یادداشت/هوشنگ نوبخت

جشنواره هایی برای هیچ

جشنواره هایی برای هیچ
شکی نیست که بحث ، گفتمان ونوشتار در مسایل مربوط به حوزه ی علوم انسانی و علوم اجتماعی بسیار پیچیده ، مبهم وهمیشه نسبی بوده است ، چرا که به فرا خور گذر زمان ، همه ی معادلات انسانی دستخوش تغییر می شوند .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از لالی نیوز :شکی نیست که بحث ، گفتمان ونوشتار در مسایل مربوط به حوزه ی علوم انسانی و علوم اجتماعی بسیار پیچیده ، مبهم وهمیشه نسبی بوده است ، چرا

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لالی نیوز ,

که به فرا خور گذر زمان ، همه ی معادلات انسانی دستخوش تغییر می شوند . مانیز قصد داریم با توجه به شرایط موجود و چالش های مدنظر درحوزه ی فرهنگ به مبحثی بپردازیم که یکی از دغدغه ها وگفتمان های روز

,

همه ی اقوام وبخصوص قوم لر و ایل بختیاری است وآنهم موضوع اثربخشی جشنواره ها وهمایش های مختلف وبخصوص برگزارشده درایام نوروز والبته تاثیر آن بررشد وتوسعه ی فرهنگ عمومی .

,

 

,

ممکن است که هرکس باتوجه به بینش ، سوادودیدگاه تخصصی خود به این مسئله بپردازد که من قصد دارم از نگاه جامعه شناسانه والبته از نوع تلفیقی به این موضوع بپردازم . تلفیق از آن جهت که بعنوان یک فعال

,

فرهنگی وعشایرزاده وبوم گرا به این مسئله می نگرم ، چون دغدغه ی آنرا دارم وازجهت دیگربصورت علمی به نقدوبررسی این موضوع  خواهم پرداخت .

,

 

,

بی شک در همه ی کشورها وتمدن ها ومناطق دنیا ، خرده فرهنگ ها هستند که پایه واساس فرهنگ های کلان در سطح ملی وبین المللی را تشکیل می دهند واز آنجمله میتوان به کشوروفرهنگ باستانی وغنی

,

ایران واقوام آن اشاره کرد وبخصوص به قوم لر وزیرمجموعه ی آن (بختیاری) که از قضا جز اصیل ترین اقوام ایران زمین اند .

,

 

,

نوع زندگی شاعرانه ، عشایری ، حماسی وپرازتلاطم این ایل ، برهیچکس پوشیده نیست واینکه درباب مسایل فرهنگی در چند دوره به سربرده ونوسانات زیادی را تجربه کرده است . زندگی بسیارمبتدیانه وکوهستانی

,

– زندگی عشایری ، دامداری ومهاجرگونه – زندگی روستایی وکشاورزی و اخیرا زندگی شهری وساکن که البته هرکدام به چند زیرشاخه نیز تبدیل میشوند که در مجال بحث ما نمی گنجد .

,

 

,

دراینکه ما ازلحاظ ساختاراجتماعی وفرهنگی در دوران گذر به سر می بریم ، شک نداریم واینکه شرایط این دوران می طلبد که آزمون وخطاهای بسیاری راتجربه کنیم ویکی از مسایل فرهنگی که متولد همین دوران است

,

، برپایی جشنواره هایی است که چندسالی است ، باب شده اند ومن بسیار متاثرم که چرا دراین مسیر قدم برمی دارند .

,

 

,

عنوان جشنواره را متوجه نشده ام ، چراکه در تبلیغات آنها به شاخه های مختلف ی اشاره می شود که نشان از ناهمگونی وسردرگمی برگزارکنندگان می دهد . عنوان جشنواره اگر فرهنگی است ، چرا اثربخشی

,

فرهنگی آن را حتی در کوتاه مدت نمی بینیم . اگرجشنواره ی غیرفرهنگی است چرا مدعیه حوزه ی بسیارحساس وتخصصی فرهنگ است ؟  نکته ی مهم وابتدایی این است که بانی وبرگزارکنندگان اینگونه برنامه

,

وجشنواره ها ، کیستند . ادارات فرهنگی ودولتی ؟ یا موسسات خصوصی؟ طوایف ویا اشخاص حقیقی یا حقوقی ؟ این سوال باید یکباروبرای همیشه به همه پاسخ بدهد ، بردن این سوال در چهارچوب قانون است که

,

مشخص می کند ، چه نهاد، موسسات و.اشخاصی صلاحیت وتوانایی برگزاری اینگونه برنامه ها را دارا هستند وپس از آن است که بسیاری از مشکلات والبته موانع مرتفع خواهند شد .

,

 

,

درسالهای اخیرشاهدافسارگسیختگی شدیدی درباب برگزاری اینگونه جشنواره ها بوده ایم . تیره ها وطوایف مختلف ، اشخاصی که شناسنامه ی فرهنگی مشخصی ندارند ، تشکیلات سیاسی وتبلیغاتی وبسیاری

,

موارد دیگر که هرکدام تنها با چندخط تقاضای برگزاری واخذ یک برگ مجوز صادرشده به فکروذهن ومخاطبان ، چیزهایی خورانده اند که هیچ کمک ی به رشدوتعالی فرهنگ مردم نکرده است .

,

 

,

برپایی چندسیاه چادر ، سازونوای محلی ، حضورچندشاعروخواننده و تبلیغ برای چند نفر شخص حقیقی وحقوقی ، شاکله وماهیت اصلی ومشترک نود درصد جشنواره های ده سال اخیری است که ما در ایل بختیاری و

,

مناطق مختلف خوزستان دیده ایم وبه همان اندازه سوال برای خودمان که ماحصل کار چیست ؟ وجالب اینجاست که نمی دانیم متولی امر کیست که این سوال ها را از وی بپرسیم ؟ واین است که دغدغه ی ما را

,

دوچندان می کند .

,

 

,

اگر بحث به سمت جشنواره های مناسبتی وبخصوص شوهای نوروزی برود که شکل کار فرق می کند و بحث ما به سمت تنوع ، مشغولیات و جشنواره های سرگرم کننده پیش میرود که قطعا انجام آن برای روحیات

,

عمومی مردم وشادکردن آنها در دل طبیعت ، مفیداست و نباید انتظار چندانی از بازخوردهای فرهنگی آن باشیم اما بحث وماهیت این برنامه ها فراتر از آن چیزی است که ما ، سرگرمی می نامیم .

,

 

,

آیا ما به نسبت تهاجمات موجود فرهنگی ، انقدر کار علمی وحساب شده انجام داده ایم که به سرگرمی های سطحی بیاندیشیم ؟ ایا تاریخ ، فرهنگ و نمادهای مان را به خورد نسل جدید مان داده ایم که انتظار رشد

,

وتوسعه ی فرهنگی آنان را داشته باشیم ؟ اگر آری ، کی ؟ کجا ؟ وچگونه واگر خیر ، چرا ؟

,

 

,

آیا نمی شود ادارات متولی فرهنگ پیش قدم شوند واز چهره های شاخص فرهنگی وهنری زادبوم شان بخواهند که طی فراخوانی (همانند کاری که درحال انجام آن هستید ) کلیه آثار ، مقالات ، تحلیل ها ونقطه نظرات

,

خود را در باب فصل های گوناگون فرهنگی به دبیرخانه ای تحویل داده وپس از بررسی و البته هرسال به میزبانی منطقه ای به اجرا دربیاورند که وقتی یک شهروند در آن جشنواره قرار گرفته وحضور بیابد ، حداقل به

,

شناختی نسبی از اصالت ، ماهیت ، تاریخ وآثارهنرمندان وفرهیختگان همتبارش برسد وآنرا به دیگری منتقل کند وگرنه دراین آشفته بازار عرصه ی فرهنگ که متاسفانه اندیشمندان ما به آرشیو رانده شده اند ، عده ای

,

داعیه ی کرسی فرهنگ می شوند وشاید خوشبینانه تر که بنگریم از روی تعصب شان ، بخواهند دست به انجام واجرای جشنواره هایی بزنند که سالهاست شاهد آن هستیم ، تکرارو بازگشت به شوهای نه چندان

,

فرهنگی ، اما باعناوین مختلف ویا در مناطق مختلف .

,

 

,

راهکار چیست ؟ ممانعت قانونی از برپایی برنامه ها وجشنواره هایی که نتوانند خوراک و ما یحتاج ودغدغه های فرهنگی ایل ، منطقه وجوانان را پاسخگو باشند و جایگزین کردن جشنواره هایی که بتوانند شناسنامه و

,

مجله ای باشند که هرکس بدان وارد شد با داشته ها وبینشی جدید به منزل خویش برگردد .

,

 

,

ارایه مقالات علمی در باب منطقه ،شناخت و بررسی چالش های فرهنگی ،  معرفی ظرفیت ها وپتانسیل گردشگری وتاریخی زادبوم محل اجرا ، معرفی هنرمندان جوان به مردم ، پوشش رسانه ای وتلویزیونی ، طرح

,

مسابقه واجرای برنامه های متنوع وجوان پسند ، پخش فیلم های کوتاه ومستند درباب مسایل تاریخی ، حماسی، فرهنگی و ... توزیع نشریه وکتاب وبسیاری مسایل دیگر که می تواند ما را از دیدن جشنواره های

,

غیرمفیدوتفرقه افکن کنونی باز دارد ومسیری را پیش روی همه قرار دهد که خروجی آن به رشد وتوسعه ی فرهنگ غنی مان کمک کند وبی شک آنوقت است که آنانکه دغدغه ی راستین و توان برگزاری واقعی یک برنامه

,

ی مفید را ندارند، بصورت خودکار حذف و در مسیردیگری قرار خواهند گرفت که توانایی واقعی شان در آن نهفته است .

,

 

,

به امید روزی که همه ی ما در هر شغل ومنصب و سطح سواد و مدرک وآگاهی که هستیم در راهی قدم برداریم که منتهی شود به بوی پونه و حس کردن طعم دوغ وکرفس و چشیدن مزه ی چای چاله و لمس کردن

,

صداقت چوپان گرگ دیده و تلاش کنیم برای خون دادن به جای سرخی پرچمی که حرمت دارد  وسبزبودن به حرمت سبز ماندن آن و ساده باشیم به رنگ سپید میانه ای که ما را تداعی می کند برتاراز ایستاده ایم و از دور

,

صدای کسی را می شنویم که آبروی ایل است وفردوسی موسیقی فولکلور ایران و کسی که دعوت هیچ جشنواره ای را نپذیرفت وکارخودش را کرد و به من وتو خدمت کرد و تهاجم فرهنگ غرب را واداشت که به خواننده

,

هایش بگوید ، از ترانه هایش بخوانند و رسالت من وتو این است که هر کدام قلمی بزنیم وقدمی برداریم به سوی بلندای تاریخ مان وتکیه دهیم به وارگه ی ایلی که همیشه ی خدا از آن ماست و مملکت مان به

,

داشتنش می نازد ..... همین

,

 

,

هوشنگ نوبخت / روزنامه نگار ودانشجوی ارشد جامعه شناسی

, هوشنگ نوبخت / روزنامه نگار ودانشجوی ارشد جامعه شناسی]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه