اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

آرمان های دانشجویی

دانشجو عدالت طلب است یا عادل؟!/آدرس های غلطی که برای زدودن عدالت از کف دانشگاه به وجود آمد

دانشجو عدالت طلب است یا عادل؟!/آدرس های غلطی که برای زدودن عدالت از کف دانشگاه به وجود آمد
هنگامی که مقام معظم رهبری جایگزین واژه عادل،عدالت طلب را برای یک بسیجی انتخاب می نمایند،قطعا قصد و هدفی وجود دارد که باید این نیت خوانی برای مردم بازگو شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از دانشجویان بیدار؛ بسیجی عدالت طلب است...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار, بسیجی عدالت طلب است...,

هنگامی که مقام معظم رهبری جایگزین واژه عادل،عدالت طلب را برای یک بسیجی انتخاب می نمایند،قطعا قصد و هدفی وجود دارد که باید این نیت خوانی برای مردم بازگو شود.

میان عادل و عدالت طلب تفاوت هاست از زمین تا آسمان!

همان طور که سابقا (در این مطلب) پیرامون مسئله عدالت بحث شد،میان یک فرد عادل و یک فرد عدالت خواه تفاوت های زیادی وجود دارد.عادل به فردی اطلاق می شود که در زندگی شخصی و روزمره خود به کسی ظلم نکند،حقی کسی را از او سلب نکند و یا به تعریف عامیانه تر مرتکب گناه نشود.چنین فردی یقینا رفته رفته میان مردم محبوب خواهد شد،همه او را به عنوان یک انسان پاک خواهند شناخت،چه کسی که مرتکب ظلم می شود و چه کسی که در همین مسیر قدم برمیدارد.همه افراد به یک انسان عادل احترام می گذارند.اما آیا این روال برای یک فرد عدالت خواه هم صدق می کند؟یعنی این محبویت برای عدالت خواه هم وجود دارد؟

اگر جواب این سوال مثبت است بنابراین باید برای این موضوع هم که «چرا عدالت برای امام جماعت یک مسجد محبوبیت ایجاد می کند،اما برای حضرت علی(علیه السلام)دشمن تراشی می کند؟»پاسخ مستدلی وجود داشته باشد!

به راستی آیا عدالت مد نظر برای شرط امام جماعتی یک مسجد با عدالت یک حاکم جامعه اسلامی یکسان است؟قطعا اینگونه نیست،که اگر این روال در طول تاریخ صدق می کرد،انسان های بزرگی همچون علی(علیه السلام) فدای عدالت خواهی نمی شدند.یا به تعبیر دیگری این جمله که «تنها مشکل علی مرتضی(علیه السلام) عدالت او بود»هرگز به وجود نمی آمد.

عدالت طلب،منفور همیشگی ظالمان

قطعا تمام عدالت طلبان تاریخ،همیشه در نزد عده ای از جامعه مورد لعن و نفرین قرار می گرفتند.این عده هم غالبا انسان های بی دین و کافر نیستند،چه بسا عدالت خواهی انسانی در چشم یک فرد عابدِ ظالم هم تنگ آید و او با تمام قوا علیه این فرد قد علم کند.چنانچه این اتفاق همان طور که در طول تاریخ به دفعات زیاد مشاهده شده است،در کشور ما هم سوابقی را دارا بوده است.

حال با توجه به آنچه گفته شد به موضوع اول باز می گردیم.بسیجی عادل است یا عدالت طلب؟!او فقط به دنبال رعایت عدالت در زندگی شخصی خودش می باشد یا تمام دغدغه اش فراگیر کردن عدالت در جامعه است؟

قطعا یک دانشجو آن هم از نوع بسیجی اش به دنبال عدالت طلبی است نه عادل بودن.

آدرس های غلطی برای زدودن عدالت طلبی از دل دانشگاه!

اما این مسئله برای بعضی ها اصلا خوشایند نیست.نمی پسندند که دانشجو مطالبه اش عدالت خواهی باشد.به همین دلیل از طرق مختلف به دنبال نابود کردن این مطالبه گری از دل دانشگاه افتادند.شعار ها و آدرس های غلط را پیش پای این قشر مترقی جامعه قرار دادند.یک روز گفتند که«دانشجو باید درسش را بخواند،او را چه به مسائل سیاسی و اجتماعی!کشور نیاز به متخصص دارد نه مبارز» روز دیگر همین افراد با تئوری عقیم«آزادی اولویت مردم است،دانشجو باید به دنبال آزادی باشد،عدالت مختص دهه 60 بود و تمام!» به دنبال مسموم کردن ذهن دانشجو ها رفتند و بالاخره شبه روشنفکران با نوشتن و گفتن «آزادی مقدمه عدالت است» تیر نهایی را به این آرمان بزرگ وارد ساختند.

در این مطلب اصلا بنا نداریم به این نکته بپردازیم که کدام یک از آرمان های انقلاب اسلامی-یعنی آزادی خواهی و عدالت طلبی- بر دیگری تقدم دارد یا فرضا فلان آرمان اهم است و دیگری مهم.اما لازم است پیرامون جمله شبه روشنفکران-یعنی آزادی مقدمه عدالت است-نکاتی را هر چند ناقص مطرح نمود.

برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود.

  • برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود.

اول.عموما این دسته از افراد عاری از معنا هستند.بدین صورت که اگر به آن ها مراجعه گردد و معانی دو واژه مقدس آزادی و عدالت پرسیده شود،به جواب واضح و متقنی نخواهیم رسید.یکی آزادی را هم تراز با ولنگاری می داند،دیگری با تعاریف سردرگم صرفا ژست هنرمندانه می گیرد و در نهایت سوال کننده از رسیدن به معنای حقیقی باز می ماند.

دوم.برای دریافت بهترین پاسخ به پرسش«آزادی چیست؟عدالت چیست» بنظر می رسد که متفکر بزرگ اسلام شهید مطهری بهترین آن ها را ارائه نموده است.آقای مطهری در کتاب آزادی معنوی خود پیرامون تعریف آزادی می گوید:«آزادی یعنی در مسیر رشد و تعالی انسان مانعی وجود نداشته باشد.»هم چنین وی در خصوص عدالت نیز می گوید:«عدالت در مقابل ظلم قرار دارد و به این معناست که هر چیزی در جای خود قرار بگیرد.»با این تعاریف این سوال به وجود می آید که آیا با تحقق آزادی مد نظر شبه روشنفکران،عدالت برقرار خواهد شد؟

سوم.برای پرسش بالا مثالی را طرح میکنیم.فرضا طبق همان تعریف جعلی آزادی از منظر برخی ها،اگر یک انسان چاقویی را در شکم دیگر انسانی فرو کند،آیا حق زیستن از فرد مضروب سلب نشده است؟آیا در حق او ظلمی صورت نگرفته است؟حال چطور می توان یک "وهم فاسد کننده" را از چاقو خوردن یک انسان کمتر و پایین تر دانست؟یعنی اگر یک فرد با انتشار یک تفکر فاسد در جامعه(که حقیقتا با اضافه کردن فاسد به تفکر به حق فکر و اندیشه خیانت می شود)سبب انحراف دیگر انسان ها شود،ارزش این موضوع از چاقو خوردن فیزیکی کمتر است؟آیا با رواج این نوع آزادی مخرب(که حقیقتا غیر از این در فکر این روشنفکران ساده اندیش وجود ندارد)در حق انسان ها ظلم نمی شود؟عدالت که معنایش مقابله با ظلم است در چنین جامعه ای حفظ می شود؟اما بلعکس چطور؟اگر تعریف عدالت از منظر اسلام در جامعه ای محقق شود،یعنی اگر همه چیز در جای خود قرار بگیرد و هیچ حقی از کسی سلب نشود،باز هم مانعی در مسیر رشد و تعالی انسان ها به وجود خواهد آمد؟(که این امر تعریف حقیقی آزادی است.)بلعکس این ماجرا چطور؟اگر در مسیر رشد و تعالی انسان ها مانعی وجود نداشته باشد،آیا همه به رشد و تعالی تمایل دارند؟هیچ انسان مخربی وجود نخواهد داشت؟باز هم می توان تضمین نمود که عدالت در چنین جامعه ای حاکم و حکم فرما باشد؟

از این موضوع عبور میکنیم زیرا بحث اصلی جنبه عدالت خواهی دانشجو می باشد که متاسفانه در دهه 70 برخی ها با آدرس های غلط در پی نابودی آن بر آمدند.

نتیجه گیری

با بیان نکات بالا،شنیدن کلیپ صوتی عدالت خواهی را به شما پیشنهاد می کنیم که مجموعه ای از بیانات مقام معظم رهبری در وصف عدالت طلبی می باشد. شما می توانید این کلیپ را که توسط موسسه سفیرفیلم تدوین شده است،از ایـــــــن آدرس دریافت نمایید.

با اشاره به برخی از بیانات معظم له بحث را به پایان می رسانیم؛

طراحی ساز و کار برای تحقق عدالت توسط دانشجویان

بسیجی عدالت‌طلب است. عدالت‌طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت‌طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعاً بخواهد. عدالت‌طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت‌طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد. باید جامعه به نقطه‌ای برسد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه در آن طراحی شود و دستگاه اجرایی طوری باشد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه فرصت عملیاتی شدن و اجرایی شدن پیدا کند؛ والّا خیلی سیاست‌های عدالت‌طلبانه هم مطرح میشود؛ اما سازوکار، آدمها، مهره‌ها، قلم‌به‌دست‌ها و امضاءکننده‌ها یا علاقه ندارند، یا اعتقاد ندارند، یا همت ندارند، یا حال و حوصله ندارند، یا از همان قبیلِ «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا کارها متوقف و لنگ میماند؛ بنابراین آن‌جاها را باید اصلاح کرد.برای رسیدن به هر آرزوی بزرگ و هر هدف والایی، سازوکاری وجود دارد؛ این سازوکار را باید جوانِ هوشمندِ فرزانه‌ی دانشجو پیدا کند.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان بسیجی-1384/5/3»

بر روی مصادیق تمرکز نکنید؛اصل، رواج گفتمان عدالت خواهی در اجتماع می باشد

شما میگوئید که ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن کسی را که به عدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوه‌ی قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگی کنید؛ یک لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ی این فکر هم با همه‌ی وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتی هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگیتان این باشد: گفتمان عدالت خواهی را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصی و مصداق‌سازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من میبینم دیگر. من مواردی را مشاهده میکنم - نه در دانشگاه، در گروه‌های اجتماعی گوناگون - که روی یک مصداق خاصی تکیه میکنند؛ یا به‌عنوان فساد، یا به عنوان کجروی سیاسی، یا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و میبینم اینجوری نیست و آن کسی که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتی شما روی شخص و مصداق تکیه میکنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‌ای به دست میدهید برای اینکه آن زرنگ قانوندانِ قانون شکن - که من گفته‌ام قانوندانهای قانون شکن خطرناکند - بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‌ای میتوانید بکنید؟ اگر یک نفری به‌عنوان مفتری یک شخصی را معرفی کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضی این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ی قانونی آن قاضی را ملزم به انجام یک کاری میکند؛ لذا نمیتوانیم از او گله کنیم. شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء میخواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را میکنند. آن کسی هم که فریاد مربوط به محتوای این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمی میکند و کار پیش خواهد رفت. بنابراین به نظر من مشکلی در کار شما نیست؛ شما جوانهای مؤمنی هستید که انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبی که داده میشود، بعد از اتکال به خدای بزرگ که همه‌ی دلها و زبانها و اراده‌ها دست اوست، تکیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان دانشگاه شیراز-1387/2/12»

پایان خبر/

,

هنگامی که مقام معظم رهبری جایگزین واژه عادل،عدالت طلب را برای یک بسیجی انتخاب می نمایند،قطعا قصد و هدفی وجود دارد که باید این نیت خوانی برای مردم بازگو شود.

میان عادل و عدالت طلب تفاوت هاست از زمین تا آسمان!

همان طور که سابقا (در این مطلب) پیرامون مسئله عدالت بحث شد،میان یک فرد عادل و یک فرد عدالت خواه تفاوت های زیادی وجود دارد.عادل به فردی اطلاق می شود که در زندگی شخصی و روزمره خود به کسی ظلم نکند،حقی کسی را از او سلب نکند و یا به تعریف عامیانه تر مرتکب گناه نشود.چنین فردی یقینا رفته رفته میان مردم محبوب خواهد شد،همه او را به عنوان یک انسان پاک خواهند شناخت،چه کسی که مرتکب ظلم می شود و چه کسی که در همین مسیر قدم برمیدارد.همه افراد به یک انسان عادل احترام می گذارند.اما آیا این روال برای یک فرد عدالت خواه هم صدق می کند؟یعنی این محبویت برای عدالت خواه هم وجود دارد؟

اگر جواب این سوال مثبت است بنابراین باید برای این موضوع هم که «چرا عدالت برای امام جماعت یک مسجد محبوبیت ایجاد می کند،اما برای حضرت علی(علیه السلام)دشمن تراشی می کند؟»پاسخ مستدلی وجود داشته باشد!

به راستی آیا عدالت مد نظر برای شرط امام جماعتی یک مسجد با عدالت یک حاکم جامعه اسلامی یکسان است؟قطعا اینگونه نیست،که اگر این روال در طول تاریخ صدق می کرد،انسان های بزرگی همچون علی(علیه السلام) فدای عدالت خواهی نمی شدند.یا به تعبیر دیگری این جمله که «تنها مشکل علی مرتضی(علیه السلام) عدالت او بود»هرگز به وجود نمی آمد.

عدالت طلب،منفور همیشگی ظالمان

قطعا تمام عدالت طلبان تاریخ،همیشه در نزد عده ای از جامعه مورد لعن و نفرین قرار می گرفتند.این عده هم غالبا انسان های بی دین و کافر نیستند،چه بسا عدالت خواهی انسانی در چشم یک فرد عابدِ ظالم هم تنگ آید و او با تمام قوا علیه این فرد قد علم کند.چنانچه این اتفاق همان طور که در طول تاریخ به دفعات زیاد مشاهده شده است،در کشور ما هم سوابقی را دارا بوده است.

حال با توجه به آنچه گفته شد به موضوع اول باز می گردیم.بسیجی عادل است یا عدالت طلب؟!او فقط به دنبال رعایت عدالت در زندگی شخصی خودش می باشد یا تمام دغدغه اش فراگیر کردن عدالت در جامعه است؟

قطعا یک دانشجو آن هم از نوع بسیجی اش به دنبال عدالت طلبی است نه عادل بودن.

آدرس های غلطی برای زدودن عدالت طلبی از دل دانشگاه!

اما این مسئله برای بعضی ها اصلا خوشایند نیست.نمی پسندند که دانشجو مطالبه اش عدالت خواهی باشد.به همین دلیل از طرق مختلف به دنبال نابود کردن این مطالبه گری از دل دانشگاه افتادند.شعار ها و آدرس های غلط را پیش پای این قشر مترقی جامعه قرار دادند.یک روز گفتند که«دانشجو باید درسش را بخواند،او را چه به مسائل سیاسی و اجتماعی!کشور نیاز به متخصص دارد نه مبارز» روز دیگر همین افراد با تئوری عقیم«آزادی اولویت مردم است،دانشجو باید به دنبال آزادی باشد،عدالت مختص دهه 60 بود و تمام!» به دنبال مسموم کردن ذهن دانشجو ها رفتند و بالاخره شبه روشنفکران با نوشتن و گفتن «آزادی مقدمه عدالت است» تیر نهایی را به این آرمان بزرگ وارد ساختند.

در این مطلب اصلا بنا نداریم به این نکته بپردازیم که کدام یک از آرمان های انقلاب اسلامی-یعنی آزادی خواهی و عدالت طلبی- بر دیگری تقدم دارد یا فرضا فلان آرمان اهم است و دیگری مهم.اما لازم است پیرامون جمله شبه روشنفکران-یعنی آزادی مقدمه عدالت است-نکاتی را هر چند ناقص مطرح نمود.

برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود.

  • برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود.

اول.عموما این دسته از افراد عاری از معنا هستند.بدین صورت که اگر به آن ها مراجعه گردد و معانی دو واژه مقدس آزادی و عدالت پرسیده شود،به جواب واضح و متقنی نخواهیم رسید.یکی آزادی را هم تراز با ولنگاری می داند،دیگری با تعاریف سردرگم صرفا ژست هنرمندانه می گیرد و در نهایت سوال کننده از رسیدن به معنای حقیقی باز می ماند.

دوم.برای دریافت بهترین پاسخ به پرسش«آزادی چیست؟عدالت چیست» بنظر می رسد که متفکر بزرگ اسلام شهید مطهری بهترین آن ها را ارائه نموده است.آقای مطهری در کتاب آزادی معنوی خود پیرامون تعریف آزادی می گوید:«آزادی یعنی در مسیر رشد و تعالی انسان مانعی وجود نداشته باشد.»هم چنین وی در خصوص عدالت نیز می گوید:«عدالت در مقابل ظلم قرار دارد و به این معناست که هر چیزی در جای خود قرار بگیرد.»با این تعاریف این سوال به وجود می آید که آیا با تحقق آزادی مد نظر شبه روشنفکران،عدالت برقرار خواهد شد؟

سوم.برای پرسش بالا مثالی را طرح میکنیم.فرضا طبق همان تعریف جعلی آزادی از منظر برخی ها،اگر یک انسان چاقویی را در شکم دیگر انسانی فرو کند،آیا حق زیستن از فرد مضروب سلب نشده است؟آیا در حق او ظلمی صورت نگرفته است؟حال چطور می توان یک "وهم فاسد کننده" را از چاقو خوردن یک انسان کمتر و پایین تر دانست؟یعنی اگر یک فرد با انتشار یک تفکر فاسد در جامعه(که حقیقتا با اضافه کردن فاسد به تفکر به حق فکر و اندیشه خیانت می شود)سبب انحراف دیگر انسان ها شود،ارزش این موضوع از چاقو خوردن فیزیکی کمتر است؟آیا با رواج این نوع آزادی مخرب(که حقیقتا غیر از این در فکر این روشنفکران ساده اندیش وجود ندارد)در حق انسان ها ظلم نمی شود؟عدالت که معنایش مقابله با ظلم است در چنین جامعه ای حفظ می شود؟اما بلعکس چطور؟اگر تعریف عدالت از منظر اسلام در جامعه ای محقق شود،یعنی اگر همه چیز در جای خود قرار بگیرد و هیچ حقی از کسی سلب نشود،باز هم مانعی در مسیر رشد و تعالی انسان ها به وجود خواهد آمد؟(که این امر تعریف حقیقی آزادی است.)بلعکس این ماجرا چطور؟اگر در مسیر رشد و تعالی انسان ها مانعی وجود نداشته باشد،آیا همه به رشد و تعالی تمایل دارند؟هیچ انسان مخربی وجود نخواهد داشت؟باز هم می توان تضمین نمود که عدالت در چنین جامعه ای حاکم و حکم فرما باشد؟

از این موضوع عبور میکنیم زیرا بحث اصلی جنبه عدالت خواهی دانشجو می باشد که متاسفانه در دهه 70 برخی ها با آدرس های غلط در پی نابودی آن بر آمدند.

نتیجه گیری

با بیان نکات بالا،شنیدن کلیپ صوتی عدالت خواهی را به شما پیشنهاد می کنیم که مجموعه ای از بیانات مقام معظم رهبری در وصف عدالت طلبی می باشد. شما می توانید این کلیپ را که توسط موسسه سفیرفیلم تدوین شده است،از ایـــــــن آدرس دریافت نمایید.

با اشاره به برخی از بیانات معظم له بحث را به پایان می رسانیم؛

طراحی ساز و کار برای تحقق عدالت توسط دانشجویان

بسیجی عدالت‌طلب است. عدالت‌طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت‌طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعاً بخواهد. عدالت‌طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت‌طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد. باید جامعه به نقطه‌ای برسد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه در آن طراحی شود و دستگاه اجرایی طوری باشد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه فرصت عملیاتی شدن و اجرایی شدن پیدا کند؛ والّا خیلی سیاست‌های عدالت‌طلبانه هم مطرح میشود؛ اما سازوکار، آدمها، مهره‌ها، قلم‌به‌دست‌ها و امضاءکننده‌ها یا علاقه ندارند، یا اعتقاد ندارند، یا همت ندارند، یا حال و حوصله ندارند، یا از همان قبیلِ «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا کارها متوقف و لنگ میماند؛ بنابراین آن‌جاها را باید اصلاح کرد.برای رسیدن به هر آرزوی بزرگ و هر هدف والایی، سازوکاری وجود دارد؛ این سازوکار را باید جوانِ هوشمندِ فرزانه‌ی دانشجو پیدا کند.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان بسیجی-1384/5/3»

بر روی مصادیق تمرکز نکنید؛اصل، رواج گفتمان عدالت خواهی در اجتماع می باشد

شما میگوئید که ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن کسی را که به عدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوه‌ی قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگی کنید؛ یک لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ی این فکر هم با همه‌ی وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتی هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگیتان این باشد: گفتمان عدالت خواهی را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصی و مصداق‌سازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من میبینم دیگر. من مواردی را مشاهده میکنم - نه در دانشگاه، در گروه‌های اجتماعی گوناگون - که روی یک مصداق خاصی تکیه میکنند؛ یا به‌عنوان فساد، یا به عنوان کجروی سیاسی، یا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و میبینم اینجوری نیست و آن کسی که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتی شما روی شخص و مصداق تکیه میکنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‌ای به دست میدهید برای اینکه آن زرنگ قانوندانِ قانون شکن - که من گفته‌ام قانوندانهای قانون شکن خطرناکند - بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‌ای میتوانید بکنید؟ اگر یک نفری به‌عنوان مفتری یک شخصی را معرفی کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضی این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ی قانونی آن قاضی را ملزم به انجام یک کاری میکند؛ لذا نمیتوانیم از او گله کنیم. شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء میخواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را میکنند. آن کسی هم که فریاد مربوط به محتوای این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمی میکند و کار پیش خواهد رفت. بنابراین به نظر من مشکلی در کار شما نیست؛ شما جوانهای مؤمنی هستید که انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبی که داده میشود، بعد از اتکال به خدای بزرگ که همه‌ی دلها و زبانها و اراده‌ها دست اوست، تکیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان دانشگاه شیراز-1387/2/12»

پایان خبر/

,

هنگامی که مقام معظم رهبری جایگزین واژه عادل،عدالت طلب را برای یک بسیجی انتخاب می نمایند،قطعا قصد و هدفی وجود دارد که باید این نیت خوانی برای مردم بازگو شود.

میان عادل و عدالت طلب تفاوت هاست از زمین تا آسمان!

همان طور که سابقا (در این مطلب) پیرامون مسئله عدالت بحث شد،میان یک فرد عادل و یک فرد عدالت خواه تفاوت های زیادی وجود دارد.عادل به فردی اطلاق می شود که در زندگی شخصی و روزمره خود به کسی ظلم نکند،حقی کسی را از او سلب نکند و یا به تعریف عامیانه تر مرتکب گناه نشود.چنین فردی یقینا رفته رفته میان مردم محبوب خواهد شد،همه او را به عنوان یک انسان پاک خواهند شناخت،چه کسی که مرتکب ظلم می شود و چه کسی که در همین مسیر قدم برمیدارد.همه افراد به یک انسان عادل احترام می گذارند.اما آیا این روال برای یک فرد عدالت خواه هم صدق می کند؟یعنی این محبویت برای عدالت خواه هم وجود دارد؟

اگر جواب این سوال مثبت است بنابراین باید برای این موضوع هم که «چرا عدالت برای امام جماعت یک مسجد محبوبیت ایجاد می کند،اما برای حضرت علی(علیه السلام)دشمن تراشی می کند؟»پاسخ مستدلی وجود داشته باشد!

به راستی آیا عدالت مد نظر برای شرط امام جماعتی یک مسجد با عدالت یک حاکم جامعه اسلامی یکسان است؟قطعا اینگونه نیست،که اگر این روال در طول تاریخ صدق می کرد،انسان های بزرگی همچون علی(علیه السلام) فدای عدالت خواهی نمی شدند.یا به تعبیر دیگری این جمله که «تنها مشکل علی مرتضی(علیه السلام) عدالت او بود»هرگز به وجود نمی آمد.

عدالت طلب،منفور همیشگی ظالمان

قطعا تمام عدالت طلبان تاریخ،همیشه در نزد عده ای از جامعه مورد لعن و نفرین قرار می گرفتند.این عده هم غالبا انسان های بی دین و کافر نیستند،چه بسا عدالت خواهی انسانی در چشم یک فرد عابدِ ظالم هم تنگ آید و او با تمام قوا علیه این فرد قد علم کند.چنانچه این اتفاق همان طور که در طول تاریخ به دفعات زیاد مشاهده شده است،در کشور ما هم سوابقی را دارا بوده است.

حال با توجه به آنچه گفته شد به موضوع اول باز می گردیم.بسیجی عادل است یا عدالت طلب؟!او فقط به دنبال رعایت عدالت در زندگی شخصی خودش می باشد یا تمام دغدغه اش فراگیر کردن عدالت در جامعه است؟

قطعا یک دانشجو آن هم از نوع بسیجی اش به دنبال عدالت طلبی است نه عادل بودن.

آدرس های غلطی برای زدودن عدالت طلبی از دل دانشگاه!

اما این مسئله برای بعضی ها اصلا خوشایند نیست.نمی پسندند که دانشجو مطالبه اش عدالت خواهی باشد.به همین دلیل از طرق مختلف به دنبال نابود کردن این مطالبه گری از دل دانشگاه افتادند.شعار ها و آدرس های غلط را پیش پای این قشر مترقی جامعه قرار دادند.یک روز گفتند که«دانشجو باید درسش را بخواند،او را چه به مسائل سیاسی و اجتماعی!کشور نیاز به متخصص دارد نه مبارز» روز دیگر همین افراد با تئوری عقیم«آزادی اولویت مردم است،دانشجو باید به دنبال آزادی باشد،عدالت مختص دهه 60 بود و تمام!» به دنبال مسموم کردن ذهن دانشجو ها رفتند و بالاخره شبه روشنفکران با نوشتن و گفتن «آزادی مقدمه عدالت است» تیر نهایی را به این آرمان بزرگ وارد ساختند.

در این مطلب اصلا بنا نداریم به این نکته بپردازیم که کدام یک از آرمان های انقلاب اسلامی-یعنی آزادی خواهی و عدالت طلبی- بر دیگری تقدم دارد یا فرضا فلان آرمان اهم است و دیگری مهم.اما لازم است پیرامون جمله شبه روشنفکران-یعنی آزادی مقدمه عدالت است-نکاتی را هر چند ناقص مطرح نمود.

برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود.

  • برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود.

اول.عموما این دسته از افراد عاری از معنا هستند.بدین صورت که اگر به آن ها مراجعه گردد و معانی دو واژه مقدس آزادی و عدالت پرسیده شود،به جواب واضح و متقنی نخواهیم رسید.یکی آزادی را هم تراز با ولنگاری می داند،دیگری با تعاریف سردرگم صرفا ژست هنرمندانه می گیرد و در نهایت سوال کننده از رسیدن به معنای حقیقی باز می ماند.

دوم.برای دریافت بهترین پاسخ به پرسش«آزادی چیست؟عدالت چیست» بنظر می رسد که متفکر بزرگ اسلام شهید مطهری بهترین آن ها را ارائه نموده است.آقای مطهری در کتاب آزادی معنوی خود پیرامون تعریف آزادی می گوید:«آزادی یعنی در مسیر رشد و تعالی انسان مانعی وجود نداشته باشد.»هم چنین وی در خصوص عدالت نیز می گوید:«عدالت در مقابل ظلم قرار دارد و به این معناست که هر چیزی در جای خود قرار بگیرد.»با این تعاریف این سوال به وجود می آید که آیا با تحقق آزادی مد نظر شبه روشنفکران،عدالت برقرار خواهد شد؟

سوم.برای پرسش بالا مثالی را طرح میکنیم.فرضا طبق همان تعریف جعلی آزادی از منظر برخی ها،اگر یک انسان چاقویی را در شکم دیگر انسانی فرو کند،آیا حق زیستن از فرد مضروب سلب نشده است؟آیا در حق او ظلمی صورت نگرفته است؟حال چطور می توان یک "وهم فاسد کننده" را از چاقو خوردن یک انسان کمتر و پایین تر دانست؟یعنی اگر یک فرد با انتشار یک تفکر فاسد در جامعه(که حقیقتا با اضافه کردن فاسد به تفکر به حق فکر و اندیشه خیانت می شود)سبب انحراف دیگر انسان ها شود،ارزش این موضوع از چاقو خوردن فیزیکی کمتر است؟آیا با رواج این نوع آزادی مخرب(که حقیقتا غیر از این در فکر این روشنفکران ساده اندیش وجود ندارد)در حق انسان ها ظلم نمی شود؟عدالت که معنایش مقابله با ظلم است در چنین جامعه ای حفظ می شود؟اما بلعکس چطور؟اگر تعریف عدالت از منظر اسلام در جامعه ای محقق شود،یعنی اگر همه چیز در جای خود قرار بگیرد و هیچ حقی از کسی سلب نشود،باز هم مانعی در مسیر رشد و تعالی انسان ها به وجود خواهد آمد؟(که این امر تعریف حقیقی آزادی است.)بلعکس این ماجرا چطور؟اگر در مسیر رشد و تعالی انسان ها مانعی وجود نداشته باشد،آیا همه به رشد و تعالی تمایل دارند؟هیچ انسان مخربی وجود نخواهد داشت؟باز هم می توان تضمین نمود که عدالت در چنین جامعه ای حاکم و حکم فرما باشد؟

از این موضوع عبور میکنیم زیرا بحث اصلی جنبه عدالت خواهی دانشجو می باشد که متاسفانه در دهه 70 برخی ها با آدرس های غلط در پی نابودی آن بر آمدند.

نتیجه گیری

با بیان نکات بالا،شنیدن کلیپ صوتی عدالت خواهی را به شما پیشنهاد می کنیم که مجموعه ای از بیانات مقام معظم رهبری در وصف عدالت طلبی می باشد. شما می توانید این کلیپ را که توسط موسسه سفیرفیلم تدوین شده است،از ایـــــــن آدرس دریافت نمایید.

با اشاره به برخی از بیانات معظم له بحث را به پایان می رسانیم؛

طراحی ساز و کار برای تحقق عدالت توسط دانشجویان

بسیجی عدالت‌طلب است. عدالت‌طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت‌طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعاً بخواهد. عدالت‌طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت‌طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد. باید جامعه به نقطه‌ای برسد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه در آن طراحی شود و دستگاه اجرایی طوری باشد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه فرصت عملیاتی شدن و اجرایی شدن پیدا کند؛ والّا خیلی سیاست‌های عدالت‌طلبانه هم مطرح میشود؛ اما سازوکار، آدمها، مهره‌ها، قلم‌به‌دست‌ها و امضاءکننده‌ها یا علاقه ندارند، یا اعتقاد ندارند، یا همت ندارند، یا حال و حوصله ندارند، یا از همان قبیلِ «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا کارها متوقف و لنگ میماند؛ بنابراین آن‌جاها را باید اصلاح کرد.برای رسیدن به هر آرزوی بزرگ و هر هدف والایی، سازوکاری وجود دارد؛ این سازوکار را باید جوانِ هوشمندِ فرزانه‌ی دانشجو پیدا کند.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان بسیجی-1384/5/3»

بر روی مصادیق تمرکز نکنید؛اصل، رواج گفتمان عدالت خواهی در اجتماع می باشد

شما میگوئید که ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن کسی را که به عدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوه‌ی قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگی کنید؛ یک لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ی این فکر هم با همه‌ی وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتی هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگیتان این باشد: گفتمان عدالت خواهی را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصی و مصداق‌سازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من میبینم دیگر. من مواردی را مشاهده میکنم - نه در دانشگاه، در گروه‌های اجتماعی گوناگون - که روی یک مصداق خاصی تکیه میکنند؛ یا به‌عنوان فساد، یا به عنوان کجروی سیاسی، یا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و میبینم اینجوری نیست و آن کسی که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتی شما روی شخص و مصداق تکیه میکنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‌ای به دست میدهید برای اینکه آن زرنگ قانوندانِ قانون شکن - که من گفته‌ام قانوندانهای قانون شکن خطرناکند - بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‌ای میتوانید بکنید؟ اگر یک نفری به‌عنوان مفتری یک شخصی را معرفی کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضی این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ی قانونی آن قاضی را ملزم به انجام یک کاری میکند؛ لذا نمیتوانیم از او گله کنیم. شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء میخواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را میکنند. آن کسی هم که فریاد مربوط به محتوای این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمی میکند و کار پیش خواهد رفت. بنابراین به نظر من مشکلی در کار شما نیست؛ شما جوانهای مؤمنی هستید که انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبی که داده میشود، بعد از اتکال به خدای بزرگ که همه‌ی دلها و زبانها و اراده‌ها دست اوست، تکیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان دانشگاه شیراز-1387/2/12»

پایان خبر/

,

هنگامی که مقام معظم رهبری جایگزین واژه عادل،عدالت طلب را برای یک بسیجی انتخاب می نمایند،قطعا قصد و هدفی وجود دارد که باید این نیت خوانی برای مردم بازگو شود.

, هنگامی که مقام معظم رهبری جایگزین واژه عادل،عدالت طلب را برای یک بسیجی انتخاب می نمایند،قطعا قصد و هدفی وجود دارد که باید این نیت خوانی برای مردم بازگو شود.,

میان عادل و عدالت طلب تفاوت هاست از زمین تا آسمان!

, میان عادل و عدالت طلب تفاوت هاست از زمین تا آسمان!, میان عادل و عدالت طلب تفاوت هاست از زمین تا آسمان!,

همان طور که سابقا (در این مطلب) پیرامون مسئله عدالت بحث شد،میان یک فرد عادل و یک فرد عدالت خواه تفاوت های زیادی وجود دارد.عادل به فردی اطلاق می شود که در زندگی شخصی و روزمره خود به کسی ظلم نکند،حقی کسی را از او سلب نکند و یا به تعریف عامیانه تر مرتکب گناه نشود.چنین فردی یقینا رفته رفته میان مردم محبوب خواهد شد،همه او را به عنوان یک انسان پاک خواهند شناخت،چه کسی که مرتکب ظلم می شود و چه کسی که در همین مسیر قدم برمیدارد.همه افراد به یک انسان عادل احترام می گذارند.اما آیا این روال برای یک فرد عدالت خواه هم صدق می کند؟یعنی این محبویت برای عدالت خواه هم وجود دارد؟

, همان طور که سابقا (در این مطلب) پیرامون مسئله عدالت بحث شد،میان یک فرد عادل و یک فرد عدالت خواه تفاوت های زیادی وجود دارد.عادل به فردی اطلاق می شود که در زندگی شخصی و روزمره خود به کسی ظلم نکند،حقی کسی را از او سلب نکند و یا به تعریف عامیانه تر مرتکب گناه نشود.چنین فردی یقینا رفته رفته میان مردم محبوب خواهد شد،همه او را به عنوان یک انسان پاک خواهند شناخت،چه کسی که مرتکب ظلم می شود و چه کسی که در همین مسیر قدم برمیدارد.همه افراد به یک انسان عادل احترام می گذارند.اما آیا این روال برای یک فرد عدالت خواه هم صدق می کند؟یعنی این محبویت برای عدالت خواه هم وجود دارد؟, در این مطلب, در این مطلب,

اگر جواب این سوال مثبت است بنابراین باید برای این موضوع هم که «چرا عدالت برای امام جماعت یک مسجد محبوبیت ایجاد می کند،اما برای حضرت علی(علیه السلام)دشمن تراشی می کند؟»پاسخ مستدلی وجود داشته باشد!

, اگر جواب این سوال مثبت است بنابراین باید برای این موضوع هم که «چرا عدالت برای امام جماعت یک مسجد محبوبیت ایجاد می کند،اما برای حضرت علی(علیه السلام)دشمن تراشی می کند؟»پاسخ مستدلی وجود داشته باشد!,

به راستی آیا عدالت مد نظر برای شرط امام جماعتی یک مسجد با عدالت یک حاکم جامعه اسلامی یکسان است؟قطعا اینگونه نیست،که اگر این روال در طول تاریخ صدق می کرد،انسان های بزرگی همچون علی(علیه السلام) فدای عدالت خواهی نمی شدند.یا به تعبیر دیگری این جمله که «تنها مشکل علی مرتضی(علیه السلام) عدالت او بود»هرگز به وجود نمی آمد.

, به راستی آیا عدالت مد نظر برای شرط امام جماعتی یک مسجد با عدالت یک حاکم جامعه اسلامی یکسان است؟قطعا اینگونه نیست،که اگر این روال در طول تاریخ صدق می کرد،انسان های بزرگی همچون علی(علیه السلام) فدای عدالت خواهی نمی شدند.یا به تعبیر دیگری این جمله که «تنها مشکل علی مرتضی(علیه السلام) عدالت او بود»هرگز به وجود نمی آمد.,

عدالت طلب،منفور همیشگی ظالمان

, عدالت طلب،منفور همیشگی ظالمان, عدالت طلب،منفور همیشگی ظالمان,

قطعا تمام عدالت طلبان تاریخ،همیشه در نزد عده ای از جامعه مورد لعن و نفرین قرار می گرفتند.این عده هم غالبا انسان های بی دین و کافر نیستند،چه بسا عدالت خواهی انسانی در چشم یک فرد عابدِ ظالم هم تنگ آید و او با تمام قوا علیه این فرد قد علم کند.چنانچه این اتفاق همان طور که در طول تاریخ به دفعات زیاد مشاهده شده است،در کشور ما هم سوابقی را دارا بوده است.

, قطعا تمام عدالت طلبان تاریخ،همیشه در نزد عده ای از جامعه مورد لعن و نفرین قرار می گرفتند.این عده هم غالبا انسان های بی دین و کافر نیستند،چه بسا عدالت خواهی انسانی در چشم یک فرد عابدِ ظالم هم تنگ آید و او با تمام قوا علیه این فرد قد علم کند.چنانچه این اتفاق همان طور که در طول تاریخ به دفعات زیاد مشاهده شده است،در کشور ما هم سوابقی را دارا بوده است.,

حال با توجه به آنچه گفته شد به موضوع اول باز می گردیم.بسیجی عادل است یا عدالت طلب؟!او فقط به دنبال رعایت عدالت در زندگی شخصی خودش می باشد یا تمام دغدغه اش فراگیر کردن عدالت در جامعه است؟

, حال با توجه به آنچه گفته شد به موضوع اول باز می گردیم.بسیجی عادل است یا عدالت طلب؟!او فقط به دنبال رعایت عدالت در زندگی شخصی خودش می باشد یا تمام دغدغه اش فراگیر کردن عدالت در جامعه است؟,

قطعا یک دانشجو آن هم از نوع بسیجی اش به دنبال عدالت طلبی است نه عادل بودن.

, قطعا یک دانشجو آن هم از نوع بسیجی اش به دنبال عدالت طلبی است نه عادل بودن.,

آدرس های غلطی برای زدودن عدالت طلبی از دل دانشگاه!

, آدرس های غلطی برای زدودن عدالت طلبی از دل دانشگاه!, آدرس های غلطی برای زدودن عدالت طلبی از دل دانشگاه!,

اما این مسئله برای بعضی ها اصلا خوشایند نیست.نمی پسندند که دانشجو مطالبه اش عدالت خواهی باشد.به همین دلیل از طرق مختلف به دنبال نابود کردن این مطالبه گری از دل دانشگاه افتادند.شعار ها و آدرس های غلط را پیش پای این قشر مترقی جامعه قرار دادند.یک روز گفتند که«دانشجو باید درسش را بخواند،او را چه به مسائل سیاسی و اجتماعی!کشور نیاز به متخصص دارد نه مبارز» روز دیگر همین افراد با تئوری عقیم«آزادی اولویت مردم است،دانشجو باید به دنبال آزادی باشد،عدالت مختص دهه 60 بود و تمام!» به دنبال مسموم کردن ذهن دانشجو ها رفتند و بالاخره شبه روشنفکران با نوشتن و گفتن «آزادی مقدمه عدالت است» تیر نهایی را به این آرمان بزرگ وارد ساختند.

, اما این مسئله برای بعضی ها اصلا خوشایند نیست.نمی پسندند که دانشجو مطالبه اش عدالت خواهی باشد.به همین دلیل از طرق مختلف به دنبال نابود کردن این مطالبه گری از دل دانشگاه افتادند.شعار ها و آدرس های غلط را پیش پای این قشر مترقی جامعه قرار دادند.یک روز گفتند که«دانشجو باید درسش را بخواند،او را چه به مسائل سیاسی و اجتماعی!کشور نیاز به متخصص دارد نه مبارز» روز دیگر همین افراد با تئوری عقیم«آزادی اولویت مردم است،دانشجو باید به دنبال آزادی باشد،عدالت مختص دهه 60 بود و تمام!» به دنبال مسموم کردن ذهن دانشجو ها رفتند و بالاخره شبه روشنفکران با نوشتن و گفتن «آزادی مقدمه عدالت است» تیر نهایی را به این آرمان بزرگ وارد ساختند.,

در این مطلب اصلا بنا نداریم به این نکته بپردازیم که کدام یک از آرمان های انقلاب اسلامی-یعنی آزادی خواهی و عدالت طلبی- بر دیگری تقدم دارد یا فرضا فلان آرمان اهم است و دیگری مهم.اما لازم است پیرامون جمله شبه روشنفکران-یعنی آزادی مقدمه عدالت است-نکاتی را هر چند ناقص مطرح نمود.

, در این مطلب اصلا بنا نداریم به این نکته بپردازیم که کدام یک از آرمان های انقلاب اسلامی-یعنی آزادی خواهی و عدالت طلبی- بر دیگری تقدم دارد یا فرضا فلان آرمان اهم است و دیگری مهم.اما لازم است پیرامون جمله شبه روشنفکران-یعنی آزادی مقدمه عدالت است-نکاتی را هر چند ناقص مطرح نمود.,

برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود.

, برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود., برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود.,
  • برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود.
,
  • برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود.
  • , برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود., برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود., برخی ها با همین رویکرد دانشگاه را به میدان جنگ برای خواسته های خود تبدیل نمودند.حادثه کوی دانشگاه از همین دسته موارد بود.,

    اول.عموما این دسته از افراد عاری از معنا هستند.بدین صورت که اگر به آن ها مراجعه گردد و معانی دو واژه مقدس آزادی و عدالت پرسیده شود،به جواب واضح و متقنی نخواهیم رسید.یکی آزادی را هم تراز با ولنگاری می داند،دیگری با تعاریف سردرگم صرفا ژست هنرمندانه می گیرد و در نهایت سوال کننده از رسیدن به معنای حقیقی باز می ماند.

    , اول.عموما این دسته از افراد عاری از معنا هستند.بدین صورت که اگر به آن ها مراجعه گردد و معانی دو واژه مقدس آزادی و عدالت پرسیده شود،به جواب واضح و متقنی نخواهیم رسید.یکی آزادی را هم تراز با ولنگاری می داند،دیگری با تعاریف سردرگم صرفا ژست هنرمندانه می گیرد و در نهایت سوال کننده از رسیدن به معنای حقیقی باز می ماند.,

    دوم.برای دریافت بهترین پاسخ به پرسش«آزادی چیست؟عدالت چیست» بنظر می رسد که متفکر بزرگ اسلام شهید مطهری بهترین آن ها را ارائه نموده است.آقای مطهری در کتاب آزادی معنوی خود پیرامون تعریف آزادی می گوید:«آزادی یعنی در مسیر رشد و تعالی انسان مانعی وجود نداشته باشد.»هم چنین وی در خصوص عدالت نیز می گوید:«عدالت در مقابل ظلم قرار دارد و به این معناست که هر چیزی در جای خود قرار بگیرد.»با این تعاریف این سوال به وجود می آید که آیا با تحقق آزادی مد نظر شبه روشنفکران،عدالت برقرار خواهد شد؟

    , دوم.برای دریافت بهترین پاسخ به پرسش«آزادی چیست؟عدالت چیست» بنظر می رسد که متفکر بزرگ اسلام شهید مطهری بهترین آن ها را ارائه نموده است.آقای مطهری در کتاب آزادی معنوی خود پیرامون تعریف آزادی می گوید:«آزادی یعنی در مسیر رشد و تعالی انسان مانعی وجود نداشته باشد.»هم چنین وی در خصوص عدالت نیز می گوید:«عدالت در مقابل ظلم قرار دارد و به این معناست که هر چیزی در جای خود قرار بگیرد.»با این تعاریف این سوال به وجود می آید که آیا با تحقق آزادی مد نظر شبه روشنفکران،عدالت برقرار خواهد شد؟,

    سوم.برای پرسش بالا مثالی را طرح میکنیم.فرضا طبق همان تعریف جعلی آزادی از منظر برخی ها،اگر یک انسان چاقویی را در شکم دیگر انسانی فرو کند،آیا حق زیستن از فرد مضروب سلب نشده است؟آیا در حق او ظلمی صورت نگرفته است؟حال چطور می توان یک "وهم فاسد کننده" را از چاقو خوردن یک انسان کمتر و پایین تر دانست؟یعنی اگر یک فرد با انتشار یک تفکر فاسد در جامعه(که حقیقتا با اضافه کردن فاسد به تفکر به حق فکر و اندیشه خیانت می شود)سبب انحراف دیگر انسان ها شود،ارزش این موضوع از چاقو خوردن فیزیکی کمتر است؟آیا با رواج این نوع آزادی مخرب(که حقیقتا غیر از این در فکر این روشنفکران ساده اندیش وجود ندارد)در حق انسان ها ظلم نمی شود؟عدالت که معنایش مقابله با ظلم است در چنین جامعه ای حفظ می شود؟اما بلعکس چطور؟اگر تعریف عدالت از منظر اسلام در جامعه ای محقق شود،یعنی اگر همه چیز در جای خود قرار بگیرد و هیچ حقی از کسی سلب نشود،باز هم مانعی در مسیر رشد و تعالی انسان ها به وجود خواهد آمد؟(که این امر تعریف حقیقی آزادی است.)بلعکس این ماجرا چطور؟اگر در مسیر رشد و تعالی انسان ها مانعی وجود نداشته باشد،آیا همه به رشد و تعالی تمایل دارند؟هیچ انسان مخربی وجود نخواهد داشت؟باز هم می توان تضمین نمود که عدالت در چنین جامعه ای حاکم و حکم فرما باشد؟

    , سوم.برای پرسش بالا مثالی را طرح میکنیم.فرضا طبق همان تعریف جعلی آزادی از منظر برخی ها،اگر یک انسان چاقویی را در شکم دیگر انسانی فرو کند،آیا حق زیستن از فرد مضروب سلب نشده است؟آیا در حق او ظلمی صورت نگرفته است؟حال چطور می توان یک "وهم فاسد کننده" را از چاقو خوردن یک انسان کمتر و پایین تر دانست؟یعنی اگر یک فرد با انتشار یک تفکر فاسد در جامعه(که حقیقتا با اضافه کردن فاسد به تفکر به حق فکر و اندیشه خیانت می شود)سبب انحراف دیگر انسان ها شود،ارزش این موضوع از چاقو خوردن فیزیکی کمتر است؟آیا با رواج این نوع آزادی مخرب(که حقیقتا غیر از این در فکر این روشنفکران ساده اندیش وجود ندارد)در حق انسان ها ظلم نمی شود؟عدالت که معنایش مقابله با ظلم است در چنین جامعه ای حفظ می شود؟اما بلعکس چطور؟اگر تعریف عدالت از منظر اسلام در جامعه ای محقق شود،یعنی اگر همه چیز در جای خود قرار بگیرد و هیچ حقی از کسی سلب نشود،باز هم مانعی در مسیر رشد و تعالی انسان ها به وجود خواهد آمد؟(که این امر تعریف حقیقی آزادی است.)بلعکس این ماجرا چطور؟اگر در مسیر رشد و تعالی انسان ها مانعی وجود نداشته باشد،آیا همه به رشد و تعالی تمایل دارند؟هیچ انسان مخربی وجود نخواهد داشت؟باز هم می توان تضمین نمود که عدالت در چنین جامعه ای حاکم و حکم فرما باشد؟,

    از این موضوع عبور میکنیم زیرا بحث اصلی جنبه عدالت خواهی دانشجو می باشد که متاسفانه در دهه 70 برخی ها با آدرس های غلط در پی نابودی آن بر آمدند.

    , از این موضوع عبور میکنیم زیرا بحث اصلی جنبه عدالت خواهی دانشجو می باشد که متاسفانه در دهه 70 برخی ها با آدرس های غلط در پی نابودی آن بر آمدند.,

    نتیجه گیری

    , نتیجه گیری, نتیجه گیری,

    با بیان نکات بالا،شنیدن کلیپ صوتی عدالت خواهی را به شما پیشنهاد می کنیم که مجموعه ای از بیانات مقام معظم رهبری در وصف عدالت طلبی می باشد. شما می توانید این کلیپ را که توسط موسسه سفیرفیلم تدوین شده است،از ایـــــــن آدرس دریافت نمایید.

    , با بیان نکات بالا،شنیدن کلیپ صوتی عدالت خواهی را به شما پیشنهاد می کنیم که مجموعه ای از بیانات مقام معظم رهبری در وصف عدالت طلبی می باشد. شما می توانید این کلیپ را که توسط موسسه سفیرفیلم تدوین شده است،از ایـــــــن آدرس دریافت نمایید., ایـــــــن آدرس, ایـــــــن آدرس,

    با اشاره به برخی از بیانات معظم له بحث را به پایان می رسانیم؛

    , با اشاره به برخی از بیانات معظم له بحث را به پایان می رسانیم؛,

    طراحی ساز و کار برای تحقق عدالت توسط دانشجویان

    , طراحی ساز و کار برای تحقق عدالت توسط دانشجویان, طراحی ساز و کار برای تحقق عدالت توسط دانشجویان,

    بسیجی عدالت‌طلب است. عدالت‌طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت‌طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعاً بخواهد. عدالت‌طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت‌طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد. باید جامعه به نقطه‌ای برسد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه در آن طراحی شود و دستگاه اجرایی طوری باشد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه فرصت عملیاتی شدن و اجرایی شدن پیدا کند؛ والّا خیلی سیاست‌های عدالت‌طلبانه هم مطرح میشود؛ اما سازوکار، آدمها، مهره‌ها، قلم‌به‌دست‌ها و امضاءکننده‌ها یا علاقه ندارند، یا اعتقاد ندارند، یا همت ندارند، یا حال و حوصله ندارند، یا از همان قبیلِ «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا کارها متوقف و لنگ میماند؛ بنابراین آن‌جاها را باید اصلاح کرد.برای رسیدن به هر آرزوی بزرگ و هر هدف والایی، سازوکاری وجود دارد؛ این سازوکار را باید جوانِ هوشمندِ فرزانه‌ی دانشجو پیدا کند.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان بسیجی-1384/5/3»

    ,

    بسیجی عدالت‌طلب است. عدالت‌طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت‌طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعاً بخواهد. عدالت‌طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت‌طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد. باید جامعه به نقطه‌ای برسد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه در آن طراحی شود و دستگاه اجرایی طوری باشد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه فرصت عملیاتی شدن و اجرایی شدن پیدا کند؛ والّا خیلی سیاست‌های عدالت‌طلبانه هم مطرح میشود؛ اما سازوکار، آدمها، مهره‌ها، قلم‌به‌دست‌ها و امضاءکننده‌ها یا علاقه ندارند، یا اعتقاد ندارند، یا همت ندارند، یا حال و حوصله ندارند، یا از همان قبیلِ «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا کارها متوقف و لنگ میماند؛ بنابراین آن‌جاها را باید اصلاح کرد.برای رسیدن به هر آرزوی بزرگ و هر هدف والایی، سازوکاری وجود دارد؛ این سازوکار را باید جوانِ هوشمندِ فرزانه‌ی دانشجو پیدا کند.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان بسیجی-1384/5/3»

    , بسیجی عدالت‌طلب است. عدالت‌طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت‌طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعاً بخواهد. عدالت‌طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت‌طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد. باید جامعه به نقطه‌ای برسد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه در آن طراحی شود و دستگاه اجرایی طوری باشد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه فرصت عملیاتی شدن و اجرایی شدن پیدا کند؛ والّا خیلی سیاست‌های عدالت‌طلبانه هم مطرح میشود؛ اما سازوکار، آدمها، مهره‌ها، قلم‌به‌دست‌ها و امضاءکننده‌ها یا علاقه ندارند، یا اعتقاد ندارند، یا همت ندارند، یا حال و حوصله ندارند، یا از همان قبیلِ «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا کارها متوقف و لنگ میماند؛ بنابراین آن‌جاها را باید اصلاح کرد.برای رسیدن به هر آرزوی بزرگ و هر هدف والایی، سازوکاری وجود دارد؛ این سازوکار را باید جوانِ هوشمندِ فرزانه‌ی دانشجو پیدا کند.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان بسیجی-1384/5/3», بسیجی عدالت‌طلب است. عدالت‌طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت‌طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعاً بخواهد. عدالت‌طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت‌طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد. باید جامعه به نقطه‌ای برسد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه در آن طراحی شود و دستگاه اجرایی طوری باشد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه فرصت عملیاتی شدن و اجرایی شدن پیدا کند؛ والّا خیلی سیاست‌های عدالت‌طلبانه هم مطرح میشود؛ اما سازوکار، آدمها، مهره‌ها، قلم‌به‌دست‌ها و امضاءکننده‌ها یا علاقه ندارند، یا اعتقاد ندارند، یا همت ندارند، یا حال و حوصله ندارند، یا از همان قبیلِ «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا کارها متوقف و لنگ میماند؛ بنابراین آن‌جاها را باید اصلاح کرد.برای رسیدن به هر آرزوی بزرگ و هر هدف والایی، سازوکاری وجود دارد؛ این سازوکار را باید جوانِ هوشمندِ فرزانه‌ی دانشجو پیدا کند.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان بسیجی-1384/5/3», عدالت‌طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت‌طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعاً بخواهد. عدالت‌طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت‌طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد., والّا خیلی سیاست‌های عدالت‌طلبانه هم مطرح میشود؛ اما سازوکار، آدمها، مهره‌ها، قلم‌به‌دست‌ها و امضاءکننده‌ها یا علاقه ندارند، یا اعتقاد ندارند، یا همت ندارند، یا حال و حوصله ندارند، یا از همان قبیلِ «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا کارها متوقف و لنگ میماند,

    بر روی مصادیق تمرکز نکنید؛اصل، رواج گفتمان عدالت خواهی در اجتماع می باشد

    , بر روی مصادیق تمرکز نکنید؛اصل، رواج گفتمان عدالت خواهی در اجتماع می باشد, بر روی مصادیق تمرکز نکنید؛اصل، رواج گفتمان عدالت خواهی در اجتماع می باشد, بر روی مصادیق تمرکز نکنید؛اصل، رواج گفتمان عدالت خواهی در اجتماع می باشد,

    شما میگوئید که ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن کسی را که به عدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوه‌ی قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگی کنید؛ یک لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ی این فکر هم با همه‌ی وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتی هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگیتان این باشد: گفتمان عدالت خواهی را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصی و مصداق‌سازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من میبینم دیگر. من مواردی را مشاهده میکنم - نه در دانشگاه، در گروه‌های اجتماعی گوناگون - که روی یک مصداق خاصی تکیه میکنند؛ یا به‌عنوان فساد، یا به عنوان کجروی سیاسی، یا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و میبینم اینجوری نیست و آن کسی که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتی شما روی شخص و مصداق تکیه میکنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‌ای به دست میدهید برای اینکه آن زرنگ قانوندانِ قانون شکن - که من گفته‌ام قانوندانهای قانون شکن خطرناکند - بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‌ای میتوانید بکنید؟ اگر یک نفری به‌عنوان مفتری یک شخصی را معرفی کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضی این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ی قانونی آن قاضی را ملزم به انجام یک کاری میکند؛ لذا نمیتوانیم از او گله کنیم. شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء میخواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را میکنند. آن کسی هم که فریاد مربوط به محتوای این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمی میکند و کار پیش خواهد رفت. بنابراین به نظر من مشکلی در کار شما نیست؛ شما جوانهای مؤمنی هستید که انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبی که داده میشود، بعد از اتکال به خدای بزرگ که همه‌ی دلها و زبانها و اراده‌ها دست اوست، تکیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان دانشگاه شیراز-1387/2/12»

    ,

    شما میگوئید که ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن کسی را که به عدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوه‌ی قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگی کنید؛ یک لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ی این فکر هم با همه‌ی وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتی هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگیتان این باشد: گفتمان عدالت خواهی را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصی و مصداق‌سازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من میبینم دیگر. من مواردی را مشاهده میکنم - نه در دانشگاه، در گروه‌های اجتماعی گوناگون - که روی یک مصداق خاصی تکیه میکنند؛ یا به‌عنوان فساد، یا به عنوان کجروی سیاسی، یا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و میبینم اینجوری نیست و آن کسی که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتی شما روی شخص و مصداق تکیه میکنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‌ای به دست میدهید برای اینکه آن زرنگ قانوندانِ قانون شکن - که من گفته‌ام قانوندانهای قانون شکن خطرناکند - بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‌ای میتوانید بکنید؟ اگر یک نفری به‌عنوان مفتری یک شخصی را معرفی کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضی این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ی قانونی آن قاضی را ملزم به انجام یک کاری میکند؛ لذا نمیتوانیم از او گله کنیم. شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء میخواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را میکنند. آن کسی هم که فریاد مربوط به محتوای این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمی میکند و کار پیش خواهد رفت. بنابراین به نظر من مشکلی در کار شما نیست؛ شما جوانهای مؤمنی هستید که انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبی که داده میشود، بعد از اتکال به خدای بزرگ که همه‌ی دلها و زبانها و اراده‌ها دست اوست، تکیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان دانشگاه شیراز-1387/2/12»

    , شما میگوئید که ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن کسی را که به عدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوه‌ی قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگی کنید؛ یک لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ی این فکر هم با همه‌ی وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتی هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگیتان این باشد: گفتمان عدالت خواهی را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصی و مصداق‌سازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من میبینم دیگر. من مواردی را مشاهده میکنم - نه در دانشگاه، در گروه‌های اجتماعی گوناگون - که روی یک مصداق خاصی تکیه میکنند؛ یا به‌عنوان فساد، یا به عنوان کجروی سیاسی، یا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و میبینم اینجوری نیست و آن کسی که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتی شما روی شخص و مصداق تکیه میکنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‌ای به دست میدهید برای اینکه آن زرنگ قانوندانِ قانون شکن - که من گفته‌ام قانوندانهای قانون شکن خطرناکند - بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‌ای میتوانید بکنید؟ اگر یک نفری به‌عنوان مفتری یک شخصی را معرفی کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضی این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ی قانونی آن قاضی را ملزم به انجام یک کاری میکند؛ لذا نمیتوانیم از او گله کنیم. شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء میخواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را میکنند. آن کسی هم که فریاد مربوط به محتوای این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمی میکند و کار پیش خواهد رفت. بنابراین به نظر من مشکلی در کار شما نیست؛ شما جوانهای مؤمنی هستید که انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبی که داده میشود، بعد از اتکال به خدای بزرگ که همه‌ی دلها و زبانها و اراده‌ها دست اوست، تکیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان دانشگاه شیراز-1387/2/12», شما میگوئید که ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن کسی را که به عدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوه‌ی قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگی کنید؛ یک لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ی این فکر هم با همه‌ی وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتی هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگیتان این باشد: گفتمان عدالت خواهی را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصی و مصداق‌سازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من میبینم دیگر. من مواردی را مشاهده میکنم - نه در دانشگاه، در گروه‌های اجتماعی گوناگون - که روی یک مصداق خاصی تکیه میکنند؛ یا به‌عنوان فساد، یا به عنوان کجروی سیاسی، یا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و میبینم اینجوری نیست و آن کسی که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتی شما روی شخص و مصداق تکیه میکنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‌ای به دست میدهید برای اینکه آن زرنگ قانوندانِ قانون شکن - که من گفته‌ام قانوندانهای قانون شکن خطرناکند - بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‌ای میتوانید بکنید؟ اگر یک نفری به‌عنوان مفتری یک شخصی را معرفی کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضی این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ی قانونی آن قاضی را ملزم به انجام یک کاری میکند؛ لذا نمیتوانیم از او گله کنیم. شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء میخواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را میکنند. آن کسی هم که فریاد مربوط به محتوای این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمی میکند و کار پیش خواهد رفت. بنابراین به نظر من مشکلی در کار شما نیست؛ شما جوانهای مؤمنی هستید که انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبی که داده میشود، بعد از اتکال به خدای بزرگ که همه‌ی دلها و زبانها و اراده‌ها دست اوست، تکیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.«بیانات معظم له در دیدار با دانشجویان دانشگاه شیراز-1387/2/12», یک لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد., که من گفته‌ام قانوندانهای قانون شکن خطرناکند, شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء میخواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را میکنند,

    پایان خبر/

    , پایان خبر/, پایان خبر/,

     

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه