان چنین دعایی از دنیا و آنچه در ان است نزد من محبوب تر است» و با فرا گرفتن آن دعا هیچگاه رسالت خود را در عرصه ی انسانیت وعبودیت فراموش نکرد و جلوه های رفاه و خوشی او را از فکر دیگران غافل نساخت.

فاطمه(س) نمونه ی کامل و تمام عیار سخن پدر بود که فرمود:« من و هرکس پیروی ام می کند با بینایی و بصیرت به سوی خدا دعوت می کنم» زیرا در لحظه هایی که وسوسه های شیطانی و گرد وغبار نفسانی مقابل دیدگان انسان قرار گرفته  او را به معصیت و نافرمانی سوق می دهد، او بابینشی روشن و بدور از احساسات راه رشد و سعادت را فزاموش نکرده، تنها یک هدف را دنبال می کند و آن (رضایت پروردگار بزرگ ) است و بس.

شبی که آن حضرت در سن نه سالگی به منزل شوهر پا نهاد، با چشمانی اشکبار و حالتی نگران رو به همسر خود کرد و فرمود: « درباره ی حال و رفتار خود فکر کردم و به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه ی پدر به خانه ی شوهر منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به خانه ی قبر و جایگاه ابدی خود خواهم رفت. د راین آغازین لحظه های زندگی تو را به خدا سوگند می دهم بیا به نماز بایستیم تا در این شب خدا را عبادت کنیم.»

بالای هفت پرده ی نیلی است جای ما

پا چون حباب بر سر دنیا گذاشتیم

ما را ابس است جلوه گه شاهدان قدس

دنیا برای مردم دنیا گذاشتیم

شناخت بیکران فاطمه(س) و وسعت معرفت آن پاک بانو چنان بود که هیچگاه خود را در برابر دستورات خداوند و سخنان رسول الله(ص) صاحب نظر نمی دید، با عشقی روز افزون  سر بر آستان تقدیر الهی و اراده ی خداوندی می نهاد و با قلبی پر عطوفت و نگاه پر شوق می فرمود :« خشنودم به انچه که خداوند و پیامبر او برای من رضایت دادند» و یا می فرمود:« راضی ام که خدا پروردگار من است و تو ای پدر پیامبر من، و پسر عمویم علی(ع) شوهر و امام من است.»

از این رو نشان از سخن خداوندی در گفتار و رفتار او همیشه نمایان بود ک در توصیف شایستگان و پاکان می فرمود: « پروردگار از آنان راضی است و اینان نیز از خدای خود راضی اند.»

او با چنان صفات تابناکی در دامان قدسی و اغوش آسمانی خود انسنهای اسوه ای چون حسین بن علی (ع) تربیت می نماید که در آخرین لحظه های حیات خویش در عرصه ی کربلا با جمله ای کوتاه، معرفتی بلند ا عشق و دلدادگی ترسیم می کند و می فرماید: « پروردگارا به قضا و اراده ی تو راضی هستم.» و دخت والا گوهی فاطمه(س) نیز در صحنه های گوناگون حادثه ی سرخ نینوا، ضمن بیان رضایت خویش در جمله ای ، تمامم مصائب را با رنگ اطاعت و بندگی می نگرد و می فرماید: « هر چه دیدم زیبایی و لطف و محبت الهی بود.»

آری؛ آنان که هماره جامه ی جام از کدورت های خودخواهی، کینه توزی، حسادت و هواپرستی دور نگه دارند و روح و روان خود را از هر آلایشی پالایش کنند، بی پرده حقایق را مشاهده نموده و از نوری آسمانی در خانه ی دل بهره می برند.

حقیقتی که آیه ی قرآن بدان صراحت نمود که : « اگر پاک و پرهیزگار بوده باشید، خداوند به شما روشن بینی می دهد و بر بصیرت شما می افزاید.»

قرآن کریم بین تقوا و پرهیزکاری از یک سو و روشن بینی و افزایش نور بصیرت از سویی دیگر، رابطه ی مستقیمی قائل است.

هر اندازه آدمی پاک تر و آراستنه تر و در برابر حقایق بیشتر تسلیم باشد، نورافشانی عقل و فکر او، روشنایی افزون تر ایجاد می کند.

حقیقت سرایی است آراسته

هوا و هوس گرد برخاسته

نبینی که هر جا که برخاست گرد

نبیند نظر گرچه بیناست مرد

زهرای مرضیه(س) یگانه بانوی هستی بر بلندای بندگی خداوند است، با چنان باوری به چنین روشنگری ارزشمندی دست یافته بود، خود را با آموزه های توحید تا عمق وجود آشنا کرده بود و در مسیر پیروی از نبوت و رسالت رسول الله(ص)، رهروی شیوفته ساخته بود.

او از پدر آموخته بود که ساعات و لحظه های عمر، سرمایه ی انسان است که با آن باید تجارت بندگی نمود و در غیر عبودیت و یا اصلاح خود گام برنداشت، هرگز از امور دنیا ترس و اضطراب نداشته، و در بین مردم سخی ترین افراد باشد و چون درهم و دیناری نزد او است، به دنبال مستحق او بوده تا او را شادمان و خرسند نماید.

از قوت و غذای خود در راه خدا ایثار کند ، با فقرا نشیند و با آنان هم غذا شود، به اهل فضل و دانش احترام گذذارد و با آبرومندان هم دلی داشته باشد.

آن گاه که انسان پشیمانی از کرده ی خود پوزش بخواهد، عذر او را بپذیرد و در خوراک و پوشاک بر خدمتگذار خود پیشی و برتری نجوید، فقیر وئ غنی را یکسان به توحید دعوت نماید و همگان در نظرش مساوی باشند.

منبع:همسران، زندگی،الگوی بالندگی،آموزه هایی از زندگی حضرت فاطمه(س)

انتهای پیام/

 

,

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با نگاهی از آن سوی دیده ی ظاهری به آفرینش می نگریست.نوری برخاسته از خودسازی، معنویت و تهذیب نفس از عمق جان او نمایان بود که با آن تمامی ظلمت ها و تیرگی های باطنی حیات کنار زده می شد و حقیقت هستی در برابر نگاه او نمایان می گردید.

از این رو، هیچ گاه زر و زیور زندگی از وی دلربایی نکرد و لذات و خوشی های زودگذر، فریبای دل و دیده ی او نگردید.

هنگامی که سخن از دنیا و آنچه که او دل در گرو آن دارد و شیفته ی آن است مطرح می شد با روشن بینی مهربانانه ای می فرمود : « از دنیای  شما سه چیز را بیشتر دوست دارم؛ تلاوت قرآن، نگاه به چهره ی رسول خدا (ص) و انفاق در راه خدا».

و چون رسول خدا(ص) به او فرمود : دخترم!  آیا دوست داری دعایی به تو بیاموزم که هیچ کس آن را نمی خواند مگر آنکه خواسته های (آسمانی و ملکوتی) او تحقق پذیرد؟ در پاسخ پدر بیان کرد : « پدر جان چنین دعایی از دنیا و آنچه در ان است نزد من محبوب تر است» و با فرا گرفتن آن دعا هیچگاه رسالت خود را در عرصه ی انسانیت وعبودیت فراموش نکرد و جلوه های رفاه و خوشی او را از فکر دیگران غافل نساخت.

فاطمه(س) نمونه ی کامل و تمام عیار سخن پدر بود که فرمود:« من و هرکس پیروی ام می کند با بینایی و بصیرت به سوی خدا دعوت می کنم» زیرا در لحظه هایی که وسوسه های شیطانی و گرد وغبار نفسانی مقابل دیدگان انسان قرار گرفته  او را به معصیت و نافرمانی سوق می دهد، او بابینشی روشن و بدور از احساسات راه رشد و سعادت را فزاموش نکرده، تنها یک هدف را دنبال می کند و آن (رضایت پروردگار بزرگ ) است و بس.

شبی که آن حضرت در سن نه سالگی به منزل شوهر پا نهاد، با چشمانی اشکبار و حالتی نگران رو به همسر خود کرد و فرمود: « درباره ی حال و رفتار خود فکر کردم و به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه ی پدر به خانه ی شوهر منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به خانه ی قبر و جایگاه ابدی خود خواهم رفت. د راین آغازین لحظه های زندگی تو را به خدا سوگند می دهم بیا به نماز بایستیم تا در این شب خدا را عبادت کنیم.»

بالای هفت پرده ی نیلی است جای ما

پا چون حباب بر سر دنیا گذاشتیم

ما را ابس است جلوه گه شاهدان قدس

دنیا برای مردم دنیا گذاشتیم

شناخت بیکران فاطمه(س) و وسعت معرفت آن پاک بانو چنان بود که هیچگاه خود را در برابر دستورات خداوند و سخنان رسول الله(ص) صاحب نظر نمی دید، با عشقی روز افزون  سر بر آستان تقدیر الهی و اراده ی خداوندی می نهاد و با قلبی پر عطوفت و نگاه پر شوق می فرمود :« خشنودم به انچه که خداوند و پیامبر او برای من رضایت دادند» و یا می فرمود:« راضی ام که خدا پروردگار من است و تو ای پدر پیامبر من، و پسر عمویم علی(ع) شوهر و امام من است.»

از این رو نشان از سخن خداوندی در گفتار و رفتار او همیشه نمایان بود ک در توصیف شایستگان و پاکان می فرمود: « پروردگار از آنان راضی است و اینان نیز از خدای خود راضی اند.»

او با چنان صفات تابناکی در دامان قدسی و اغوش آسمانی خود انسنهای اسوه ای چون حسین بن علی (ع) تربیت می نماید که در آخرین لحظه های حیات خویش در عرصه ی کربلا با جمله ای کوتاه، معرفتی بلند ا عشق و دلدادگی ترسیم می کند و می فرماید: « پروردگارا به قضا و اراده ی تو راضی هستم.» و دخت والا گوهی فاطمه(س) نیز در صحنه های گوناگون حادثه ی سرخ نینوا، ضمن بیان رضایت خویش در جمله ای ، تمامم مصائب را با رنگ اطاعت و بندگی می نگرد و می فرماید: « هر چه دیدم زیبایی و لطف و محبت الهی بود.»

آری؛ آنان که هماره جامه ی جام از کدورت های خودخواهی، کینه توزی، حسادت و هواپرستی دور نگه دارند و روح و روان خود را از هر آلایشی پالایش کنند، بی پرده حقایق را مشاهده نموده و از نوری آسمانی در خانه ی دل بهره می برند.

حقیقتی که آیه ی قرآن بدان صراحت نمود که : « اگر پاک و پرهیزگار بوده باشید، خداوند به شما روشن بینی می دهد و بر بصیرت شما می افزاید.»

قرآن کریم بین تقوا و پرهیزکاری از یک سو و روشن بینی و افزایش نور بصیرت از سویی دیگر، رابطه ی مستقیمی قائل است.

هر اندازه آدمی پاک تر و آراستنه تر و در برابر حقایق بیشتر تسلیم باشد، نورافشانی عقل و فکر او، روشنایی افزون تر ایجاد می کند.

حقیقت سرایی است آراسته

هوا و هوس گرد برخاسته

نبینی که هر جا که برخاست گرد

نبیند نظر گرچه بیناست مرد

زهرای مرضیه(س) یگانه بانوی هستی بر بلندای بندگی خداوند است، با چنان باوری به چنین روشنگری ارزشمندی دست یافته بود، خود را با آموزه های توحید تا عمق وجود آشنا کرده بود و در مسیر پیروی از نبوت و رسالت رسول الله(ص)، رهروی شیوفته ساخته بود.

او از پدر آموخته بود که ساعات و لحظه های عمر، سرمایه ی انسان است که با آن باید تجارت بندگی نمود و در غیر عبودیت و یا اصلاح خود گام برنداشت، هرگز از امور دنیا ترس و اضطراب نداشته، و در بین مردم سخی ترین افراد باشد و چون درهم و دیناری نزد او است، به دنبال مستحق او بوده تا او را شادمان و خرسند نماید.

از قوت و غذای خود در راه خدا ایثار کند ، با فقرا نشیند و با آنان هم غذا شود، به اهل فضل و دانش احترام گذذارد و با آبرومندان هم دلی داشته باشد.

آن گاه که انسان پشیمانی از کرده ی خود پوزش بخواهد، عذر او را بپذیرد و در خوراک و پوشاک بر خدمتگذار خود پیشی و برتری نجوید، فقیر وئ غنی را یکسان به توحید دعوت نماید و همگان در نظرش مساوی باشند.

منبع:همسران، زندگی،الگوی بالندگی،آموزه هایی از زندگی حضرت فاطمه(س)

انتهای پیام/

 

,

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با نگاهی از آن سوی دیده ی ظاهری به آفرینش می نگریست.نوری برخاسته از خودسازی، معنویت و تهذیب نفس از عمق جان او نمایان بود که با آن تمامی ظلمت ها و تیرگی های باطنی حیات کنار زده می شد و حقیقت هستی در برابر نگاه او نمایان می گردید.

از این رو، هیچ گاه زر و زیور زندگی از وی دلربایی نکرد و لذات و خوشی های زودگذر، فریبای دل و دیده ی او نگردید.

هنگامی که سخن از دنیا و آنچه که او دل در گرو آن دارد و شیفته ی آن است مطرح می شد با روشن بینی مهربانانه ای می فرمود : « از دنیای  شما سه چیز را بیشتر دوست دارم؛ تلاوت قرآن، نگاه به چهره ی رسول خدا (ص) و انفاق در راه خدا».

و چون رسول خدا(ص) به او فرمود : دخترم!  آیا دوست داری دعایی به تو بیاموزم که هیچ کس آن را نمی خواند مگر آنکه خواسته های (آسمانی و ملکوتی) او تحقق پذیرد؟ در پاسخ پدر بیان کرد : « پدر جان چنین دعایی از دنیا و آنچه در ان است نزد من محبوب تر است» و با فرا گرفتن آن دعا هیچگاه رسالت خود را در عرصه ی انسانیت وعبودیت فراموش نکرد و جلوه های رفاه و خوشی او را از فکر دیگران غافل نساخت.

فاطمه(س) نمونه ی کامل و تمام عیار سخن پدر بود که فرمود:« من و هرکس پیروی ام می کند با بینایی و بصیرت به سوی خدا دعوت می کنم» زیرا در لحظه هایی که وسوسه های شیطانی و گرد وغبار نفسانی مقابل دیدگان انسان قرار گرفته  او را به معصیت و نافرمانی سوق می دهد، او بابینشی روشن و بدور از احساسات راه رشد و سعادت را فزاموش نکرده، تنها یک هدف را دنبال می کند و آن (رضایت پروردگار بزرگ ) است و بس.

شبی که آن حضرت در سن نه سالگی به منزل شوهر پا نهاد، با چشمانی اشکبار و حالتی نگران رو به همسر خود کرد و فرمود: « درباره ی حال و رفتار خود فکر کردم و به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه ی پدر به خانه ی شوهر منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به خانه ی قبر و جایگاه ابدی خود خواهم رفت. د راین آغازین لحظه های زندگی تو را به خدا سوگند می دهم بیا به نماز بایستیم تا در این شب خدا را عبادت کنیم.»

بالای هفت پرده ی نیلی است جای ما

پا چون حباب بر سر دنیا گذاشتیم

ما را ابس است جلوه گه شاهدان قدس

دنیا برای مردم دنیا گذاشتیم

شناخت بیکران فاطمه(س) و وسعت معرفت آن پاک بانو چنان بود که هیچگاه خود را در برابر دستورات خداوند و سخنان رسول الله(ص) صاحب نظر نمی دید، با عشقی روز افزون  سر بر آستان تقدیر الهی و اراده ی خداوندی می نهاد و با قلبی پر عطوفت و نگاه پر شوق می فرمود :« خشنودم به انچه که خداوند و پیامبر او برای من رضایت دادند» و یا می فرمود:« راضی ام که خدا پروردگار من است و تو ای پدر پیامبر من، و پسر عمویم علی(ع) شوهر و امام من است.»

از این رو نشان از سخن خداوندی در گفتار و رفتار او همیشه نمایان بود ک در توصیف شایستگان و پاکان می فرمود: « پروردگار از آنان راضی است و اینان نیز از خدای خود راضی اند.»

او با چنان صفات تابناکی در دامان قدسی و اغوش آسمانی خود انسنهای اسوه ای چون حسین بن علی (ع) تربیت می نماید که در آخرین لحظه های حیات خویش در عرصه ی کربلا با جمله ای کوتاه، معرفتی بلند ا عشق و دلدادگی ترسیم می کند و می فرماید: « پروردگارا به قضا و اراده ی تو راضی هستم.» و دخت والا گوهی فاطمه(س) نیز در صحنه های گوناگون حادثه ی سرخ نینوا، ضمن بیان رضایت خویش در جمله ای ، تمامم مصائب را با رنگ اطاعت و بندگی می نگرد و می فرماید: « هر چه دیدم زیبایی و لطف و محبت الهی بود.»

آری؛ آنان که هماره جامه ی جام از کدورت های خودخواهی، کینه توزی، حسادت و هواپرستی دور نگه دارند و روح و روان خود را از هر آلایشی پالایش کنند، بی پرده حقایق را مشاهده نموده و از نوری آسمانی در خانه ی دل بهره می برند.

حقیقتی که آیه ی قرآن بدان صراحت نمود که : « اگر پاک و پرهیزگار بوده باشید، خداوند به شما روشن بینی می دهد و بر بصیرت شما می افزاید.»

قرآن کریم بین تقوا و پرهیزکاری از یک سو و روشن بینی و افزایش نور بصیرت از سویی دیگر، رابطه ی مستقیمی قائل است.

هر اندازه آدمی پاک تر و آراستنه تر و در برابر حقایق بیشتر تسلیم باشد، نورافشانی عقل و فکر او، روشنایی افزون تر ایجاد می کند.

حقیقت سرایی است آراسته

هوا و هوس گرد برخاسته

نبینی که هر جا که برخاست گرد

نبیند نظر گرچه بیناست مرد

زهرای مرضیه(س) یگانه بانوی هستی بر بلندای بندگی خداوند است، با چنان باوری به چنین روشنگری ارزشمندی دست یافته بود، خود را با آموزه های توحید تا عمق وجود آشنا کرده بود و در مسیر پیروی از نبوت و رسالت رسول الله(ص)، رهروی شیوفته ساخته بود.

او از پدر آموخته بود که ساعات و لحظه های عمر، سرمایه ی انسان است که با آن باید تجارت بندگی نمود و در غیر عبودیت و یا اصلاح خود گام برنداشت، هرگز از امور دنیا ترس و اضطراب نداشته، و در بین مردم سخی ترین افراد باشد و چون درهم و دیناری نزد او است، به دنبال مستحق او بوده تا او را شادمان و خرسند نماید.

از قوت و غذای خود در راه خدا ایثار کند ، با فقرا نشیند و با آنان هم غذا شود، به اهل فضل و دانش احترام گذذارد و با آبرومندان هم دلی داشته باشد.

آن گاه که انسان پشیمانی از کرده ی خود پوزش بخواهد، عذر او را بپذیرد و در خوراک و پوشاک بر خدمتگذار خود پیشی و برتری نجوید، فقیر وئ غنی را یکسان به توحید دعوت نماید و همگان در نظرش مساوی باشند.

منبع:همسران، زندگی،الگوی بالندگی،آموزه هایی از زندگی حضرت فاطمه(س)

انتهای پیام/

 

,

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با نگاهی از آن سوی دیده ی ظاهری به آفرینش می نگریست.نوری برخاسته از خودسازی، معنویت و تهذیب نفس از عمق جان او نمایان بود که با آن تمامی ظلمت ها و تیرگی های باطنی حیات کنار زده می شد و حقیقت هستی در برابر نگاه او نمایان می گردید.

از این رو، هیچ گاه زر و زیور زندگی از وی دلربایی نکرد و لذات و خوشی های زودگذر، فریبای دل و دیده ی او نگردید.

هنگامی که سخن از دنیا و آنچه که او دل در گرو آن دارد و شیفته ی آن است مطرح می شد با روشن بینی مهربانانه ای می فرمود : « از دنیای  شما سه چیز را بیشتر دوست دارم؛ تلاوت قرآن، نگاه به چهره ی رسول خدا (ص) و انفاق در راه خدا».

و چون رسول خدا(ص) به او فرمود : دخترم!  آیا دوست داری دعایی به تو بیاموزم که هیچ کس آن را نمی خواند مگر آنکه خواسته های (آسمانی و ملکوتی) او تحقق پذیرد؟ در پاسخ پدر بیان کرد : « پدر جان چنین دعایی از دنیا و آنچه در ان است نزد من محبوب تر است» و با فرا گرفتن آن دعا هیچگاه رسالت خود را در عرصه ی انسانیت وعبودیت فراموش نکرد و جلوه های رفاه و خوشی او را از فکر دیگران غافل نساخت.

فاطمه(س) نمونه ی کامل و تمام عیار سخن پدر بود که فرمود:« من و هرکس پیروی ام می کند با بینایی و بصیرت به سوی خدا دعوت می کنم» زیرا در لحظه هایی که وسوسه های شیطانی و گرد وغبار نفسانی مقابل دیدگان انسان قرار گرفته  او را به معصیت و نافرمانی سوق می دهد، او بابینشی روشن و بدور از احساسات راه رشد و سعادت را فزاموش نکرده، تنها یک هدف را دنبال می کند و آن (رضایت پروردگار بزرگ ) است و بس.

شبی که آن حضرت در سن نه سالگی به منزل شوهر پا نهاد، با چشمانی اشکبار و حالتی نگران رو به همسر خود کرد و فرمود: « درباره ی حال و رفتار خود فکر کردم و به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه ی پدر به خانه ی شوهر منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به خانه ی قبر و جایگاه ابدی خود خواهم رفت. د راین آغازین لحظه های زندگی تو را به خدا سوگند می دهم بیا به نماز بایستیم تا در این شب خدا را عبادت کنیم.»

بالای هفت پرده ی نیلی است جای ما

پا چون حباب بر سر دنیا گذاشتیم

ما را ابس است جلوه گه شاهدان قدس

دنیا برای مردم دنیا گذاشتیم

شناخت بیکران فاطمه(س) و وسعت معرفت آن پاک بانو چنان بود که هیچگاه خود را در برابر دستورات خداوند و سخنان رسول الله(ص) صاحب نظر نمی دید، با عشقی روز افزون  سر بر آستان تقدیر الهی و اراده ی خداوندی می نهاد و با قلبی پر عطوفت و نگاه پر شوق می فرمود :« خشنودم به انچه که خداوند و پیامبر او برای من رضایت دادند» و یا می فرمود:« راضی ام که خدا پروردگار من است و تو ای پدر پیامبر من، و پسر عمویم علی(ع) شوهر و امام من است.»

از این رو نشان از سخن خداوندی در گفتار و رفتار او همیشه نمایان بود ک در توصیف شایستگان و پاکان می فرمود: « پروردگار از آنان راضی است و اینان نیز از خدای خود راضی اند.»

او با چنان صفات تابناکی در دامان قدسی و اغوش آسمانی خود انسنهای اسوه ای چون حسین بن علی (ع) تربیت می نماید که در آخرین لحظه های حیات خویش در عرصه ی کربلا با جمله ای کوتاه، معرفتی بلند ا عشق و دلدادگی ترسیم می کند و می فرماید: « پروردگارا به قضا و اراده ی تو راضی هستم.» و دخت والا گوهی فاطمه(س) نیز در صحنه های گوناگون حادثه ی سرخ نینوا، ضمن بیان رضایت خویش در جمله ای ، تمامم مصائب را با رنگ اطاعت و بندگی می نگرد و می فرماید: « هر چه دیدم زیبایی و لطف و محبت الهی بود.»

آری؛ آنان که هماره جامه ی جام از کدورت های خودخواهی، کینه توزی، حسادت و هواپرستی دور نگه دارند و روح و روان خود را از هر آلایشی پالایش کنند، بی پرده حقایق را مشاهده نموده و از نوری آسمانی در خانه ی دل بهره می برند.

حقیقتی که آیه ی قرآن بدان صراحت نمود که : « اگر پاک و پرهیزگار بوده باشید، خداوند به شما روشن بینی می دهد و بر بصیرت شما می افزاید.»

قرآن کریم بین تقوا و پرهیزکاری از یک سو و روشن بینی و افزایش نور بصیرت از سویی دیگر، رابطه ی مستقیمی قائل است.

هر اندازه آدمی پاک تر و آراستنه تر و در برابر حقایق بیشتر تسلیم باشد، نورافشانی عقل و فکر او، روشنایی افزون تر ایجاد می کند.

حقیقت سرایی است آراسته

هوا و هوس گرد برخاسته

نبینی که هر جا که برخاست گرد

نبیند نظر گرچه بیناست مرد

زهرای مرضیه(س) یگانه بانوی هستی بر بلندای بندگی خداوند است، با چنان باوری به چنین روشنگری ارزشمندی دست یافته بود، خود را با آموزه های توحید تا عمق وجود آشنا کرده بود و در مسیر پیروی از نبوت و رسالت رسول الله(ص)، رهروی شیوفته ساخته بود.

او از پدر آموخته بود که ساعات و لحظه های عمر، سرمایه ی انسان است که با آن باید تجارت بندگی نمود و در غیر عبودیت و یا اصلاح خود گام برنداشت، هرگز از امور دنیا ترس و اضطراب نداشته، و در بین مردم سخی ترین افراد باشد و چون درهم و دیناری نزد او است، به دنبال مستحق او بوده تا او را شادمان و خرسند نماید.

از قوت و غذای خود در راه خدا ایثار کند ، با فقرا نشیند و با آنان هم غذا شود، به اهل فضل و دانش احترام گذذارد و با آبرومندان هم دلی داشته باشد.

آن گاه که انسان پشیمانی از کرده ی خود پوزش بخواهد، عذر او را بپذیرد و در خوراک و پوشاک بر خدمتگذار خود پیشی و برتری نجوید، فقیر وئ غنی را یکسان به توحید دعوت نماید و همگان در نظرش مساوی باشند.

منبع:همسران، زندگی،الگوی بالندگی،آموزه هایی از زندگی حضرت فاطمه(س)

انتهای پیام/

 

,

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با نگاهی از آن سوی دیده ی ظاهری به آفرینش می نگریست.نوری برخاسته از خودسازی، معنویت و تهذیب نفس از عمق جان او نمایان بود که با آن تمامی ظلمت ها و تیرگی های باطنی حیات کنار زده می شد و حقیقت هستی در برابر نگاه او نمایان می گردید.

از این رو، هیچ گاه زر و زیور زندگی از وی دلربایی نکرد و لذات و خوشی های زودگذر، فریبای دل و دیده ی او نگردید.

هنگامی که سخن از دنیا و آنچه که او دل در گرو آن دارد و شیفته ی آن است مطرح می شد با روشن بینی مهربانانه ای می فرمود : « از دنیای  شما سه چیز را بیشتر دوست دارم؛ تلاوت قرآن، نگاه به چهره ی رسول خدا (ص) و انفاق در راه خدا».

و چون رسول خدا(ص) به او فرمود : دخترم!  آیا دوست داری دعایی به تو بیاموزم که هیچ کس آن را نمی خواند مگر آنکه خواسته های (آسمانی و ملکوتی) او تحقق پذیرد؟ در پاسخ پدر بیان کرد : « پدر جان چنین دعایی از دنیا و آنچه در ان است نزد من محبوب تر است» و با فرا گرفتن آن دعا هیچگاه رسالت خود را در عرصه ی انسانیت وعبودیت فراموش نکرد و جلوه های رفاه و خوشی او را از فکر دیگران غافل نساخت.

فاطمه(س) نمونه ی کامل و تمام عیار سخن پدر بود که فرمود:« من و هرکس پیروی ام می کند با بینایی و بصیرت به سوی خدا دعوت می کنم» زیرا در لحظه هایی که وسوسه های شیطانی و گرد وغبار نفسانی مقابل دیدگان انسان قرار گرفته  او را به معصیت و نافرمانی سوق می دهد، او بابینشی روشن و بدور از احساسات راه رشد و سعادت را فزاموش نکرده، تنها یک هدف را دنبال می کند و آن (رضایت پروردگار بزرگ ) است و بس.

شبی که آن حضرت در سن نه سالگی به منزل شوهر پا نهاد، با چشمانی اشکبار و حالتی نگران رو به همسر خود کرد و فرمود: « درباره ی حال و رفتار خود فکر کردم و به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه ی پدر به خانه ی شوهر منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به خانه ی قبر و جایگاه ابدی خود خواهم رفت. د راین آغازین لحظه های زندگی تو را به خدا سوگند می دهم بیا به نماز بایستیم تا در این شب خدا را عبادت کنیم.»

بالای هفت پرده ی نیلی است جای ما

پا چون حباب بر سر دنیا گذاشتیم

ما را ابس است جلوه گه شاهدان قدس

دنیا برای مردم دنیا گذاشتیم

شناخت بیکران فاطمه(س) و وسعت معرفت آن پاک بانو چنان بود که هیچگاه خود را در برابر دستورات خداوند و سخنان رسول الله(ص) صاحب نظر نمی دید، با عشقی روز افزون  سر بر آستان تقدیر الهی و اراده ی خداوندی می نهاد و با قلبی پر عطوفت و نگاه پر شوق می فرمود :« خشنودم به انچه که خداوند و پیامبر او برای من رضایت دادند» و یا می فرمود:« راضی ام که خدا پروردگار من است و تو ای پدر پیامبر من، و پسر عمویم علی(ع) شوهر و امام من است.»

از این رو نشان از سخن خداوندی در گفتار و رفتار او همیشه نمایان بود ک در توصیف شایستگان و پاکان می فرمود: « پروردگار از آنان راضی است و اینان نیز از خدای خود راضی اند.»

او با چنان صفات تابناکی در دامان قدسی و اغوش آسمانی خود انسنهای اسوه ای چون حسین بن علی (ع) تربیت می نماید که در آخرین لحظه های حیات خویش در عرصه ی کربلا با جمله ای کوتاه، معرفتی بلند ا عشق و دلدادگی ترسیم می کند و می فرماید: « پروردگارا به قضا و اراده ی تو راضی هستم.» و دخت والا گوهی فاطمه(س) نیز در صحنه های گوناگون حادثه ی سرخ نینوا، ضمن بیان رضایت خویش در جمله ای ، تمامم مصائب را با رنگ اطاعت و بندگی می نگرد و می فرماید: « هر چه دیدم زیبایی و لطف و محبت الهی بود.»

آری؛ آنان که هماره جامه ی جام از کدورت های خودخواهی، کینه توزی، حسادت و هواپرستی دور نگه دارند و روح و روان خود را از هر آلایشی پالایش کنند، بی پرده حقایق را مشاهده نموده و از نوری آسمانی در خانه ی دل بهره می برند.

حقیقتی که آیه ی قرآن بدان صراحت نمود که : « اگر پاک و پرهیزگار بوده باشید، خداوند به شما روشن بینی می دهد و بر بصیرت شما می افزاید.»

قرآن کریم بین تقوا و پرهیزکاری از یک سو و روشن بینی و افزایش نور بصیرت از سویی دیگر، رابطه ی مستقیمی قائل است.

هر اندازه آدمی پاک تر و آراستنه تر و در برابر حقایق بیشتر تسلیم باشد، نورافشانی عقل و فکر او، روشنایی افزون تر ایجاد می کند.

حقیقت سرایی است آراسته

هوا و هوس گرد برخاسته

نبینی که هر جا که برخاست گرد

نبیند نظر گرچه بیناست مرد

زهرای مرضیه(س) یگانه بانوی هستی بر بلندای بندگی خداوند است، با چنان باوری به چنین روشنگری ارزشمندی دست یافته بود، خود را با آموزه های توحید تا عمق وجود آشنا کرده بود و در مسیر پیروی از نبوت و رسالت رسول الله(ص)، رهروی شیوفته ساخته بود.

او از پدر آموخته بود که ساعات و لحظه های عمر، سرمایه ی انسان است که با آن باید تجارت بندگی نمود و در غیر عبودیت و یا اصلاح خود گام برنداشت، هرگز از امور دنیا ترس و اضطراب نداشته، و در بین مردم سخی ترین افراد باشد و چون درهم و دیناری نزد او است، به دنبال مستحق او بوده تا او را شادمان و خرسند نماید.

از قوت و غذای خود در راه خدا ایثار کند ، با فقرا نشیند و با آنان هم غذا شود، به اهل فضل و دانش احترام گذذارد و با آبرومندان هم دلی داشته باشد.

آن گاه که انسان پشیمانی از کرده ی خود پوزش بخواهد، عذر او را بپذیرد و در خوراک و پوشاک بر خدمتگذار خود پیشی و برتری نجوید، فقیر وئ غنی را یکسان به توحید دعوت نماید و همگان در نظرش مساوی باشند.

منبع:همسران، زندگی،الگوی بالندگی،آموزه هایی از زندگی حضرت فاطمه(س)

انتهای پیام/

 

,

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با نگاهی از آن سوی دیده ی ظاهری به آفرینش می نگریست.نوری برخاسته از خودسازی، معنویت و تهذیب نفس از عمق جان او نمایان بود که با آن تمامی ظلمت ها و تیرگی های باطنی حیات کنار زده می شد و حقیقت هستی در برابر نگاه او نمایان می گردید.

از این رو، هیچ گاه زر و زیور زندگی از وی دلربایی نکرد و لذات و خوشی های زودگذر، فریبای دل و دیده ی او نگردید.

هنگامی که سخن از دنیا و آنچه که او دل در گرو آن دارد و شیفته ی آن است مطرح می شد با روشن بینی مهربانانه ای می فرمود : « از دنیای  شما سه چیز را بیشتر دوست دارم؛ تلاوت قرآن، نگاه به چهره ی رسول خدا (ص) و انفاق در راه خدا».

و چون رسول خدا(ص) به او فرمود : دخترم!  آیا دوست داری دعایی به تو بیاموزم که هیچ کس آن را نمی خواند مگر آنکه خواسته های (آسمانی و ملکوتی) او تحقق پذیرد؟ در پاسخ پدر بیان کرد : « پدر جان چنین دعایی از دنیا و آنچه در ان است نزد من محبوب تر است» و با فرا گرفتن آن دعا هیچگاه رسالت خود را در عرصه ی انسانیت وعبودیت فراموش نکرد و جلوه های رفاه و خوشی او را از فکر دیگران غافل نساخت.

فاطمه(س) نمونه ی کامل و تمام عیار سخن پدر بود که فرمود:« من و هرکس پیروی ام می کند با بینایی و بصیرت به سوی خدا دعوت می کنم» زیرا در لحظه هایی که وسوسه های شیطانی و گرد وغبار نفسانی مقابل دیدگان انسان قرار گرفته  او را به معصیت و نافرمانی سوق می دهد، او بابینشی روشن و بدور از احساسات راه رشد و سعادت را فزاموش نکرده، تنها یک هدف را دنبال می کند و آن (رضایت پروردگار بزرگ ) است و بس.

شبی که آن حضرت در سن نه سالگی به منزل شوهر پا نهاد، با چشمانی اشکبار و حالتی نگران رو به همسر خود کرد و فرمود: « درباره ی حال و رفتار خود فکر کردم و به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه ی پدر به خانه ی شوهر منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به خانه ی قبر و جایگاه ابدی خود خواهم رفت. د راین آغازین لحظه های زندگی تو را به خدا سوگند می دهم بیا به نماز بایستیم تا در این شب خدا را عبادت کنیم.»

بالای هفت پرده ی نیلی است جای ما

پا چون حباب بر سر دنیا گذاشتیم

ما را ابس است جلوه گه شاهدان قدس

دنیا برای مردم دنیا گذاشتیم

شناخت بیکران فاطمه(س) و وسعت معرفت آن پاک بانو چنان بود که هیچگاه خود را در برابر دستورات خداوند و سخنان رسول الله(ص) صاحب نظر نمی دید، با عشقی روز افزون  سر بر آستان تقدیر الهی و اراده ی خداوندی می نهاد و با قلبی پر عطوفت و نگاه پر شوق می فرمود :« خشنودم به انچه که خداوند و پیامبر او برای من رضایت دادند» و یا می فرمود:« راضی ام که خدا پروردگار من است و تو ای پدر پیامبر من، و پسر عمویم علی(ع) شوهر و امام من است.»

از این رو نشان از سخن خداوندی در گفتار و رفتار او همیشه نمایان بود ک در توصیف شایستگان و پاکان می فرمود: « پروردگار از آنان راضی است و اینان نیز از خدای خود راضی اند.»

او با چنان صفات تابناکی در دامان قدسی و اغوش آسمانی خود انسنهای اسوه ای چون حسین بن علی (ع) تربیت می نماید که در آخرین لحظه های حیات خویش در عرصه ی کربلا با جمله ای کوتاه، معرفتی بلند ا عشق و دلدادگی ترسیم می کند و می فرماید: « پروردگارا به قضا و اراده ی تو راضی هستم.» و دخت والا گوهی فاطمه(س) نیز در صحنه های گوناگون حادثه ی سرخ نینوا، ضمن بیان رضایت خویش در جمله ای ، تمامم مصائب را با رنگ اطاعت و بندگی می نگرد و می فرماید: « هر چه دیدم زیبایی و لطف و محبت الهی بود.»

آری؛ آنان که هماره جامه ی جام از کدورت های خودخواهی، کینه توزی، حسادت و هواپرستی دور نگه دارند و روح و روان خود را از هر آلایشی پالایش کنند، بی پرده حقایق را مشاهده نموده و از نوری آسمانی در خانه ی دل بهره می برند.

حقیقتی که آیه ی قرآن بدان صراحت نمود که : « اگر پاک و پرهیزگار بوده باشید، خداوند به شما روشن بینی می دهد و بر بصیرت شما می افزاید.»

قرآن کریم بین تقوا و پرهیزکاری از یک سو و روشن بینی و افزایش نور بصیرت از سویی دیگر، رابطه ی مستقیمی قائل است.

هر اندازه آدمی پاک تر و آراستنه تر و در برابر حقایق بیشتر تسلیم باشد، نورافشانی عقل و فکر او، روشنایی افزون تر ایجاد می کند.

حقیقت سرایی است آراسته

هوا و هوس گرد برخاسته

نبینی که هر جا که برخاست گرد

نبیند نظر گرچه بیناست مرد

زهرای مرضیه(س) یگانه بانوی هستی بر بلندای بندگی خداوند است، با چنان باوری به چنین روشنگری ارزشمندی دست یافته بود، خود را با آموزه های توحید تا عمق وجود آشنا کرده بود و در مسیر پیروی از نبوت و رسالت رسول الله(ص)، رهروی شیوفته ساخته بود.

او از پدر آموخته بود که ساعات و لحظه های عمر، سرمایه ی انسان است که با آن باید تجارت بندگی نمود و در غیر عبودیت و یا اصلاح خود گام برنداشت، هرگز از امور دنیا ترس و اضطراب نداشته، و در بین مردم سخی ترین افراد باشد و چون درهم و دیناری نزد او است، به دنبال مستحق او بوده تا او را شادمان و خرسند نماید.

از قوت و غذای خود در راه خدا ایثار کند ، با فقرا نشیند و با آنان هم غذا شود، به اهل فضل و دانش احترام گذذارد و با آبرومندان هم دلی داشته باشد.

آن گاه که انسان پشیمانی از کرده ی خود پوزش بخواهد، عذر او را بپذیرد و در خوراک و پوشاک بر خدمتگذار خود پیشی و برتری نجوید، فقیر وئ غنی را یکسان به توحید دعوت نماید و همگان در نظرش مساوی باشند.

منبع:همسران، زندگی،الگوی بالندگی،آموزه هایی از زندگی حضرت فاطمه(س)

انتهای پیام/

 

,

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با نگاهی از آن سوی دیده ی ظاهری به آفرینش می نگریست.نوری برخاسته از خودسازی، معنویت و تهذیب نفس از عمق جان او نمایان بود که با آن تمامی ظلمت ها و تیرگی های باطنی حیات کنار زده می شد و حقیقت هستی در برابر نگاه او نمایان می گردید.

,

از این رو، هیچ گاه زر و زیور زندگی از وی دلربایی نکرد و لذات و خوشی های زودگذر، فریبای دل و دیده ی او نگردید.

,

هنگامی که سخن از دنیا و آنچه که او دل در گرو آن دارد و شیفته ی آن است مطرح می شد با روشن بینی مهربانانه ای می فرمود : « از دنیای  شما سه چیز را بیشتر دوست دارم؛ تلاوت قرآن، نگاه به چهره ی رسول خدا (ص) و انفاق در راه خدا».

,

و چون رسول خدا(ص) به او فرمود : دخترم!  آیا دوست داری دعایی به تو بیاموزم که هیچ کس آن را نمی خواند مگر آنکه خواسته های (آسمانی و ملکوتی) او تحقق پذیرد؟ در پاسخ پدر بیان کرد : « پدر جان چنین دعایی از دنیا و آنچه در ان است نزد من محبوب تر است» و با فرا گرفتن آن دعا هیچگاه رسالت خود را در عرصه ی انسانیت وعبودیت فراموش نکرد و جلوه های رفاه و خوشی او را از فکر دیگران غافل نساخت.

,

فاطمه(س) نمونه ی کامل و تمام عیار سخن پدر بود که فرمود:« من و هرکس پیروی ام می کند با بینایی و بصیرت به سوی خدا دعوت می کنم» زیرا در لحظه هایی که وسوسه های شیطانی و گرد وغبار نفسانی مقابل دیدگان انسان قرار گرفته  او را به معصیت و نافرمانی سوق می دهد، او بابینشی روشن و بدور از احساسات راه رشد و سعادت را فزاموش نکرده، تنها یک هدف را دنبال می کند و آن (رضایت پروردگار بزرگ ) است و بس.

,

شبی که آن حضرت در سن نه سالگی به منزل شوهر پا نهاد، با چشمانی اشکبار و حالتی نگران رو به همسر خود کرد و فرمود: « درباره ی حال و رفتار خود فکر کردم و به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه ی پدر به خانه ی شوهر منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به خانه ی قبر و جایگاه ابدی خود خواهم رفت. د راین آغازین لحظه های زندگی تو را به خدا سوگند می دهم بیا به نماز بایستیم تا در این شب خدا را عبادت کنیم.»

,

بالای هفت پرده ی نیلی است جای ما

,

پا چون حباب بر سر دنیا گذاشتیم

,

ما را ابس است جلوه گه شاهدان قدس

,

دنیا برای مردم دنیا گذاشتیم

,

شناخت بیکران فاطمه(س) و وسعت معرفت آن پاک بانو چنان بود که هیچگاه خود را در برابر دستورات خداوند و سخنان رسول الله(ص) صاحب نظر نمی دید، با عشقی روز افزون  سر بر آستان تقدیر الهی و اراده ی خداوندی می نهاد و با قلبی پر عطوفت و نگاه پر شوق می فرمود :« خشنودم به انچه که خداوند و پیامبر او برای من رضایت دادند» و یا می فرمود:« راضی ام که خدا پروردگار من است و تو ای پدر پیامبر من، و پسر عمویم علی(ع) شوهر و امام من است.»

,

از این رو نشان از سخن خداوندی در گفتار و رفتار او همیشه نمایان بود ک در توصیف شایستگان و پاکان می فرمود: « پروردگار از آنان راضی است و اینان نیز از خدای خود راضی اند.»

,

او با چنان صفات تابناکی در دامان قدسی و اغوش آسمانی خود انسنهای اسوه ای چون حسین بن علی (ع) تربیت می نماید که در آخرین لحظه های حیات خویش در عرصه ی کربلا با جمله ای کوتاه، معرفتی بلند ا عشق و دلدادگی ترسیم می کند و می فرماید: « پروردگارا به قضا و اراده ی تو راضی هستم.» و دخت والا گوهی فاطمه(س) نیز در صحنه های گوناگون حادثه ی سرخ نینوا، ضمن بیان رضایت خویش در جمله ای ، تمامم مصائب را با رنگ اطاعت و بندگی می نگرد و می فرماید: « هر چه دیدم زیبایی و لطف و محبت الهی بود.»

,

آری؛ آنان که هماره جامه ی جام از کدورت های خودخواهی، کینه توزی، حسادت و هواپرستی دور نگه دارند و روح و روان خود را از هر آلایشی پالایش کنند، بی پرده حقایق را مشاهده نموده و از نوری آسمانی در خانه ی دل بهره می برند.

,

حقیقتی که آیه ی قرآن بدان صراحت نمود که : « اگر پاک و پرهیزگار بوده باشید، خداوند به شما روشن بینی می دهد و بر بصیرت شما می افزاید.»

,

قرآن کریم بین تقوا و پرهیزکاری از یک سو و روشن بینی و افزایش نور بصیرت از سویی دیگر، رابطه ی مستقیمی قائل است.

,

هر اندازه آدمی پاک تر و آراستنه تر و در برابر حقایق بیشتر تسلیم باشد، نورافشانی عقل و فکر او، روشنایی افزون تر ایجاد می کند.

,

حقیقت سرایی است آراسته

,

هوا و هوس گرد برخاسته

,

نبینی که هر جا که برخاست گرد

,

نبیند نظر گرچه بیناست مرد

,

زهرای مرضیه(س) یگانه بانوی هستی بر بلندای بندگی خداوند است، با چنان باوری به چنین روشنگری ارزشمندی دست یافته بود، خود را با آموزه های توحید تا عمق وجود آشنا کرده بود و در مسیر پیروی از نبوت و رسالت رسول الله(ص)، رهروی شیوفته ساخته بود.

,

او از پدر آموخته بود که ساعات و لحظه های عمر، سرمایه ی انسان است که با آن باید تجارت بندگی نمود و در غیر عبودیت و یا اصلاح خود گام برنداشت، هرگز از امور دنیا ترس و اضطراب نداشته، و در بین مردم سخی ترین افراد باشد و چون درهم و دیناری نزد او است، به دنبال مستحق او بوده تا او را شادمان و خرسند نماید.

,

از قوت و غذای خود در راه خدا ایثار کند ، با فقرا نشیند و با آنان هم غذا شود، به اهل فضل و دانش احترام گذذارد و با آبرومندان هم دلی داشته باشد.

,

آن گاه که انسان پشیمانی از کرده ی خود پوزش بخواهد، عذر او را بپذیرد و در خوراک و پوشاک بر خدمتگذار خود پیشی و برتری نجوید، فقیر وئ غنی را یکسان به توحید دعوت نماید و همگان در نظرش مساوی باشند.

,

منبع:همسران، زندگی،الگوی بالندگی،آموزه هایی از زندگی حضرت فاطمه(س)

,

انتهای پیام/

,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه