شعر یعنی تو... ؛

سروده شاعر پیشکسوت یزدی به مناسبت روز معلم

سروده شاعر پیشکسوت یزدی به مناسبت روز معلم
سید علی میری رکن آبادی از شاعران پیشکسوت یزد و عضو انجمن ادبی اوج هنر به مناسبت فرا رسیدن روز معلم شعری را با عنوان «شعر یعنی تو ...» سرود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از یزد هنر؛ سید علی میری رکن آبادی از شاعران پیشکسوت یزد و عضو انجمن ادبی اوج هنر به مناسبت فرا رسیدن روز معلم شعری را با عنوان «شعر یعنی تو ...» سرود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  یزد هنر,

ماه اردیبهشت اگر زیباست
نام تو برده از لبش پیداست
پری از چشمه سار ناب سکوت
ولی آرامشی که پر غوغاست
سایه ات چتر آسمان گیر است
زیر پلک تو شهر رویاهاست
دست باغ است و آب، در دستت
چشم تو چشمه، سینه ات دریاست
شمع ها استعاره می گیرند
از دل شعله ات که پا برجاست
عشق آمد به دانش آموزی
پیش پایت، اگر چه بر سر پاست
شعر یعنی تو را نوشتن و بس
شعر چشمت شعار استغناست
سوختن شعله ای ست از مهرت
کار اسفند پیش تو زیباست
آفرین آفرین نویسی  تو
دفتر آرای کوکانه ی ماست
چون خدا هم خودش معلم بود
می شود دید او تو را آراست
به خدا تو تمام عشق منی
غیر عشق تو عشق سر به هواست
تا کتاب مطهری داری
روز تو بهترین روز خداست
نور با نور می شود جاری
هرکه شد نور او معلم ماست

,

ماه اردیبهشت اگر زیباست
نام تو برده از لبش پیداست
پری از چشمه سار ناب سکوت
ولی آرامشی که پر غوغاست
سایه ات چتر آسمان گیر است
زیر پلک تو شهر رویاهاست
دست باغ است و آب، در دستت
چشم تو چشمه، سینه ات دریاست
شمع ها استعاره می گیرند
از دل شعله ات که پا برجاست
عشق آمد به دانش آموزی
پیش پایت، اگر چه بر سر پاست
شعر یعنی تو را نوشتن و بس
شعر چشمت شعار استغناست
سوختن شعله ای ست از مهرت
کار اسفند پیش تو زیباست
آفرین آفرین نویسی  تو
دفتر آرای کوکانه ی ماست
چون خدا هم خودش معلم بود
می شود دید او تو را آراست
به خدا تو تمام عشق منی
غیر عشق تو عشق سر به هواست
تا کتاب مطهری داری
روز تو بهترین روز خداست
نور با نور می شود جاری
هرکه شد نور او معلم ماست

,

ماه اردیبهشت اگر زیباست
نام تو برده از لبش پیداست
پری از چشمه سار ناب سکوت
ولی آرامشی که پر غوغاست
سایه ات چتر آسمان گیر است
زیر پلک تو شهر رویاهاست
دست باغ است و آب، در دستت
چشم تو چشمه، سینه ات دریاست
شمع ها استعاره می گیرند
از دل شعله ات که پا برجاست
عشق آمد به دانش آموزی
پیش پایت، اگر چه بر سر پاست
شعر یعنی تو را نوشتن و بس
شعر چشمت شعار استغناست
سوختن شعله ای ست از مهرت
کار اسفند پیش تو زیباست
آفرین آفرین نویسی  تو
دفتر آرای کوکانه ی ماست
چون خدا هم خودش معلم بود
می شود دید او تو را آراست
به خدا تو تمام عشق منی
غیر عشق تو عشق سر به هواست
تا کتاب مطهری داری
روز تو بهترین روز خداست
نور با نور می شود جاری
هرکه شد نور او معلم ماست

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/خ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه