یادداشت/ن.رضایی
بی طرفی شبکههای اجتماعی، آری یا خیر؟!
در اپلیکیشن های موبایلی و شبکه های اجتماعی که در آنها مردم ، خود تولید کننده و انتشار دهنده محتوا هستند بی طرفی بیشتر نمود دارد زیرا در فضای مجازی پیروی از مقررات سازمانی و آیین نامه ای زیاد مطرح نیست و این آزادی هم یکی از جذابیت های آن است ولی به آن معنا نیست که در این شبکه ها بی طرفی کاملا حاکم است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پرستوها، هیچ رسانهای در دنیا بیطرف نیست و عملکرد رسانهها همواره تا حدود زیادی از خاستگاه و جایگاه و تعلقات ایدئولوژیک ، اقتصادی، مالکیت و پایبندی جغرافیایی رسانهها ، جنسیت و عوامل مختلف دیگر اثر میپذیرد. بنابراین ادعای رسانههای غربی درباره پایبندی به اصولی مثل بیطرفی ، حق مردم برای دانستن ، جریان آزاد اطلاعات و سایر شعارهای جذاب اینچنینی مابازای خارجی ندارد و تاکتیکهایی برای جذب بیشتر مخاطبان است. لذا نمیتوان ادعای رسانههای غربی مبنی بر انتشار اخبار بیطرفانه و بدون غرضورزی را قبول کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پرستوها,نکته دیگری که میتوان در مورد رسانههای غربی و بهخصوص شبکههای اجتماعی بررسی کرد این است که درصدد تحقق بیطرفی در این شبکهها تا چه میزان است و آیا اصولاً میتوان واژه بیطرفی را به عملکرد این شبکهها اطلاق کرد؟
,در شبکههای اجتماعی و اپلیکیشن های موبایلی که در آنها مردم ، خود تولیدکننده و انتشاردهنده محتوا هستند بیطرفی بیشتر نمود دارد زیرا در فضای مجازی پیروی از مقررات سازمانی و آییننامهای زیاد مطرح نیست و این آزادی هم یکی از جذابیتهای آن است ولی به آن معنا نیست که در این شبکهها بیطرفی کاملاً حاکم است.
,بههرحال مذهب، کشور، سازمان، حزب ، گروه و تعلقات سیاسی افراد، در تولید محتوای آنها اثرگذار است. از جانب دیگر باید توجه داشت که تولید محتوا در فضای مجازی و اپلیکیشن های موبایلی به شکل کامل در دست مردم نیست و گروههای سیاسی و حرفهای سازماندهی شده ، سازمانها دولتها و نهادهای مختلف که هم سابقه بیشتری در استفاده از این ابزار دارند و هم به لحاظ تکنیکی کار بلدتر هستند، در بستر طبیعی خیلی عادیتر و پوشیدهتر با استفاده از شایعهسازی ، جوک ، کلیپ تصویری دستکاریشده و مواردی از این قبیل ، دیدگاهها و نظرات خود را درزمینهٔ دینی ، مذهبی ، سرگرمی ، سیاسی و انتخاباتی به شبکههای اجتماعی تزریق و پمپاژ میکنند و کاربران عضو این شبکهها نیز بدون آگاهی از هویت و اهداف سازندگان این محتوا و با فرض صحت اطلاعات ، آن را نشر میدهند .
,نکته دیگر تعارضات آشکار موجود در برخورد با پیامهای مخاطبان در اینگونه شبکههاست آنچنانکه برخی از شبکههای اجتماعی اقدام به حذف افراد یا پیامهایی میکنند که مثلاً حاوی اندیشهها و بیانات رهبر انقلاب یا حزبالله لبنان باشد.
,نمونه اخیرش حذف نامه رهبری به جوانان غربی از توییتر و فیسبوک یا حذف فیلم محمد رسولالله صلیالله علیه و اله و سلم از یوتیوب بود!
,این تعارضات و حذف گروههای مخالف در قیاس با شبکههای خبری و سایتها کمتر اتفاق میافتد. برای اینکه آنها با سه تاکتیک “هزینه از سرمایه ” ، ” هزینه برای سرمایه ” و ” بمباران اطلاعات ” ، اهداف خود را دنبال میکنند . “هزینه برای سرمایه “یعنی اینکه ممکن است مسئلهای برایشان بهصورت مقطعی ضرر داشته باشد ولی آن را متحمل میشوند تا بعدها برایشان سرمایه – یعنی اعتماد مخاطبان- را به ارمغان بیاورد. “هزینه از سرمایه “یعنی رسانه باوجود سرمایهها و اعتمادی که به دست آورده است در برخی موارد که نادر است باوجود اهمیت و ارزش خبری یک رویداد ، جلوی انتشار آن را میگیرد یا رویدادهای کماهمیت را بزرگنمایی میکند. در تاکتیک بمباران اطلاعات ، رسانه با دادن اطلاعات انبوه در خصوص موضوعی که نمیخواهد توجه مردم به آن جلب شود، قدرت تجزیهوتحلیل و ارتباط منطقی بین انبوه خبرهها را از مخاطبان میگیرد یا بهاندازهای اطلاعات غیرکلیدی به مخاطبان میدهد که آنها احساس بینیازی کنند. بنابراین رسانههای غربی با استفاده از تاکتیک بمباران اطلاعات در برخورد با نشر مطالب سیاسی و مذهبی مغایر باسیاستهای خود ، بسیار هوشمندانه عمل میکنند. به این صورت که بهجای حذف ، انبوهی از پیام تولید میکنند تا هم به سانسور متهم نشوند و اینکه با دادن انبوهی از اطلاعات غیرکلیدی ، اعتماد مخاطبان را جلب کنند و مانع از مراجعه آنها به سایر رسانهها شوند. حذف برخی پیامهای مربوط به انقلاب اسلامی و گروههای مقاومت را باید در قالب این نوع تاکتیک تحلیل کرد.
,با توجه به اینکه مخاطب امکان تجزیهوتحلیل اطلاعات انبوه را ندارد احساس بینیازی میکند و آن را پس میزند . ازاینرو اگرچه این رسانهها در برخی مواقع همچون عملیات تروریستی در پاریس یا قتل یک نفر اروپایی ، در مقایسه با عملیات تروریستی در لبنان یا کشتار مظلومانه شیعیان در نیجریه ، برخورد دوگانه انجام میدهند اما اینطور نیست که یک خبر را اصلاً انتشار ندهند یا بهطور کامل بایکوت کنند بلکه از تاکتیکهای مختلف و پیچیده استفاده میکنند . برخی مواقع علاوه بر تاکتیکهایی که بیان شد از تاکتیک “موازیسازی ” استفاده میکنند یعنی با طرح مسائلی دیگر توجه مردم را از مسائل مهمی همچون جنایتهای رژیم صهیونیستی در فلسطین یا ماجرای نیجریه و لبنان ، به مسائل دیگری جلب میکنند که بسیار پیچیده است و باید بهصورت موردی بررسی شود.
,ن.رضایی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه