نقدی بر انجمن‌ها و بازارچه‌های خیریه

نقدی بر انجمن‌ها و بازارچه‌های خیریه
انجمن‌ها و بازارچه‌های خیریه در کشور ما شاید به دلیل دخالت و موانع بخش‌های دولتی و یا عدم بستر‌سازی فرهنگی آن، علی‌رغم وجود پشتیبانی چون اعتقادات و حس انسان‌دوستی مردمان‌مان نه تنها کارایی لازم را ندارد گاهاً چالش برانگیز نیز شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نوشهرآنلاین، ان‌جی‌او‌های خیریه، موسسات غیرانتفاعی، غیر سیاسی، مردم نهاد عام‌المنفعه هستند که با هدف کمک به گروه تعریف شده‌ای از نیازمند و آسیب‌پذیر جامعه فعالیت می‌نمایند. ماهیت تشکیل این موسسات در تمام جوامع تقریباً مشابه با هدف حل مشکلات اجتماعی است و شامل محدودیت جغرافیایی، سیاسی، دینی و مرزبندی نیست. اما مدیریت فعالیت آن متفاوت است در کشورهای توسعه‌یافته موسسات خیریه به مثابه یک نهاد مالی به مدیریت دارایی‌های تخصیص‌یافته به موسسه با ابراز مالی تقویت بازار سرمایه البته با هدف اجتماعی، فعالیت می‌نمایند یعنی به نوعی ارائه خدمات مدیریت دارایی امانی و تراست خیرانی که خودشان تخصص و وقت مدیریت دارایی وقف شده خود را ندارند، می‌باشد که بصورت بنیادهای خیریه که خود شامل صندوق‌های خیریه می‌گردد نهادینه گردیده است. اما در کشور ما شاید به دلیل دخالت و موانع بخش‌های دولتی و یا عدم بستر‌سازی فرهنگی آن، علی‌رغم وجود پشتیبانی چون اعتقادات و حس انسان‌دوستی مردمان‌مان نه تنها کارایی لازم را ندارد گاهاً چالش برانگیز نیز گردیده است. به صندوق‌های خیریه مدرن دنیا غیر از پول حتی اوراق بهادار بورس‌ها، املاک و مستغلات، بیمه نامه‌ها، معافیت مالیاتی و انواع دارایی‌های فیزیکی و سرمایه‌ای هبه می‌گردد. در مقایسه تطبیقی در ماهیت این موسسات و بازارهای خیریه در کشور ما شکل ماهیت قویتر مردم نهادتر اعتقادی‌تر است چه اینکه در شهر خودمان نیز مشاهده می‌کنیم حامیان و موسسان این امور بدون چشم‌داشت مالی با کمترین حمایت و امکانات با تحریک حس انسان دوستی و تمرین نیکوکاری عاشقانه فعالیت می‌نمایند اما در خروجی و کارایی و نحوه فعالیت، قابل مقایسه با انجمن‌های موفق دنیا نیستند...


تردیدی نیست که بودجه نهادهای دولتی، کلیه ابعاد حل مشکلات اجتماعی را نمی‌تواند پاسخگو باشد اما در مقایسه غیر تطبیقی و منطقه‌ای پارادوکس‌هایی از هزینه‌کرد بودجه‌ای می‌بینیم که تاسف برانگیز است و شاید حق آن‌را ایجاد کند که بگوییم انجمن‌ها و موسسات خیریه بیشتر از آنکه حل مشکلات اجتماعی باشند پوششی بر عدم پاسخگویی و مسئولیت اثربخشی سازمان‌های دولتی هستند.


در شهر ما اقدام به خرج بودجه فلان مبلغی برای جذب چندروزه توریست با روحیه خاص که احتمالا جمعیت آماری بالا نیز ندارد نمایشگاه فلان گل زیبا را برپا می‌کنند و یا برای فضاسازی المان‌های شهری، فلان طرح تجسمی غیر قابل فهم همگانی، باز برای اندک مخاطب و یا فلان کاشی‌کاری و زیباسازی مثلا معرفی فرهنگی آن‌هم فرهنگی غیر فرهنگ بومی شهر یا فلان مسابقه به انحراف‌کشاندن دید ریزبینان و ... می‌نمایند. بازارچه‌های مواد غذایی ما نه استاندارد فیزیکی و مکانی دارد نه استاندارد بهداشتی و البته نه استاندارد قیمتی .. و آنوقت برای برپایی بازارچه خیریه باید هفت‌خوان استانداردهای بوروکراتی را طی کرد ...

انجمن‌های خیریه شهر بدون امکانات حتی گاهاً بدون تخصص بدون حمایت اقدام به آموزش پیشگیری و مراقبت و بسته‌های حمایتی سبد خانوار به گروه هدف خود می‌نماید در حالیکه بودجه‌های فراوان صرف نصب بنرهای غیرآموزشی تبریک و کری سیاسی و غیره می‌گردد. سازمان‌های دولتی با داشتن واحد مشارکت مردمی با وظیفه ترغیب همگان در جهت خودمراقبتی و کمک به قشرآسیب‌پذیر و با داشتن واحد‌های تعریف‌شده با وظیفه پرونده‌سازی و بروزسازی آمار و مراقبت نفری افراد آسیب‌پذیر و پیشگیری از شیوع آسیب‌ها و واحد و متخصصان آموزش با وظیفه آموزش رایگان همه شهروندان و آموزش‌های ویژه با داشتن بودجه و ردیف اختصاصی دچار سوی مدیریت منابع مالی و انسانی گردیده است.

کدام سرمایه‌گذار به انجمن‌هایی مردم نهادی اعتماد می‌کند و سرمایه وقفی خود را هبه می‌کند که حامیان انجمن برای اخذ مجوز برپایی و اعتماد مردم با مسئولین دولتی در بازراچه‌های خود عکس یادگاری می‌گیرند و حتی فراتر از آن گاهی از این مسئول نماها جهت ارتقای رزومه تبلیغاتی خود سرمایه‌گذاری اندکی نیز می‌نمایند...

انجمن‌های اجتماعی نه کار نویی است نه بی‌ارزش .. از منافع آن تمرین نوع‌دوستی و تکرار مهربانی است. ایجاد فضاهایی برای این تمرین است جای شکر و تشکر بر انسان‌های واقعی که با خلق چنین فضاسازیی به زیبایی فرهنگی شهر اقدام می‌نمایند و جای شکایت و شک بر پافشاری و تکرار این مدیریت سنتی و به انحراف و چالش‌کشاندن این ارزش..

ای کاش نهادهای حمایتی به‌جای هزینه‌کرد انرژی و زمان و دارایی‌های موقوفه و حل اندک مشکلات مالی و روحی گروه‌های هدف خود، با مطالعه بیشتر و کسب تخصص لازم و ارتباطات موثر، وکالت احیای حقوق قانونی و عرفی و یا تعریف حقوق جدید اعضای خود را برعهده بگیرد.


چه بسا با توجه به تعدد انجمن‌های شهر و عدم بستر‌سازی فرهنگی -که هنوز معلوم نیست برعهده کدام نهاد است- و بدون ایجاد درآمدی پایدار، حل مشکلات این گروه‌ها که عمدتاً مالی است از عهده موسسان و حامیان خارج می‌باشد . غیر از این، حفظ استقلال انجمن، حفظ شفافیت عملکرد مالی، تامین هزینه‌های جاری خودگردانی، تشخیص نیازهای کوتاه مدت و بلند مدت گروه هدف، دسترسی به اطلاعات و آمار، ارائه گزارش عملکرد و ... را باید به دشواری‌های مسیر فعالیت انجمن‌ها اضافه نمود. پس شاید بهتر باشد این انرژی مثبت این حس مشارکت اجتماعی این تکرار نوع‌دوستی را بصورت رایزنی و مطالبه حقوق این گروه‌ها از سازمان‌های مربوطه تحت پوشش و البته برنامه‌ریزی در جهت بستر‌سازی و ریشه‌کنی آن آسیب ساماندهی نماییم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از ,  , نوشهرآنلاین، ,  , ان‌جی‌او‌های خیریه، موسسات غیرانتفاعی، غیر سیاسی، مردم نهاد عام‌المنفعه هستند که با هدف کمک به گروه تعریف شده‌ای از نیازمند و آسیب‌پذیر جامعه فعالیت می‌نمایند. ماهیت تشکیل این موسسات در تمام جوامع تقریباً مشابه با هدف حل مشکلات اجتماعی است و شامل محدودیت جغرافیایی، سیاسی، دینی و مرزبندی نیست. اما مدیریت فعالیت آن متفاوت است در کشورهای توسعه‌یافته موسسات خیریه به مثابه یک نهاد مالی به مدیریت دارایی‌های تخصیص‌یافته به موسسه با ابراز مالی تقویت بازار سرمایه البته با هدف اجتماعی، فعالیت می‌نمایند یعنی به نوعی ارائه خدمات مدیریت دارایی امانی و تراست خیرانی که خودشان تخصص و وقت مدیریت دارایی وقف شده خود را ندارند، می‌باشد که بصورت بنیادهای خیریه که خود شامل صندوق‌های خیریه می‌گردد نهادینه گردیده است. اما در کشور ما شاید به دلیل دخالت و موانع بخش‌های دولتی و یا عدم بستر‌سازی فرهنگی آن، علی‌رغم وجود پشتیبانی چون اعتقادات و حس انسان‌دوستی مردمان‌مان نه تنها کارایی لازم را ندارد گاهاً چالش برانگیز نیز گردیده است. به صندوق‌های خیریه مدرن دنیا غیر از پول حتی اوراق بهادار بورس‌ها، املاک و مستغلات، بیمه نامه‌ها، معافیت مالیاتی و انواع دارایی‌های فیزیکی و سرمایه‌ای هبه می‌گردد. در مقایسه تطبیقی در ماهیت این موسسات و بازارهای خیریه در کشور ما شکل ماهیت قویتر مردم نهادتر اعتقادی‌تر است چه اینکه در شهر خودمان نیز مشاهده می‌کنیم حامیان و موسسان این امور بدون چشم‌داشت مالی با کمترین حمایت و امکانات با تحریک حس انسان دوستی و تمرین نیکوکاری عاشقانه فعالیت می‌نمایند اما در خروجی و کارایی و نحوه فعالیت، قابل مقایسه با انجمن‌های موفق دنیا نیستند...,
,
,
, تردیدی نیست که بودجه نهادهای دولتی، کلیه ابعاد حل مشکلات اجتماعی را نمی‌تواند پاسخگو باشد اما در مقایسه غیر تطبیقی و منطقه‌ای پارادوکس‌هایی از هزینه‌کرد بودجه‌ای می‌بینیم که تاسف برانگیز است و شاید حق آن‌را ایجاد کند که بگوییم انجمن‌ها و موسسات خیریه بیشتر از آنکه حل مشکلات اجتماعی باشند پوششی بر عدم پاسخگویی و مسئولیت اثربخشی سازمان‌های دولتی هستند.,
,
,
, در شهر ما اقدام به خرج بودجه فلان مبلغی برای جذب چندروزه توریست با روحیه خاص که احتمالا جمعیت آماری بالا نیز ندارد نمایشگاه فلان گل زیبا را برپا می‌کنند و یا برای فضاسازی المان‌های شهری، فلان طرح تجسمی غیر قابل فهم همگانی، باز برای اندک مخاطب و یا فلان کاشی‌کاری و زیباسازی مثلا معرفی فرهنگی آن‌هم فرهنگی غیر فرهنگ بومی شهر یا فلان مسابقه به انحراف‌کشاندن دید ریزبینان و ... می‌نمایند. بازارچه‌های مواد غذایی ما نه استاندارد فیزیکی و مکانی دارد نه استاندارد بهداشتی و البته نه استاندارد قیمتی .. و آنوقت برای برپایی بازارچه خیریه باید هفت‌خوان استانداردهای بوروکراتی را طی کرد ...,
,
, انجمن‌های خیریه شهر بدون امکانات حتی گاهاً بدون تخصص بدون حمایت اقدام به آموزش پیشگیری و مراقبت و بسته‌های حمایتی سبد خانوار به گروه هدف خود می‌نماید در حالیکه بودجه‌های فراوان صرف نصب بنرهای غیرآموزشی تبریک و کری سیاسی و غیره می‌گردد. سازمان‌های دولتی با داشتن واحد مشارکت مردمی با وظیفه ترغیب همگان در جهت خودمراقبتی و کمک به قشرآسیب‌پذیر و با داشتن واحد‌های تعریف‌شده با وظیفه پرونده‌سازی و بروزسازی آمار و مراقبت نفری افراد آسیب‌پذیر و پیشگیری از شیوع آسیب‌ها و واحد و متخصصان آموزش با وظیفه آموزش رایگان همه شهروندان و آموزش‌های ویژه با داشتن بودجه و ردیف اختصاصی دچار سوی مدیریت منابع مالی و انسانی گردیده است.,
,
, کدام سرمایه‌گذار به انجمن‌هایی مردم نهادی اعتماد می‌کند و سرمایه وقفی خود را هبه می‌کند که حامیان انجمن برای اخذ مجوز برپایی و اعتماد مردم با مسئولین دولتی در بازراچه‌های خود عکس یادگاری می‌گیرند و حتی فراتر از آن گاهی از این مسئول نماها جهت ارتقای رزومه تبلیغاتی خود سرمایه‌گذاری اندکی نیز می‌نمایند...,
,
, انجمن‌های اجتماعی نه کار نویی است نه بی‌ارزش .. از منافع آن تمرین نوع‌دوستی و تکرار مهربانی است. ایجاد فضاهایی برای این تمرین است جای شکر و تشکر بر انسان‌های واقعی که با خلق چنین فضاسازیی به زیبایی فرهنگی شهر اقدام می‌نمایند و جای شکایت و شک بر پافشاری و تکرار این مدیریت سنتی و به انحراف و چالش‌کشاندن این ارزش..,
,
, ای کاش نهادهای حمایتی به‌جای هزینه‌کرد انرژی و زمان و دارایی‌های موقوفه و حل اندک مشکلات مالی و روحی گروه‌های هدف خود، با مطالعه بیشتر و کسب تخصص لازم و ارتباطات موثر، وکالت احیای حقوق قانونی و عرفی و یا تعریف حقوق جدید اعضای خود را برعهده بگیرد.,
,
,
, چه بسا با توجه به تعدد انجمن‌های شهر و عدم بستر‌سازی فرهنگی -که هنوز معلوم نیست برعهده کدام نهاد است- و بدون ایجاد درآمدی پایدار، حل مشکلات این گروه‌ها که عمدتاً مالی است از عهده موسسان و حامیان خارج می‌باشد . غیر از این، حفظ استقلال انجمن، حفظ شفافیت عملکرد مالی، تامین هزینه‌های جاری خودگردانی، تشخیص نیازهای کوتاه مدت و بلند مدت گروه هدف، دسترسی به اطلاعات و آمار، ارائه گزارش عملکرد و ... را باید به دشواری‌های مسیر فعالیت انجمن‌ها اضافه نمود. پس شاید بهتر باشد این انرژی مثبت این حس مشارکت اجتماعی این تکرار نوع‌دوستی را بصورت رایزنی و مطالبه حقوق این گروه‌ها از سازمان‌های مربوطه تحت پوشش و البته برنامه‌ریزی در جهت بستر‌سازی و ریشه‌کنی آن آسیب ساماندهی نماییم.]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه