پوستر/صیـــاد دلهــــا
پدرم آماده رفتن به محل کارش بود. تازه از خانه خارج شده بود و من هم پشت سرش حرکت میکردم تا قسمتی از راهمان را که مشترک بود با هم برویم. هنوز به در حیاط نرسیده بودم که در آن سکوت صبحگاه، صدای چند گلوله مرا سراسیمه به کوچه کشاند و در آن خلوت صبحگاهی، پدرم را دیدم که مقابل در خانهمان به خون خود غلطیده است. دیگر کسی را ندیدم جز مردی که خود را در لباس رفتگر شهرداری پنهان کرده بود و با سرعت از محل حادثه دور میشد».[
به گزارش سرویس چندرسانهای شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ پوستر صیاد دل ها به مناسبت سالروز شهادت شهید صیاد شیرازی از نگاه شما میگذرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,فرزند شهید صیاد شیرازی از صبح شنبه 21 فروردین 1378 خاطرهای چنین دارد: «پدرم آماده رفتن به محل کارش بود. تازه از خانه خارج شده بود و من هم پشت سرش حرکت میکردم تا قسمتی از راهمان را که مشترک بود با هم برویم.
,هنوز به در حیاط نرسیده بودم که در آن سکوت صبحگاه، صدای چند گلوله مرا سراسیمه به کوچه کشاند و در آن خلوت صبحگاهی، پدرم را دیدم که مقابل در خانهمان به خون خود غلطیده است. دیگر کسی را ندیدم جز مردی که خود را در لباس رفتگر شهرداری پنهان کرده بود و با سرعت از محل حادثه دور میشد».
,
مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان ارتش در مورد ایشان فرمودند: «البته خودِ شهادت بزرگترین اجری بود که خدا به او داد؛ چون این طور کشته شدن، برای انسان خیلی افتخار است. بالاخره صیاد شیرازی، یک مرد پنجاه و چند ساله، ده سال دیگر، بیست سال دیگر، سی سال دیگر - که با یک چشم به هم زدن میگذرد - از دنیا میرفت و از همین دروازه عبور میکرد؛ منتها با یک ناخوشی، با یک بیماری، با یک تصادف، یا با یک سکتهی قلبی؛ از این حوادثی که دائم اتفاق میافتد.«
, , ۱۳۷۸/۱/۲۵,
,
, , سایز اصلی ]
ارسال دیدگاه