نقدی بر عملکرد مسئولین شهری در حوزه زیباسازی؛

با نماد خیابان جی، چکشی بر غرور میدان لاله زده ایم!

با نماد خیابان جی، چکشی بر غرور میدان لاله زده ایم!
آراستن شهری که شهر زیبای خدا نام دارد وشهری که اصالتش به قدمت چند هزار ساله و هنر ایرانی اسلامی اش بر می گردد نمی تواند در بیست و نه روز اسفند ۹۴ اتفاق بیفتد بلکه نیاز به ایجاد یک ذهنیت نسبت به آثارو بومی سازی آن و هویت بخشی به اثر با اصالت هنرمندش است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از هنرما، تفکرات و ایده های نوی شهری، در زیبا سازی شهرها حرف اول را می زند. استفاده از نمادها و المان های فرهنگی و هویتی در استان های مختلف می تواند روح انسان را به گذشته ماهوی خود برگرداند

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هنرما,

اگر در طراحی این المان ها از نخبگان فرهنگ و هنر هر شهر استفاده شود تا بتوانند طرح ها و ایده ها را بومی سازی کند قطعا تاثیر گذاری آن دو چندان خواهد بود.

کجای کاریم؟

اصفهانی که نامش به هنرش و و بقای هنرش به هنرمندان زبردستش است.اصفهانی که سرآمد شهرهای جهان در هنرمند پروری است و هنرش اصالت ذاتی دارد. هنرمندش شناسنامه هنری دارد و زیر آثارش امضای هنری.

حال باید دید جایگاه این هنر در آثار و المان های شهری که از اسفند گذشته تاکنون در خیابان های شهر استفاده شده است کجاست؟

اما قضیه چیست؟

یک ماه منتهی به پایان سال ۹۴، طرحهایی مبنی بر زیباسازی شهری در اصفهان اجرا شد. هرچند اصل این عمل بسیار پسندیده و نیکوست اما باید به مفاهیمی که قرار است در این راستا به بیننده منتقل شود نیز توجه شود.

در آثار هنری هر شهر باید نقش و نگارهای نوستالژیک آن شهر برای هویت بخشی به آثار استفاده شود. در صورتیکه در این طرح ها این مهم مورد توجه قرار نگرفته است.

برای مانا بودن یک طرح فرهنگی و هنری استفاده از مصالح مانا مبتنی بر فرهنگ هویتی آن شهر بسیار مهم است. فرهنگ هویتی شهر ما فرهنگ اصفهان و متریال هنری آن مواد سنتی و بادوام است . خاک است. چوب است . آب است. نه کامپوزیت و فایبرگلاس و…

هنرمند اصفهانی زیر آثارش امضا می زند. و با این امضاهویت آثارش را به هویت خالقش وصل می کند. اما به راستی کدامیک از این آثار امضای هنرمند یا گروه هنری خاصی را در ذیل خود جا داده است؟

اینها همه ثابت می کند این آثار نه اینکه خروجی یک اتاق فکر بوده بلکه جمع بندی اتاق سرچ بوده که  با جستجو در بین آثار کپی شده دست چندم خارجی بتواند، با نماد خیابان جی به غرور میدان لاله با میخ و چکش بکوبد.

آراستن شهری که شهر زیبای خدا نام دارد وشهری که اصالتش به قدمت چند هزار ساله و هنر ایرانی اسلامی اش بر می گردد نمی تواند در بیست و نه روز اسفند ۹۴ اتفاق بیفتد بلکه نیاز به  ایجاد یک ذهنیت نسبت به آثارو بومی سازی آن و هویت بخشی به اثر با اصالت هنرمندش است.

مسئولین زیباسازی شهری کجای این معادله قرار می گیرند؟

آیا باید کماکان دنباله رو کپی برداری از آثار دست چندم خارجی باشیم یا آغوش خود را برای هنرمندان اصیل و ارزشی شهرمان باز کنند.با توجه به شعار سال ۹۵ که سال اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل است، آیا وقت آن نرسیده پیرو صحبت های مقام معظم رهبری ،  آغوش خود را برای جوانان ارزشی و انقلابی باز کنیم و به جای نیم نگاهمان به شهرهای دیگر، کمی به پتانسیل وجودی هنرمندان اصفهانی که آثارشان الگوی تدریس هم هست توجه کنیم؟

اگر بتوانیم این الگو، یعنی استفاده از هنر دست هنرمند اصفهانی را جایگزین صنعت فایبرگلاس غول های اقتصادی کنیم، قطعا نیازی هم به واردات نخواهیم داشت. بلکه با همان چوب و خاک و گل موجود در شهرمان، و با همان زبردستی استاد هنرمندمان میتوانیم گذشته مان را زنده کنیم و نیازی هم به بیرون نداشته باشیم. آری این معنای حقیقی اقتصاد مقاومتی است.

نگاه به پتانسیل داخلی به جای کپی برداری و واردات خارجی. یعنی فکرمان را پرورش دهیم . به جای پاک کردن صورت مساله با تم واردات به تولید داخلی روی بیاوریم.

سید رسول زهرائی

انتهای پیام/

 
,

اگر در طراحی این المان ها از نخبگان فرهنگ و هنر هر شهر استفاده شود تا بتوانند طرح ها و ایده ها را بومی سازی کند قطعا تاثیر گذاری آن دو چندان خواهد بود.

کجای کاریم؟

اصفهانی که نامش به هنرش و و بقای هنرش به هنرمندان زبردستش است.اصفهانی که سرآمد شهرهای جهان در هنرمند پروری است و هنرش اصالت ذاتی دارد. هنرمندش شناسنامه هنری دارد و زیر آثارش امضای هنری.

حال باید دید جایگاه این هنر در آثار و المان های شهری که از اسفند گذشته تاکنون در خیابان های شهر استفاده شده است کجاست؟

اما قضیه چیست؟

یک ماه منتهی به پایان سال ۹۴، طرحهایی مبنی بر زیباسازی شهری در اصفهان اجرا شد. هرچند اصل این عمل بسیار پسندیده و نیکوست اما باید به مفاهیمی که قرار است در این راستا به بیننده منتقل شود نیز توجه شود.

در آثار هنری هر شهر باید نقش و نگارهای نوستالژیک آن شهر برای هویت بخشی به آثار استفاده شود. در صورتیکه در این طرح ها این مهم مورد توجه قرار نگرفته است.

برای مانا بودن یک طرح فرهنگی و هنری استفاده از مصالح مانا مبتنی بر فرهنگ هویتی آن شهر بسیار مهم است. فرهنگ هویتی شهر ما فرهنگ اصفهان و متریال هنری آن مواد سنتی و بادوام است . خاک است. چوب است . آب است. نه کامپوزیت و فایبرگلاس و…

هنرمند اصفهانی زیر آثارش امضا می زند. و با این امضاهویت آثارش را به هویت خالقش وصل می کند. اما به راستی کدامیک از این آثار امضای هنرمند یا گروه هنری خاصی را در ذیل خود جا داده است؟

اینها همه ثابت می کند این آثار نه اینکه خروجی یک اتاق فکر بوده بلکه جمع بندی اتاق سرچ بوده که  با جستجو در بین آثار کپی شده دست چندم خارجی بتواند، با نماد خیابان جی به غرور میدان لاله با میخ و چکش بکوبد.

آراستن شهری که شهر زیبای خدا نام دارد وشهری که اصالتش به قدمت چند هزار ساله و هنر ایرانی اسلامی اش بر می گردد نمی تواند در بیست و نه روز اسفند ۹۴ اتفاق بیفتد بلکه نیاز به  ایجاد یک ذهنیت نسبت به آثارو بومی سازی آن و هویت بخشی به اثر با اصالت هنرمندش است.

مسئولین زیباسازی شهری کجای این معادله قرار می گیرند؟

آیا باید کماکان دنباله رو کپی برداری از آثار دست چندم خارجی باشیم یا آغوش خود را برای هنرمندان اصیل و ارزشی شهرمان باز کنند.با توجه به شعار سال ۹۵ که سال اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل است، آیا وقت آن نرسیده پیرو صحبت های مقام معظم رهبری ،  آغوش خود را برای جوانان ارزشی و انقلابی باز کنیم و به جای نیم نگاهمان به شهرهای دیگر، کمی به پتانسیل وجودی هنرمندان اصفهانی که آثارشان الگوی تدریس هم هست توجه کنیم؟

اگر بتوانیم این الگو، یعنی استفاده از هنر دست هنرمند اصفهانی را جایگزین صنعت فایبرگلاس غول های اقتصادی کنیم، قطعا نیازی هم به واردات نخواهیم داشت. بلکه با همان چوب و خاک و گل موجود در شهرمان، و با همان زبردستی استاد هنرمندمان میتوانیم گذشته مان را زنده کنیم و نیازی هم به بیرون نداشته باشیم. آری این معنای حقیقی اقتصاد مقاومتی است.

نگاه به پتانسیل داخلی به جای کپی برداری و واردات خارجی. یعنی فکرمان را پرورش دهیم . به جای پاک کردن صورت مساله با تم واردات به تولید داخلی روی بیاوریم.

سید رسول زهرائی

انتهای پیام/

 
,

اگر در طراحی این المان ها از نخبگان فرهنگ و هنر هر شهر استفاده شود تا بتوانند طرح ها و ایده ها را بومی سازی کند قطعا تاثیر گذاری آن دو چندان خواهد بود.

,

کجای کاریم؟

,

اصفهانی که نامش به هنرش و و بقای هنرش به هنرمندان زبردستش است.اصفهانی که سرآمد شهرهای جهان در هنرمند پروری است و هنرش اصالت ذاتی دارد. هنرمندش شناسنامه هنری دارد و زیر آثارش امضای هنری.

,

حال باید دید جایگاه این هنر در آثار و المان های شهری که از اسفند گذشته تاکنون در خیابان های شهر استفاده شده است کجاست؟

,

اما قضیه چیست؟

,

یک ماه منتهی به پایان سال ۹۴، طرحهایی مبنی بر زیباسازی شهری در اصفهان اجرا شد. هرچند اصل این عمل بسیار پسندیده و نیکوست اما باید به مفاهیمی که قرار است در این راستا به بیننده منتقل شود نیز توجه شود.

,

در آثار هنری هر شهر باید نقش و نگارهای نوستالژیک آن شهر برای هویت بخشی به آثار استفاده شود. در صورتیکه در این طرح ها این مهم مورد توجه قرار نگرفته است.

,

برای مانا بودن یک طرح فرهنگی و هنری استفاده از مصالح مانا مبتنی بر فرهنگ هویتی آن شهر بسیار مهم است. فرهنگ هویتی شهر ما فرهنگ اصفهان و متریال هنری آن مواد سنتی و بادوام است . خاک است. چوب است . آب است. نه کامپوزیت و فایبرگلاس و…

,

هنرمند اصفهانی زیر آثارش امضا می زند. و با این امضاهویت آثارش را به هویت خالقش وصل می کند. اما به راستی کدامیک از این آثار امضای هنرمند یا گروه هنری خاصی را در ذیل خود جا داده است؟

,

اینها همه ثابت می کند این آثار نه اینکه خروجی یک اتاق فکر بوده بلکه جمع بندی اتاق سرچ بوده که  با جستجو در بین آثار کپی شده دست چندم خارجی بتواند، با نماد خیابان جی به غرور میدان لاله با میخ و چکش بکوبد.

,

آراستن شهری که شهر زیبای خدا نام دارد وشهری که اصالتش به قدمت چند هزار ساله و هنر ایرانی اسلامی اش بر می گردد نمی تواند در بیست و نه روز اسفند ۹۴ اتفاق بیفتد بلکه نیاز به  ایجاد یک ذهنیت نسبت به آثارو بومی سازی آن و هویت بخشی به اثر با اصالت هنرمندش است.

,

مسئولین زیباسازی شهری کجای این معادله قرار می گیرند؟

,

آیا باید کماکان دنباله رو کپی برداری از آثار دست چندم خارجی باشیم یا آغوش خود را برای هنرمندان اصیل و ارزشی شهرمان باز کنند.با توجه به شعار سال ۹۵ که سال اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل است، آیا وقت آن نرسیده پیرو صحبت های مقام معظم رهبری ،  آغوش خود را برای جوانان ارزشی و انقلابی باز کنیم و به جای نیم نگاهمان به شهرهای دیگر، کمی به پتانسیل وجودی هنرمندان اصفهانی که آثارشان الگوی تدریس هم هست توجه کنیم؟

,

اگر بتوانیم این الگو، یعنی استفاده از هنر دست هنرمند اصفهانی را جایگزین صنعت فایبرگلاس غول های اقتصادی کنیم، قطعا نیازی هم به واردات نخواهیم داشت. بلکه با همان چوب و خاک و گل موجود در شهرمان، و با همان زبردستی استاد هنرمندمان میتوانیم گذشته مان را زنده کنیم و نیازی هم به بیرون نداشته باشیم. آری این معنای حقیقی اقتصاد مقاومتی است.

,

نگاه به پتانسیل داخلی به جای کپی برداری و واردات خارجی. یعنی فکرمان را پرورش دهیم . به جای پاک کردن صورت مساله با تم واردات به تولید داخلی روی بیاوریم.

,

سید رسول زهرائی

,

انتهای پیام/

,
 
,
 
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه