کاش اردکان همه دنیا بود!

کاش اردکان همه دنیا بود!
انسان آرزو می کند که به غیر از این محیط کوچک زندگیش، حیات و زندگی در هیچ کجای دنیا وجود نداشت ولی متاسفانه این تنها یک آرزوست و شاید اردکان در این جهانبه سختی مشخص شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اردکان گویا، بعضی وقت ها انسان آرزو می کند که ای کاش به غیر از این محیط کوچک زندگیش ، حیات و زندگی در هیچ کجای دنیا وجود نداشت. تا دیگر آن جاهای دیگر را نبیند و دست به مقایسه نزند و اینقدر تن و بدنش نلرزد. ولی متاسفانه این تنها یک آرزوست و شاید اردکان در این جهان پهناور اصلا در نقشه به سختی مشخص شود. قاعدتا هنگامی که ما فراوانی یک چیز را داشته باشیم، دست به مقایسه خواهیم زد. که ببینیم در کدام جایگاه و مرحله ایستاده ایم؟ ایا زندگی مان، محیط پیرامونمان در شان و ارزشمندی ما هستند یا خیر و البته سوال های متعدد دیگر که شاید همگی آنها جواب چندان سرراست و واضحی نداشته باشد و باید تنها گفت و از آنها عبور کرد چرا که هیچ نقطه روشن امیدواری برای شنیدن و تامل کردن بر این موضوعات را به سختی می توان پیدا کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اردکان گویا,

چند روز پیش به اتفاق دوستان سفری یک روزه به اصفهان داشتیم. اصفهانی که شاید از بسیاری جهات قابل مقایسه با شهر ما نباشد ولی با اینهمه می توان به عنوان یک الگو در توسعه درازمدت شهر دیده شود. در این یادداشت بر آن نیستم که مابین شهر اردکان و اصفهان مقایسه ای داشته باشم ولی به نوعی معتقدم یک اصول کلی بر همه اجتماعات بشر حاکم است که بزرگی و کوچکی آن مجموعه تاثیری بر ان اصول ندارد. شاید شهرها از نظر زمین شناسی متفاوت باشند ولی هرکدام از این مناطق ویژگی هائی دارند که اگر بر مبنای یک اصول مشخص و منطقی مورد توجه قرار گیرد،می توانند بر مبنای جغرافیای زیستی خود گام های موثری در توسعه بردارند.

,

یکی از فراگیر ترین اصول یک زندگی شهری خواه در کویر، خواه در شمال و مناطق کوهستانی اصل شادی و نشاط مردم است. یعنی باید تلاش شود که جامعه از افسردگی و خمودگی بیرون بیاید. یعنی باید به سمتی حرکت کرد تا بسترهائی ایجاد شود که جامعه دارای گریزگاهائی باشد تا بتواند آن اختلالات روانی و مشکلات اجتماعی خود را به نحوی تخلیه کند. جامعه احتیاج به فضای سبز دارد، به هوائی تمیز و قابل زیست.

,

به راستی ما چه کرده ایم؟ چرا هر روز مردم باید برای ساعاتی تفریح ۱۰۰ کیلومتر به مناطق پیرامونی بروند که گاه باعث ایجاد حادثه های غم انگیز می شود؟ چرا باید برای ایجاد یک پارکینگ در مقابل یک موسسه مالی و یک بانک چندین اصله درخت چند ده ساله بریده شود و به هیچ کس هم برنخورد؟ محوطه پارک کوهستان با اینهمه ظرفیت و واقع شدن در منطقه ای مناسب و با چشم اندازی زیبا چرا باید پس از سال ها هنوز اینگونه رها شود؟

,

اینها سوالاتی بود که در بازدید از اصفهان و سایر مناطقی که از آن بازدید داشته ام مدام ذهنم را قلقلک می دهد. همین چند روز پیش در جلسه ای خودمانی با اقای پوراحمد کارگردان تلویزیون در حضور فرماندار و معاون ایشان بودیم. خیلی ساده و بی تکلف گفت که در محل اسکان ایشان که در هتل جهانگردی است مدام آب به شکم کاج های کهن سال می بندند و این برای آنها سم است و مضاف بر آن این آب در منطقه ای چون اردکان به مثابه طلای ناب است که باید مدیریت شود و مازاد آن برای ایجاد کمربند سبز در سایر نقاط شهر مورد استفاده قرار گیرد.

,

وجدانا حیف است که در این دوران طلائی که شهر اردکان دارای منابع مالی مناسب است چند کار اساسی صورت نگیرد. کارهائی که شاید در اینده دیگر مجالی برای انجام آن نباشد و این منابع هم دائمی نخواهند بود. حیف نیست که همچنان بر مدار گذشته تنها به کارهای روزمره مشغول شویم و از دورانی که مسئولیتی داریم و فرصت خدمتی مهیا است چند کار بزرگ انجام ندهیم؟ آیا ایجاد مجموعه هائی چون تخت جمشید و یا همین میدان نقش جهان اصفهان که به ترتیب به ۲۵۰۰ سال قبل و چهارصد و اندی سال قبل بر می گردد نشان نمی دهد که ما و تفکرات بسته امان در هزاره سوم میلادی تا چه اندازه تهی و فارغ از حس بلند پروازی و آینده نگری است؟ شاید ما در جهان تنها ملتی هستیم که گذشته مان نسبت به حال و آینده مان پرفروغ تر و غنی تر است. اگر مستندی می سازیم نقطه ثقل آن میراث گذشته و جاذبه های طبیعی است که روزبروز ویران ترش می کنیم. اگر مصاحبه می کنیم ابتدا به تاریخ و گذشته پرافتخار خود رجوع می کنیم. آیا کسی نیست که بپرسد حال چه کرده اید؟ شاید کارهای زیادی کرده اید ولی آنقدر روزمره و پیش پا افتاده بوده که حتی خودتان نیز حوصله بیان آن را ندارید.

,

می دانید چرا اینقدر صنعتی شدن در اردکان شده یک پاشنه آشیل برای منتقدان منصف و غیر منصف؟ همه می دانند که صنعت یک جزء جدائی ناپذیر توسعه است و همین تحولات چند ساله اخیر شهر هم مرهون سرمایه گذاری های صنعتی در شهر است که باعث شده تغییرات محسوسی در آرایش شهر به چشم بخورد ولی سوال اینجاست اگر تدبیری حاکم بود امکان این وجود نداشت که بخشی از درآمد صنعت را برای اتمام دست کم یک پروژه پارک کوهستان هزینه می کردند؟ آیا ایجاد یک فضای مفرح و با فضای سبز متنوع در منطقه ای بیرون شهر که از قضا جذابی های بصری اش هم کم نیست، یک کار ماندگار محسوب نمی شود؟ شما حساب کنید چشم انداز زیبای محدوده پارک کوهستان با گستره مزارع پسته و هوای لطیفی که آن منطقه دارد یک فرصت شاد زیستن و دورهمی را برای شهروندان ایجاد نمی کند؟ محیطی به دور از جنجال ها و سرو صداهای محیطی در بستر طبیعت که می تواند کم کم با توسعه کمی و میفی آن امکاناتی نظیر تله کابین و باغ های مصنوعی برای موزه های مختلف پرندگان و خزندگان ایجاد کرد. ضمن تکریم و تقدیر از هرگونه اقدامی که در جهت توسعه شهر انجام می شود، سوال اساسی اینجاست که آیا نباید کمی هم از تجربیات گذشته های دور و نزدیک برای اینده امان استفاده کنیم؟ ایا شاه عباس نمی توانست برای عبور و مرور از زاینده رود ۴۵۰ سال پیش چند پل معلق درست کند و با آن امکانات محدود و معدود آن زمان پل سی سه پل را اجرا نمی کرد؟ ولی او این کار را کرد و شد شاه عباس و دیگرانی که نکردند و یا جسارت آن را نداشتند در بستر تاریخ محو شدند. یادمان باشد که خداوند زمین و آنچه را که در آن است برای رفاه و خوشی ساکنان آن آفرید پس چه بهتر که اهداف خدمت رسانی خود را در جهتی قرار دهیم که کمی روحیه مردم باز شود و به آینده امیدوار تر باشند. نسل آینده جامعه ما باید نسلی سالم و با نشاط باشد، و صد البته ما امروز وظیفه ای سنگین داریم وظیفه ای که اگر درست به انجامش نرسانیم چه بسا می تواند آینده شهرمان را به مخاطره بیاندازد.

,

و سخن آخر اینکه متاسفانه یا خوشبختانه اردکان همه دنیا نیست تا هر اقدام و عملی که در محدوده آن انجام می شود را بتوان بهترین و ایده آل ترین اقدام ممکن لحاظ کرد. این یعنی اینکه ما قضاوت می شویم، ما دیده می شویم و شهروندان ما و سایر نقاط جهان دیگر چشم و گوش بسته نیستند پس چه بهتر که نگاه مدیریتی و کاری خود را در دو بعد آینده نگری و کمک به شادی روزافزون جامعه قرار دهیم و این فرصت محدود خدمت را به روزمرگی و انجام اقدامات کوچک و خرد تلف نکنیم که فرصت ها چون حرکت ابر بهاری می گذرند و تا چشم به هم زدیم می بینیم که چند صباح خدمت خلاصه شده به برخی اموری که در محدوده شغلی امان تعریف شده که به زودی از یادها خواهد رفت ولی اگر نگاهمان نگاه کلانی باشد و با منطق و استدلال بتوانیم یک مدیریت هدفمند برای عمران و آبادی شهر ایجاد کنیم می توانیم در ذهن ها و یادهای مردم بمانیم و با شادی امروز و فردای نسل های آمده و نامده شریک و دمساز باشیم.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه