گزارشی از طبیعت و تاریخ لرستان؛
کوهدشت، "جامال" نخستین
طبیعت و تاریخ لرستان، همواره در فصول مختلف سال و به خصوص در ایام نوروز، پذیرای گردشگران و مسافران نوروزی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل آسوبان، رود پر هیاهوی اسب بعد از آنکه دشت نهاوند و چمچمال را به چهار نعل می تازد و در فرودست «هوزمانوند» کرمانشاه، وارد سرزمینِ مفرغ می شود؛ راهی دشوار در پیش دارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل , آسوبان, آسوبان, آسوبان, آسوبان, ، , رود پر هیاهوی اسب بعد از آنکه دشت نهاوند و چمچمال را به چهار نعل می تازد و در فرودست «هوزمانوند» کرمانشاه، وارد سرزمینِ مفرغ می شود؛ راهی دشوار در پیش دارد.,

, کوههای هلیلان ایلام و وره زرد کوهدشت با دره هایی هولناک، گویی افساری بلند بر این کُهیلان سرکش می زنند؛ شیهه ی سیمره در گوش سنگین صخره های وره زرد نمی نشیند و راه تاخت او به راحتی گشوده و هموار نمی شود.
,

, هرچند هم که تشنگی بردشت “کویشت” غلبه کند؛ اما دژدار ستبر شیرز چون کوتوالی هوشیار از چم آسن تا زیتون مراقب است که شیاری از این رود به دشت تشنه ی پایین دست راه نبرد.
,سیمره از شمال کوهدشت رو به مرزهای شمال غربی لرستان نهاده و به سمت شیروان و چرداول در ایلام پیش می رود؛ در سرابله و شیروان چرداول؛ سیمره با تغییر مسیر رو به جنوب نهاده و تا «پاعلم» و «زال» در جنوب پلدختر؛ قوسی کج به طول حدود سیصد کیلومتر طی کرده و مرز طبیعی استان لرستان با استان ایلام را ترسیم می کند.
,سیمره در طول مسیر خود در شمال و غرب کوهدشت سرابها و رودهایی را با خود همراه می کند که مهمترین آنها؛ رود شیرز و سراب گرمه و رود سیاو هستند . اولین رودی که در شمال کوهدشت به سیمره می پیوندد؛ رود شیرز است.
,رود شیرز از سرابهای نیزه و سبزه قبا سر چشمه گرفته و پس از عبور از دره ی شیرز به سیمره می پیوندد. دومین سرابی که در شمال کوهدشت به سیمره سر ریز می شود؛ سراب گرمه است که در تنگه ای به همین نام جاری است. سیمره با عبور از دامنه های کوه ” وره زرد ” و عبور از چم زیتون به تنگ گرمه می رسد.
,فاصله دو تنگه ی شیرز و گرمه حدود بیست کیلومتر است و گویی دو دروازه ی شمالی برای ورود به کوهدشت محسوب می شوند.
,

, کوهدشت در جنوب سیمره قرار دارد و راهی که بر دامنه های سرسورن و چنگری کشیده شده به این دشت فراخ ختم می شود. در گذشته کوهدشت را کورشت و کوزشت خوانده اند و اینک اهالی بومی “کویشت” تلفظ می کنند.
,این دشت پهناور که در میان کوههای «سر سورن» و «مپل» در شمال و «خِلیف» و «بِمارکَه» در جنوب گسترده شده از کهن ترین زیستگاهای بشر بوده؛ به طوری که دیرینه شناسان کوهدشت را پایتخت پیش از تاریخ جهان می خوانند و دلیل این عنوان؛ وجود برخی از کهن ترین رنگین نگاره های صخره ای جهان در اطراف این شهر است.
,سنگ نگاره ها؛ کهن ترین آثار تاریخی و هنری به جا ی مانده از بشرند؛ به تعبیری بستر بوجود آمدن حروف رمزی و خط و زبان و اسطوره ها و هنر، همین سنگ نگاره ها هستند و آنها از بهترین اسناد رمزگشایی ماقبل تاریخ به حساب می آیند، عمر بعضی از آنها به چهل هزار سال می رسد و بشر تا کنون موفق به کشف هیچ پدیده ی تاریخی و هنری بدین قدمت نشده است.
,

, برخی از نگاره های صخره ای کوهدشت در زیر پناهگاه های ضلع شمالی و جنوبی کوه «سر سورن» نقش بسته اند ؛ کوه سر سورن در هشت کیلومتری شمال کوهدشت قرار دارد و به خاطر غلبه ی رنگ سرخ ماسه بر قلل و دامنه های آن؛ این کوه را سر سورن می خوانند که به معنی کوه سرخ رنگ است.
,نگاره های سر سورن شامل نگاره های میرملاس و همیان یک و همیان دو هستند. نگاره های میر ملاس برضلع جنوبی و نگاره های همیان بر ضلع شمالی این کوه نقش بسته اند. نگاره های همیان شامل دو محوطه ی یک و دو هستند که در بالا دست روستای همیان در دره ای به نام چالگه شله در زیر پناهگاهای صخره ای قرار دارند و حدود یک کیلومتر از هم فاصله دارند .
,در هم قدمی با سیمره در ناحیه ی کوهدشت؛ پس از سیری در طبیعت بکر این دیار دیدن نگاره های همیان به واسطه ی قدمتشان بر سایر جاذبه ها، مقدم است؛ هرچند راه کمی سخت و صعب العبور باشد.
,بنابراین گزارش، اولین باستان شناسانی که به مطالعه ی این رنگین نگاره ها پرداختند؛ پرفسور مک بورنی استاد داشگاه کمبریج و دستیاران و خانم کلر میت گاف بودند.
,باستان شناسان این نقوش را نقوش جادویی معرفی کردند و با استفاده از روش توریم/اورانیم دیرینگی آن ها را مربوط به دوران نئولتیک و موسترین یعنی بین دوازده هزار تا هزار و پانصد سال تخمین زدند.
,انسانهای نخستینی که در این ناحیه زندگی می کرده اند؛ معیشت خود را با شکار می گذرانده اند و برای دست یافتن به شکارِ بیشتر؛ باور هایی داشته اند. آن ها معتقد بودند که هرآنچه را که نقاشی کنند در عالم واقع نیز اتفاق خواهد افتاد؛ لذا بیشتر موضوع نقاشی های آنها شکار و غلبه بر جانوران وحشی است.
,ابزار نقاشی آنها نیز بسیار ساده و دم دست بوده، انسان آن عصر با ترکیب موادی مانند شاخه های سوخته، شیره ی گیاهان و درختان، چربی های حیوانی، خاک رس و آب؛ رنگ را ایجاد کرد و با آن بر دیواره های سنگی نقاشی های پایدار و بادوامی ترسیم نموده است.
,بر صخره های همیان و میرملاس نگاره هایی از هیاهوی میدان رزم و شکار با تیر و کمان و رقص دسته جمعی و اشکال حیواناتی چون اسب، بزکوهی ‘گوزن و روباه و گربه سانان دیده می شود .
,صحنه های این تابلو های سنگی بسیار زنده ترسیم شده اند و از حیث نشان دادن پیشینه ی رام کردن و پرورش اسب و ساخت سلاح و همچنین رسومی مانند رقص های محلی بسیار پر اهمیت هستند.
,چنانچه پیداست درگیری با حیوانات وحشی در هنگام شکار دغدغه ای مهم بوده و در چند جا رقابت شکارچیان و گربه سانانی شبیه پلنگ دیده می شود. گذشته از اشکال حیوانی، نقش ناشناخته و پر رمز و راز میرملاس که شبیه لنگری وارونه است؛ بیش از همه نیازمند رمز گشایی است .
,اما بی گمان زیباترین رنگین نگاره ی صخره ای ایران ، نگاره ی گوزن سرخ همیان است . سواری تیز تک کمانش را تا بناگوش برکشیده وگوزنی با وقار در حال فرار است؛ اما پیش از آنکه تیر او از چله کمان رها شود؛ هزاران سال بعد هردوی آنها هدف تیرهای سربی آتشین قرار گرفته اندو تخریب شده اند.
,این در حالی ست که تنها همتایان این نقش در غارهای لاسکوی فرانسه و آلتامیرای اسپانیا در شرایطی بسیار ویژه و با کمال دقت و ظرافت نگه داری می شوند. گوزن رعنای همیان در زیر طاقی صخره ای در محوطه ی همیان یک قرار دارد و هرچند نسبت به سایر نگاره ها کمتر آسیب دیده است؛ اما کم توجهی در حفظ این میراث بی مانند جهانی؛ آنرا نیز همچون سایر نقوش محو خواهد ساخت .
,رنگ اغلب نگاره های همیان و میر ملاس قرمز اُخرایی، سیاه و اندکی زرد است و دلیل غلبه ی این رنگ قرمز بر نگاره ها؛ اکسید مسی است که در ترکیب ماسه های سرخ رنگ این کوه وجود و جزترکیبات مواد نقاشی بوده است.
,آن سوی تر از میرملاس و باز بر بلندای سر سورن، پلکانهایی کنده شده بر صخره ها؛ راه به بازمانده ی قلعه ای باستانی در راس دره دارند، این راه به تیشه کن معروف است و به قلعه ی بازمانده به نام قلعه ی منیژه ختم می شود.
,

, قلعه منیژه مشرف بر دره ای طولانی است که بین کوه چنگری و سر سورن کشیده شده بر فراز سرسورن آثاری از پلکانهایی صخره ای دیده می شود که مربوط به راهی مالرو بوده؛ این راه مالرو به قلعه ختم شده و میرملاس و همیان را به هم پیوند می دهد. قلعه ی منیژه را تیشه کن هم می گویند؛ اما بیشتر به قلعه ی منیژه شهرت دارد.
,

, هرچند این سنگ چینها به اندازه یک قلعه گسترده نیستند و پی و بنلاد این مکان به قلعه شباهت ندارد؛ اما در باور عامه این قلعه را متعلق به منیژه دختر افراسیاب می دانند.
,

, کوهدشت شهری است همچون نامش؛ کوههایی بلند گرداگرد دشتی وسیع را فراگرفته اند و بر دامنه ی آنها رازهایی گران از پبشینه ی سکونت بشر در لرستان بر باستان شناسان برملا شده است.
,سرخ دم لری در شرق و سرخ دم لکی در غرب کوهدشت از یادگارهای عصر آشوری و یا پیش از آن در غرب ایران هستند.
,قبل از آنکه دکتر اشمیت در سال ۱۳۱۷محوطه ی باستان سرخ دم لری در شرق کوهدشت را مورد حفاری و کاوش قرار دهد؛ کمتر کسی با مفرغهای لرستان آشنا بود. کشف اتفاقی یک تندیس برنزی توسط یکی از روستاییان در سرخ دم لری باب تازه ای در باستان شناسی منطقه باز کرد.
,این تندیس توسط حاکم وقت کوهدشت در اختیار دکتر اشمیت که عازم حفاری مناطقی در رومشکان بود قرار گرفت و دکتر اشمیت مسیر خود را به سرخ دم لری تغییر داد.
,مجسمه گیل گمش، آیینه های برنزی؛ مهره های استوانه ای، مجسمه ی الهه اشی از کشفیات این محوطه بوده که اکثراً در موزه لور پاریس نگهداری می شوند. این کشفیات همه رنگ و بوی آشوری داشتند؛ اما باستان شناسان در پژوهش های اخیر معتقدند این محوطه ی باستانی آشوری نیست؛ بلکه نیایشگاهی بوده برای الهه ای بنام “نین لیل “که یک الهه ی میانرودی است؛ ولی مردم اینجا با آشوریان حشر و نشر داشته اند.
,تاریخی که اشمیت برای این نیایشگاه حدس زد قرن نهم یا هشتم قبل از میلاد است؛ اما شصت سال پس از حفاری های اشمیت در سال ۱۳۷۷ پژوهشکده ی باستانشناسی ایران در دامنه ی کوه چنگری در غرب کوهدشت محوطه ای باستانی مورد کاوش قرار داد که همتای محوطه ی سرخ دم لری بود و این محوطه سرخ دم لکی نامیده شد.
,لری و لکی خوانده شدن این محوطه ها به خاطر گویش اهالی روستاهای نزدیک آنها است؛ اهالی خوشناموند به لری تکلم می کنند و اهالی روستای سرخ دم به لکی؛ لذا به آن محوطه سرخ دم لری می گویند و به این محوطه ی سرخ دم لکی.
,محوطه سرخ دم لکی در هفده کیلومتری شمال غربی سرخ دم لری قرار دارد و به نظر برخی پژوهشگران این مکان بقایای یکی از مراکز حکومتی اُلیپی است که در منابع آشوری به عنوان اکودو معرفی شده است.
,سازه های معماری سرخ دم لکی با معماری سرخ دم لری و تپه ی گودین کنگاور، و زیویه کردستان شباهت دارد. به نظر می رسد محوطه ی سرخ دم لکی در دوره ی سلوکی و اشکانی نیز مورد استفاده بوده و بقایایی از ستونهای مکعب و تالار این مکان باقی است.
,بر روی یکی از ستونها نقشهایی گیاهی و اساطیری نظیر شیر بالدار حک شده که به شیر بالدار بابلی شبیه است . همچنین ابزارهایی نظیر خنجر و پیکان و ظروف سفالی و چند سکه نیز از یافته های این محوطه هستند.
,شهری که در میانه کوههای سرخ دم لری و لکی در شرق و غرب و مپل و خلیف در شمال و جنوب گستره شده، اینک با بخشها وروستاهای تابعه ؛ نزدیک به دویست هزار نفر جمعیت دارد واهالی آن به لری و لکی تکلم می کنند.
,بنابراین گزارش، کوهدشت در غرب لرستان قرار دارد و با شهرهای خرم آباد؛ پلدختر؛ دلفان و استان ایلام هم مرز است. جغرافی نویسان گذشته از آن با عنوان کورشت و کوزشت و کودشت یاد کرده اند.
,حمدالله مستوفی در مورد این شهر می نویسد: کورشت شهری بزرگ بوده که اینک خراب است و مسعودی در کتاب التنبیه و الاشراف کورشت را شهری خراب از شهرهای سیمره می داند؛ همچنین یاقوت حموی در نزهه القلوب ازطرحان و مادیان رود که یکی از روستاهای جنوب کوهدشت است به نام مایرود نام می برد.
,

, کوهدشت در میانه ی زاگرس چین خورده واقع شده و آب و هوای آن معتدل و نیمه خشک است ، میانگین بارندگی آن به ۴۰۰ میلیمتر در سال می رسد که عمدتاً به صورت باران است.
,برف گیر ترین کوههای این شهر، مَپِل؛ هنجس و وره زرد در شمال و نثار چره و کوژینه در جنوب هستند که برف آنها نیز دوام چندانی ندارد.
,

, برف قله های شمالی پس از ذوب شده به صورت جویها و رودهای فصلی به سیمره سرریز می شوند و برف کوههای جنوبی به مادیان رود و نهایتا کشکان می پیوندند، اگرچه ارتفاع برفها کم است اما به هر حال کار در روزهای برفی شراطی خود را دارد.
,شهرستان کوهدشت از کارخانه جات و کارگاهای بزرگ صنعتی بی بهره است و شغل غالب مردم کارهای خدماتی و کشاورزی است. کوهدشت را انبار غله ی استان می خوانند؛ اما کمبود بارش در سالهای خیر بر کشاورزی این شهر تاثیر گذاشته است.
,عمده ترین محصولات زراعی کوهدشت گندم؛ جو؛ نخود؛ ذرت و چغندر هستند که از دشتهای مسطح و حاصلخیز باغ زال؛ کُمیر، بُوگلان، گَراب؛ مِیشنان؛ کونانی و رومشکان و درب گنبد برداشت می شود. اصلی ترین و معروفترین محصول باغی کوهدشت نیز انار کم نظیر زیر تنگ سیاب است.
,

, سنتی ترین دست ساخته های این شهر با سنتی ترین شغل بشر یعنی دامداری مرتبط است در اواخر زمستانها که دامها در آغل نگه داری می شوند باید به فکر امکانات کوچ بود.
,

, خوشبختانه عشایر این منطقه هنوز سیاه چادر های دستبافت خود را که داوار می خوانند بر چادر های صنعتی ناهمگون با طبیعت ترجیح می دهند.
,,

, دامداری در این شهرستان عمدتا به صورت کوچ رو است که یا به صورت کوچ موقت بهاره از روستاها به مراتع سرسبز اطراف است و یا بصورت کوچ ییلاق- قشلاق است. کوچ ییلاق – قشلاق دامداران و عشایر طولانی تر است و بیشتر بین مناطق سردسیر نورآباد و کوههای شمال کوهدشت صورت می گیرد.
,

, خانواده ی عشایر که معمولا نسبت خویشی نزدیکی دارند؛ محدودی چراگاهی معینی برای خود دارند و برخی سیاه چادرها بر کناره ی سیمره برافراشته می شود.
,زندگی عشایری سخت اما زیباست؛ دلنشین ترین و همگون ترین آوا در ستیغ ها و دامنه های زاگرس هوره است.
,هوره کهن ترین هنر بومی رایج در کوهدشت است؛ هوره هزوارشی اصیل است که ریشه ی آن به اهور خوانی زردشتی باز می گردد و اهالی بومی به هوره خوانی ” مور آوردِن یا دَنگ کِردن ” می گویند که تعاریف و تقسیمات آن بسیار مفصل است.
,مور در زمانهای دلتنگی و سوگ خوانده می شود و دنگ یا گورونی در زمانهای شاد تر.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه