آثار نویسنده بوشهری در شیراز نقد شد
نشست نقد و بررسی مجموعه داستانهای «هیچ» و «نهنگ تاریک» اثر سعید بردستانی از هنرمندان نویسنده استان بوشهر در دانشگاه شیراز برگزار شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سیرنگ نشست نقد و بررسی آثار نویسنده هم استانی به همت انجمن «دوستداران زبان و ادبیات فارسی شیراز» وابسته به مؤسسۀ فرهنگی هنری «اساطیر پارس» با همکاری انجمن علمی بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز در سالن سعدیِ بخش ادبیات فارسی این دانشگاه برگزار شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,در این نشست که دویست و دومین نشست نقد کتاب این انجمن بود مجموعه داستانهای «هیچ» و «نهنگ تاریک» سعید بردستانی از استان بوشهر نقد شدند.
,این نشست با ارائه مقدمهای درباره زندگی و آثار سعید بردستانی از سوی دکتر فرشید سادات شریفی و خوانش داستان «تنبیه هیرو» از مجموعه «نهنگ تاریک» توسط این هنرمند هم استانی آغاز شد.
,کیوان اصلاحپذیر اولین منتقد نشست با بیان اینکه که کتاب «نهنگ تاریک» پروژۀ تخریب برخی از اصول داستان نویسی مدرن است گفت: «نهنگ تاریک» حمله پسامدرنیسم با برنامه و استراتژی معین است و آنچه از این هجوم باقی میماند خرابۀ آن دسته از داستانهایی ست که با افشای شگردهایشان به متنهای ویرانه تبدیل شدهاند.
,وی افزود: در این حمله، نویسنده متن را از داستان جدا میکند و به خواننده دائماً یادآوری میکند آنچه میخوانید داستان نیست، متنی ست ساختۀ زبان نویسنده، در برخی از داستانها زبان با غلظت بسیار بالایی انتقال لذت را به خود اختصاص داده و به این ترتیب زبان نه به عنوان انتقال دهندۀ داستان بلکه برعکس داستان به عنوان انتقال دهندهی زبان و لذات زبانی خود را مطرح میکند و بردستانی داستان «تنبیه هیرو» را به عنوان نمونهای مثالی و موفق ضد مدرن و ضد داستان بودن مجموعه «نهنگ تاریک» خوانش کرد.
,در ادامه این نشست حسین اسدی جوزانی مؤلف کتاب «ابو تراب کاتب و براندازی زمان» با بیان اینکه مجموعه داستان «نهنگ تاریک» که از ده داستان تشکیل شده روایتگر درونمایۀ پایان به اشکال متفاوت است، پایانی بهعنوان یک وضعیت ایجاد شده یا همیشگی، گفت به عنوان مثال در داستان «پایانِ وضعیت»، به نوعی با بحث ویرانی وجود در همۀ ابعاد آن مواجهیم، چنانکه در ایستاده میمیریم هم این پایان زندگی راوی است که در لباس مرگ وضعیتی را ایجاد میکند. چهرۀ مرگ را به عنوان وضعیتی ایجاد شده در ماهی مقدس موسی هم میتوان به روشنی دید. چهرۀ دیگر پایان را باید در استحالۀ شخصیتها پیگیری کرد.
,

, ,
مؤلف کتاب «ابو تراب کاتب و براندازی زمان» خاطرنشان کرد: به عنوان مثال در داستان آن بالایی، راوی داستان گویا در ادامۀ رخدادها به گاو مستحیل میشود و راوی دویدن به پرندهای در شمایل عقاب. در داستان نقیضهگون «تنبیه هیرو» نیز با روایتی دیگرگون از چهرۀ قهرمان مواجهیم که به تصورات مخاطب دربارۀ شخصیت تاریخی سمت و سویی دیگر میبخشد، هرچند قصد داستان از این نقیضه پردازی تمسخر شخصیتی تاریخی با شکل و شمایل ریزعلی خواجوی نیست، بلکه این نفس قهرمان خواهی است که به تمسخر گرفته میشود.
,وی افزود: در داستان «بیخوابها» راوی پرحرف داستان نیز از وضعیتی پریشان و بیمارگون رنج میبرد و در نهایت داستان با تثبیت بیخوابی به عنوان وضعیتی مداوم و همیشگی تمام میشود. در «داستان آپارتمانی» از طرفی عدم توانمندی در خلق اثر ادبی درخور که میتواند نمایانگر پایانی بر خلاقیت و زایش سترونی همهگیر در فضای ادبی باشد، با اصطلاح داستان آپارتمانی یا سالادی، همین درونمایه را روایت میکند. در داستان «فرشتۀ دستشویی» هم پایان بهصورت تغییر شرایط شخصیت داستانی رخ مینماید، به عبارتی فرشتهای که از انزوای ملکوتی خود بیرون میآید، اما در داستان برکت باید پایان شخصیتها را به عنوان یک امر انسانی مدنظر قرار داد. هرچند در این داستان مشخص نمیشود در چه رابطه یا معاملهای با شهردار، از نان دزدی سخن به میان میآید، اما هرچه هست این رابطه باعث فرو رفتن شخصیت انسانی افراد شده، مردی که هوو برای زنش آورده و مردی که به خاطر باران و چتر از کشتن دم میزند، «اصلاً میزنم میکشمش که دیگه نیازی به چتر نداشته باشد.» (نهنگ تاریک ص 48) درونمایۀ اغلب این داستانها در فضایی غیرواقعی روایت شدهاند، به عبارتی میتوان گفت بهجز داستان «برکت» بقیۀ داستانها حال و هوایی غیرواقعی دارند. آنچه در این داستانها اهمیت دارد برخورد طبیعی شخصیتها با امر غیرواقعی است. همین مسئله سبب میشود فضای غیرواقعی گسترش یافته در داستانها باورپذیر شود.
,اسدی جوزانی یادآور شد: البته باید توجه داشت که در داستان «بیخوابها» این فضا بدون هیچ تمهید روایی به فضایی غیرواقعی ختم میشود، مگر اینکه اغراق روایی ابتدای داستان را نشانهای بر غیرواقعی بودن کل ادعای راوی بهحساب بیاوریم که البته در این صورت طنز نهفته در این اغراق روایی هم از بین میرود.
,وی ادامه داد: ویژگی روایی داستانهای این مجموعه بر مبنای طنز کلامی است، به عبارتی نویسنده با استفاده از کلام و طرز بهکارگیری کلمات سعی در ایجاد فضایی طنزآمیز میکند و در این مورد میتوان به نحوِ طنز داستانها اشاره کرد، به عبارتی طنز به کار رفته در این مجموعه از نظر نحوِ زبان یکسان است و این مسئله بیانگر این موضوع است که راوی حقیقی این داستانها خود نویسنده است و در حقیقت نویسنده نتوانسته و یا نخواسته راویهای متعیّن و مشخصی را خلق کند.
,

, اسدی جوزانی با نقد مجموعه «هیچ» و داستان اول این مجموعه به نام «دخیل بر دستار شروه» گفت: این داستان، بهترین داستان مجموعه «هیچ» است که موفق شده پیشنهاد جدیدی در روایت ارائه دهد.
,سخنان و تأکید سادات شریفی مبنی بر جایگزینی طنز به جای نوستالژیِ آشنای جنوب در آثار بردستانی و دکتر طاهرۀ جوشکی بر ضرورت فریب نخوردن خواننده از نثر و طنز لذتبخش پایان بخش این نشست نقد و بررسی بود./ انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه