نگاهی به سیاستهای رسانهای حامیان دولت؛
از «هیچ»، «همه» میسازند و از همه، هیچ!
اما آن دسته از رسانههایی که ترجیح میدهند حلقوم دولت باشند و ریز و درشت خطاهای آنها را به «هیچ» بگیرند، چارهای جز «همه»ساختن از «هیچ»هایی که در جامعه وجود دارد، ندارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، یکی از خواص رسانه، ایجاد و یا تغییر ذائقههای مخاطبان میباشد؛ به این معنا که رسانه میتواند «قرائت» خود از یک کنش اجتماعی یا سیاسی را با چاشنیها و ترفندهای خاص رسانهای به مخاطبانش القا کند، بدون آنکه ژستی جانبدارانه بگیرد و یا در مذمت سایر رسانهها و قرائتها، اقدامی تلافیجویانه و خرابکارانه انجام دهد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,این خاصیت رسانه است که از «همه»، «هیچ» بسازد و از هیچ، همه. گاهی «هیچ»ها واقعا هیچ هستند و اصلا نیازی به انعکاس آنها در رسانه نیست. گاهی نیز «همه»ها بهحقیقت همه هستند و نشر آنها در رسانه نیز لازم است. اما نکته اینجاست که چرا برخی رسانهها، «همه» را «هیچ» جلوه میدهند و «هیچ» را «همه»!
,برای درک بهتر این موضوع، باید مثالی ارائه کرد. تقریبا همهی مردم ایران بر اوضاع بد اقتصادی کشور آگاهاند. مردم، کوچکشدن تدریجی سفرهها و خالیشدن ناگهانی جیبهای خود را حس میکنند. اصلا هم لازم نیست به سراغ حس ششم خود بروند؛ با همین حواسهای پنجگانه هم بهراحتی میتوانند معضلات اقتصادی کشور نظیر بیکاری، رکود، تعطیلی کارخانهها، کاهش ازدواج، افزایش جوانان تحصیلکردهی بیکار و کاهش شدید قدرت خرید خود را لمس کنند. پس در اینجا همهی هم و غم دولت و مسئولان اجرایی کشور باید متوجه رفع این مشکلات و گشودن گره کور اقتصاد و معیشت مردم باشد و به دلیل مشابه، تکلیف رسانهها نیز کاملا مشخص است. آنها باید بتوانند مطالبات بهحق مردم را به گوش مسئولان برسانند و اصطلاحا صدای ملت شوند نه صدای دولت!
,اما آن دسته از رسانههایی که ترجیح میدهند حلقوم دولت باشند و ریز و درشت خطاهای آنها را به «هیچ» بگیرند، چارهای جز «همه»ساختن از «هیچ»هایی که در جامعه وجود دارد، ندارند. یعنی چه؟ یعنی مثلا در دورانی که اقتصاد کشور در کُما به سر میبرد، آنها به یکباره یکسری از دعواهای قدیمی را نبش قبر کنند و برای مدتی، حواس مردم را از جیب و سفرههایشان پرت نمایند. دعواهایی که یک نمونهی آن ماجرای «حصر سران فتنه» است که سایتها و رسانههای اصلاحطلب گلوی خود را برای برجستهکردن آن پاره کردهاند.
,نمونههای بسیار زیادی از «هیچ»های سیاسی که در دولت یازدهم، «همهگیر» شدند و ذائقهی بخشی از مردم را عوض کردند، وجود دارد که گاهی توسط دولتمردان، گاهی توسط رسانههای حامی و گاهی نیز از سوی شخصیتهای مطرحِ همسو با دولت بیان میشوند. مثلا واکنش رسانههای دولتی به توئیت جنجالی هاشمی رفسنجانی بسیار جالب است. این رسانهها که قلم توانایی در تحلیل همهجور حرفها دارند، به راحتی و به مثابه آب خوردن، از کنار توئیت مزبور گذشتند و مخصوصا پس از هشدار مقام معظم رهبری به آن قبیل حرفهای جاهلانه و یا خائنانه، لام تا کام حرفی نزدند!
,این نوع از حرکات رسانهها درست شبیه آن بخش از فیلمهای جنگی است که یک نفر از یاران خودی، منطقهای که در دید دشمن هست را به رگبار میبندد تا با بلندشدن گرد و خاک و جلبنمودن حواس دشمن به خود، به همسنگرش کمک کند تا به سنگری دیگر تغییر مکان دهد.
,در دو سه روز اخیر نیز رفتار اصلاحطلبان و دولتیها در قبال یک «همه» که ظاهری «هیچ» داشت، بسیار جالب بود! ماجرا به اعترافات تلخ و البته صادقانهی رئیس کل بانک مرکزی ایران بر میگردد که گفت «از همهی برجام، هیچ نصیب ما نشد». بلافاصله بازوی رسانهای دولت دست به کار شد و اظهارات ولیالله سیف را به «هیچ» گرفت و انگار نه انگار که رئیس بانک مرکزی کشور حرفی زده باشد! حال آنکه «هیچِ» سیف، هیچ نبود؛ بلکه «همه»ای بود از «هیچ»های سیاست خارجی دولت و آن رسانهها همچنان در ستایش برجام و شمردن برکات آن قلم میزنند...
,اما بالاخره آن بخش از جامعه که ذائقهشان توسط این رسانهها عوض شده، در خواهند یافت که آن «همه»ها، «هیچ» هم نبودند و این موضوع، کار را برای بقای روحانی در یک دورهی 4 سالهی دیگر، بسیار دشوار خواهد کرد.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه