به یاد مرحوم رحمدل شاعر متعهد انقلابی
شعر را وسیله ارتقای خود قرار نداد و دکترای ادبیات را با عشقی به شعر و ادب این مرز پرگهر به جوانان جویای نام بخشید و لحظهای از آموزش و گسترش ادبیات فارسی باز نایستاد و از کلاس عروض و قافیه ایشان که بیشتر به کارگاه فعال ادبی شباهت داشت، شاعرانی تحویل جامعه شد که همواره وامدار محبت و علم بیکران ایشانند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روشن خبر، در سالگرد گرامیداشت استاد بسیجی دکتر غلامرضا رحمدل، سعی بر این شده است که تا با نگاه به بیوگرافی مرحوم رحمدل که از مفاخر نام آشنای علمی و فرهنگی کشور و تاثیرگذار در حوزه ادبیات دفاع مقدس بود، یادش گرامی داشته شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, روشن خبر,در سال ۱۳۳۰ در در خانواده ای از نظر اقتصادی ضعیف در لاهیجان بدنیا آمد. پدر و مادرش سواد خواندن و نوشتن نداشتند. قبل از دوره دبستان بمدت ۲ سال به یادگیری قران در مکتب خانه پرداخت. تحصیلات ابتدایی را در روستای محل زادگاهش گذراند. مدرسه ای که توسط یک معلم در شش پایه اداره می شد.
,خودش در مورد دوران دبستان، چنین می گوید: دبستان روستای ما با بخاری هیزومی گرم می شد و دانش آموزان موظف بودند در اولین روز هر هفته یک پشته هیزم و یک بطری نفت با خود به مدرسه بیاورند.
,مقطع متوسطه را در دبیرستان مهدویه لنگرود گذروند و سپس به سربازی رفت. قبل از دوران سربازی نیز کار می کرد و بعد از سربازی در سال ۱۳۵۳ یکسال به آموزگاری پرداخت و شبانه به تحصیل خود در دانشگاه تربیت معلم ادامه داد.
,کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تربیت معلم (سال ۱۳۵۷) گرفت، از همدوره ای های دوره کارشناسی اش ،خانم اعظم طالقانی (دختر مرحوم آیت الله طالقانی) بودند. در حین تحصیل به شغلی معلمی در روستای چوشل لاهیجان و دبیرستان های منطقه ۱۳ تهران هم می پرداخت.
,در ادامه علم آموزی کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران (در سال ۱۳۶۴) و مدرک دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی را از دانشگاه تربیت مدرس (در سال ۱۳۷۱) گرفت. در مقطع دکتری ،دکتر منوچهر اکبری و دکتر کی منش از همدوره ای هایش بود.
,در کنار تدریس همیشه به سرودن شعر و تحقیق نیز می پرداخت. در غزل زبانی ساده و صمیمی داشت و هرگز خود را به بازیهای کودکانه نیالود . برای آوردن قافیه زور نمی زد و قافیه به طور طبیعی در انتهای بیتها مینشست . زبانش با آن که زبانی نو و باطراوت بود، اما همواره در خدمت متن و پل ارتباطی با مخاطب بود . او خیلی روان اهداف خود را در شعر پیاده میکرد. دنبال واژهسازی و شعر بازی نبود و اگر حرفی داشت، بیمهابا و صریح میزد و مخاطب را با سادهترین واژهها به معناهای ژرف میکشاند. در شعرهایش به مبارزه با ریاکاری و دروغ برآمد. قلم را وسیله دفاع از آرمان شهدا میدانست، لذا هرگز خود را آلوده نان و نام نمیکرد، چرا که فروتنی عارفانه اش، غم نان را مهار نموده بود.
,دکتر رحمدل در طول دوران زندگی دارای فعالیت های اجرایی فراوانی چون رئیس آموزش و پرورش لنگرود ۱۳۶۰-۱۳۶۳ ، معاون اداری و مالی دانشگاه آزاد واحد رشت ۱۳۶۴-۱۳۶۶ ، رییس آموزش و پرورش بندر انزلی ۱۳۶۳-۱۳۶۵ ، معاون جنگ دانشگاه گیلان ۱۳۶۵-۱۳۶۶ ، رییس دانشکده ادبیات وعلوم انسانی ۱۳۷۰-۱۳۷۶ ، معاون دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه گیلان ۱۳۷۴-۱۳۷۵ ، مسئول بسیج اساتید استان گیلان را در کارنامه دارند.
,از جوایز و نشان هایش می توان به موارد ذیل اشاره کرد؛
,برنده مسابقه شعر جنگ و دریافت نامه افتخار از وزیر وقت فرهنگ وارشاد اسلامی مهر ماه ۱۳۶۰
,دریافت دیپلم افتخار ۸ سال دفاع مقدس از معاونت فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا ۱۳۶۸
,احراز مقام نخست در دومین جشنواره سراسری دانشگاهیان ایران ویژه عزت وافتخار حسینی بهمن ماه ۱۳۸۱
,احراز مقام سوم در مسابقه سراسری عباس(ع) باب الحوائج در بخش مقاله خرداد ماه۱۳۸۳
,برگزیده کتاب سال دفاع مقدس در سال ۱۳۸۶ کتاب گذاره های چاه و آه
,برگزیده مسابقه نقد کتاب سال در ۱۳۸۶ با نام نگاهی به نقد ادبی – از سوی سرای اهل قلم
,دکتر رحمدل اولین کرسی استادی دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه گیلان را در اختیار داشت و استاد تمام این دانشگاه بود . دکتر رحمدل آثار مختلفی را در حوزه ادبیات فارسی ، شعر، پژوهشهای دینی و مذهبی ، دفاع مقدس و عاشورا به چاپ رسانده بود. غلامرضا رحمدل دارای ۵ کتاب در زمینه تاریخ اسلام و ۵ کتاب در زمینه ادبیات فارسی است.
,از مجموعه اشعار دکتر رحمدل می توان به مجموعههای شعر شکفتن طوفان / نشر عروج / ۸۶، بالبال ثانیهها / انتشارات دهسرا / ۸۶، مجموعه مقالات چشیدن دریا / حرف نو / ۱۳۸۵، مجموعه شعر و مقالات گدازههای چاه و آه / دهسرا / ۱۳۸۵ و چاپ سوم عروض / انتشارات دانشگاه گیلان / ۱۳۸۵، اشاره نمود.
,,
دکتر رحمدل شعر را وسیله ارتقای خود قرار نداد و دکترای ادبیات را با عشقی به شعر و ادب این مرز پرگهر به جوانان جویای نام بخشید و لحظهای از آموزش و گسترش ادبیات فارسی باز نایستاد و از کلاس عروض و قافیه ایشان که بیشتر به کارگاه فعال ادبی شباهت داشت، شاعرانی تحویل جامعه شد که همواره وامدار محبت و علم بیکران ایشانند.
,دکتر رحمدل شرفشادهی با آن که بعد از انقلاب بیشترین فعالیت شعریاش را به شعرهای دفاع مقدس و شعرهای آئینی و انقلابی متمرکز کرد، اما هرگز از مردم و درد بیشمار آنها غافل نبود. در لابلای شعرهای دلانگیزش رنج مردم جامعه و مصائب انسان معاصر موج میزند:
,بگو شاعر بگو از درد مردم
,مشو در ازدحام واژهها گم
,ز دهقان وز خرمنکوب و گندم
,نه از افسانههای بیتلاطم
,بگو شاعر بگو از درد مردم
,ز اشک گرم و آه سرد مردم
,بخوان از معبر تصویر پائیز
,چروک چهرههای زرد مردم
,برنجستان، نمایشگاه درد است
,خزر پژواک درد گیلهمرد است
,مبین بر بام سبز و نام سبزش
,به زیر سبز پنهان فقر زرد است
,بگو از کاخ سبز رشوهخواران
,ز رنج بیصدای چایکاران
,بگو از بوتههای تشنه اشک
,که خشکیدهست در غوغای باران
,….
,به زیر سبزهها خواب است گیلان
,اسیر آب و تالاب است گیلان
,مدیرانش همه پا در هوایند
,مگر سکّوی پرتاب است گیلان؟!
,(ص۳۹ / بالبال ثانیهها)
]
ارسال دیدگاه