نقش هدف گذاری در زندگی
انسان ها در زندگی شان، هدف یا هدف هایی را تعقیب می کنند و زندگی بدون هدف میتواند کسالت آور و منزجر کننده باشد. هر چه این هدف والاتر، ارزشمندتر و اخلاقی باشد انسان را به خود شکوفایی بیشتری هدایت خواهد کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از جویباران، گاهی اوقات چنان سرگردان و حیرانیم که احساس میکنیم زمین و زمان بههمپیچیدهاند و نمیتوان قدم از قدم برداشت روزها شب میشوند و شبها روز و عمر گرانمایه هم میگذرد و هیچ تحوّلی در زندگی ما به وجود نمیآید با خود میاندیشیم امروز که گذشت و فردا چنین و چنان میکنم از این وضعیت خسته شدهام باید کاری کنم. فردا هم میآید و مردهتر از دیروز رد میشود بازمیگوییم فردا نه از شنبه زندگیام درست خواهد شد شنبهها و یکشنبهها و روزها میگذرند و آن فرصت طلایی هرگز نمیرسد و ما غافل از آنیم که "امروز همان فردایی است که دیروز در انتظارش بودیم".
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, جویباران,بدون شک، انسانها در زندگیشان، هدف یا هدفهایی را تعقیب میکنند وزندگی بدون هدف میتواند کسالتآور و منزجرکننده باشد. هر چه این هدف والاتر، ارزشمندتر و اخلاقی باشد انسان را به خود شکوفایی بیشتری هدایت خواهد کرد. وجود هدف در زندگی معنا دهنده است و انسان در راه رسیدن به آن خودش را تعریف میکند و این راه رسیدن، تلاش و طی کردن مراحل مختلف برای رسیدن به هدف احساس ارزشمندی را در وجود انسان نهادینه میکند.
سردرگم بودن و عدم استفاده صحیح و مناسب از زمان و هدر دادن آن مخصوصاً برای جوانان و نوجوانان، که در مراحل حساس و سرنوشتساز زندگی خود به سر میبرند، بسیار مخرب و دارای تبعات سخت و جبرانناپذیری است. هدفگذاری در زندگی باید با توجه به قابلیتها و شناخت ویژگیهای فردی و آگاهی از موقعیتی که فرد در آن حضور دارد، انجام گیرد.
هدف باید تعریفشده و دستیافتنی باشد و همهٔ ابعاد آن نیز در نظر گرفتهشده باشد. هدف، که میتواند تحصیلی، شغلی، اخلاقی و ... باشد زمانی دستیافتنی میشود که به هدفهای کوتاهمدت و بلندمدت تقسیم شود. با فتح شدن هر هدف کوتاهمدت بهصورت سلسله مراتبی، احساس رضایت و خودکارآمدی و اطمینان نسبت به توانایی خود پدید میآید که همین انگیزه درونی ادامه دادن و رسیدن به هدف بلندمدت را بیشتر میکند.
بهتر است از تقویتکنندههای بیرونی نیز بهعنوان پاداش، بعد هر هدف کوتاهمدت استفاده کرد. این تقویتکننده بیرونی نیز همانند احساس رضایت، خودکارآمدی و اطمینان نسبت به خود که عوامل درونی افزایش انگیزه هستند، باعث بیشتر شدن انگیزه میشوند. بهعنوانمثال:1. گوش دادن به موسیقی. 2. ملاقات با دوستان. 3. خوردن یک میان وعده و ... طراحی یک برنامه فعالیت روزانه میتواند کمککننده و مؤثر باشد.
اصول کلی:
1. هدفهای خود را مشخص کنید.
2. فهرستی ازآنچه را که باید انجام دهید، با توجه به زمان اختصاص دادهشده، مشخص کنید.
3. فعالیتهای مهم (بر اساس آنچه شما رو بیشتر و سریعتر به هدف نزدیک میکند) را اولویتبندی کنید.
4. با انجام فعالیتهای ساده شروع کنید و بعد به سراغ فعالیتهای مشکل و پیچیده بروید. چون همانند هدفهای کوتاه اگر انجام گیرند انگیزه و اراده درونی شما را برای انجام فعالیتهای سخت افزایش میدهند.
5. در حین انجام فعالیتهای خود تمرکز داشته باشید و نسبت به افکار منفی که میتواند ناامید و دلسردی را در شما ایجاد کند مانند اینکه: من نمیتوانم، این کار از من ساخته نیست، من خستهام، ارزشش را ندارد و غیره... آگاه باشید و با خود گویی های مثبت، خودتان را در پیمودن هدفهای کوتاهمدت یاری دهید.
6. بعد اتمام هر کاری بلافاصله سراغ کار و فعالیت دیگر نروید بلکه استراحت کوتاه داشته باشید و به خود فرصت بدهید تا تجدیدقوا کنید و برای شروعی دوباره آماده شوید.
7. پیشرفتهای خود را در نظر داشته باشید و آن را یادداشت کنید و به خود برحسب مقیاس خاصی که خودتان در نظر دارید، به خود امتیاز بدهید.
همچنین میتوانید فعالیتهای معطوف به هدف خود را قبل خواب شبانه بر روی یک برگه نوشته و به این صورت در طی روز فعالیتهای خود را به ترتیب مشخص کرده تا دچار سردرگمی نشوید و تمرکز خود را بالا ببرید و فعالیتهای خود را دقیقتر دنبال کنید.
در خاتمه باید گفت که در تمام هدفهایی که برای خود طرح میکنید در همه حال خدا را در نظر داشته باشید و به او توکل کنید که خداوند بهترین یار و یاور برای همهٔ مخلوقات است.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه