شورای نگهبان زیر بار بدعتهای غیر قانونی نخواهد رفت؛
بازی اصلاحطلبانه با مینو خالقی!
مینو خالقی دانسته یا ندانسته متوسل اصلاح طلبان شده و تقابل با شورای نگهبان را پذیرفته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، پیشتر بُرشی از فیلم مناظرهی حمید رسایی و صادق زیباکلام در دانشگاه تربیت مدرس تهران پخش شد که طی آن یک دانشجو سؤالی پیرامون ماجرای حمله به سفارت عربستان مطرح کرد و از رسایی خواست تا پاسخش را بدهد. او نیز زیر چشمی به کاغذی که در دست داشت نگاه میانداخت و جملاتی را از روی آن میخواند که موجب تمسخر دانشجویان منتقد رسایی شده بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,رسایی اینگونه پاسخ داد: «درست است که حمله به سفارت عربستان کار غیرقانونی بوده و تعرض به آن کشور محسوب میشود، ولی کنترل هیجانات و احساسات مردم هم کار سختی است.» (خندهی حضار)
,او ادامه داد: «به خاطر آنکه جنایات آل سعود در اعدام شیخ نمر آنقدر بزرگ بود که عواطف دینی مردم را جریحهدار کرد و احساسات مردم غیرقابل کنترل شده بود. ما باید پاسخ عربستان را در جای خود بدهیم. ما باید به مخالفان حکومت آنها کمک کنیم تا آل سعود مجدداً دچار این گستاخیها نشود.»
,دانشجویان منتقد که از قضا گرایش اصلاحطلبانه داشته و اعتراض خود را با خنده و استهزاء رسایی نشان میدادند، به ناگاه با یک جملهی حمید رسایی، بازی را به کلی واگذار کرده و به قول رسایی، یخ زدند! رسایی بعد از بیان عبارات فوق گفت: «اینها مواضع آقای علی مطهری بوده نه من!»
,حال آنکه دانشجویان در طی این دو سه دقیقه، نه به افکار حمید رسایی بلکه به مواضع همطیفی خود یعنی علی مطهری، لبخند عاقل اندر سفیهانه نثار میکردند.
,این داستان، مقدمهی بحثی است که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
,مینو خالقی چه بخواهد و چه نخواهد، نمیتواند از پیلهای که به دست خودش تنیده، رها شود. او پس از اعلام رد صلاحیتش توسط شورای نگهبان، طبق قانون حق اعتراض داشته و چنین نیز کرد، اما وقتی در پیلهی اصلاحطلبی قرار گرفت و برای احقاق حقوقش به عارف و مطهری و امثالهم متوسل شد، دیگر نمیتواند بازی را نیمهکاره رها کند. چرا که مینو خالقی، مادامی برای آنها ارزشمند است که بتواند به عاملی در تقابل با «نظارت استصوابی» شورای نگهبان قرار بگیرد و شاید اگر تصاویرش هم منتشر شود کمکی کند به تحلیلهای اصلاحطلبانهای که دنبال «ندا آقا سلطان»های عرصهی سیاستاند!
,مثلا پس از برگزاری انتخابات مجلس نهم، مسعود پیرمرایان، نامزد انتخابات از حوزهی سمیرم، پس از کسب بالاترین رأی در این حوزهی انتخابیه، توسط شورای نگهبان رد صلاحیت و حذف گردید و امروز مینو خالقی نیز دقیقا به سرنوشت او دچار شده است. اما چون پیرمرایان رنگ و لعاب اصلاحطلبی نداشته و برای احقاق حقوقش به دامان چهرهها و رسانههای اصلاحطلب چنگ نزده، نه اسمی از او آمد و نه علی مطهری و همجناحیهایش به «دفاع از حقوق یک نمایندهی مجلس» پرداختند.
,مثالها در این زمینه بسیار است؛ ماجرای عدم احراز صلاحیت سید حسن خمینی در انتخابات خبرگان و تبلیغاتهای رسانهای پس از آن را نیز میتوان با همین عینک مشاهده کرد. فردی چون هاشمی رفسنجانی از عدم احراز صلاحیت این طلبهی جوان که به دلیل نسبتش با امام(ره) اسم و رسمی پیدا کرد، تا میتوانست بهرههای تبلیغاتی لازم را گرفت و حتی حاضر شد برای دلخوشی سید حسن، آب نبات علامه بودن را در دهانش بگذارد، غافل از آنکه این آبنبات به زودی آب خواهد شد.
,مینو خالقی دانسته یا ندانسته شراکت در بازی تقابل با شورای نگهبان را پذیرفته است و دیر یا زود سرنوشت سید حسن مصطفوی را پیدا خواهد کرد؛ چرا که شورای نگهبان زیر بار بدعتها، جوسازیها و مظلومنماییهای غیر قانونی نخواهد رفت.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه