زکات بهار، لبخند است

زکات بهار، لبخند است
توشیو دوکو بنیانگذار ژاپن، در کتاب مدیریت و موفقیت می نویسد:” ما نه منابع طبیعی داریم ونه هیچ قدرت نظامی ، ما فقط یک منبع در اختیار داریم ، ظرفیت ابداع مغزهایمان، این منبع پایان ناپذیر است، باید آن را گسترش داد. تربیت کرد، مجهز ساخت. این قدرت دفاعی، خواه ناخواه در آینده نزدیک،خلاق ترین ثروت مشترک همه ی بشریت محسوب خواهد شد.”
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، روح الله صالحی در رودآور نوشت: آن چه در رویکرد به نگره توسعه پایدار بیش از هر پدیده دیگری خود نمایی می کند نیروی انسانی می باشد. این نیروی انسانی به عنوان نیروی مولد فکری نقش ایفا می نماید.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, رودآور,

دست یابی و تحقق این ثروت دفاعی تمام نشدنی، را باید نشاط اجتماعی جستجو کرد. و این نشاط از طریق فرهنگ لبخند حلال ایجاد می شود و مادامی که مهربانی را هم ردیف ساده لوحی و صداقت ضرر در پی داشته باشد نمی توان نشاط اجتماعی را ایجاد کرد.

,

هر جامعه ای که می خواهد به پویایی دست یابد می بایست ظرفیت های فرهنگ مهربانی و انسان دوستی را نهادینه کند و باید قبول کنیم که عبوس شده ایم و این همه حسادت و چشم هم چشمی ها در انسان معاصر ومتدین نباید جایی داشته باشد که اصل اول ایمان مهربانی است چراکه مهربانی عمیق ترین راه ارتباط بنده با خداوند است.

,

 عنصر نشاط و مهربانی  در دوره گذارعصر مدرنیزم، به عنوان شاه کلیدمحسوب می شود که موجبات تعادل را در بستر جامعه فراهم می سازد واز آن جایی که شکستن معیارهای موجود، نیازمند متغیرهای نشاط انگیزی است تا امنیت روانی را درموقعیت های بیرونی تضمین نماید و به عنوان نمود رفتاری تلقی گردد، موجب می شود تا آهنگ ارگانیزم روانی انسان را تنظیم نماید. آهنگی که در مباحث مهمی ،چون هستی شناسی، از آن به عنوان حلقه گمشده یاد می شود و موجبات تهذیب ومعنویت را فراهم می سازد واین در شعر مولانا تجلی می یابد:

,

تا تو تاریک و ملول تیره ای

,

دان که با دیو لعین همشیره ای

,

چنان که مرکز مدیریت ذهن، از سمت خداوند به سمت دیو بچرخد، جسم را دچار خلاء روحانی می کند که مولود ناقص الخلقه اش ، افسردگی و رخوت  است و تعادل و تناسب روح بهم می ریزدخداوند در قرآن در سوره اعراف، آیه ۳۲، صریحا” فرموده اند که :چرا لذات مشروع و مجاز را برخود حرام می کنید ؟ از این رو ، فرهنگ ایرانی اسلامی، بر اساس آموزه هایش، همواره با دیدگاه صوفی مأبانه سر ناسازگاری داشته و انبوهی از آیین  و جشن ها را برای ایجاد نشاط اجتماعی به وجود آورده اند. و یکی از مهمترین ارکان ایمان نشاط و تعادل می باشد.

,

آنچه نباید از یادمان برود این است که پویایی این نیرو در گرو بالندگی خرده فرهنگ هاباشدکه به شکل نمودرفتاری متبلور می گردد. و هر جامعه ای که در تبادل فرهنگ بیشتر به ترمیم لایه های آسیب دیده خود بپردازد شانس زنده ماندنش بیشتر است. مهندسی فرهنگ به تبدیل تفکر به دانایی می اندیشد که نیک گفته اند:« توانا بود هرکه دانا بود» و برای نیل به اهداف سند چشم انداز ایران ۱۴۰۴ می بایست دانایی را از طریق نمادهای فرهنگی انتقال داد زیرا فرهنگ یک داده مستقیم نیست و می بایست از طریق دهلیزهای قابل پذیرش انتقال یابد.ونشاط اجتماعی را درپی دارد.

,

مادامی که نشاط اجتماعی روی ندهد، خلاقیت روی خوشش را به مانشان نمی دهد. از این رو در مهندسی فرهنگی کشور و در بند ب ماده ۹۷ سند چشم انداز توسعه کشور، آمده است:{ بسط و گسترش روحیه نشاط، شادابی، امیدواری، اعتماد اجتماعی ، تعمیق ارزشهای دینی و هنجارهای اجتماعی، از اولویت کاری دولت به حساب می آید و برنامه ریزی در این زمینه ،باید در دستور کاری سازمانهای دست اندرکار باشد.}

,

فرهنگ پدیده ای مردمیست چنانچه قرار باشد فرهنگ را با سازوکار دولتی اداره شود آش همان است که بود بلکه می بایست فرهنگ دامنه اش تا خطوط تولید بست داده شود و از منابع مالی بخش تولید برای تقویت نهادهای مردمی ومدنی در امر فرهنگ بهره برداری شود تا به جای حرکت از رأس به قاعده از قاعده به رأس حرکت کنیم که اصل دموکراسی هم همین است

,

فرهنگ لبخند حلال می تواند دل وجان مان را از هرچه کدورت و حسادت نا بجا  پاک نماید وتا مادامی که مهربانی در جامعه به فرهنگ عمومی بدل نشود وضعیت ترافیک مان …معماری مان… مد وپوشش… تحمل یک دیگر همین است و خنده دار است اگر بگویم مثلا معماری مان برگرفته از فرهنگ ناب و اصیل ایرانی – اسلامی است همان معماری که جهان انگشت حیرت به دهان گرفته است

,

فصل و سال در حال درگرگون شدن است اما ما چه؟ مگر نه اینکه مولای مهربانی علی .ع. فرمودند «کُلُّ یوم لا یُعصى اللهُ تعالى فیه فهو یوم عید» باید قبول کنیم اگر مهربان نباشیم معصیت کرده ایم و یکی از نشانه های مومن را نشاط چهره می دانند پس این همه اخم و بد اخلاقی از کجا آمده است؟

,

بهار می آید و ما باید گرد و خاک های دل را به دور بریزیم و آیینه یک دیگر شویم که نشانه های ایمانمان با بده و بستان یک لبخند کامل شود درست مثل صدای ناب چشمه سار و خنکای کوهستان که بی هیچ اخمی لبخند می زنند و اگر به طبعیت بازگردیم در می یابیم که تعادل باعث زیبایی می شود کمی متعادل شدن عیب نیست.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه