یادداشتی به مناسبت روز طبیعت؛
طبیعت حافظ ماست یا ما حافظ طبیعت؟
باید از خودمان بپرسیم صرف پاسداشت یک روزه طبیعت خواهد توانست بحران جهان امروز یعنی روند تخریب طبیعت را متوقف سازد؟ طبیعت حافظ ماست یا ما حافظ طبیعت؟ طبیعت باید با ما همراه شود یا ما با طبیعت؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، “طبیعت” واژه ای که ما را به یاد نهاد، سرشت و مایه همه چیزهای دیگر می اندازد، چیزی که اصلا مصنوعی و ساخته شده نیست و حقیقتا تنها خود خویش است بی آنکه انسان در ساخت آن نقشی داشته باشد. وقتی می گوییم طبیعت از یک مجموعه کامل حرف می زنیم: از زمین و آسمان، درختان، حیوانات، حتی صداها، قدرت هایی چون باد و رعد و برق،آنچه حس می کنیم مثل گرما و سرما، نور و روشنایی، تاریکی و ظلمت، حتی حس خشکی و تری، سفتی و نرمی….طبیعت مجموعه همه اینهاست و تا زمانی طبیعت است که دستی برآن نکشیده باشیم و آن طور که خودمان می خواهیم آن را صورت نداده باشیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,این احساس برای ما شاید دیگر خیلی معنا نداشته باشد مگر آنکه بتوانیم جایی برویم که تماما بکر و دست نخورده باشد و مطمئن باشیم هیچ گوشه ای از آن را تغییر نداده اند. حتی امروز هم که به بوستان ها و جنگل های حفاظت شده می رویم، با اینکه سعی شده تا موجودیت طبیعت حفظ شود اما خود این حفاظت هم با ابزاری غیر طبیعی صورت می گیرد و این را می توانیم در وجود ماشین های آتش نشان، سم پاشی، و اسلحه هایی که به تعقیب شکارچیان در می آیند ببینیم یعنی طبیعت را با همین ساخته های دست خودمان محافظت می کنیم.
,در گذشته انسان هم جزئی از طبیعت بود
, در گذشته انسان هم جزئی از طبیعت بود,درحالی که در گذشته طبیعت اصلا جایگاه متفاوتی داشته و اصلا انسان نه بر بام طبیعت، که خود مقهور طبیعت بوده است. انسان هم خود جزئی از این مجموعه بوده است و در دل طبیعت سکنا گرفته و با آن زندگی می کرده است. اگر به سنت های دینی گذشتگان رجوع کنیم ارج نهادن به طبیعت را به تمام معنا می توانیم مشاهده کنیم. طبیعت امری نیست که در دستان ما باشد و ما مسخرکننده آن باشیم بلکه خود حیات دارد و بر قوانینی بنا شده است.
,در دین شینتوئیزم، که دین ژاپنی ها در دورترین نقطه شرق است، طبیعت با برداشت های زیباشناسانه همراه است و این به تمام معنا در هنر ژاپنی و حتی اشعار آنها “هایکوها” دیده می شود. گل آرایی یا “ایکه بانا” در جهان صنعتی است که ابتدا از ژاپن شروع شد و درواقع نوعی نگاه هنری به طبیعت و به ویژه به گلهاست. گل ها آراسته می شوند تا به معبد خدایان تقدیم گردند. در آیین نامه گل آرایی آمده است: ” نادان است کسی که میپندارد استاد گلآرایی است اما از ظرافت هنری و حس انسانی، بویی نبرده است؛ چیره دستی و ظرافت از آن کسی است که با ذوقی خاص، خانه را گلآرایی کند، حتی اگر شیوه گلآراییاش چندان استادانه نباشد؛ شرط ادب آن است که با گل رفتاری نرم و مهربان داشته باشیم؛ بیش از ذات گل از او چیزی نطلبیم”. بنابراین گل آرای حقیقی کسی است که بتواند احساس دینی اش را با گل ها درآمیزد و با گیاهان و طبیعت هماهنگی ذاتی داشته باشد.
,طبیعت؛ امری قدسی
, طبیعت؛ امری قدسی,در دین زرتشتی، که دین ایرانیان باستان است و هنوز در ایران و غالبا در هند حضور دارند، طبیعت امری قدسی است که وظیفه دارند آن را از آلودگی محافظت نمایند. در اوستا در بخش یشت ها آمده است: ” آب های چشمه را می ستاییم، و آب های گذرها را، به هم پیوستگی ها ی راه را، و به هم آمدن های راه را، کوه های آبریزان را می ستاییم، دریاچه های آبزا را، و کشتزارهای سودبخش گندم را، نگهدار و آفریدگار را می ستاییم، زمین و آسمان را، و باد چالاک مزدا آفریده را، و کوه البرز را، زمین و همه چیزهای نیک را می ستاییم”. حتی در آیین های دینی زرتشتی محافظت از طبیعت به خوبی هویداست که عناصر چهارگانه را از هر نوع آلودگی محافظت می کنند و شاید بتوان گفت دین زردشتی اولین دینی است که بنا بر قدمت خود این چنین به طبیعت احترام نهاده است. در دین یهود هم، هر چیز در جهان با حق مخصوص خود آفریده شده، مخلوق خداوند و شایسته نگه داری است.
,در قرآن مجید زمین و آسمان و هر آنچه در آنهاست تسبیح گوی خداست و طبیعت امری خاموش و بی اراده نیست چنانچه در سوره مبارکه نور آیه ۴۱ آمده است: “أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ؛ آیا ندانستهاى که هر که در آسمانها و زمین است براى خدا تسبیح مىگویند و پرندگان [نیز] در حالى که در آسمان پر گشودهاند همه ستایش و نیایش خود را مىدانند و خدا به آنچه مىکنند داناست. این تصویر زیبا از طبیعت مطمئنا مانع از آن می شود که انسان خود را مسلط بر طبیعت دیده و قانونی بر آن ایجاد کند.
,به طور کلی در نگاه انسان جهان باستان و در اندیشه انسان دینی طبیعت امری به هم پیوسته و شعورمند است که باید قانون آن را شناخت و با آن رفتاری احترام آمیز داشت. اگر در ادیان غیر الهی می بینیم که همه چیز در طبیعت مقدس است و برای هر بخشی از طبیعت خدا و الهه ای وجود دارد، برآمده از همین شعورمندی طبیعت است. جنگ های خدایان با یکدیگر، خدایان شمالی و جنوبی، خدای رعد و برق با خدای باد همه و همه بیانگر قانون های جاری در طبیعت بوده است که انسان های گذشته برای آن تفاسیری داشته اند و این را در سنگ نبشته ها، مناجات ها و اشعار خود به تمام معنا نمایش داده اند.
,تقلیل معنای طبیعت نزد ما
, تقلیل معنای طبیعت نزد ما,اما چرا برداشت امروز ما از طبیعت به گونه ای دیگر است و چرا آن شعورمندی، آن آواها و ذکرها از طبیعت شنیده نمی شود؟ چرا طبیعت و شگفتی های آن را تنها در لوله آزمایشگاه ها، مستندهای وحش و سفرهای مخاطره جویانه و ماجراجویانه باید دید؟ اگر راحت تر سوال کنیم باید به خانه هایمان برگردیم و بپرسیم چرا تمام طبیعت برای ما همین گلدان کوچک خانه شده است؟ آیا طبیعت به خانه های ما نیامده یا ما به سراغ طبیعت نرفته ایم؟
,پاسخ به این سوال ها ما را وا می دارد تا کاوشی در سبک زندگی امروزمان داشته باشیم. کاوشی که در نگاه اول می گوید امروز خانه هایمان پر است از ابزارهای ریز و درشت و اگر بخواهیم جایی برای زیبایی باز کنیم در حد همان گلدان های کوچک خانه است. همین گلدان های کوچک نیامده اند تا طبیعت هم حقی داشته باشد بلکه آمده اند تا چشم های ما را نوازش دهند یا اکسیژن خانه را تامین کنند. امروز نیاز نیست شما به طبیعت بروید چرا که طبیعت را می توانید در قاب تلویزیون خانه ببینید و لذت ببرید یا حتی اگر به دامن طبیعت رفتیم دغدغه مان این است طبیعت را قاب کنیم و در گوشه آلبوم های خاطراتمان بنشانیم تا هر وقت از دست ابزارها و انسان ها خسته شدیم بدان پناه ببریم.
,هرچه شهرها گسترده تر شدند، طبیعت مجبور به عقب نشینی شد. طبیعت امروز همچون انسانی است که تا دود کارخانه ها به صورتش می خورد دست بر دهان عقب تر می ایستد تا درامان بماند. اگر به کاوشت ادامه دهی خواهی فهمید بیشتر از خودخواهی و رفاه طلبی امروز ما، این ذات ابزار است که به جنگ با طبیعت ایستاده است؛ همچون چاقویی که در کنار شاخه گل قرار نمی گیرد. راز ابزارها این است که می خواهند تغییر دهند و صورت ها را آن چنان که از ابتدا بوده اند درهم ریزند و آن چیزی را بسازند که شما امروز به دنبال آن هستید. ابزارها موجوداتی شعورمند نیستند اما اگر خوب دقت کنیم و تاریخ متمدن شدن انسان را بشکافیم خواهیم دید ابزارها از دل فکرها و خلاقیت ها آمده اند و هر کدام برای هدفی ساخته شده اند.
,تکنولوژی و طبیعت
, تکنولوژی و طبیعت,این حقیت که ذات تکنولوژی مخرب طبیعت است را خیلی ساده می توان فهمید. کافی است سرنوشت ابزارها را بخوانیم و جایگزین شدن یکی را بعد دیگری دنبال نماییم تا خوب درک کنیم. وقتی کارخانه ها در انقلاب صنعتی انگلیس راه اندازی شدند اولین نتیجه آن ساخت فاضلاب های شهری گسترده بود. یک مثال ساده دیگر که امروز هم شاید تیتر خیلی از مطبوعات ما باشد انرژی هسته ای است، انرژی که بشر برای محافظت از خود ساخت، امروز تنها اهرمی شده است که هر لحظه او و طبیعت او را تهدید می کند. این ابزار شگفت انگیز امنیتی آنقدر تهدید آمیز است که صرفا برای صلح استفاده می شود نه هیچ چیز دیگر چرا که هر قدرتی آن را به کار برد ابتدا پایه های سقوط خویش را فراهم آورده است.
,شهید آوینی در کتاب”توسعه و مبانی تمدن غرب” خویش با استناد به کتاب هشدار به زندگان آورده است: “یک جنرال چهارستاره ارتش فرانسه در جواب روژه گاردی که از او پرسیده بود این بمب های اتمی برای دفاع از چه چیزی ضروری و حیاتی است؟ با طعنه هر چه تمام تر پاسخ داده بود: برای صلح زیرا بمب اتمی در صورت عدم استفاده از آن مفید است”.
,وقتی به روز طبیعت نزدیک می شویم مسئله حفاظت از محیط زیست و پاسداشت طبیعت دغدغه اصلی همه ما می شود. اما حقیقتا باید از خودمان بپرسیم صرف پاسداشت یک روزه طبیعت خواهد توانست بحران جهان امروز یعنی روند تخریب طبیعت را متوقف سازد؟ طبیعت حافظ ماست یا ما حافظ طبیعت؟ طبیعت باید با ما همراه شود یا ما با طبیعت؟ زیبائی ها را باید در آینه طبیعت دید یا طبیعت را در قاب ها؟ شاید جواب ها را بتوان در این ابیات سهراب یافت که :
,آب را گل نکنیم، در فرودست انگار، کفتری می خورد آب . یا که در بیشه دور، سیره ای پر می شوید . یا در آبادی، کوزه ای پر می گردد .
,
آب را گل نکنیم، شاید این آب روان، می رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی . دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب. زن زیبایی آمد لب رود، آب را گل نکنیم، روی زیبا دو برابر شده است.
__________
,
فاطمه عقیقی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه