١+١٠ سمن زیست محیطی و دیگر هیچ!

١+١٠ سمن زیست محیطی و دیگر هیچ!
مشکل عمده این نهادها عدم ساختار و سازمان یافتگی تشکیلاتی و به عبارتی ناآشنایی با ساختار مطبوعه خود می باشد. هنوز به آن صورت حتی یکی از جلسات مجمع عمومی را برگزار ننموده و یا اهداف اولیه ساختاری در کارنامه کاری ندارند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از مکریان،  بر همگان روشن است امروزه سازمانهای مردم نهاد نقشی ویژه در توسعه کشورها و دولتهای مطبوعه بازی میکنند. سازمانهای مردم نهاد همانگونه که از نامش پیداست اساس و بن مایه آنها را مردم تشکیل میدهند هرچند در غالب سیستمهای دولتی جهانی دولت نیز مستقیم یا غیر توسط مردم انتخاب می شوند با این حال سازمانهای مردم نهاد یا NGOها مهمترین المان و شناسه آنها نادولتی بودن آنهاست به عبارتی بیشتر فعالیتها و تحرکات آنها فارغ و نامیل به قدرت صورت می گیرد. به نوعی عدم وابستگی مالی و سیاسی به نهادهای سیاسی و قدرت و احزاب روشن است. تحقق مشارکت مردمی در این نوع نهادها و ارگانها و در قالب سازمان های مشابه از بزرگترین و مهمترین رل و نقش هایست که میتوان بازی کرد چراکه اهم فعالیت های آنها خودبنیان است نه با میل به اهداف نهفته در کسب قدرت این مشخصه را با فارغ بودن آنها از بودجه دولتی میتوان مشاهده کرد. سازمانهای مردم نهاد رو با دو نام PEOPLE ORGANIZATION یا NON - GOVERNMENT ORGANIZATION میشناسیم سازمان ملل متحد، اصطلاحNGO را به هر گروه غیرانتفاعی داوطلبانه از شهروندان جهانی اطلاق می کند که در سطح محلی، منطقـه ای و بین المللی تشکیل شده باشد. آنها نظریات وارزیابیهای کارشناسی خود را ارایه می دهند و همچون مکانیزم هشداردهنده عمل می کنند و در اجرای توافق نامه های بین المللی، همکاری و نظارت دارند. در ایران سازمانهای غیردولتی طبق یک تعریف ساده متشکل از افرادی است که به صورت داوطلبانه و به منظور فعالیت در حوزه ای خاص  دور هم گرد آمده وبا چارچوب مشخصی که در اساس نامه آنان قید شده فعالیت می نمایند و نیز ساختار سازمانهای مردم نهاد یا غیر دولتی بنابه اساسنامه های اختیاری موجود در سایت وزارت کشور میتوان متشکل از چند عنصر زیر تلقی نمود:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان,

١- هیئت موسس

,

٢- هیئت مدیرە

,

٣- مجمع

,

٤- بازرس

,

٥- اعضا

,

٦- منابع مالی

,

نهادهای اجتماعی در ایران با توجه به سطوح کاریشان می توان در حوزه های خدمات و رفاه اجتماعی -  بشر دوستانه – توسعه،  دسته بندی کرد، که در زیر خود بە شاخه های متنوعی از پیشگیری از آسیب های اجتماعی گرفته تا محیط زیست و.. تقسیم می شوند. مشخصه بارز ساختار نهادهای مردم سالار پویایی و ارتباط مداوم و شانس برابر اعضای سطح قاعده آنان است برای تصدی مدیرت. مراحل تکامل شکل گیری سازمان های غیردولتی توسط کورتون (۱۹۹۰) در نوشته‌ای تحت عنوان “سه دوره شکل گیری فعالیت های داوطلبانه” شناسایی شده‌است.  در مرحله اول نوع خاصی از سازمان غیر دولتی شکل می‌گیرد که بر امداد رسانی و رفاه متمرکز بود و مستقیما به افراد ذینفع خدمات امدادی ارایه می‌کرد. توزیع غذا، تامین پناهگاه و ارایه خدمات بهداشتی نمونه‌هایی از خدمات این قبیل سازمان های غیر دولتی بود. در واقع سازمان غیر دولتی در این مرحله نیازهای روز افراد را تشخیص می‌دادند و به برآورده ساختن آنها می‌پرداختند. در مرحله دوم از تکامل، سازمان های غیر دولتی از لحاظ وسعت و اندازه کوچکتر شده و به مجموعه‌های مستقل و خودکفای محلی تبدیل شدند.

,

سازمان های غیر دولتی در این مرحله از تکامل، امکانات جوامع محلی را گسترش دادند تا بتوانند با ” اقدامات محلی مستقل” نیازهای آنها را برآورده سازند. کورتن مرحله سوم از تکامل و شکل گیری سازمان های غیر دولتی را ” توسعه نظام‌های پایدار ” می‌خواند. در این مرحله، سازمان های غیر دولتی می‌کوشند تغییراتی را در سیاست ها و موسسات در سطح داخلی، ملی و بین المللی به وجود آورند؛ آنها از نقش سابق خود که تامین و ارایه خدمات عملیاتی بود، فاصله گرفته و نقش کاتالیزوری به عهده گرفتند. به تدریج این سازمان از سازمان غیر دولتی امداد رسان به سازمان غیر دولتی توسعه و آبادانی تغییر ماهیت داد. این مقدمه که برگرفته از منابع و پژوهش کنشگران عرصه  نهادهای مدنی است از این باب مورد تامل است که نگارنده با علم و اعتقاد به کارکردهای مثبت حضور فعال سازمانهای غیردولتی به آسیب شناسی آنها در این مقطع زمانی کشور می پردازد.

,

با این مقدمه وارد حوزه فعالیتهای مدنی و سازمانهای مردم نهاد موجود در مهاباد علی الخصوص حوزه محیط زیست و آسیب شناسی رفتاری و ساختاری آنها میپردازیم. تا جایی که نگارنده اطلاع دارد تا کنون ١١ سازمان مردم نهاد محیط زیستی و ١٤ سازمان مردم نهاد دیگر حوزه ها به صورت رسمی و غیر رسمی فعال می باشند. حجم روبه افزایش نهادهای مردمی محیط زیستی به یکباره در عرض یکسال قابل تامل می باشد. اگر سرانه جمعیت بالای ١٨ سال را در مهاباد در نظر گرفت با توجه به اینکه مشمولین واجدان رای گیری در انتخابات حدود ١٢٠،٠٠٠ بودند  و لحاظ قرار دادن مساحت شهر مهاباد به هرکدام از این نهادها حدود یک هزار نفر و 235.5454545455 متر مساحت شامل می شود. این برآورد میتواند جنبه های مثبت و منفی خود را داشته باشد.

,

در وهله اول مشکل عمده این نهادها عدم ساختار و سازمان یافتگی تشکیلاتی و به عبارتی ناآشنایی با ساختار مطبوعه خود می باشد. هنوز به آن صورت حتی یکی از جلسات مجمع عمومی را برگزار ننموده و یا اهداف اولیه ساختاری در کارنامه کاری ندارند. بعضی از نهادها هنوز مهر یا لوگوی کاری نیز ندارند! در وهله دوم بیشتر اساسنامه های کاریشان کپی اساسنامه پیشنهادی سایت وزارتیست و هنوز آنها نتوانسته اند چند بند کاری به عنوان محصول اصلی فکری کارگروهی در ساختارشان ارائه دهند، چراکه بیشتر فعالیتهای سازمانهای مردم نهاد به سمت تغییر قوانین پیشینی و تصویب قوانین همسو با محورهای توسعه است. تکثر تعداد نهادهای محیط زیستی از طرفی نشان از تحرک اجتماعی دارد و از طرفی بنابه شمار جمعیتی نشان از گسستی و ناکارآمدی کار تیمی دارد. بیشتر آنها میانگین ١٠٠ عضو دارند عدم الحاق این اعضا به نهاد پیشینی موجود در حوزه مطبوعە (محیط زیست) عدم مقبولیت آنها را در نزد یکدیگر نشان میدهد و از طرفی دیگر ایجاد فضای رقابتی خارج از انرژی آنان میسازد هرچند سوژه های محیط زیستی بسیار متنوع میباشند. بیشتر نهادهای مردمی محیط زیستی در بین ما مفهوم فعالیتهای زیست محیطی را با فعالیتهای منفعت طلبانه و خدماتی عمومی خلت نموده اند نمونه بارز آن احداث دیوار مهربانی و شیوه اجرائی آن بوده در شهری مانند تهران یا اصفهان با آن گستره و حجم جمعیتی چند دیوار احداث شد اما در اینجا ٤ دیوار را شخصا مشاهده نمودم! حجم زیاد پروژه های پاکسازی علی رغم اینکه پیام های زیست محیط دارد فی نفسه پروژه هایی خدمات عمومی هستند.

,

در کنار اینها ویژگی مهم نهادهای مدنی نقادی بودن آنها و راهبردی بودن طرحهای آنان است، با توجه به رسانه ها و فضاهای ارتباط جمعی کمترین میزان نقادی و ارائه راهبرد برای غالب بحرانهای زیست محیطی را مشاهده میکنیم از روند رکاوری دریاچه ارومیه گرفته تا وضعیت تولید پسماند و مصرف منابع طبیعی، این خلا مهم، بیشتر فعالیتهای آنان را مقطعی و ناکارآمد میگرداند. در همین راستا بخش عمده نهادهای مدنی زیست محیطی میبایست نسبت به تقویت شناختهای زیرساختی علمی خود و توسعه دانش محیط زیستی بومی اقدام نمایند اما متاسفانه در میان این تعداد نهاد عده قلیلی از اعضا نسبت چرخه اکولوژیکی بومی خود آگاهی لازم را دارند، در مطالعه میدانی از اعضای متفاوت از نهادهای متفاوت کوچکترین اطلاعی در بیانات آنان نسبت به بافت پوشش گیاهی و حوزه زیستی بیشتر موجودات موجود در چرخه، منابع زیرزمینی و طبیعی مشاهده نشده این از طرفی ناکارآمدی نهاد مطبوعه آنان نسبت امر مهم آموزش زیست محیطی دارد و ازطرفی عدم آگاهی عضو نسبت به ورود به حوزه فعالیتی را می رساند. بخشی از آسیب موجود در کار این سمنها به عقیده کارشناسان در آن است که نهادهای دولتی متعدد  ارزشی برای فعالیتها و نتایج کاری آنها به عنوان وسیله کنشگران علمی قائل نیستند و حتی عملا کار در اینگونه سازمانهای مردم نهاد و سازمان‌ها دیگر غیردولتی را به‌صورت غیررسمی، به عاملی در جلوگیری از پیشرفت و توسعه علمی کنشگران تبدیل کرده‌اند. به عنوان مثال با نگاهی گذرا به وضعیت دانشگاه‌ها که در آنها بالاترین امتیاز و سوبسید به انتشار آثار در مجلات و کتاب‌هایی داده می‌شود که بسیار کم مطبوع خوانندگان قرار گرفته یا آن را نمی‌خوانند و تاثیر آنان بر تغییرات و تحولات اجتماعی و قدرت بسیار ناچیز است؛ هزاران صفحه کار، ترویج و فعالیت‌های پایه‌ای برای توسعه زیرساخت های علمی که از راههای مطمئن برای رسیدن به دانش بومی و شایسته سالار در سطح بالاست، کمترین ارزش تبعی را به دنبال میکشد. همه این عوامل هستند که این انجمن‌ها را تضعیف می‌کنند و این بیشتر یک فرایند طولانی مدت بوده و نه اتفاقی که در چند سال گذشته صرفا تجدید شده باشد این در حالیست که بسیاری از پــروژه های محلی، ملی و منطقه ای از پتروشیمی گرفته تا دانشگاه پیراپزشکی و کشت و صنعت و.. به دلیل نیاز شدید به سرمایه و نیروی کار، یا اساساً به مرحله اجرا درنیامـــده و یا نیمه تمام می مانند و هزینه های بسیاری را بر مردم تحمیل می کند. بخش دیگر آسیب برمی گردد به میزان وابستگی این نهادها به دولت و سازمان دولتی که اساسا آنها را در نطفه ضعیف منعقد می کند، ضعیف هم به لحاظ اقتصادی خودپایه و هم به لحاظ تئوری و دانش کاربردی آنان. 
از سویی دیگر تعداد زیاد سمن حوزه محیط زیستی در مواجه با دیگر حوزه های فعالیتی من جمله آسیب های اجتماعی، زنان، اعتیاد و.. توسعه لنگان و ناقص حوزه مشارکت اجتماعی را به دنبال خواهد داشت در حالیکه طلاق، مواد مخدر، فضای مجازی و.. از سوژه های مهم زندگی امروزه شهروندان ما هستند.

,
,

در خاتمه مجددا باید گفت سمنها و سازمانهای مردم سالار نقش بسیار مهم و شایان تاملی را در توسعه جامعه درحال توسعه ما باز می کنند لذا بیشتر و عمیقتر از قبل باید ورد مطالعه و ارزیابی قرار گیرند به عقیده نگارنده میبایست نهادهای مبدا سمنهای مردمی و فرمانداریها در قدم اول با برپایی کارگاه های ادواری آموزش کار تیمی و کار سازمانی و نیز دانش های بنیادین ساختاری سازمان های مردم نهاد را توسط کارشناسانی خارج از پیکره دولتی، بیشتر و عمیق تر نسبت به این مهم پرداخته و در قدم دوم با بازگشایی مجاریی نقادی و دریافت راهبردی بیرون از نهاد رسمی بیشتر نقش های آنان را برجسته نمایند. تسهیل و ارائه تسهیلات برای برپایی همایشات و سمینارهای علمی و پروژه های عملی این سازمان ها از قدم های مهم بعدی می باشند. امید است با دستان همیار مطمئن و با اعتمادی متقابل این قدمها هرچه زودتر در راستای اعتلای جامعه پویا، برداشته شوند.

,

, ,

 

,

خەبات (محمد صدیق) منگوری/ فعال محیط زیست

,

انتهای پیام/م

,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه