در بداهه انجمن شعر فضای مجازی اوج هنر سروده شد

«بهار و انتظار» موضوع اشعار شاعران «اوج هنر» یزد

«بهار و انتظار» موضوع اشعار شاعران «اوج هنر» یزد
انجمن شعر فضای مجازی اوج هنر بداهه خود را با موضوع «بهار و انتظار» سرودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از یزد هنر؛ انجمن شعر فضای مجازی اوج هنر بداهه خود را با موضوع بهار و انتظار سرودند که این اشعار زیبا به شرح زیر می باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  یزد هنر,

آمد بهار، فصل غزل های آشنا
بر شاخه ها نشست گل خنده های ما

در سرمه دان شاخه چه بادام ها شکفت 
واشد لب شکوفه به آواز ربنا

باشد که رستاخیز جهان باورش شود
هرکس که دید زنده شدن در بهار را

در شوره زار گر چه شکوفا نمی شود
بذری بکار، تا که چه خواهد خدای ما

باران نوید عید پر از شور عاشقی
باران نوید سال پر از رحمت خدا

سالی شکفت و غنچه ی نوبر ترانه شد
مطلع طلوع کرده و شد رسم پاگشا

با این بهار، منظره زیبا نمی شود
وقتی که خنده های تو دارند، ادعا

انگار دور عقربه ها تندتر شدست
پایان سررسید چنین سررسید وما...

در نوبهار مثل خزان زرد می شود
هر کس که نیست با سخن عشق آشنا

اسفند آخرین نفسش را کشید و رفت
حالا بیار سکه و سیب و سماق را

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سبز
وقتى که دشت کرده به این رنگ اقتدا

ماهی میان تنگ غزل چرخه می زند
آیینه زل زده ست به این رقص بی صدا

نبض دعای پنجره هامان که می زند
می ریزد اشک شوق خدا از دل هوا

سر ریز از طراوت شبنم، پراز تپش
هر شاخه ای که گل کند از دامن خدا

هر آینه نوشت دلم  مصرعی زعشق
یاد تو می کند دل من این بهار را

دارم به باغ می برم این رود تشنه را
شاید که بشکند عطشش را در آن فضا

خیری ندیده باغچه بان از هوای دی
وامانده در میان یکی بام و دو هوا

اردیبهشت کار تو بالا گرفته است
اما نکن تو دامن نوروز را رها

با این همه بهار به دردی نمی خورد
وقتی نمی برد به سر این انتظار ما 

دست نوازشی که سر ما کشیده است
لبریز کرد در دل ما عشق بی ریا

مولود فاطمه است سر آغاز این بهار
سالی نکو بود چو چنین باشد ابتدا

دنیا پیام یاس بهاری گرفته است
باید کند طواف به اطراف آن ضحی 

تا رازقی به دشت و دمن عطر جان فشاند
یاسی نمود رخ ز گلستان کبریا

تا بوسه زد بر لب نسرین و نسترن
باد بهار و ژاله به رقص اقاقیا

بانو غزل به اسم شما معتبر شدو
این قصه را به نام شما بردم انتها

مادر چقدر فصل بهاران شبیه توست
زیبا، نجیب، عاشق رقص شکوفه ها

 کن سجده ای به شکر که دادار مهربان
گردیده در بهار، عطایش نصیب ما

قطعا بهار لحظه ناب اجابت است
دستى برآر تا که بخوانیم، این دعا

پروردگار! از سر رحمت، نصیب کن
تحویل سال، قسمت این جمع، کربلا

تا او نیایدش که بهاری نمی شود
باید دعا شود گل نرگس به ربنا

آقا نیامدی و بهاری نیامدست
یخ بسته بیت بیت دل خسته ام بیا

شاعران:

افسانه نوری ،عالیه مهرابی، فاطمه نوری ، حسین جوادی پور ، سید حامد حسینی ، مصطفی ملاحسینی ، ایمان شایق ، صالح رحیمی ، ناصر دشتی ، هدایت کارگر ، آقای شهیدی فر ، فریماه کاظمیان ، مجتبی یاوری ، سید علی میری ، حسین بیدکی ، آقای جعفری ندوشن ، علی سلمانی ندوشن ، زهرا غلامزاده

انتهای پیام/خ
,

آمد بهار، فصل غزل های آشنا
بر شاخه ها نشست گل خنده های ما

,
,

در سرمه دان شاخه چه بادام ها شکفت 
واشد لب شکوفه به آواز ربنا

,
,

باشد که رستاخیز جهان باورش شود
هرکس که دید زنده شدن در بهار را

,
,

در شوره زار گر چه شکوفا نمی شود
بذری بکار، تا که چه خواهد خدای ما

,
,

باران نوید عید پر از شور عاشقی
باران نوید سال پر از رحمت خدا

,
,

سالی شکفت و غنچه ی نوبر ترانه شد
مطلع طلوع کرده و شد رسم پاگشا

,
,

با این بهار، منظره زیبا نمی شود
وقتی که خنده های تو دارند، ادعا

,
,

انگار دور عقربه ها تندتر شدست
پایان سررسید چنین سررسید وما...

,
,

در نوبهار مثل خزان زرد می شود
هر کس که نیست با سخن عشق آشنا

,
,

اسفند آخرین نفسش را کشید و رفت
حالا بیار سکه و سیب و سماق را

,
,

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سبز
وقتى که دشت کرده به این رنگ اقتدا

,
,

ماهی میان تنگ غزل چرخه می زند
آیینه زل زده ست به این رقص بی صدا

,
,

نبض دعای پنجره هامان که می زند
می ریزد اشک شوق خدا از دل هوا

,
,

سر ریز از طراوت شبنم، پراز تپش
هر شاخه ای که گل کند از دامن خدا

,
,

هر آینه نوشت دلم  مصرعی زعشق
یاد تو می کند دل من این بهار را

,
,

دارم به باغ می برم این رود تشنه را
شاید که بشکند عطشش را در آن فضا

,
,

خیری ندیده باغچه بان از هوای دی
وامانده در میان یکی بام و دو هوا

,
,

اردیبهشت کار تو بالا گرفته است
اما نکن تو دامن نوروز را رها

,
,

با این همه بهار به دردی نمی خورد
وقتی نمی برد به سر این انتظار ما 

,
,

دست نوازشی که سر ما کشیده است
لبریز کرد در دل ما عشق بی ریا

,
,

مولود فاطمه است سر آغاز این بهار
سالی نکو بود چو چنین باشد ابتدا

,
,

دنیا پیام یاس بهاری گرفته است
باید کند طواف به اطراف آن ضحی 

,
,

تا رازقی به دشت و دمن عطر جان فشاند
یاسی نمود رخ ز گلستان کبریا

,
,

تا بوسه زد بر لب نسرین و نسترن
باد بهار و ژاله به رقص اقاقیا

,
,

بانو غزل به اسم شما معتبر شدو
این قصه را به نام شما بردم انتها

,
,

مادر چقدر فصل بهاران شبیه توست
زیبا، نجیب، عاشق رقص شکوفه ها

,
,

 کن سجده ای به شکر که دادار مهربان
گردیده در بهار، عطایش نصیب ما

,
,

قطعا بهار لحظه ناب اجابت است
دستى برآر تا که بخوانیم، این دعا

,
,

پروردگار! از سر رحمت، نصیب کن
تحویل سال، قسمت این جمع، کربلا

,
,

تا او نیایدش که بهاری نمی شود
باید دعا شود گل نرگس به ربنا

,
,

آقا نیامدی و بهاری نیامدست
یخ بسته بیت بیت دل خسته ام بیا

,
,

شاعران:

,

افسانه نوری ،عالیه مهرابی، فاطمه نوری ، حسین جوادی پور ، سید حامد حسینی ، مصطفی ملاحسینی ، ایمان شایق ، صالح رحیمی ، ناصر دشتی ، هدایت کارگر ، آقای شهیدی فر ، فریماه کاظمیان ، مجتبی یاوری ، سید علی میری ، حسین بیدکی ، آقای جعفری ندوشن ، علی سلمانی ندوشن ، زهرا غلامزاده

,
انتهای پیام/خ
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه