خواهر شهید سرلشکر محمدجعفر نصر اصفهانی:
افتخار می کنم که برادرم در لباس ارتش شهید شد
ما خانواده شهدای ارتش انتظار داریم مقداری ارزش بالای شهیدان ارتش را در جامعه ترویج کنند، ما چیزی از کسی نمی خواهیم اما وقتی می بینیم در گلزار شهدا حتی یک گلدان گل هم برای شهدای ارتش نمی گذارند ناراحت می شویم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اصفهان بیدار، نامگذاری ۲۹ فروردین هر سال به نام روز ارتش یکی از ابتکارات امام خمینی(ره) بود؛ آن هم در شرایطی که ارتش جمهوری اسلامی با کارشکنی های مختلف داخلی و خارجی روبه رو بود. از همین رو بر آن شدیم تا در روزی که به نام ارتش نامگذاری شده با خانواده امیر سرلشکر شهید محمدجعفر نصراصفهانی از سرداران شهید این نیرو گفتگویی داشته باشیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اصفهان بیدار،,

, * مختصری از زندگی شهید
, * مختصری از زندگی شهید,امیر سرلشکر شهید محمدجعفر نصراصفهانی فرزند تقی یکی از شهدای سرافراز ارتش است که قرارگاه پدافند هوایی منطقه مرکزی اصفهان به نام این شهید والامقام نامگذاری شده است. این امیر شهید در سال ۳۹ در اصفهان بدنیا آمد و پس از رشد تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم متوسطه در رشته ریاضی در اصفهان ادامه داد. در بهمن ماه ۵۷ همراه دوستانش در مبارزه علیه رژیم ستم شاهی شرکت می کرد و در روز پانزدهم بهمن ماه ۵۸ به خدمت سربازی اعزام و پس از طی دوره آموزشی اولیه در مرکز آموزشی بیرجند به گروه ۴۴ توپخانه اصفهان منتقل شد تا اینکه در این گروه با سرلشکر شهید صیاد شیرازی و دیگر افسرانی که با ایشان همکاری می کردند آشنا شد.
,او با شروع جنگ در سال ۵۹ داوطلبانه تقاضای اعزام به جبهه نمود و در روزهای اول حضور در منطقه عملیاتی سوسنگرد مجروح و به بیمارستان منتقل گردید تا اینکه در مهرماه سال ۶۰ با انتصاب سرهنگ صیادشیرازی به فرماندهی نزاجا، در دفتر ایشان خدمت خود را ادامه داد.
,وی به توصیه شهید صیاد شیرازی خدمت در ارتش را به عنوان شغل دائم خود انتخاب و در سال ۶۱ وارد دانشکده افسری شد. این شهید سرافراز وطن در سال ۶۷ در یک عملیات رزمی در منطقه مریوان و پنجوین عراق به شدت مجروح و به پشت جبهه منتقل گردید و در همین زمان به واسطه تک شیمیایی دشمن بعثی دچار مجروحیت شیمیایی گشت تا اینکه پس از تحمل سال ها درد و رنج ناشی از این جراحت شیمیایی سرانجام در ۱۹ آبان ماه سال ۷۵ به آرزوی خود رسید و به یاران شهیدش پیوست.
,در زمان جنگ با اینکه در مرکز توپخانه در اصفهان بود، اما رسته پیاده را برگزید و دوره مقدماتی را در لشگر ۲۸ پیاده سنندج – که در دو جبهه درگیر بود و از پر مخاطره ترین یگانها بود – انتخاب کرد و به آن یگان منتقل و به عنوان فرمانده گروهان پیاده در خط مقدم جبهه مشغول به خدمت گردید. او در طول دوران خدمت خود مسئولیت هایی نظیر بازرسی لشگر ۲۸ سنندج، فرمانده گروهان دانشجویان دانشکده افسری، قرارگاه شمال غرب نزاجا، بازرسی نزاجا، معاون و فرمانده گردان تکاور تیپ ۴۵ تکاور، فرمانده تیپ ۱ لشگر ۲۳، فرمانده تیپ ۱ لشگر ۷۷ پیاده ثامن الائمه (ع) را بر عهده داشت.
,

, حاجیه خانم ملوک نصراصفهانی خواهر بزرگتر این شهید است، پدرش پنج سال است که بر اثر سکته نیمی از تنش لمس شده و مادرش نیز بر اثر سکته سال ها پیش فوت شده است. او دو برادر و چهار خواهر داشته و همسر و دو فرزند دختر و یک فرزند پسرش اکنون ساکن تهران هستند. گفتگوی خبرنگار ما با خواهر شهید محمدجعفر نصراصفهانی خواندنی است.
,اصفهان بیدار: از ویژگی های بارز شهید محمدجعفر نصراصفهانی برایمان بگویید؟
, اصفهان بیدار: از ویژگی های بارز شهید محمدجعفر نصراصفهانی برایمان بگویید؟,
ایشان جوانی مومن، پاک، باهوش، زرنگ و انقلابی بود. خیلی خوب بود، اجتماعی بود، در چشمان هر کس که می خواست با او صحبت کند، نگاه می کرد و با دقت به سخنان مردم گوش می داد، با ادب بود و مردی شجاع، نترس، مومن و مردمی بود.
اصفهان بیدار: چه شد که شهید نصراصفهانی وارد ارتش شد؟
,
, اصفهان بیدار: چه شد که شهید نصراصفهانی وارد ارتش شد؟,
او با دیپلم وارد ارتش شد، با اینکه می توانست در ارگان های دیگر کار کند اما به دلیل بین مردم و ارتش علاقه ای دو طرفه بود، و هم به پیشنهاد شهید صیاد شیرازی خدمت در ارتش را برگزید. او علاوه بر شهید صیاد شیرازی، با سرلشکر هاشمی و سرلشکر ترکان نیز رفاقت داشت.
,اصفهان بیدار: از اینکه برادرتان شهید شده چه احساسی دارید؟
, اصفهان بیدار: از اینکه برادرتان شهید شده چه احساسی دارید؟,باعث تاسف است که در کنار ما نیست اما افتخار می کنم که اگر شهید شد در لباس ارتش شهید شد، همه ما روزی می میریم پس اگر کسی شهید شود باعث افتخار است نه اینکه از داغ او خوشحال باشم به هر حال داغش برای ما سخت بود؛ امیدوارم هیچ خواهری داغ برادر نبیند؛ اما به خاطر زحماتی که برای اسلام و انقلاب کشیده بود، حیف بود در رختخواب از دنیا برود.
,اصفهان بیدار: در حال حاضر زندگی شما و همسر شهید چگونه می گذرد؟
, اصفهان بیدار: در حال حاضر زندگی شما و همسر شهید چگونه می گذرد؟,دو دختر به نام های فاطمه و زهرا و یک پسر به نام علی ثمره ازدواج او است، همسرش با فرزندانش در تهران زندگی می کنند، اما پدر شهید اکنون در بستر بیماری است و غیر از مستمری که بنیاد شهید به پدر شهید می دهد چیزی ندیدیم.
,
چند سال پیش زمانی که مادرم زنده بود، همه سالگردهای شهیدمان را خودمان می گرفتیم، تنها شاید ۱۰ سال پیش بود که یک مراسم سالگرد برای شهید نصراصفهانی را ارتش گرفت، زمانی که مادرم فوت کرد هم یک پلاکارد آوردند اما الان چند سال است پدرم در بستر بیماری است و هیچکس به ملاقات او نیامده است.
اصفهان بیدار: آیا از وصیت نامه او بخشی را در ذهن دارید؟ اگر ممکن است خاطره ای هم از ایشان برایمان نقل کنید؟
,
, اصفهان بیدار: آیا از وصیت نامه او بخشی را در ذهن دارید؟ اگر ممکن است خاطره ای هم از ایشان برایمان نقل کنید؟,
آبان ماه بود که از ارتش آمدند و فیلم ها و عکس های ایشان را از ما به امانت گرفتند و قرار بود ده هفته ای بیاورند اما هنوز نیاورده اند، اما با این همه تنها یک بخش از وصیت نامه ایشان را در خاطر دارم که گفته بود: خدا را شاهد می گیرم و ذرات بدنم شهادت می دهد به ولایت علی و زهرا.
,در رابطه با خاطره هم باید بگویم دو ماه آخرش را بالای سر او در بیمارستان بودم و تازه او را شناختم و فهمیدم که نیمی از حقوقی را که می گرفته به زیر دستانی می بخشیده که می خواسته اند دختر شوهر بدهند یا پسر زن بدهند. وقتی از دنیا رفت هیچ ثروتی نداشت. اما با این همه بخشنده بود؛ زمانی که هنوز ازدواج نکرده بود پدرم به حج رفته بود و برایش ساعت گران قیمتی به عنوان سوغات آورد، چند وقت بعد دیدیم که دستش نیست از او سوال کردیم که ساعت چه شده؟ گفت رفتم عروسی دیدم داماد ساعت ندارد به او بخشیدم. یکبار هم لباسی زیبا که با زیبایی ظاهری او تناسب داشت خریده بود اما وقتی به یک عروسی دعوت شده بود که دامادش کت و شلوار نداشت به او بخشیده بود. این خاطرات کوچک و پیش پا افتاده اند اما در همین حد بگویم که او بسیار بزرگوار بود.
,اصفهان بیدار: آیا شما از مسئولان تقاضایی دارید؟
, اصفهان بیدار: آیا شما از مسئولان تقاضایی دارید؟,بله، ما خانواده شهدای ارتش انتظار داریم مقداری ارزش بالای شهیدان ارتش را در جامعه ترویج کنند، ما چیزی از کسی نمی خواهیم. ارتش خیلی مهم و ستونی از کشور است، لباس ارتش موجب افتخار و زیبا است اما باید پیگیر باشند ببینند پدران شهیدانشان در چه وضعیتی هستند و از آن ها دلجویی کنند. شهید ما عمرش را در جبهه و جنگ گذرانده است.
,اصفهان بیدار: و سخن آخر شما؟
, اصفهان بیدار: و سخن آخر شما؟,آرزوش خوشبختی برای کل ارتش ایران دارم؛ از فرماندهان گرفته تا سربازان اما از آن ها هم می خواهم که قدر شهدایشان را بدانند؛ فردا روز ارتش است اگر می توانستم هدیه ای به فرماندهان ارتش در روز ارتش می دادم؛ ما لباس، آرم و همه چیز ارتش را دوست داریم اما آن ها ما را کنار گذاشته اند، من روز ارتش را به خانواده های شهدا، فرماندهان و جانبازان ارتش تبریک می گویم؛ انشالله که موفق باشند و روز به روز ارتش کشورمان عزیزتر شود.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه