به مناسبت سالروز وفات استاد نوگرای اقتصاد توسعهی ایران؛
اقتصاددانی که فراتر از زمان خود بود
حسین عظیمی در روزهای آغازین سیاستهای توسعه و تعدیل اقتصادی دولت سازندگی، شجاعانه با برنامهی اول توسعه مخالفت و خطر وقوع شکافهای اقتصادی عمیق را گوشزد کرد. کاری که به مذاق دولت سازندگی خوش نیامد و او را در پربارترین دوران زندگیاش به حاشیه راند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خطب شکن، ۱۸ اردیبهشت ۸۲ یکی از اساتید نوگرای اقتصاد توسعهی ایران که مدتی بود با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکرد، بدرود حیات گفت.
کسی که در روزهای آغازین سیاستهای توسعه و تعدیل اقتصادی دولت سازندگی، در نخستین سمینار بازسازی اقتصاد ایران پس از جنگ، شجاعانه با برنامهی اول توسعه مخالفت کرد و با هشدار نسبت به عواقب آزادسازی و خصوصی سازی بدون تمهیدات نهادی و ارزشی لازم، خطر وقوع شکافهای اقتصاد عمیق را گوشزد کرد.
,
,
این کار به مذاق دولت سازندگی خوش نیامد و او را در پربارترین دوران زندگیاش به حاشیه راند. او در این سالها از سازمان برنامه و بودجه بیرون رفت و ورودش به صداوسیما، که محمد هاشمی ریاست آن را بر عهده داشت، ممنوع شد.
گوشههایی از زندگی حسین عظیمی
در سال ۱۳۲۷ کودکی در خانوادهای کشاورز در آران و بیدگل به دنیا آمد که نامش را حسین گذاشتند. او در ۵ سالگی تحصیلات ابتداییاش را در آران و بیدگل آغاز کرد و ادامهی تحصیلاتش را در کاشان گذراند.
حسین دانش آموزی سخت کوش بود که مرارتهای روزهای سخت تحصیل را به جان میخرید و هر روز حدود ۴۰ کیلومتر را در راه رفت و برگشت مدرسه، با دوچرخه در راههای خاکی و نامناسب میپیمود. همین تلاش بود که باعث شد پس از گرفتن دیپلم ریاضی، در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شود و با رتبهی ممتاز فوق لیسانس خود را نیز در اقتصاد توسعه در همان دانشگاه به دست آورد.
پس از این موفقیت، حسین عظیمی راهی انگلستان شد تا به عنوان دانشجوی بورسیه در دانشگاه آکسفورد تحصیل کند. او به خاطر علاقهای که به حل مشکلات اقتصادی کشور خود داشت، برای پایان نامهی دکترای خود «رابطهی رشد اقتصادی، توزیع درآمد و فقر در علم اقتصاد با تکیه بر مسائل ایران» را به عنوان موضوع پایان نامه دکترایش برگزید.
او در سال ۱۳۴۹ اولین تدریس دانشگاهی خود را انجام داد و از ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ در موسسه برنامه ریزی ایران مشغول به کار شد. او پس از اخذ درجهی دکترا در ۱۳۵۹ راهی ایران شد و در سازمان برنامه و بودجه به فعالیت پرداخت.
عضویت در هیئت علمی و مدیریت گروه اقتصاد دوره دکترای دانشگاه آزاد اسلامی و سمت مشاوره در صنایع بزرگ کشور از جمله فعالیتهای این استاد اقتصاد بود. وی در سال ۱۳۸۱ هم زمان با ادغام موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و سازمان مدیریت به عنوان اولین رئیس عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی کشور انتخاب شد.
نگاه تمدنی به توسعه
عمر کوتاه عظیمی باعث شد نظریات عمیق اقتصادی او کمتر مورد توجه قرار گیرد، نظریاتی که بعدها پس از گذشت بیش از یک دهه، نگاههای زیادی را به خود جلب کرد و باعث بحثهای بسیاری شد. شاید بتوان عظیمی را یکی از نخستین نظریه پردازان اقتصادی دانست که با نگاهی تمدن مباحث اقتصادی را مورد توجه قرار میدهد.
وی با در نظر گرفتن این که هر تمدن دو جنبه اندیشهای و سرمایه گذاری دارد اقتصاد ایران را مورد بررسی قرار داد. دکتر عظیمی معتقد است تعریف توسعه بدون درک مفهوم تمدن امکان پذیر نیست.
او با درک وضعیت تمدن صنعتی غرب و تحقیق پیرامون تمدن اسلامی، توسعه را فرایندی معرفی میکند که تمام ابعاد زندگی را دستخوش تغییر میکند. دکتر عظیمی به خوبی جوانب مختلف صنعتی شدن را ادراک کرده است و معتقد است پذیرفتن هر اندیشهای برای توسعه سبکی از زندگی را به همراه دارد که تمامی ابعاد حیات بشر اعم از ازدواج و تولید را تحت تأثیر قرار میدهد.
عظیمی اشاره میکند که پایههای تمدن قدیم بر دو محور فرمان یا سنت است. وی معتقد است که تمدن صنعتی به جای فرمان، انسان محوری و به جای سنت، علم محوری را جایگزین میکند. تمدن صنعتی چیزی نیست جز ظرفیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بر مبنای دو محور انسان و علم و کشورهایی موفق هستند که این دو محور را وارد تمدنهای خود کنند.
عظیمی ظهور اسلام را عامل حذف فرمان بشری یا اشرافیت قریش میداند که باعث ارائه اندیشه خدامحوری است که توسط خداوند به پیامبر وحی میشود. اسلام با ارائه این اندیشه از کشور خشک عربستان تمدنی غنی ساخت اما ظرفیت تمدن اسلامی که قرار بود به ظهور برسد با انحراف خلافت پس از پیامبر کاهش پیدا کرد.
او در جایی گفته است: ما به شدت شیفته دستاوردهای تمدن صنعتی غرب هستیم و از طرف دیگر حالتی از عشق و نفرت از دستاوردهای غیرمادی غرب را داریم. ما حوصله نداشته ایم تا به مکانیسم درخت فکر کنیم بلکه تنها از درخت و میوه آن لذت برده ایم و در نتیجه چیزی بهتر از میوه درخت با پول نفت ساختیم که ریشهای ندارد.
عظیمی سوال اساسی در اقتصاد ایران مطرح میکند: آیا مبانی تمدن غرب همان مبانی تمدن اسلامی است یا بین این دو تفاوتی وجود دارد. از نظر دکتر عظیمی پاسخ به این سوال است که تکلیف ما را در مواجهه با غرب و آن چه به عنوان سیاست توسعه معرفی کرده است مشخص میکند.
مدرسه و دانشگاه به جای سد و کارخانه
در مجموع میتوان عظیمی را صاحب دو ایدهی مترقی دانست که در بین اقتصاددانان دههی ۷۰ شمسی، زمانی که ساخت و ساز و برنامههای عمرانی در مرکز توجه افتاده بود، بسیار قابل توجه بود:
ایده اول عظیمی این بود که سرمایه گذاری پایهای برای توسعه ایران را نه در سد و بانک و کارخانه ، بلکه باید در مدارس و دانشگاهها صرف کرد. آن مرحوم سه دهه پیش به درستی تشخیص داده بود که راه برون رفت اقتصاد ایران از مدارهای توسعه نیافتگی و فقر، سرمایه گذاری در نیروی انسانی و ارتقای تواناییها و مهارتهای جوانان و دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است.
دومین ایده درخشان عظیمی که این روزها طرفداران بسیاری پیدا کرده، لزوم اجرای تمهیدات ارزشی و نهادی در جامعه به عنوان پیش نیاز توسعه اقتصادی بود. عظیمی میگفت بدون پلیس و دادگاههای سالم، کارآمد، قدرتمند، محرم و مستقل و نیز بدون قوانین و مقررات منطقی، شفاف و با ضمانت اجرایی کافی، سیاستگذاریهای توسعه موفق نخواهند بود.
محمدرضا انیسی
این کار به مذاق دولت سازندگی خوش نیامد و او را در پربارترین دوران زندگیاش به حاشیه راند. او در این سالها از سازمان برنامه و بودجه بیرون رفت و ورودش به صداوسیما، که محمد هاشمی ریاست آن را بر عهده داشت، ممنوع شد.
گوشههایی از زندگی حسین عظیمی
در سال ۱۳۲۷ کودکی در خانوادهای کشاورز در آران و بیدگل به دنیا آمد که نامش را حسین گذاشتند. او در ۵ سالگی تحصیلات ابتداییاش را در آران و بیدگل آغاز کرد و ادامهی تحصیلاتش را در کاشان گذراند.
حسین دانش آموزی سخت کوش بود که مرارتهای روزهای سخت تحصیل را به جان میخرید و هر روز حدود ۴۰ کیلومتر را در راه رفت و برگشت مدرسه، با دوچرخه در راههای خاکی و نامناسب میپیمود. همین تلاش بود که باعث شد پس از گرفتن دیپلم ریاضی، در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شود و با رتبهی ممتاز فوق لیسانس خود را نیز در اقتصاد توسعه در همان دانشگاه به دست آورد.
پس از این موفقیت، حسین عظیمی راهی انگلستان شد تا به عنوان دانشجوی بورسیه در دانشگاه آکسفورد تحصیل کند. او به خاطر علاقهای که به حل مشکلات اقتصادی کشور خود داشت، برای پایان نامهی دکترای خود «رابطهی رشد اقتصادی، توزیع درآمد و فقر در علم اقتصاد با تکیه بر مسائل ایران» را به عنوان موضوع پایان نامه دکترایش برگزید.
او در سال ۱۳۴۹ اولین تدریس دانشگاهی خود را انجام داد و از ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ در موسسه برنامه ریزی ایران مشغول به کار شد. او پس از اخذ درجهی دکترا در ۱۳۵۹ راهی ایران شد و در سازمان برنامه و بودجه به فعالیت پرداخت.
عضویت در هیئت علمی و مدیریت گروه اقتصاد دوره دکترای دانشگاه آزاد اسلامی و سمت مشاوره در صنایع بزرگ کشور از جمله فعالیتهای این استاد اقتصاد بود. وی در سال ۱۳۸۱ هم زمان با ادغام موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و سازمان مدیریت به عنوان اولین رئیس عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی کشور انتخاب شد.
نگاه تمدنی به توسعه
عمر کوتاه عظیمی باعث شد نظریات عمیق اقتصادی او کمتر مورد توجه قرار گیرد، نظریاتی که بعدها پس از گذشت بیش از یک دهه، نگاههای زیادی را به خود جلب کرد و باعث بحثهای بسیاری شد. شاید بتوان عظیمی را یکی از نخستین نظریه پردازان اقتصادی دانست که با نگاهی تمدن مباحث اقتصادی را مورد توجه قرار میدهد.
وی با در نظر گرفتن این که هر تمدن دو جنبه اندیشهای و سرمایه گذاری دارد اقتصاد ایران را مورد بررسی قرار داد. دکتر عظیمی معتقد است تعریف توسعه بدون درک مفهوم تمدن امکان پذیر نیست.
او با درک وضعیت تمدن صنعتی غرب و تحقیق پیرامون تمدن اسلامی، توسعه را فرایندی معرفی میکند که تمام ابعاد زندگی را دستخوش تغییر میکند. دکتر عظیمی به خوبی جوانب مختلف صنعتی شدن را ادراک کرده است و معتقد است پذیرفتن هر اندیشهای برای توسعه سبکی از زندگی را به همراه دارد که تمامی ابعاد حیات بشر اعم از ازدواج و تولید را تحت تأثیر قرار میدهد.
عظیمی اشاره میکند که پایههای تمدن قدیم بر دو محور فرمان یا سنت است. وی معتقد است که تمدن صنعتی به جای فرمان، انسان محوری و به جای سنت، علم محوری را جایگزین میکند. تمدن صنعتی چیزی نیست جز ظرفیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بر مبنای دو محور انسان و علم و کشورهایی موفق هستند که این دو محور را وارد تمدنهای خود کنند.
عظیمی ظهور اسلام را عامل حذف فرمان بشری یا اشرافیت قریش میداند که باعث ارائه اندیشه خدامحوری است که توسط خداوند به پیامبر وحی میشود. اسلام با ارائه این اندیشه از کشور خشک عربستان تمدنی غنی ساخت اما ظرفیت تمدن اسلامی که قرار بود به ظهور برسد با انحراف خلافت پس از پیامبر کاهش پیدا کرد.
او در جایی گفته است: ما به شدت شیفته دستاوردهای تمدن صنعتی غرب هستیم و از طرف دیگر حالتی از عشق و نفرت از دستاوردهای غیرمادی غرب را داریم. ما حوصله نداشته ایم تا به مکانیسم درخت فکر کنیم بلکه تنها از درخت و میوه آن لذت برده ایم و در نتیجه چیزی بهتر از میوه درخت با پول نفت ساختیم که ریشهای ندارد.
عظیمی سوال اساسی در اقتصاد ایران مطرح میکند: آیا مبانی تمدن غرب همان مبانی تمدن اسلامی است یا بین این دو تفاوتی وجود دارد. از نظر دکتر عظیمی پاسخ به این سوال است که تکلیف ما را در مواجهه با غرب و آن چه به عنوان سیاست توسعه معرفی کرده است مشخص میکند.
مدرسه و دانشگاه به جای سد و کارخانه
در مجموع میتوان عظیمی را صاحب دو ایدهی مترقی دانست که در بین اقتصاددانان دههی ۷۰ شمسی، زمانی که ساخت و ساز و برنامههای عمرانی در مرکز توجه افتاده بود، بسیار قابل توجه بود:
ایده اول عظیمی این بود که سرمایه گذاری پایهای برای توسعه ایران را نه در سد و بانک و کارخانه ، بلکه باید در مدارس و دانشگاهها صرف کرد. آن مرحوم سه دهه پیش به درستی تشخیص داده بود که راه برون رفت اقتصاد ایران از مدارهای توسعه نیافتگی و فقر، سرمایه گذاری در نیروی انسانی و ارتقای تواناییها و مهارتهای جوانان و دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است.
دومین ایده درخشان عظیمی که این روزها طرفداران بسیاری پیدا کرده، لزوم اجرای تمهیدات ارزشی و نهادی در جامعه به عنوان پیش نیاز توسعه اقتصادی بود. عظیمی میگفت بدون پلیس و دادگاههای سالم، کارآمد، قدرتمند، محرم و مستقل و نیز بدون قوانین و مقررات منطقی، شفاف و با ضمانت اجرایی کافی، سیاستگذاریهای توسعه موفق نخواهند بود.
محمدرضا انیسی
این کار به مذاق دولت سازندگی خوش نیامد و او را در پربارترین دوران زندگیاش به حاشیه راند. او در این سالها از سازمان برنامه و بودجه بیرون رفت و ورودش به صداوسیما، که محمد هاشمی ریاست آن را بر عهده داشت، ممنوع شد.
, ,
,
, گوشههایی از زندگی حسین عظیمی
, گوشههایی از زندگی حسین عظیمی,در سال ۱۳۲۷ کودکی در خانوادهای کشاورز در آران و بیدگل به دنیا آمد که نامش را حسین گذاشتند. او در ۵ سالگی تحصیلات ابتداییاش را در آران و بیدگل آغاز کرد و ادامهی تحصیلاتش را در کاشان گذراند.
,حسین دانش آموزی سخت کوش بود که مرارتهای روزهای سخت تحصیل را به جان میخرید و هر روز حدود ۴۰ کیلومتر را در راه رفت و برگشت مدرسه، با دوچرخه در راههای خاکی و نامناسب میپیمود. همین تلاش بود که باعث شد پس از گرفتن دیپلم ریاضی، در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شود و با رتبهی ممتاز فوق لیسانس خود را نیز در اقتصاد توسعه در همان دانشگاه به دست آورد.
,پس از این موفقیت، حسین عظیمی راهی انگلستان شد تا به عنوان دانشجوی بورسیه در دانشگاه آکسفورد تحصیل کند. او به خاطر علاقهای که به حل مشکلات اقتصادی کشور خود داشت، برای پایان نامهی دکترای خود «رابطهی رشد اقتصادی، توزیع درآمد و فقر در علم اقتصاد با تکیه بر مسائل ایران» را به عنوان موضوع پایان نامه دکترایش برگزید.
,او در سال ۱۳۴۹ اولین تدریس دانشگاهی خود را انجام داد و از ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ در موسسه برنامه ریزی ایران مشغول به کار شد. او پس از اخذ درجهی دکترا در ۱۳۵۹ راهی ایران شد و در سازمان برنامه و بودجه به فعالیت پرداخت.
,عضویت در هیئت علمی و مدیریت گروه اقتصاد دوره دکترای دانشگاه آزاد اسلامی و سمت مشاوره در صنایع بزرگ کشور از جمله فعالیتهای این استاد اقتصاد بود. وی در سال ۱۳۸۱ هم زمان با ادغام موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و سازمان مدیریت به عنوان اولین رئیس عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی کشور انتخاب شد.
, ,
,
, نگاه تمدنی به توسعه
, نگاه تمدنی به توسعه,عمر کوتاه عظیمی باعث شد نظریات عمیق اقتصادی او کمتر مورد توجه قرار گیرد، نظریاتی که بعدها پس از گذشت بیش از یک دهه، نگاههای زیادی را به خود جلب کرد و باعث بحثهای بسیاری شد. شاید بتوان عظیمی را یکی از نخستین نظریه پردازان اقتصادی دانست که با نگاهی تمدن مباحث اقتصادی را مورد توجه قرار میدهد.
,وی با در نظر گرفتن این که هر تمدن دو جنبه اندیشهای و سرمایه گذاری دارد اقتصاد ایران را مورد بررسی قرار داد. دکتر عظیمی معتقد است تعریف توسعه بدون درک مفهوم تمدن امکان پذیر نیست.
,او با درک وضعیت تمدن صنعتی غرب و تحقیق پیرامون تمدن اسلامی، توسعه را فرایندی معرفی میکند که تمام ابعاد زندگی را دستخوش تغییر میکند. دکتر عظیمی به خوبی جوانب مختلف صنعتی شدن را ادراک کرده است و معتقد است پذیرفتن هر اندیشهای برای توسعه سبکی از زندگی را به همراه دارد که تمامی ابعاد حیات بشر اعم از ازدواج و تولید را تحت تأثیر قرار میدهد.
,عظیمی اشاره میکند که پایههای تمدن قدیم بر دو محور فرمان یا سنت است. وی معتقد است که تمدن صنعتی به جای فرمان، انسان محوری و به جای سنت، علم محوری را جایگزین میکند. تمدن صنعتی چیزی نیست جز ظرفیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بر مبنای دو محور انسان و علم و کشورهایی موفق هستند که این دو محور را وارد تمدنهای خود کنند.
,عظیمی ظهور اسلام را عامل حذف فرمان بشری یا اشرافیت قریش میداند که باعث ارائه اندیشه خدامحوری است که توسط خداوند به پیامبر وحی میشود. اسلام با ارائه این اندیشه از کشور خشک عربستان تمدنی غنی ساخت اما ظرفیت تمدن اسلامی که قرار بود به ظهور برسد با انحراف خلافت پس از پیامبر کاهش پیدا کرد.
,او در جایی گفته است: ما به شدت شیفته دستاوردهای تمدن صنعتی غرب هستیم و از طرف دیگر حالتی از عشق و نفرت از دستاوردهای غیرمادی غرب را داریم. ما حوصله نداشته ایم تا به مکانیسم درخت فکر کنیم بلکه تنها از درخت و میوه آن لذت برده ایم و در نتیجه چیزی بهتر از میوه درخت با پول نفت ساختیم که ریشهای ندارد.
,عظیمی سوال اساسی در اقتصاد ایران مطرح میکند: آیا مبانی تمدن غرب همان مبانی تمدن اسلامی است یا بین این دو تفاوتی وجود دارد. از نظر دکتر عظیمی پاسخ به این سوال است که تکلیف ما را در مواجهه با غرب و آن چه به عنوان سیاست توسعه معرفی کرده است مشخص میکند.
, ,
,
,
مدرسه و دانشگاه به جای سد و کارخانه
در مجموع میتوان عظیمی را صاحب دو ایدهی مترقی دانست که در بین اقتصاددانان دههی ۷۰ شمسی، زمانی که ساخت و ساز و برنامههای عمرانی در مرکز توجه افتاده بود، بسیار قابل توجه بود:
,
ایده اول عظیمی این بود که سرمایه گذاری پایهای برای توسعه ایران را نه در سد و بانک و کارخانه ، بلکه باید در مدارس و دانشگاهها صرف کرد. آن مرحوم سه دهه پیش به درستی تشخیص داده بود که راه برون رفت اقتصاد ایران از مدارهای توسعه نیافتگی و فقر، سرمایه گذاری در نیروی انسانی و ارتقای تواناییها و مهارتهای جوانان و دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است.
,دومین ایده درخشان عظیمی که این روزها طرفداران بسیاری پیدا کرده، لزوم اجرای تمهیدات ارزشی و نهادی در جامعه به عنوان پیش نیاز توسعه اقتصادی بود. عظیمی میگفت بدون پلیس و دادگاههای سالم، کارآمد، قدرتمند، محرم و مستقل و نیز بدون قوانین و مقررات منطقی، شفاف و با ضمانت اجرایی کافی، سیاستگذاریهای توسعه موفق نخواهند بود.
,محمدرضا انیسی
,
ارسال دیدگاه